۱۶۱۳۰
۵۹۸ نظر
۹۸۹۷
۵۹۸ نظر
۹۸۹۷

چطور شکست عشقی خود را فراموش کنیم؟

رابطه‌ نامزدي كه به قصد ازدواج شروع شده ممكن است به ازدواج ختم نشود، در اين ميان زمان فرد بايد رابطه‌اش را فراموش كند اين كار ساده‌اي نيست، راهكار ما به شما كمك مي‌كند كه از اين مقطع سخت بگذريد.

مجله زندگی ایده آل: هميشه جدايي و پايان يك رابطه مي‌تواند آسيب‌هاي فراواني داشته‌باشد به‌خصوص اگر فرد غافلگير شود و نداند در چنين موقعيتي بايد چگونه برخورد كرد، شايد براي خيلي ازخانم‌ها و آقايان جوان بعد از دوران آشنايي پيش از ازدواج و نامزدي جدايي و پايان رابطه بسيار مشكل باشد.
آنقدر كه هرروز آن را به تعويق بيندازند و تا حد ممكن به‌دنبال راهي براي فرار از چنين موقعيتي باشند ولي قرار نيست بعد از هر خواستگاري ازدواج باشد. گاهي ۲ فرد براي هم مناسب نيستند و بايد هرچه زودتر رابطه را تمام كنند، اين‌كه چگونه بايد به رابطه‌اي پايان داد و بعد از اين پايان و جدايي چگونه همه چيز را فراموش كرد و دوباره به زندگي عادي برگشت سوال خيلي از جوان‌هاست. مسلما كار راحتي نيست ولي مي‌توان با يك نگاه واقع‌بينانه و بدون آسيب رواني زياد زندگي جديدي را آغاز كرد.
چطور شکست عشقی خود را فراموش کنیم؟

همه چيز را نمي‌توان فراموش كرد

نبايد انتظار داشت كه بتوان همه چيز را فراموش كرد. بسيار پيش مي‌آيد كه نمي‌توانيم خيلي از چيزها را فراموش كنيم به‌خصوص اگر خاطرات خوبي با آن فرد داشته باشيد. به هر صورت بخشي از آن خاطرات هميشه همراه ما خواهد بود.براي رها شدن از گذشته بايد ياد بگيريد كه ذهن را مديريت كنيد و هرلحظه نسبت به‌خودتان آگاه باشيد و نگذاريد ذهن هرگاه كه خواست به گذشته سفر كند. اگر دقت كرده‌باشيد بيشتر اوقات ذهن يا در گذشته سير مي‌كند يا در آينده و كمتر پيش مي‌آيد كه ذهن به همان زمان حال فكر كند.

اما چگونه مي‌توان ذهن را به زمان حال آورد؟ بايد اول ياد بگيريد ذهن‌تان را ببينيد و حواس‌تان باشد الان ذهن‌تان در كجاست؟ ذهن مثل كودكي بازيگوش مرتب بين گذشته و آينده گردش مي‌كند، با آموختن روش‌هاي بدست گرفتن افسار ذهن مي‌توانيد مانع سفر آن به گذشته‌هاي نامطلوب شويد.

دستور ايست دهيد

اين روش را روش ايست ذهني مي‌نامم، يعني لازم است خيلي محكم و مقتدر به ذهن‌تان ايست بدهيد تا نتواند به هركجا خواست برود. شايد براي همه ما پيش آمده باشد كه هنگام تماشاي تلويزيون يا در تاكسي يا... يك دفعه ذهن به سمت موضوعي در گذشته منحرف مي‌شود و براي دقايقي يا ساعاتي يا حتي چند روز كنترل ذهن از دست مي‌رود. در حقيقت اگر آگاه نباشيد و نبينيد كه ذهن‌تان در حال سفر به گذشته است نمي‌توانيد جلوي آن را بگيريد اما اگر حواس‌تان باشد به محض اين‌كه ذهن بخواهد به گذشته سفر كند به آن يك ايست محكم مي‌دهيد و از پيشروي آن جلوگيري مي‌كنيد. مي‌توانيد به‌خود بگوييد: «ساكت، ديگر نمي‌خواهم بيشتر فكر كنم! ياهيس» يا در ذهن‌مان روي اين فكرها ضربدر بزنيم و جلوي آن‌ها را بگيريم.

چطور ذهن‌تان را خالي كنيد

گاهي هم پيش مي‌آيد كه ذهن ما آنقدر ازوقايع گذشته‌ و اتفاقات پيش آمده پر است كه انگار ظرف ذهن پرشده و در حال لبريز شدن است و مرتب وقايع در ذهن مرور مي‌شود و نمي‌توان به موضوع ديگري فكر كرد. ذهن تا حد معيني گنجايش دارد و بايد به نوعي از افكار نامطلوب و دوست نداشتني خالي شود. بهترين كار در اين زمان نوشتن است، كافي است هرچه در ذهن داريد بدون هيچ‌گونه انتخابي روي كاغذ بياوريد و هيچ‌چيزي را جا نيندازيد، بايد كاملا بدون سانسور و صادقانه بنويسيد تا ذهن كاملا تخليه شود. بعد وقتي ذهن كاملا خالي شد، آن كاغذها را دور بيندازيد يا حتي بسوزانيد.

از اول به جدايي هم فكر كنيد

وقتي در مراحل آشنايي پيش از ازدواج يا دوران نامزدي هستيد بايد از ابتدا هر ۲ باهم اين توافق را داشته‌باشيد كه ممكن است اين رابطه به دلايل مختلف از جمله تفاوت خانواده‌ها يا تفاهم نداشتن يا. . . به سرانجام نرسد. در حقيقت بهتر است زوجين قبل از ازدواج با هم اين موضوع را روشن كنند كه قرار است مدتي را مثلا ۶ ماه براي بدست آوردن شناخت باهم باشند تا تصميم بگيرند كه براي هم مناسب هستند يا نه! به همين دليل از ابتدا به هم وابسته نشويد. علاوه بر اين، براي پيشگيري از وابستگي از همان ابتدا هر روز و هر ساعت با هم صحبت نكنيد تا مبادا به فضاي احساسي وارد شويد. هرچقدر بيشتر به شناخت رسيديد كم‌كم رابطه را بيشتر كرده و احساسات را وارد رابطه كنيد.

اول شناخت، بعد احساسات

حواس‌تان باشد كه براي پيشگيري از آسيب‌ روحي در اين مدت آشنايي مثلا ۶ ماه بايد شناخت‌تان جلوتر از احساس‌تان حركت كند، اگر احساسات زودتر از شناخت پيش برود ممكن است زود به هم وابسته شويد و ديگر دل‌كندن به اين آساني‌ها نباشد ونتوان نه گفت. در دوران نامزدي و آشنايي پيش از ازدواج هميشه اين خطر وجود دارد كه بين طرفين وابستگي به‌وجود بيايد. من هميشه به مراجعانم توصيه مي‌كنم، دريچه‌هاي احساس‌تان را زود به روي هم باز نكنيد و بعد از چند ماه كم‌كم از نظر احساس نزديك شويد.

صادق باشيد

اگر به هر دليلي در دوران آشنايي قبل از ازدواج و نامزدي به اين نتيجه رسيديد كه به طرف مقابل نه بگوييد، در اين مواقع توصيه مي‌كنيم حتما با طرف مقابل صادق باشيد. بهتر است شما با يك خاطره خوب از هم جدا شويد، بايد به اين بلوغ برسيد كه حتما لازم نيست جدايي‌با دعوا و دلخوري و حرف‌هاي آزاردهنده و... باشد، مي‌توان خيلي آرام و با آرامش از هم جدا شد به‌خصوص اگر همان اول به اين توافق رسيده باشيد و از ابتدا آگاه باشيد كه ممكن است از هم جدا شويد. در واقع هر كدام از شما حق داريد بدانيد چرا اين رابطه نبايد ادامه پيدا كند و همچنين شما بتوانيد با خود كنار بياييد.

توافق‌هاي بعد از جدايي

قبل از جدايي بهتر است با خاطره‌اي خوش با هم توافق‌هايي كنيد، مثلا اين‌كه ديگر با هم تماس نگيريد يا اگر وسايلي ردوبدل يا هديه شده به هم برگردانيد تا هم دوباره خاطرات را يادآوري نكند و هم ديگر بهانه‌اي براي تماس مجدد نداشته‌باشيد. يعني از همان ابتدا همه چيزها را آرام آرام از خود جدا كنيد.

