۴۶۶۸۴۵
۵۰۰۲

موزه آقاخان میزبان آثار پرویز تناولی شد

موزه آقاخان شهر تورنتوی کانادا اکنون میزبان سه اثر از استاد پرویز تناولی، نام‌آورترین مجسمه‌ساز ایران، است. سه اثر شاعر عاشق (١۳٨۷)، هیچ بزرگ (١۳٩۲) و عشاق افقی (١۳٩٤) در فضای بیرون موزه آقاخان نصب شده‌اند و قرار است تا بهار سال آینده برای بازدید عموم در آنجا باقی بمانند.

روزنامه شرق: موزه آقاخان شهر تورنتوی کانادا اکنون میزبان سه اثر از استاد پرویز تناولی، نام‌آورترین مجسمه‌ساز ایران، است. سه اثر شاعر عاشق (١۳٨۷)، هیچ بزرگ (١۳٩۲) و عشاق افقی (١۳٩٤) در فضای بیرون موزه آقاخان نصب شده‌اند و قرار است تا بهار سال آینده برای بازدید عموم در آنجا باقی بمانند. عشاق افقی بزرگ‌ترین مجسمه پرویز تناولی است که تابه‌حال به نمایش در آمده است.
تناولی می‌گوید: «نمایش آثار بزرگ‌ترم در فضای عمومی برای مدت طولانی‌تر برایم آغاز دوره‌ای جدید است و من بسیار خوشحالم».
پرویز تناولی نام‌آورترین مجسمه‌ساز ایرانی دهه‌هاست که از دیدگاه جهانی نیز مورد توجه است. سال گذشته آثاری از او در نمایشگاهی با عنوان «جهان پاپ می‌شود» در گالری تیت لندن (TATE) حضور داشت. روزنامه گاردین او را شناخته‌شده‌ترین هنرمند زنده ایرانی و گران‌ترین هنرمند خاورمیانه در حراج‌های آثار هنری خواند. آثار او در میان مجموعه موزه‌های بزرگی مانند متروپولیتن (Met) و موزه هنر مدرن (MOMA) در نیویورک قرار دارد. او همچنین به عنوان آغازگر جنبش سقاخانه در دهه ١۳٤۰ به شمار می‌آید که از سبک‌های نخستین هنر مدرن ایران است. به مناسبت به‌نمایش درآمدن این آثار استاد تناولی با بنیاد هنر کانادا به گفت‌وگو نشست و او جهان‌بینی خود را این‌گونه توضیح می‌دهد.
مجسمه ترکیب شعر و معماری است
پرویز تناولی را همه با مجسمه‌هایی می‌شناسند که اساسا ترکیبی از معماری اسلامی و شعر فارسی است.
تناولی می‌گوید: «ایران مهد شاعران است» و مولانا، خیام، نظامی و حافظ شاعران مورد علاقه او هستند.
تناولی ابتدا می‌خواست شاعر شود. ولی بعد در ایران و سپس در ایتالیا مجسمه‌سازی را در پیش گرفت. اما در این راه به مشکلی برخورد. پیشینه مجسمه‌سازی ایران به او مرجع درست و قابل استنادی نمی‌داد.
او این مسئله را این‌گونه توضیح می‌دهد:‌ «پس از اسلام مجسمه‌سازی ممنوع شد و ایرانیان دست از آن کشیدند. اما همه کسانی که آثار سه‌بُعدی به وجود می‌آوردند کارهای خود را به اجسام کاربردی مانند کوبه در و جای عود تبدیل کردند». «تنها چیزی که در دست داشتم شعر و معماری بود و با خودم فکر کردم همین برای من کافی است». شاهد این حرف مجسمه عشاق افقی است که می‌توان آن را به‌راحتی با شعر فارسی پیوند داد. «ادبیات ما پر از داستان‌های عاشقانه است، من همیشه شیفته این قصه‌های ایرانی بودم. از ابتدا دو پیکر را در کنار هم می‌ساختم. اما این فیگورها معمارانه‌تر و هندسی‌تر از عشاقی بودند که در نقاشی‌های مینیاتور ایرانی می‌یابیم».
تراشیدن مرمر موسیقی را می‌کُشد
تناولی می‌گوید اگر قرار بود مجسمه‌ساز نباشد، احتمالا نوازنده یا آهنگ‌ساز می‌شد. البته هنگامی که مجسمه‌سازی را آموخت دیگر در بر روی موسیقی بسته شد. تناولی که نخست نواختن ویلن را فرا گرفته بود، کم‌کم متوجه شد درس‌های سنگ‌تراشی انگشتانش را سخت کرده است. او دراین‌باره می‌گوید: «من باید موسیقی را کنار می‌گذاشتم، چراکه انگشتانم دیگر مرا همراهی نمی‌کردند».
اما امروز هنوز هم گوش‌دادن به موسیقی در کارگاهش جزء جدانشدنی کارش است. او درباره موسیقی مورد علاقه‌اش می‌گوید: «من موسیقی سنتی ایرانی را بسیار دوست دارم. همچنین به موسیقی قرن‌های ١۷و ١٨ میلادی مانند ویوالدی و گاهی هم موتسارت گوش می‌دهم».
اما در کارگاه تناولی رپ و راک‌اند رول ممنوع است: «از آنجا که با موسیقی کار می‌کنم و موسیقی دائم در کارگاهم پخش می‌شود روی ریتم من تأثیر می‌گذارد. من می‌خواهم موسیقی آرام باشد و در سرم نکوبد».
آفرینش هر هنری زمان می‌برد
