تیم ملی با یک اتوبان کاملا باز در خدمت جام جهانی آمریکا
شاگردان قلعهنویی در دیداری که یک نیمه اسیر تیم ۱۱۶ رنکینگ فیفا بودند، با درخشش طارمی بازگشتند، اما عملکرد خط دفاعی نگرانیهایمان را برای جام جهانی به اوج رساند
برترینها: تیم ملی فوتبال کشورمان سرانجام پس از دو ماه وقفه و نداشتن بازی تدارکاتی، در فاصله تنها ۱۳ روز مانده به آغاز رقابتهای جام جهانی، در اردوی ترکیه به مصاف گامبیا رفت و به برتری ۳ بر یک دست یافت؛ دیداری که بیش از آنکه امیدوارکننده باشد، زنگ خطر را برایمان به صدا درآورد.

روزنامه خراسان در مطلبی به نقد عملکرد ملیپوشان پرداخت: شاگردان امیر قلعهنویی مقابل تیم ۱۱۶ رنکینگ فیفا که با ترکیب دوم یا شاید بهتر باشد بگوییم سوم خود پا به میدان گذاشته بود، دو نیمه کاملا متفاوت را تجربه کردند. ایران در ۴۵ دقیقه نخست، تیمی سردرگم، کلافه و مبهوت را نشان داد و با یک گل شکست خورد. در این نیمه، خط دفاعی تیم ملی شبیه به یک اتوبان بود که هر مهاجمی به راحتی از آن عبور میکرد و فشار عجیبی به دروازه ما وارد شد. در نیمه دوم اما با تغییرات تاکتیکی و جابهجایی بازیکنان، تیم ملی به بازی برگشت و سه بار دروازه حریف را باز کرد. اگرچه جمله کلیشهای «نتایج بازیهای دوستانه مهم نیست»، همیشه تکرار میشود، اما با توجه به شرایط تیم ملی، این نمایش پرنوسان مقابل رقیبی که نزدیک به صد پله با ما در رنکینگ فاصله دارد، صددرصد جای تامل و نگرانی دارد.
خدا را شکر که طارمی را داریم!
تیم ملی ایران پس از هفتهها دوری از شرایط مسابقه، در نیمه نخست برنامه مشخصی برای خلق موقعیت نداشت و با وجود مالکیت توپ، اسیر ضدحملات گامبیا شد که حاصل آن یک گل روی ضربه کرنر برای حریف بود. اما در نیمه دوم ورق کاملا برگشت. امیر قلعهنویی با سه تعویض کلیدی و تغییر سیستم به یک هافبک دفاعی، شکل هجومیتری به تیم بخشید. حضور دو مدافع کناری رونده باعث شد تا حملات زهردارتر شود. در این میان، نقش مهدی طارمی غیرقابل انکار بود. باز جای شکرش باقی است که طارمی را داریم؛ بازیکنی که با عقبنشینی به میانه میدان، ریتم بازی ایران را روان کرد. اگر او نبود، شاید گره بازی هرگز باز نمیشد. حرکات خطرناک از کنارهها و شوتهای تماشایی بازیکنانی چون رامین رضاییان و خود طارمی، در نهایت دروازهبان حریف آفریقایی را تسلیم کرد تا ایران بازگشتی موفقیتآمیز داشته باشد.
مقابل بلژیک و مهاجمان آماده چه خواهیم کرد؟
با وجود بهبود عملکرد در نیمه دوم، وقتی به این فکر میکنیم که تیمی ضعیف مانند گامبیا که تنها با ۱۵ بازیکن به میدان آمده بود اینگونه ما را اذیت میکند، برای جام جهانی به شدت نگران میشویم. خط دفاعی آسیبپذیر ما در برابر ستارگان بلژیک، خط حمله آتشین مصر با حضور محمد صلاح و عمر مرموش و کریس وود که این روزها یکی از آمادهترین مهاجمان جهان است، چه خواهد کرد؟ یادمان نرفته که در دوره قبلی جام جهانی، با وجود آمادگی بیشتر، در بازی اول برابر انگلیس چه فاجعهای رخ داد. حالا باید خدا را شکر کنیم که اولین بازیمان مقابل نیوزیلند است و با شیاطین سرخ اروپا شروع نمیکنیم. قلعهنویی باید خوشحال باشد که گامبیا تیمی ناقص داشت و در نیمه دوم دچار افت شدید بدنی شد، وگرنه اگر دست مربی حریف باز بود، شاید زدن سه گل به این سادگیها رقم نمیخورد.