با اقتدار «نه» بگوييد

اگر در دوران آشنايي يا نامزدي وابستگي به‌وجود آمده باشد، جدايي مشكل مي‌شود و حتي گاهي اتفاقات ناگواري مثل افسردگي و حتي خودكشي هم پيش مي‌آيد. هنگام جدايي نبايد تنها به فكر خود باشيم بلكه بايد حواس‌مان به حال و هواي طرف مقابل هم باشد چون وقتي وارد رابطه‌اي مي‌شويم ديگر تنها خودمان نيستيم بلكه مسئول طرف مقابل هم هستيم و نبايد كاري كنيم كه به او آسيبي برسد. اگر قطع يك دفعه‌اي رابطه ممكن است به او آسيب برساند، در اين جور مواقع پيشنهاد مي‌شود به‌تدريج رابطه كم شود. مثلا اگر ۳ روز در هفته با هم صحبت مي‌كرديد حال آن را به يك روز در هفته تبديل كنيد تا آرام آرام طرف مقابل براي جدايي آماده شود. حواس‌تان باشد در اين مواقع از موضع قدرت وارد نشويد مبادا حرف‌هاي نابجا بزنيد و احساس طرف مقابل را زير سوال ببريد، مهم اين است كه شما هنگام جدايي رفتاري انساني داشته باشيد.

زمان و اقتدار به همراه هم كمك مي‌كنند تا بتوانيد وابستگي طرف مقابل را كم كنيد. اگر او ببيندمرتب و مداوم و با اقتدار شما به او «نه» مي‌گوييد و او هر راهي را امتحان مي‌كند ولي باز هم نه مي‌شنود، كم كم كنار مي‌آيد كه از شما دل‌ ببرد.

۳ ماه زمان نياز داريد

وقتي ماشيني با سرعت زياد در حال حركت است، هنگام ايستادن يك خط ترمزي روي زمين به‌وجود مي‌آيد، رابطه نيز چنين است. بعد از پايان رابطه مدت زماني طول مي‌كشد كه شرايط دوباره عادي شود. اين زمان در درجه اول بستگي به ميزان پذيرش شما دارد و بعد باتوجه به راه‌هايي كه براي مديريت ذهن‌تان انتخاب كرده‌ايد مي‌تواند اين زمان طولاني‌تر يا كوتاه‌تر باشد. معمولا ۲ تا ۳ ماه زمان مي‌برد كه فرد بتواند خود را با شرايط جديد وفق دهد، اصولا مي‌گويند، تغييرات رواني بعد از ۳ ماه خودش را نشان مي‌دهد، البته اين زمان در آدم‌هاي مختلف مي‌تواند كمتر يا بيشتر باشد.

فردا سخت‌ تر از امروز است

اگر در دوران آشنايي به شناختي از طرف مقابل رسيده‌ايد و مي‌دانيد بايد رابطه را قطع كنيد ولي به‌دليل وابستگي اين كار براي‌تان راحت نيست با خود بينديشيد كه اگر امروز اين كار نكنيد ممكن است يك ماه ديگر يا يك سال يا حتي ۵ سال ديگر با وضعيت بدتري جدا شويد، پس هرچه زودتر اين اتفاق بيفتد بهتر است. بايد اين بلوغ را در خود به‌وجود بياوريد كه خيلي اوقات اتفاقات زندگي مطابق خواسته شما پيش نخواهد رفت و زمان‌هايي نمي‌توانيد به خواسته‌هاي‌تان برسيد. اگر چنين تحملي را در خود به‌وجود بياوريد و از همان اول به‌خود بقبولانيد كه ممكن است در پايان آشنايي از هم جدا شويد ديگر از جدايي ضربه سنگيني نخواهيد خورد. بنابراين براي جدايي بايد اول در ذهن‌تان تصور كنيد كه اگر امروز جدا نشويد سال ديگر جدايي براي‌تان دشوارتر نخواهد بود؟ بعد بايد سعي كنيد جلوي خودتان را بگيرد و مشغول كارها و فعاليت‌هايي شويد كه كامل ذهن شما را به‌خود مشغول مي‌كند.
چطور شکست عشقی خود را فراموش کنیم؟

انرژي‌ تان را تخليه كنيد

اگر در دوران جدايي فقط در خانه يا تنها باشيد و هيچ كاري هم براي انجام دادن نداشته باشيد مسلما اذيت خواهيد شد. تمام ذهن شما آدمي است كه او را ترك كرده‌ايد و مدام در وسوسه زنگ زدن و ارتباط با او هستيد، پس بايد خودتان را مشغول كرده و دورتان را شلوغ كنيد، خود را در روابط اجتماعي و در بين دوستان‌تان قرار دهيد، به كارها و فعاليت‌هاي موردعلاقه‌تان مشغول شويد تا انرژي شما را به سمت ديگر ببرد چون عشق و دوست داشتن نوعي انرژي است كه به سمت شخص مورد علاقه شما معطوف است پس شما بايد اين انرژي را به سمت ديگري چون ورزش كردن، علاقه‌هاي شخصي، سفر و. . . منحرف كنيد، گرچه ممكن است صددر صد فراموش نكنيد اما مسلما احساس بهتري پيدا خواهيد كرد.

از يك رابطه وارد رابطه جديد نشويد

گاهي پيش مي‌آيد بعد از جدايي از نامزدي قبلي بلافاصله موقعيت ازدواج ديگري پيش مي‌آيد. آيا در چنين مواقعي ازدواج مي‌تواند به فراموشي نامزد قبلي كمك كند؟ مثلا فرض كنيد در رابطه قبلي نامزدتان احترام چنداني براي شما قائل نبود، حالا در رابطه جديد شما به محض ديدن كوچك‌ترين احترامي‌ جذب مي‌شويد و به فاكتورهاي ديگر توجه‌اي نمي‌كنيد و تنها نداشته‌هاي رابطه قبلي را در رابطه جديد جست‌وجو مي‌كنيد. حواس‌تان باشد شما نبايد از رابطه قبلي فرار كنيد و تنها منتظر باشيد بدون فكر به فرد ديگري وابسته شويد. به همين دليل پيشنهاد مي‌كنيم بعد از قطع رابطه‌ نامزدي تا چند ماهي نامزدي جديدي را آغاز نكنيد، بهتر است كمي صبر كنيد تا خودتان را پيدا كنيد و بعد در يك رابطه جديد قرار بگيريد چون در اينجا احتمال اشتباهاتي به‌وجود مي‌آيد كه مي‌تواند براي‌تان سنگين تمام شود.

با كسي حرف بزنيد

گاهي بعد از جدايي آنقدر فرد تحت فشار قرار مي‌گيرد كه بد نيست با يك مشاور صحبت كند چون شايد مشاور بتواند به او كمك كند تا از فضاي وابستگي بيرون بيايد چون گاهي مشاور به تحليل‌هايي از دوران كودكي و شخصيت فرد مي‌رسد كه مي‌تواند بسيار كمك‌كننده باشد، از طرف ديگر فضاي حمايتي جلسات مشاوره مي‌تواند كمك بيشتري هم بكند اما اگر هم فرد چندان تمايل ندارد از يك مشاور كمك بگيرد مي‌تواند احساساتش را با يك دوست صميمي يا يكي از اعضاي خانواده يا. . . در ميان بگذارد همين بيان احساسات و گفت‌وگو مي‌تواند بسيار كمك‌كننده باشد و همچنين خود حرف زدن مي‌تواند بسياري از استرس‌ها و فشارها را از بين ببرد. البته خودتان درذهن‌تان بايد به اين پذيرش رسيده‌باشيد كه قطع اين رابطه به نفع‌تان بوده‌است، در اين حالت ديگران نيز با حمايت‌شان به شما كمك بيشتري مي‌كنند.