این روزها ساخت بیشتر مجسمه‌های تناولی که در اندازه بزرگ هستند- مانند آثاری که در موزه آقاخان به نمایش در آمده‌اند- یک یا دو سال زمان می‌برد. اما به گفته خود هنرمند، این بازه‌های زمانی بسیاری طولانی‌تر از این حرف‌ها هستند: «ساخت یک مجسمه ممکن است یک سال طول بکشد. اما این زمان درواقع یک سال به‌علاوه ٤٠ سال است، چراکه طرح آن از غیب ظاهر نمی‌شود. آفرینش اثر در ادامه ٤۰ یا ۵۰ سال تجربه است».
با اینکه عواطف ژرف در موسیقی و شعر الهام‌بخش تناولی هستند، اما کارگاه هنرمند روندی منظم و منطقی دارد: طراحی، ساخت ماکت و راضی‌شدن خودش از طرح تا ریخته‌گری: «من حتی حالا هم جرئت آن را ندارم که مجسمه‌ای بزرگ را بی‌مقدمه بسازم. باید مطمئن شوم ماکت آن جواب می‌دهد و زیرسازی و ابعادش درست است».
بیان خود به زبان هنر چالش‌برانگیز است
تناولی در طول فعالیت خود به عنوان استاد، موفق شده است تأثیر بسیاری بر صدها هنرمند جوان‌تر به‌ویژه در ایران بگذارد. هنگامی که از او درباره چالش‌های پیشِ‌روی نسل جوان هنرمندان پرسیدیم او به مسئله بیانگری اشاره کرد: «این دشوارترین بخش هنر است- شما ممکن است همه تکنیک‌ها و روش‌ها را بیاموزید. اما چگونه خود را بیان می‌کنید؟ این بخش کار آسان نیست».
تناولی توضیح می‌دهد بیشتر گفت‌وگوهایش با هنرمندان جوان و دستیارانش درباره این است که کدام‌یک از ایده‌هایشان ارزش دنبال‌کردن و بیان‌شدن در کارشان را دارد. اما چگونه نسلی که خود را در شبکه‌های اجتماعی ابراز می‌کند و به این روش خو گرفته است، می‌تواند به وسیله هنر مسائلش را بیان کند؟ او می‌گوید: «شاید دلیل اینکه نمی‌توانند خود را با رسانه هنر ابراز کنند این است که این روزها تمام حرف‌هایشان را در مدیای الکترونیکی می‌زنند. هنگامی که خود را در شبکه‌های اجتماعی بیان می‌کنید همه احساسات با واژگان منتقل می‌شود و البته همه از واژه‌ها استفاده می‌کنند. اما اگر قرار باشد حرف‌هایتان را با گچ یا با فولاد بزنید باید به سوی دیگر واژگان بروید- انتزاعی شوید و دیگر ادبی نباشید».
آیا می‌شود چیزی را از هیچ ساخت؟
از شناخته‌شده‌ترین کارهای پرویز تناولی آثار «هیچ» هستند. او از سال ١۳٤۳ مجسمه‌های کوچک و بزرگی از شکل نوشته‌شده این واژه ساخته است. این «هیچ»‌ها از تن‌آویزهای ظریف تا برنز جلا داده شده و مجسمه‌های بزرگ فایبرگلاس را دربر می‌گیرند و در میان سه اثری که در موزه آقاخان در تورنتو به نمایش در آمده است شاید «هیچ» فولادی چهارمتری از همه خیره‌کننده‌تر باشد.
در بعضی از آثار «هیچ» را می‌توان شکلی انتزاعی به شمار آورد، اما در برخی دیگر از کارها «هیچ»‌ شکلی انسانی به خود می‌گیرد و شخصیت پیدا می‌کند. دگرگونی‌پذیری و طبیعت فراگیر این شکل بخشی از علتی است که تناولی همواره به آن برمی‌گردد: ‌««هیچ» واپسین واژه است. «هیچ» نه‌تنها هیچ است بلکه همه چیز است. همه چیز در آخر هیچ می‌شود». هیچ همچنین با علاقه تناولی به شعر پیوند خورده است: «داستان هیچ قرن‌هاست که شاعران را به خود مشغول کرده است. خیام می‌گوید: دنیا دیدی و هرچه دیدی هیچ است، یا: ‌ای بی‌خبران شکل مجسم هیچ است».
پس آیا «هیچ» روی دیگر همه‌چیز است؟
تناولی می‌گوید: «بله، روی دیگر همه‌چیز است. من تصمیم گرفتم جای ساختن «همه‌چیز»، هیچ بسازم، چراکه با همه‌چیز پیوند دارد».
بزرگداشت آثار پرویز تناولی در جهان همچنان ادامه دارد. سال آینده میلادی شهر لندن میزبان نمایشگاهی از تن‌آویزهای او خواهد بود و در تابستان آینده نیز نمایشگاهی بزرگ از آثار این هنرمند در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار خواهد شد. اما تا آن زمان هیچ بزرگ، شاعر عاشق و عشاق افقی دیده‌بان بزرگ‌ترین شهر کانادا خواهند بود. ‌

محتوای حمایت شده

گوناگون

سایر رسانه‌ها

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

    از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

    در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

    بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج