واکنش متفاوت اعتماد به حرفهای رییس پلیس تهران
اظهارات اخیر رئیس پلیس اماکن تهران درباره تجمع جوانان در خیابانهای سنایی و ایرانشهر و این جمله که برخی از آنها گفتهاند «خودمان هم نمیدانیم چرا اینجا را بالا و پایین میکنیم»، با واکنشهای مختلفی همراه شده است.
برترینها: اظهارات اخیر رئیس پلیس اماکن تهران درباره تجمع جوانان در خیابانهای سنایی و ایرانشهر و این جمله که برخی از آنها گفتهاند «خودمان هم نمیدانیم چرا اینجا را بالا و پایین میکنیم»، با واکنشهای مختلفی همراه شده است. روزنامه اعتماد در یادداشتی با عنوان «دور دورهای حال خوب کن» به این موضوع پرداخت و با تأکید بر اینکه «قرار نیست همه آدمها عین هم شاد شوند»، از تفاوت شیوههای لذت بردن و تفریح افراد نوشت.
یادداشت حسن لطفی در «روزنامه اعتماد» را میخوانید:

اصولا اهل هیچ دور دوری (پیاده یا سواره) نیستم و نمیتوانم از این خلق (خلق ؟) آدمهای شادیطلب و تفریح دوست لذت ببرم. آدمهایی که انگار میخواهند از هر مراسم، برنامه، رفتار و.... برای خلق شادی و لذت بهره ببرند.
اندوه حضورشان کنار یکدیگر را دوست دارند و عبورشان از کنار همنوعانشان حتی اگر غریبه باشند به آنها لذت میدهد. لذتی که اگر چه نصیبم نمیشود به آن احترام میگذارم. البته دروغ چرا یکبار که استانبول بودیم و در هتلی نزدیک میدان تقسیم ساکن شدیم، اولش از دور دور در خیابان استقلال جا خوردم و گفتم عجب جایی را برای اقامت انتخاب کردهایم! شلوغی بیش از حدش و آدمهایی که میرفتند و برمیگشتند کلافهام کرده بود. آدم غرغرویی شده بودم که فکر میکردم همه کسانی که بالا و پایین میروند الکیخوشهایی هستند که دنیا برایشان بازیچهای بیش نیست. اما دو روز بعد نظرم برگشت. دلیلش استدلال رفیق همراهی بود که چندان هم اهل دور دورهایی از نوع خیابان استقلال نبود. اما یادش مانده بود که قرار نیست همه آدمها عین هم شاد شوند. میگفت یکی با خواندن کتاب حال خوشی پیدا میکند، یکی نماز شب خوانی سرپا نگهاش میدارد، یکی کافهنشینی حالش را خوب میکند و ..... نمیدانم شما که این مطلب را میخوانید چقدر با گفته او موافق هستید و از چه چیزی لذت میبرید اما این را میدانم که دور دور برای بعضیها اتفاق بد و برای برخی یکی از بهترین لحظات است.
این را زمانی بهتر درک کردم که بنده خدایی که ظاهرا مقام و پستی هم دارد در مورد دوردور اظهارنظر کرده بود و پشتبندش افراد مختلف (عادی، صاحبنظر، هنرمند، سیاستمدار و...) موافق و مخالفش حرفهایی زده و متنهایی نوشته بودند. نمیدانم نظر آن مقام رسمی بود یا شخصی اما انگار در این روزگار گفتههای شخصی یا به تعبیری حقیقی دارد با گفتههای عمومی یا بهتر بگویم حقوقی قاطی میشود.
ارسال نظر