به‌دنبال تغيير باشيد

بعد از جدايي هرگونه تغيير محيطي مي‌تواند به شما كمك كند، مثلا سفر يا خريد وسيله‌اي ‌تازه يا... مثلا اگر از مدت‌ها پيش مي‌خواستيد ميز تازه‌اي براي خود بخريد، ‌حالا همان خريد مي‌تواند كمك‌كننده باشد. به سراغ كارهايي برويد كه مدت‌هاست انجام نداده‌ايد و انجام آن‌ها مي‌تواند حس‌هاي جديدي را در شما ايجاد كند، مثلا مي‌توانيد به سراغ كلاس‌هاي موسيقي يا‌سازي‌ كه مدت‌هاست آن را دوست داريد برويد يا آموختن يك زبان تازه يا... برويد تا حسابي مشغول شويد. در واقع به‌دنبال فعاليت جديدي باشيد كه تا به حال به آن نپرداخته‌ايد و مي‌تواند بسياري از انرژي‌هاي‌تان را تخليه كند و ديگر فرصت نكنيد به چيزي فكر كنيد.
چطور شکست عشقی خود را فراموش کنیم؟

نگران حرف مردم نباشيد

متاسفانه آدم‌ها متوجه نيستند كه وقتي به حرف ديگران اهميت زيادي مي‌دهند در واقع خود را تبديل به عروسكي مي‌كنند كه نخ‌هايش در دست ديگران است، چون بايد خود را شبيه حرف ديگران كنند. ما يك‌بار بيشتر به دنيا نمي‌آييم و فرصت كمي هم در اختيار داريم، در اين فرصت كوتاه قرار نيست طبق گفته ديگران زندگي كنيم چون در اين صورت مسلما زندگي خود را باخته‌ايم. آدم‌هايي كه از كمبود خودباوري و اعتماد به نفس رنج مي‌برند و تاييد دروني ندارند معمولا در بيرون و در حرف‌هاي ديگران به‌دنبال تاييد هستند و منتظرند تا ببينند ديگران چه چيزي مي‌گويند تا عمل كنند. اگر بتوانيد خودتان تاييد را به‌خود بدهيد ديگر نيازي به حرف ديگران نداريد.
فرض كنيد در دوران نامزدي به دليل حرف مردم از طرف‌تان جدا نشديد ولي بعد از ۱۰ سال دچار مشكلات زيادي شديد اما در اين موقعيت شما تنهاي تنها هستيد و هيچ كدام از آن‌هايي كه قبلا شما به دليل حرف‌هاي‌شان جدا نشديد حالا حمايت‌تان نمي‌كنند و شما در اوج مسائل و مشكلات‌تان تنها مانده‌ايد. بايد بدانيد مردم حرف‌هاي زياد مي‌زنند و شما بايد فقط به حرف‌هاي خودتان گوش كنيد، شما بايد جايي در زندگي‌تان تصميم بگيريد كه فقط خودتان باشيد؛ بدون نقاب، بدون فيلم بازي كردن و... .

محتوای حمایت شده

گوناگون

سایر رسانه‌ها

    نظر کاربران

    • آقای بی نام نامزد خانم بی نام

      متاسفانه بعضی از خانمها خیلی دهن بین هستند و فقط براشون مهمه کی راجه به همسر آیندشون چی میگه! مشاورشون میشه یک دوست حسود که زیرکانه زندگیشونو بهم میریزه
      این تقصیر اونا نیست اینقدر این خانمها ساده هستن که حرف هر کسی رو قبول میکنن در صورتیکه کافیه کمی فکر کنند ببینن مشکل ساز اصلی توی رابطه کیه اگر کسی رو دوست دارید واقعن باید بپاش بمونین نه تا تقی به توقی بخوره باروبندیل جم کنید زندگی بالا و پایین زیاد داره هنوزم عشق واقعی بین مردا هست که همه چیشو براتون بده اگه فقط با یک کلمه حرف حامیش باشید نمیخاد کار زیادتری انجام بدید فقط حامیش باشید و به عهدتون وفادار
      برای همتون آرزوی خوشبختی میکنم

      پاسخ ها

      • مهدی

        دوسال با یه دختر هستم سنمون کمه اما خیلی وابسته هم شدیم من ۱۹سالمه و دختره ۱۷سالشع منو اون دوسال باهمیم اما بنا به دلایلی ک اونا از سطح مالی بالاترن والدینش راضی به رابطه ها نیستن تا الان دوبار مارو از هم جدا کردن اما باز باهم جور شدیم این سری سری سوم از هم دیگ سر تحدیدای خیلی بد خواستن ک جدا کنن و دختره هم بع دلیل از ترس پدرش مجبور ک فراموشم کنه اما اونم نمیتمه من الان یه هفتس دیگ نایی ندارم و نمیتونم فراموش کنم حتی اون هم له خاطر اینکه قبلش کردن نمیتونع به من زنگ بزنه من الان واقعا شکستن راهکاری بگید ک بتونم فراموش کنم

      • علی

        سلام.دوست من بهتره که واقع بین باشی و منطقی عمل بکنی.چون دختره از خودت پولداره شاید به خاطر پولش بهش وابسته میشی . بشین کلاهتو بذار جلوت و به خودت قضاوت کن.اگر بخاطر پول دوستش داری مطمئن باش که خوشبخت نخواهید شد ولی اگر واقعا از صمیم قلب دوستش داری پس بدرد هم میخورید .ممنون

      • Mohmmad

        داداش گل گفتی دقیقا همینجوره

      • ارزو

        سلام منم اسیر یه اقایی شدم که متاا

      • ارزو

        منم اسیر یه عشقی شدم که نباید می شدم اقا متاهل بود ما وابسته هم شدیم اون با کوچیک ترین چیز دعوا میگیره قهر میکنه میره من باید با گریه با اینقد زنگ زدن بیارمش شمت خودم تو رو خدا بگید من با این عشق چیکار کنم

      • وللش

        اقا من با یه پسر رابطه داشتم خیلی دوسم داشت منم خییییییییلی دوستش دارم تا داداشم فهمید و دیگه نذاشت حالا من باید چیکار کنم فراموش نمیشه خیلی کارراهم انجام دادم گریه هامم تمومی نداره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • یه حیوون خانگی بخرین با اون مشغول بشین !

      پاسخ ها

      • تقریبا عاشقم

        خخخ

      • ناشناس

        با سلام نمیدونم کی هستید ولی انسان بزرگی باید باشید اکثرا سگ شرف داره پیش این ادما پیام بعضی دوستانو که ادم میخونه قلبش میلرزه من که سر بعضی کلی گریه کردم اخه چرا اینقدر راحت با احساس هم بازی میکنید چرا اینقدر راحت دل میشکنید؟؟؟؟؟؟؟

    • برترین تو این دوره زمونه پر از هوس و تنوع طلبی و شهوت تو عشق پیدا کن من شکستشم به جون میخرم والااااااااااااا............

      پاسخ ها

      • حسین

        عشق منو مبینا
        یه عشق حقیقی ساختیم به کمک هم درضمن عشق حقیقی پیدا نمیشه ساخته میشه

    • ده دیقه گریه چند ساعت قدم زدن یه روز دپرس بودن یه هفته فکر کردن بهش و بعد زندگی عادی میشه, اگه رابطه درست بود که تموم نمیشد رابطه غلط هم هرچه زودتر تموم شه بهتره

    • هم اون که مقاله را نوشته هم شما دوستان که پیغام گذاشته اید نمی دونید عشق و شکست عشقی چیه؟بابا یعنی واقعا تا حالا کسی را از ته دل دوست نداشتین-چهره اش،رفتارش،صداش،خاطرات و... به این میگن عشق

      پاسخ ها

      • ...

        افرین خوشم اومد

      • آناهیتا

        دقیقن .. تا کسی تو این آتیش که بهش میگن عشق نسوزه ، درکی نداره

      • بدون نام

        واقعا منم نمیدونستم رابطه داشتم نارحت شدم گریه کردم ولی عشق نبود الان با کسی بودم بعد 2 سال رفت همه چیزایی که میگی برام خواطرس صداش چهرش بوی تنش همه چیزش همش تو ذهنمه

    • من مهرماه تموم کردم - طرف اواسط آبان خبر عروسیشو گذاشت اینستاگرام -اصلا چطوری توی یه ماهو نیم آشنا شده،عاشق شده،عروسی کرده -ینی من اینقددددد بی ارزش بودم واسش که به راحتی فراموشم کرده و رفته با یکی دیگه-امروز همینطور که توی برف قدم میزدم های های گریه میکردم از ناراحتی- باورم نمیشه اینقد بی اهمیت بودم براش

      پاسخ ها

      • بدون نام

        منم عین تو .... حاضر بودم براش بمیرم و یا همه چیزش بسازم با وجودی که معتاد بود بیکار بود دخترباز بود اما نمی دونم چراخدا باهام اینکار رو کرد... دیگه نمیخام به هیچ مردی فکر کنم

      • بدون نام

        اخیییی بمیرم الهیییییی نه اون لیاقت تو رو نداشته عزیزچون فهمیده تو خیلی بالا تر از خودشی زودرفته

      • اف

        واقعا راست میگید؟تویک ماه؟من تازه پیامارو میخونم ،شمادخترید یاپسر؟ازاونموقع دوسال میکذره شما چیکارکردید میشه بهم بگید؟

    • بعد ۸سال برگشته گفته من زندگی آرومی دارم با زنم،آره گفت با زنم؟آخه اگه زندگیت آروم بود ک خیانت نمیکردی ک زندگی منو نابود نمیکردی ک الان دستام بلرزه اشکام بیاد پایین من تورو ب اون بالایی واگذار کردم ،وقتی باعث دراومدن اشک کسی میشید با خدا طرفید دیگه