توفیق اجباری لغو بازیهای بزرگ
با این تفاسیر، آنچه کاملا مشخص به نظر میرسد این است که لغو بازیهای دوستانه بزرگ تا حدودی به کام کادر فنی تمام شده است! بازی برابر تیمهای قدرتمند و آماده جهان، میتوانست ضعفهای ساختاری تیم ملی را بسیار بیشتر از دیدار با گامبیا آشکار کند و مشخص نبود چه فاجعهای رخ میداد. شاید در مقطع کنونی، همان بهتر باشد که با تیمهای کوچکتر بازی کنیم و نگران آبروی تیم ملی نباشیم. در نهایت دلخوش به این هستیم که بازیکنانمان آنقدر تجربه بینالمللی دارند که حداقل بتوانند در لحظات حساس، گره کار را مقابل تیمهایی نظیر گامبیا باز کنند و جور ضعفهای تاکتیکی را بکشند.
ورزش مدیا هم در تحلیل این بازی نوشت:
شاید خیلی از شما ندانید، اما تیم ملی فوتبال شب گذشته یک بازی دوستانه داشت. تیمی که قرار بود در این مقطع با اسپانیا و پرتغال بازی کند، در نهایت به گامبیا رضایت داد. باز خدا پدر تیم صدوشانزده رنکینگ فیفا را بیامرزد که حاضر به بازی با ایران شد و به روند مسابقات درون تیمی ملیپوشان پایان داد، هرچند همین تیم آفریقایی هم برای شرکت در این مسابقه، کل هزینههای خورد و خوراک و سفر و اقامت و .. را دریافت کرد و یک دستخوش دلاری هم به جیب زد!
تیم ملی در این مسابقه شکست یک بر صفر نیمه اول را با برتری سه بر یک در نیمه دوم عوض کرد. این نتیجه فریبنده، فرصت خوبی در اختیار جان نثاران و کاسهلیسان امیرخان گذاشت تا با عباراتی مثل کامبک و بازگشت باشکوه و ... جملات حماسی بسازند، اما واقعیت آن است که همین محک ضعیف هم فوج ضعفهای تیم ملی را به خوبی آشکار کرد. آنهایی که مسابقه را تماشا کردند، به وضوح دیدند که بازیکنان گمنام گامبیا در خیلی از مقاطع بازی بهتر از شاگردان قلعهنویی توپ را در زمین میچرخاندند و همدیگر را پیدا میکردند. برای آنها، این یک بازی تفننی بود و به همین دلیل در خیلی از صحنهها قدر فرصتها را ندانستند، اما قطعا در جامجهانی این مدل بازی برای تیم ایران تاوان سنگینی به همراه خواهد داشت.
در نهایت هم باید به احسان حاجصفی سیشش ساله اشاره کرد؛ یکی از نمادهای این نسل کهنه تمامشده، بازیکنی که از دوره پراید شش میلیون تومانی در تیم ملی است، اما همچنان رضایت نمیدهد و صحنه خدمت را ترک نمیکند! حاجصفی روی تنها گل تیم حریف یک دریبل مفتضحانه خورد و عملکردش آنقدر بد بود که بین دو نیمه عوض شد. امثال او و جهانبخش، جای جوانان مستعدی را اشغال کردهاند که هرگز فرصت دیده شدن نیافتند؛ قصهای تکراری در این مملکت.
ارسال نظر