      پاسخ ها

      • کبری

        عزیرم خدا دوست داشته ک همچین موردی برا واسته از ایندغهت خبر دار بوده .واین قشنگ مشخصه ک ایندهات لاش چی نیشد بنفرت جدایی بعد بدتر میشد برات بذگشتن یخت تر بود برات تا عشق ازدست بدی

      • Melika

        اخی بمیرم برات

      • بدون نام

        اگه میدونسی زن داره و بازم باهاش ادامه دادی پ خیلی آشغال بودی ولی اگه اون بهت نگفته بود پ اون آشغال بوده

      • علی

        به نظر من مقصر خودت بودی.با پنهان کاری کردنت فضا را دادی دست پسره تا خوب خیانت کنه بهت.اگر با راستگویی از بزرگترها مشورت میخواستی این بلاها سرت نمی آمد.اگر فرصتی به یک خائن ندهیم چطور میتونه که خیانت بکنه.مقداری از تقصیرات به گردن خودمونه چون فکر میکنیم که زیاد میدونیم ولی اینطور نیست .افراد فرصت طلب و خائن و مکار و نیرنگ باز همیشه از پنهان کاری دیگران باج میخورندوخدانگهدارتون باشه

    • عاشق شدن جرم نیست ولی شکست عشقی مجازات زیادی داره.

      پاسخ ها

      • خدا بزرگ است

        حرف حق

      • سمبرا

        امیدوارم واقعا مجازات داشته باشه

      • بدون نام

        راس میگی یکی تجربع من

    • من ی مدتی تو ی رابطه بودم و الان از طرف مقابل تموم شده ومن الان خیلی تو فکرشم خیلی داغونم سه روز گذشته و نمیتونم خودمو جمع کنم خیلی سخته...

    • منم قبلا عاشقم بوده ولی الان نیست خستم

      پاسخ ها

      • بدون نام

        منم خیلی خستم خیلی

      • بی نام

        اره خسته واقعا خسته اونم واسه یه عوضی که از ادامه دادن میترسید

      • بی نام

        آره خسته

        خیلی خسته

    • بعد از 5سال عشق عاشقی انگشتر دستش کردم البته از اولش هم پدر ماد را در جریان بودن برگرده بهت بگه من کسی دیگه هم اومده خواستگاری 3ماه به دوتا توناون فرست میدم هرکس کاربارش زود تر جور شد اونو قبول میکنم این یعنی چی

      پاسخ ها

      • علی

        دوست عزیز بنظر ینده اگه کم کم فراموشش کنی خیلی بهتره چون اگه واقعا نسبت به شما حسی داشت جز شما کسی رو نمیدید چه برسه به دادن وقت

      • یاسین

        خخخ ... علی جان من تو سال 98 دارم کامنتتو میخونم نمیدونم کجایی و برات واقعاً آرزوی سلامتی دارم ... خیلی تعجب کردم به خدا بعد 5 سال بیاد این حرفارو بزنه خیلی بی لیاقته لابد زیاد بهش فک نکن ... امیدوارم موفق باشی ...

    • منم سه سال از عمرم رو پای کسی گذاشتم که میگفت به جان مادرم از مادرت بیشتر دوست دارم ولی آخرش رفت با یه نفر دیگه دیگه هیچ مردی رو باور ندارم همه خیانتکارن

      پاسخ ها

      • دلتنگ

        آره مرد نیست که نامردن

    • توف به هرچی عشق وعاشقی ودوست داشتن که توی این دنیا

      وجود داره لعنت به هرچی نامرد وخیانتکاره لعنت به هرچی پسر که توی این

      کره زمین هست ایشالا خذا نسلشونو از زمین زیشه کن کنه

      تنهایی بهتر از ادمای بی ارزشه

      پاسخ ها

      • بدون نام

        خدایا همه ی خیانتکارا و نامردا رو نابود کن

      • جواد

        پس ما پیرایی که از دخترا شکست خوردیم چی ،من خودم دار و ندارمو دادم ، بعد ۴ سال ولم کرد رفت

      • بدون نام

        ابنکه همه پسرا یا مردا بدن اصلا قضاوت درستی نیست . این قضیه توی هردوتا جنس هست . من خودم پسرم وولی اینیکه گذاشت و رفت طرفم بود نه من . با اینکه دوماه باهاش کلنجار رفتم که نکن ، من واقعا دوست دارم ولی هربار اشتیاق منو بیشتر دید بهونه بیشتری واسه رفتن آورد . به قول سیمین بهبهانی کسی که قصد رفتن دارد را باید راهی اش کرد .

    • وقتی تو رابطه هستی فک میکنی محشره عالیه تمومه حله ولی وقتی از تب و تاب عشق میندازت وقتی توقع داره بخاطرش عوض شی خودت نباشی از ی طرف غرور و شخصیتت جریحه دار میشه از یه طرف دل لعنتیت میگ بخاطرش اینکارو بکنم وقتیکبعد یه سال و خورده ای بهش میگی نه و دیگه کشش ندارم و خسته شدم و بعد از گذشت 6 ماه نتونی کنار بیای و شبا دلتنگش بشی و نتونی کس دیگه ای رو کنار خودت حتی تصور کنی!!
      چرا وقتی دو نفر همدیگه رو دوست دارن اینجور همو اذیت میکنن هرکسی ک میخونه خواهشا بچه دار که شدید درست تربیتش کنید جهان سومی بارش نیارید منطقی و روشن فکر و ایده ال و صرف نظر از جنسیت بارش بیارید. عذابه عشقی که تهش ب جایی نرسه. وقتی قراره عشق وصال نداشته باشه بزرگترین حماقت احساسی بشر میتونه باشه

      پاسخ ها

      • ...

        یعنی جهان اولی ها حماقت نمیکنن و هرگز شکست عشقی نمیخورن؟!!؟!!؟

    • بزینم دهنهمتون که عاشق شدید همتون مثه من خرین که باابا چراعاشق میشید فک کردین پیامبرین که می بینید دوربرتون پراز زخم خوردس ولی بازم واردرابطه میشیدوباخودتون میگید منکه شکست عشقی نمیخورم اخه گاومیشا بقیه ام همینومیگفتن که بدبخت شدن دیگه پس فک کردین به امید شکست خوردن واردرابطه شدن؟؟؟ ....

      پاسخ ها

      • سمیرا

        موافقم ولی بعضی وقتها گول میخوری، یهو میبینی عاشق شدی و کار از کار گذشته، نهایتشم هیچی

    • ازهرچی پسره متنفرم

      پاسخ ها

      • بدون نام

        به درک

      • خدا بزرگ است

        منم پسرم ولی به هیچ کس خیانت نکردم

      • امیر حسین

        این درست نیست همشون مثل هم نیستن فرق میکنن منم یه شکست عشقی بزرگ خوردم و نمیتونم فراموش کنم ولی نگفتم از هرچی دختره بدم میاد

      • الهام

        خدا خیرتون بده
        بعضی. کامنت ها من رو خیلی خنداند.بیخیال هر چی عشقه بشید برا خودتون زندگی کنید. از تنهایی تون لذت ببرید... در نهایت عاشق خدای بزرگ باشید

      • رز پژمرده

        من از هرچی پسر متنفرم

    • من تا حالا عشق واقعی رو تجربه نکردم

      پاسخ ها

      • علی

        سلام تجربه نکتین خیلی بهتره

      • بدون نام

        دا همه پسرا رو نابود کنهخ

    • نظرات رو خوندم خیلی ناراحت شدم. چرا باید جامعه ما این قدر بیمار باشه همه به هم ضربه بزنند بعنوان روانشناس راه طولانی در پیش داریم.

      پاسخ ها

      • بدون نام

        آره واقعا

    • شکست اصلش اونجاست بفهمی طرف بخاطر پولت تورو میخاست..
      بخاطرش بهترین رشته تو ترکیه رو میخوندم اینقد اذیتم کرد افسرده شدم کالجو نرفتم اخراج شدم برگشتم ایران...خدا ازت نگذره عشق قلابیم...هیچوقت نمیبخشمت ایشالا یکی عین خودت جلوپات سبز بشه

    • اين چيزا ك تو سايتع اگ افاقع داشت ك هيچي شكست نميخورذ
      بعد٢سال و ٢ماه چجوري فراموشش كنم

      پاسخ ها

      • Mhdse

        باز خداتو شکر کن ۲ سال بوده

    • یکسال ونیم رابطه پاک داشتم فقط درحدصحبت ب بدترین حالت ممکن ترکم کرد هیچی کم نداشتم...
      بعده کلی جون کندن فک کردم فراموشش کردم ولی
      سه سال بعد اخرین روز دانشگام خیلی اتفاقی عکسش و دیدم ک با یکی ازدوستام نامزد کرده شیش ماه اخری ک بامن رابطه داشت بااونم بود...
      داغ دلم تازه شد دیگ نشد فراموشش کنم...
      آبروش، زندگیش دست من بود... دلم نیومد لطمه بزنم بش بخدا بخشیدمش ...

      بعده اون ب اونا ک شکست عشقی خوردن مشاوره دادم
      ولی زخمش همیشگیه
      دلم سنگ شد
      خیلی داغونم مخصوصا شب ها
      کاش بشه از قلب مریضم بیرون بیادتانفس بکشه قلبم میخوادازجاش دراد....
      مادخترا خیلی ظریف واسیب پذیریم خدارو داریم
      خدابداد پسراودخترای نامرد برسه....

    • نمیگم همه مردها نامردی میکنن چون در این صورت حرفم عادلانه نیست ولی تف به غیرت هر چی نامرده پست فطرته - یک سال تمام به آقایی که چند سال از خودم کوچکتر بود و ابراز علاقه می کرد گفتم به درد هم نمی خوریم و دست از سرم برداره ولی اون هر روز با قسم و دلیل و برهان میگفت دوستت دارم و تحت هر شرایطی تو رو می خوام و کم کم منو به خودش علاقمند کرد ولی حالا خیلی راحت برگشته به من میگه ببخشید خانوادم مخالف ازدواج ما هستن و یکی دیگه رو برام انتخاب کردن - خدا ازت نگذره که اینطوری دل منو شکستی تو رو به خدا واگذار می کنم من با تو صادقانه و با دل و نیت پاک رفتار کردم ولی تو وقیحانه دل منو شکستی

      پاسخ ها

      • بدون نام

        من هم دقیقا تجربه‌ی مشابهی داشتم. پسری بود که چند سال از من کوچیک‌تر بود و بهم علاقه داشت. بهش گفتم تو خونواده‌ی ما فاصله‌ی سنی معکوس حل شده است ولی خونواده‌ی شما. هر روز میگفت خونواده‌ی من هم مشکلی ندارن و من زمین و زمان رو برای به دست آوردنت به هم می‌دوزم و ... چنان به من اطمینان داد که زندگیم اون بود، پشت و پناهم اون بود. ولی یه روز اومد گفت خونواده‌م مخالفن و رفت. خیلی راحت. منم به خدا واگذارش کردم و می‌دونم روی خوش تو زندگی نمی‌بینه

      • Aliireza

        دقیقا عین همین اتفاق برای منم افتاد و بعد اینکه دو سال زندگیمو ریختم به پای این دختر عوضی خیلی راحت گفت خانوادم مخالفن و ده روز بعدشم ازدواج کرد با اینکه همیشه بم میگف تو خیالت راحت من
        راضیشون میکنم ، نامردی دختر و پسر نداره الان چن ماهه میگذره و من روز ب روز داغون ترم

    • خدا به دادمون برسه

    • سلام امروز دومین روز جداییمونه اونم باکسی ک تمام دلخوشیم بود سعی میکنم خودمو سر گرم کنم ولی خوب نمیشه میدونین چرا چون عشقم خالصانه عاشقم بود حتی یه بارم بهم دروغ نگفته بود همونجور که من بهش دروغ نمی گفتم ولی به قول خودش بخاطر مصلحت دیروز از خواب باشده بهم بی ام داده ک از زندگی من برو بیرون چون خانواده من ک چی بگم عموی بزرگم مخالفه الان بدجور شکستم جوری ک دیگه فک نکنم نای بلند شدن داشته باشم و بتونم تو زندگیم حتی ب کسی فکر کنم اخه دلم بیشش گیرههههههههههههههههههههه خدا یا اشنامون نکن یا وقتی اشنا شدیم جدامون نکن

      پاسخ ها

      • بدون نام

        من تعجب می‌کنم خیلی از خانمها هی شکایت میکنن از پسرها که چرا خیانت میکنید چرا پای عهدتون نیستید اونوقت که. نوبتشون میشه خیلی راحت میزنن زیر همه چیز کدوم دختریه حاضره بخاطر عشقش تورو ی خانوادش که هیچ، جراتشو داشته باشه فقط احساسشون رو به خونوادشون بگن؟
        گفت دوسم داره عاشقمه اما همین که ن شنید ازخونوادش سرد شد بعدش خیلی راحت تنهام گذاشت حتی نذاشت سعی خودمو بکنم همش بهونه میوورد من عاشقش بودم اونم دیوانه وار امیدوارم یه روز درک کنه...

      • امین

        تا از مادرش جواب نه گرفت بهم گفت نشد ک بشه دیگ نمیخوام این رابطه رو ادامه بدم ...پس دلی ک اینهمه عاشقش بود چی میشه؟؟
        اون دوستت دارمایی ک بهم گفت چی؟؟هه متنفرم از هرچی عشقه

      • بدون نام

        بعضی ها توی رابطه ی جور رفتار میکنن که انگار فقط خودشون هستن و بس انگار عشق بچه بازیه وقتی نمیتونی ی رابطه رو نگه داری به هر دلیلی غلط میکنی ابراز علاقه میکنی و باعث میشی طرف مقابلت دل ببنده

      • سمیرا

        همون بهتر که اونا به حرف اطرافیانشون گوش کردن، پسرا فقط تا زمانی که از عشق طرفشون مطمئن بشن هستن وقتی بفهمن طرف همه جوره میخوادشون دلشونو میزنه، من چی که بر خلاف نظر خانواده و اطرافیانم به پاش موندم، آخرش بعد دو سال و دو ماه گفت شرایط ازدواج ندارم، اصلا شرایط ازدواج نداری غلط میکنی پیشنهاد ازدواج میدی و طرفو به خودت علاقه مند میکنی و آخرش میگی میخوای بمون میخوای برو

      • بدون نام

        همه مثل هم نیستن خانم سمیرا خانوم شکست عشقی هم درمورد پسرها صدق میکنه و هم درمورد دخترها لطفا کلی نظر ندید.همه مثل هم نیستن

    • من جوری شکستم تاروز مرگم دلشکستم‌ همه پسرا نامردن.آقا من وقتی اون نامرد ت قلبمه چجور برم ازدواج کنم بخداسخته زن یکی باشی امادلت پیشش نباشه بخدا سخته

    • به دختر ها
      مگر شما کسی رو نمیخایید که عاشقانه شمارو بپرسته و یکی مثل کوه پشت سرتون بایسته؟ پس چرا برای رسیدن به عشقتون هرچند کم تلاش نمی‌کنید؟یا حداقل صبر کنید؟ از نظر من حتی اینکه نظرتون رو درباره عشقتون به خونوادتون بگید کافیه مگه بعدش قراره تیغ بذارن زیر گلوتون؟(البته انصافا دخترایی هستن که پای عشقشون میمونن) عشقم همه چیزو خراب کرد، منم ناخواسته همه چیزو خراب تر کردم منم ازش هیچی نخواستم جز اینکه باور داشته باشه بهم، زود قضاوت کرد و رفت… . با وجود اینکه ادعای عاشقی می‌کرد بهم گفت من بخاطر تو حاضر نیستم آیندمو خراب کنم، هههه منی که حاضر بودم از همه دارو ندارم بگذرم بخاطرش بخدا حق من این نیست. بدم میاد از هرچی عشقه از هرچی آدم دورو. خودم با بقیه حرف میزنم ارومشون میکنم، اما درونم آتیشه…

    • امروز روز اول جداییمه ایشالا خدا ازش نگذره

    • سلام دوستان عزیز من برای بار دوم که اینجا پیام میگزارم به امید اینکه شاید حرف هام التیام بخش دل کسی باشه . منم تجربه شکست خیلی بدی رو داشتم .کسی عاشم شد به قول دوستی عاشق قلابی از هر دری وارد شد که بتونه من رو به خودش علاقه مند کنه .خانوادش هم باهاش همدست شدند از همه لحاظ من به اون برتری داشتم اغراق نمیکنم ولی حقیقت رو میگم . اومد خواستگاری خانواده مخالف بودن اما دیگه من تو چال وابستگی افتادم سه سال صبر کردم که شرایطش درست بشه قابل توجه اونا که میگن صبر کردن خوبه که بزرگترین اشتباه من بود. توی این مدت از هیچ محبتی بهش دریغ نکردم همیشه سعی میکردم براش بهترین باشم و عیار تمام خوبی ها باشم برام. در طول رابطه ما اصلا توهین به همدیگه نبود بسیار عاشقانه
      یکی از روزایی که خیلی عاشقانه بودیم من متوجه شدم که نامزد کردن(البته من مدت ها بود متوجه تغییرات رفتاری ایشون شده بودم اما باور نمیکردم با توجه به تمام محبت هام همچین خیانتی ببینم)
      که خودش و خانوادش بهم خیانت کرده بودن ولی من رو نگه داشته بودن نمیدونم به چه دلیلی.من توی این مدت خواستگارهای زیادی از دست دادم برای وفاداری احمقانه خودم.الان 73روز کاملا قطع رابطه کردم.ولی دوستان صبر کردن توی مسائل عاطفی اوج حماقت هیچ تضمینی وجود نداره که طرفتون بعد از چند سال به حرف هاش پایبند بمونه.من اینقدر به ایشون اعتماد داشتم که احتمال بد بودن خودم رو میدادم نه اون چون حتی طی مدتی که من شک کرده بودم با کسی هست بازم به شکلی قربون صدقم میرفتم که هیچ مردی اون شکلی قربون صدقه خانمش هم نمیره . پس گول حرف رو هم نخورید که هیچ تضمینی نداره. دوستان حرف سند نیست. شاید باور کردنی نباشه براتون از غم زیاد طی مدت 40روز ده کیلو وزن کم کردم. حال خوبی تجربه نکردم اما خدا رو شکر میکنم که تموم شد چون مطمئنم با اون خوشبخت نمیشدم.الانم فراموش نکردم ولی به آرامش نسبی رسیدم و مطمئنم که در آینده نزدیک حال دلم بهتر از قبل هم میشه و امیدوارم که هیچ وقت عشق به اون شکل رو هرگز تجربه نکنم. چون یه شروع غلط قطعا خاتمه غلطی هم داره حتی اگه به ازدواج هم ختم بشه. در ضمن شک نکنید که دنیا دار مکافات کسی که کسی دیگر رو فریب بده قطعا یه روز فریبی از همون جنس به سمتش برمیگرده .مطمئن باشید که خدا جبران کننده است و بهترین ها رو پیش میاره .از پرگویی خودم عذرخواهی میکنم

      پاسخ ها

      • بدون نام

        منی که عاشقانه عشقم رو می‌پرستیدم کسی رو که اینقدر دوسش داشته بودم که خدای من شده بود ارزش اینو نداشتم که منتظرم بمونه؟ همه مثل هم نیستن...

      • دل سوخته

        سلام خانمی خودتو ناراحت نکن همین بلا رو سر منم اوردن من الان خیلی بزرگ شدم فهمیدم چقد بی ارزش بوده ومن نمیدونستم منم الان ارومم اما دیگه به شوهرمم اعتماد نمیکنم خدا بزرگه حواسش به همه چی هست حتی دلشکسته خدا خودش بهای شکسته دلان هست

      • بانوی خسته

        ممنونم خانم اما من با اینکه نزدیک به سی سالمه اما از لحاظ روحی و احساسی لطمه شدیدی خوردم بااینکه الان تقریبا شده یکسال از گذشت این ماجرا اما دردی که بر روی قلبم باقی مونده هنوز سنگینی میکنه

      • بانوی خسته

        کاشکی درد منم مثل بقیه بود دلتنگی یا عشق زیاد اما من در وجودم عشقی باقی نمونده کاشکی تنفر هم در وجود بود اما
        دیگه من پر از ترسم از جنس مرد پر از تردید و هراسم مثل یه بچه که اگه از چیزی بترسه ترسش مشهوده و چقدر مظلوم میشه اینقدر راجع به جنس مخالفم پر از ترس شدم که حتی برای همکاری هم نمیتونم یه همکار مرد رو کنارم قبول کنم شاید اگر کسی این ترس رو بشنوه تصور کنه منظورم ترس روحی اما من ترسم رو اگر بخوام توصیف کنه واقعا شبیه به کودکی که از شدت ترس زیاد پر از گریه میشه و به مادرش پناه میبره .تو رو خدا اگر با کسی آشنا شدید عشق رو و دوست داشتن رو به گند نکشید که عشق چه واژه مظلومی شده این روزها

      • رویا

        تو بدترین دوران زندگیش ۴ سال باهاش بودم حتی کمک مالی بهش میکردم اون تهران سرباز بود و بااینکه ۴ ماه ب ۴ ماه همدیگه رو میدیدیم ولی ناراضی
        نبودم دست آخرم وقتی رابطمون خیلی خوب بود بهم پیام داد گفت من با کسی ام اگ باور نمیکنی عکسای دونفریمونو برات بفرستم دست از سرم بردار ولم کن با اینکه هم خانواده اون میدونست هم خانواده من و کلی برا ازدواج و زندگیمون حتی وسیله خونه خریده بودیم و کلی برنامه ریزی کرده بودیم ولی تو ی ثانیه جوری اصلا شوکه شدم و هیچوقت نمیتونم باور کنم باهام اینجوری کرد.همه زندگیم پر از جای پاهاش وسیله هاش حرفاشه.اگ از ترس آبروی خانوادم نبود مردنو انتخاب میکردم.جوری منو با حرفاش کوچیک کرد ک ب خواب هم نمیدیدم.هیچکس همچین رابطه تلخیو تجربه نکرده.جوری شکستم ک صدای گریه هام ب عرش میرسید روز اول ۱۳ ساعت پشت سرهم گریه کردم و زار زدم و التماسش میکردم ک بگه این کاراش و حرفاش فقط شوخیه ولی اون فقط میگفت برو بابا ولم کن اصلا نمیدونم چجوری میخام ب زندگی برگردم چجوری ردشو از زندگیم پاک کنم.از مرگ سختتره کل اطراف و دور و برم پر خاطره هاشه ما با هرچیزی ک فکر کنید خاطره داشتیم.چقد با ذوق وسیله های خونمونو خریدیم من چجوری دیگه ب این وسیله ها نگاه کنم.چجوری میخام زندگی کنم خدامیدونه.برام دعا کنید

      • بانوی خسته

        رویا خانم من هیچکس رو تو زندگیم التماس نکردم بمونه من بعد هم نخواهم کرد اما ازمن به شما نصحیت من با اینکه خیلی زیاد احساسیم اما تمام رد پاهاش رو از زندگیم پاک کردم هیچ چیزی نگذاشتم از یادگاری هاش بمونه حتی وسایلی رو هم که با پول خودم بود ولی با اون خریدم از بین بردم الانم اصلن یک درصد ارزو نکردم و نمیکنم که کاش بود من اگه لطمه روحی خوردم به خاطر احساسات و مهربانی خودم که بیش از ارزش اون ادم بهش بها دادم نگران نباش حالت خیلی خوبتر میشه اما جای زخمی که به قلبت زده رو قلبت همیشه میمونه .ماها اشتباه کردیم که سادگی کردیم اعتماد کردیم حالاهم تاوان شم میدیم .

    • من تا حالا شکست عشقی نخوردم ینی عاشق نشدم که شکست بخورم ولی یچیزو خوب میدونم و میخام به اونایی که شکست خوردن بگم:چیزی که با زور بدست بیارین،کسیو با زوز کناره خودتون نگه دارین هیچ ارزشی نداره پس بیخیالش شین و به داشته هاتون فک کنید

      پاسخ ها

      • بدون نام

        گفتن اینکه بیخیالش شی کار اسونیه
        شما هنوز عاشق نشدین که بدونین درد عشق چطوریه آدم احساس میکنه نفسش بالا نمیاد انگار قلب آدم میخاد از جاش بکنه به خصوص شبا، احساس میکنی جایی بین زمین و آسمونی، حق با شماست کسی رو نمیشه بزور نگه داشت اما امان از درد عشق که باعث میشه آدم چه کارایی نکنه، آدم عاشق وقتی معشوقش رو از دست بده مثل دیونه ها رفتار میکنه بدتر از اون اینکه یه جور باید رفتار کنی که انگار حالت خوبه خوبه. عههههه.

    • خدا لعنت کنه هر چی مرد پست ، بی غیرت ، بی عرضه و دروغگو هست و خداوند ازشون انتقام بگیره اونهایی که دل دیگری رو به خودشون وابسته میکنن و بعد دل میشکنن من یکی گذشت نمیکنم و تا عمر دارم نفرین میکنم که هیچ وقت روی خوشبختی نبینه اون مردی که دل منم به بهانه مخالفت خانوادش شکست

      پاسخ ها

      • بدون نام

        منم دختر خالم با مخالفت خونوادش پسم زد و الان هم مثل غریبه ها با من رفتار رمیکنه من عاشقشم هر کاری کردم برای اینکه دیگه بهش احساسی نداشته باشم! خواستم ازش متنفر باشم نتونستم! خواستم ازش بدم بیاد نتونستم! خواستم بدی هاشو بیارم جلو چشمم نبود چیزی! شاید هم بود اما من کور بودم و ندیدم! مثل اینکه نفرین شدم فقط ی حس بهش
        داشته باشم اینکه عاشقش باشم کلا عشقش منو از درس و
        زندگی عقب انداخته ولی دیوانشم خیلی نمیدونم تو این کار خدا چه حکمتی هست جز اینکه به کلی بدبخت شدم...

    • اميدوارم كسي به نام "م" كه يا نامرده واقعي هستش اين جا بياد و اين نوشته رو بخونه كسي كه گفت عاشقمه و فقط قصدش اخاذي بود و پنجاه ميليون تومان سر من كلاه گذاشت و رفت. احساسم رو خجش كردم ، پولهام رفت و حالا يك زن تنهام با كلي قرض و بدبختي و اون داره زندگيش رو با زنش سپري مي كنه . هر كسي را نتوان گفت كه صاحبنظر است عشق بازي دگر و نفس پرستي دگر است.

    • من تقریباسه ماهه بایه نفرواردیه رابطه شدم.ولی اون قبلایکیودوست داشته.اوایل میگفت فراموش کردم اماالان میگه نتونستم فراموش کنم بااینکه هیچ حسی بهش نداره.همین موضوع باعث شده یکم ازم دوربشه وبخوادبرای مدتی تنهاباشه..لطفاکمکم کنیدچیکارکنم که بتونم بهش کمک کنم فراموش کنه.خودشم خیلی میخوادفراموش کنه

      پاسخ ها

      • بانوی خسته

        دوست عزیز شما قرار نیست به اون کمک کنی که عشق سابقش رو فراموش کنه.از کجا اینقدر مطمئنی که هیچ حسی به اون فرد نداره .از نظر من خیلی وقیحانه است که یک خانم یا اقا با نفر بعدی که وارد زندگیشون میشه در مورد نفر قبلی حرفی بزنه. مطمئن باشید پرونده نفر قبلی هنوز براش کاملا بسته نشده.

      • آناهیتا

        همین اول کاری بی برو برگرد و بی تعارف بذارش کنار .. این طرف فقط براتو بدبختیهاشو آورده و تا معشوقش برگرده تورو کنار و پس میزنه .. بازیچه نکن خودتو

      • آرامش خیال

        دوست من دقیقا شرایط منم مثل توا بهش گفتم تا خودتو پیدا نکنی باهات نمیمونم اول بشین با خودت کنار بیا ببین کجای زندگی قرار داری. بعد رابطه جدید رو شروع کن اگر بخوای با احساست تصمیم بگیری و یا اینکه برای رهایی غم شکست عشقیت دنبال ی تازه واردی که ذهنتو خالی کنه یا بتونه یجوری کمک دهنده باشه برای فراموش کردن عشقت سخت در اشتباهی چون تو هنوز خودتم نمیدونی میخوای جدا بشی از گذشته یا نه؟ اگر تصمیم ب جدا شدن از گذشتتو نداری و نمیتونی و نمیخوای فراموش کنی اینجور خودتم داری مرتکب شکستن دل ی آدم دیگه میشی و این مثل زنجیر ادامه پیدا میکنه.
        دوست من با حرف چیزی درست نمیشه باید عمل کنه که واقعا نمیخواد مثلا اگر رابطه شما بیشتر از ۴ یا ۶ ماه طول بکشه و سردی و فکر گذشتش هنوز وجود داشته باشه بدون نمیخواد بیاد بیرون از اون افکار و بودن شما بیهودست چون خودت فقط ضربشو میخوری. میدونم این پیامو که میدم خیلی وقته گذشته از پیام شما و امیدوارم راه درستی انتخاب کرده باشین تا حالا.

    • من هشت سال پیش عاشق دوست پسرم شدم اونم عاشق من شد قرار شد با هم ازدواج کنیم ولی ازدواجمون به این آسونی نبود چهار سال طول کشید با هزار بد بختی با هم ازدواج کنیم و الان دارم با عشقم زندگی میکنم درسته اخلاق های به خصوصی داره که خانوادم میگن با هرکی دیگه ازدواج میکردی بهتر از اون بود ولی من میدونم اگه به عشقم نمی رسیدم میمردم از موقعی که باهاش ازدواج کردم خیلی اذیت شدم سه سال تو خونه ای که داشت سقفش و دیواراش میریخت و خیلی قدیمی بود با مادر شوهرم و خانواده شوهرم زندگی کردم و روزی نبود تو زندگیم دخالت نکن و زندگی رو برام جهنم نکن و شوهرم خیلی سرد باهام رفتار میکرد ولی الان خدا رو شکر خونمونو عوض کردیم و مستقل شدیم تو این سه سال میخواستم خودمو بکشم ولی خوش حالم تحمل کردم فقط به خاطر اینکه عاشق بودم و عشقم باعث شد سختی هارو تحمل کنم آرزو میکنم همه عاشق ها بهم برسن چون زندگی با عشقت خیلی شیرینه با همه سختی هاش

      پاسخ ها

      • بدون نام

        خوش به حالت... واقعا خوشبختی من اگه جات بودم روزی دو رکعت نماز شکر می خوندم امروز تو تلگرام عکس پروفایل کسی که ع اش قش بودم رو دیدم که دست تو دست یکی به حلقه و گل گذاشته... دلم میخاد تو صورت دنیا چنگ بندازم

      • دلتنگ

        خوش بحالت تورو خدا برا جوونا دعا کن

    • سلام
      به نطرتون از این عشقا هنوز م پیدا میشه
      ۳۰ سال پیش قراربود با فامیل ازدواج کنم خلاصه بگم که چه عشق پاکی بهم داشتیم پاک که میگم یعنی اینکه من حتی نمیتونستم به صورتش نگاه کنم در حالیکه تو یک کلاس درس میخوندیم ...خدا اینو بهتره میدونه که وقتی هم صحبت ازدواج شد فقط خودشو میخاستم باایمان بود ووضع مالی چندان خوبی هم نداشت
      تا مرحله عقد برنامه ردیف شد بعد یهویی خانوادش همه چی رو بهم زدن من و اونو داعون کردن من که هنوز داعونم ازدواج کردم ولی هنوزم .....آه آه پناگاهم سجاده نمازم هست ولی بخدا فراموش نکردم نمیدونم روز حساب منم طلب دارم .... ....یا تازه طرف فعلی من طلبکارم باشه یه عمر با دلشکسته روزهای زندگیموسپری کردم !!!
      هنوز م گرفتارم ....فراموش کردن یعنی چه
      خدا از سر باعث و بانیش نگذره .....

      پاسخ ها

      • بدون نام

        با این حرفاتون خیلی منو میترسونید منم چند ماهی هست ازش خبری ندارم ولی بخداوندی خدا یک روز هم نشده که بهش فکر نکردم خیلی دوسش دارم خیلی نمیدونم واقعا چیکار کنم که فراموشش کنم هر روز صبح اولین چیزی که میاد تو ذهنم خودشه فرشته یکی یه دونه خودم.

    • خوشبحالتون بهتون حسودیم میشه کاشکی عشقم یه نمه از شما یاد میگرفت با ی نه شنیدن زد زیر همه چیز خیلی زود نفسش برید.از صمیم قلب براتون ارزوی خوشبختی میکنم.موفق باشد.

    • من 4 سال با یکی بودم 2 سالش عاشقانه همدیگه رو دوست داشتیم طوری دوسم داشت که اسممو خالکوبی کرد رو دستش منم اونو خیلی دوست داشتم2 سال بعدی بهم خبر میدادن با فلانی قرار گذاشته اون حاشا میکرد ومنم میدونستم دروغ میگه بازم رو خودم نمیاوردم میبخشیدمش تا اینکه دیشب لایو گذاشت تو اینستا دوستم دید چطور یه دختره براش عشقم عشقم میکرده منم دیدم داغون شدم از داغ دلم تل و اینستا هم پاک کردم نمیدونم چیکار کنم خسته شدم از ادمایی که ارزو دارن باهات باشن تا اینکه ارزو شون برا ورده میشه بیخیال همه چی میشن... خدا فقط یه چیزی میخوام اونم اینکه به حال وروز من بیوفته و درکم کنه...

      پاسخ ها

      • بدون نام

        شما مطمئنی اونم عاشقتون بوده؟بعنوان یک پسر بهتون میگم اگه واقعا دوستتون داشت حتی برای یه لحظه فکر خیانت به سرش نمیزد .خوب منم عاشق شدم فکر خیانت که هیچ حتی به بقیه دخترا هم نگاه نمیکردم الان هم که جدا شدیم حوصله هیچ دختری رو هم ندارم.دست خودم نیست عاشقشم همیشه فقط اون جلو چشمامه

    • سال نو به همه دلشکسته های عاشق مبارککککککک
      به امید روزی که سال نو رو با لایقترین ها جشن بگیریم

    • نامرد بی معرفت تمام آرزوهامو به دلم گذاشت...حتی نذاشت اولین عیدمون رو پیش هم باشیم.... خیلی راحت بعد 10 ماه نامزدی گذاشت رفت.همش الکی بهونه میگرفت..حالا من موندمو این همه خاطرات....من از دوری اون بغض میکنم گریه میکنم...اونم به فکر اینه ک چه جوری منو بده زندان...!!!!

      پاسخ ها

      • بدون نام

        من ۴ماهه که نامزدیم با کسی که واقعا عاشقشم حتی اونو بیشار از عشق اولم که ۴سال با خانواده هامون جنگیدیم و بهم نرسیدیم دوس دارم دیوانه وار همو میخواستیم تا اینکه دیشب نمیدونم چیشد که زنگ زدن مامانمو همه چیو تموم کردن گفتن اخلاقاشون بهم نمیخوره.دروغ میگفتن زنگ زدم ب نامزدم تا بپرسم جریان چیه اون با لحن بدی گف همچی تموم شده خوبی بدی دیدی حلال کن.از دیشب از بس گریه کردمو خودزنی کردم هلاکم تورو قران واسم دعا کنید من هم عشقمو از دست دادم هم غررورمو.من بدون اون میمیرم بخدا

      • اف

        من الان پیامتونو خوندم ،خیلی ناراحت شدم خودمم عاشق کسی ام خونوادش مخالفن یک ماهی هست ازم جداشده

    • امیدوارم که سال جدید بر همگی مبارک باشه و سال به گل نشستن آرزوهای همگیتون باشه دوستان عزیزم

    • پاتریکم، میدونیم جنسش با همه فرق داشت،تا ابد پیشه خودم نگهت میدارم....

    • بهم می گفت کائو قلبش من دارم فقط 1 هفته نبودم رفت با یکی دیگه نمی تونم فراموشش کنم

    • سلام دوستان من ۸ ماهه با ی اقایی وارد ی رابطه شدم که زن داره میدونم نمیتونه تا اخر با من باشه ولی میخوام رابطه رو تموم کنم مثل مردن میمونه موندم چکار کنم میدونم هر چقدرطول بکشه شکستش سختره دارم دیونه میشم

      پاسخ ها

      • ی

        شما دارین به زندگی ی نفر دیگه آسیب میزنین خیلی زود از این رابطه بیاین بیرون

      • علی

        یا پیغمبر خددددددددددددددددداااااااااااا به دادت برسه

    • درد عشق هیچ درمانی نداره و تا زمانی که زنده ای فراموش نمیشه کاش هیچ وقت عاشق نمیشدم و کاش میدونستم چطور میشه آلزایمر گرفت .

      پاسخ ها

      • بدون نام

        میترسم آلزایمر بگیرم همه رو فراموش کنم بجز عشقم

      • دلتنگ

        آلزایمرم بگیرم اون لعنتیو یادم نمیره

      • بدون نام

        عالی داش

      • رویا

        گذر زمان فرام ش مییشود

    • بعد از هفت سال رابطه یهو زد زیر همه چی...گف من با تو خوشبخت نمیشم و مسئول خوشبختی تو هم نیستم ..الان سه ماهه رفته من موندم یه عالم خاطره

    • من که عشق هیچکس وباور نمیکنم

    • منم یه دختر بیخیال راحت با فامیل بودم واهل دوستی با هیچکس.تا اینکه یکی از پسرهای فامیل خیلی بهم محبت میکرد به طوری که همه بهم میگفتنند تا من کمکم واقعا دیدم همه راست میکنند اونقدر بهم محبت میکرد که خواهر ومادرش نسبت به من حسادت میکردنند ولی من بیخیال مثل همیشه به خاطر اینکه خانواده اش فکر نکنند من مقصرم به اونا میگفتم داداشام چطورنند الان باهام خوبند خوانواده اش ولی پسرشون جایی که من باشم حضور پیدا نمیکنه ولی خوشحالم از اینکه به خاطر من بین من وخانواده اش یکی رو انتخاب نکرد وبرایش ارزوی خوشبختی میکنم چون پسر خوبوایده عالی بود.من یکی از معیار ازدواجم این بود همینطور که پسر ی من میخواد خانوادهاش هم با جان دل من وبخوانند

    • توزندگیم عاشق یه نفر شدم ولی اول منو وابسته خودش کرد گفت که دوستت دارم واسه ازدواج تورو میخوام بعدش هم منو ول کردو رفت بنظرتون چیکار کنم که عاشقم بشه

      پاسخ ها

      • selda

        شما هیچ کاری نمیتونی بکنی اون دیگه ولت کرده رفته حتی به فکرتم نیست که چیکار میکنی فقط فقط به فکر خودشه و بس.

    • من ۴ماهه نامزدیم دیروز نمیدونم‌چیشد بهمش زدن گفتن اخلاقاشون بهم نمیخوره. ما واقعا عاشق هم بودیم.ولی وقتی دیروز زنگ زدم جریانو بگم ک چرا بهمش زدن با لحن بدی گف هرچی بینمون بود تموم شد خوبی بدی دیدی حلال کن.باورم نمیشع تا دیروز قربون صدقم میرف خانومم خانومم میکرد.از دیشب از بس گریه کردم و خودزنی کردم هلاکم.تورو خدا واسم دعا کنید.من نمیتونم فراموشش کنم.من هنوز تو شوکم ک اینکه مث خر عاشقم بودچیشد پس

      پاسخ ها

      • بانوی خسته

        دوست عزیزم خودزنی نداره اونی که باید کتک بخوره شما نیستی اونه بعدشم این روزها حرف رو همه بلدن بزنن به عمل کردن به حرف که نیست به حرف همه خوبن درحق شما ظلم کرده ولی آخر دنیای شما نیست قوی باش یکیشما رو دوست داشته الان دیگه ندارهبه شما این فرصت رو داده که کسان دیگر رو عاقلانه تر انتخاب کنید
        چیزی که میگم قبولش به عنوان یه احساس سخت ولی به لحاظ منطق بسیار راحت.ذکر یونسیه قلب رو آروم میکنه

    • سلام.کسی که درحد مرگ دوستش داشتم گذاشت و رفت... واقعا مسئولیتی درمقابل احساسم نداشت؟؟؟

    • عشقم دیروز رفت واس همیشه.آخه لعنتی نگفت من چجوری کنار بیام.قرار بود تیرماه عقد کنیم.آخه خدا چرا با من اینکارو میکنی،اینجا کسی واس درد هست با آی دی تلگرام حرف بزنیم

      پاسخ ها

      • بدون نام

        سلام عزیزم منم مثل خودتم خعلی تنها خعلی عاشق حتی خانوادم دیگه قبولم ندارم احساس میکنم خعلی محکم زمین خوردم .

      • بدون نام

        بیا پیش خودم همدردیم

    • لعنت به هر چی خائن و نامرده

    • کلا رابطمون 5 ماه طول کشید که وسطش 45 روز جدا بودیم و من برگشتم طرفش... یه دختر اروم و مهربون و خوشگل و تحصیلکرده ... اما خب نخواست دیگه ...وقتی نمیخوادت جواب پیامتو 5 ساعت یبار میده وقتی نمیخوادت قهر و اشتیت زیاد براش مهم نیست ... وقتی نمیخوادت هر روشی که بکار ببری که عاشقش کنی جواب نمیده ... وقتی نمیخوادت باید ول کنی و بری ... ماه اول از جدایی گذشت و حالم بدتر شده ... اما ایمان دارم خوب میشم و ایمان دارم ازین روزای بد فقط یه سری خاطرات مبهم باقی میمونه ... یه قول به خودم میدم : قدر خودمو بیشتر بدونم ... من لایق اینم که همونقدر که عشق میدم همونقدرم عشق دریافت کنم ... دوستان همه چی دست خودتونه ... این حس میتونه شما رو تا جنون و اعتیاد و افسردگی و پاشیده شدن زندگی پیش ببره و هم میتونه بشه یه تجربه قشنگ که بعد از چند سال وقتی یادش افتادید یه غم لذت بخش بیاد سراغتون ... زندگیمون یه هدیست که نباید خرابش کنیم ... تحصیلات و چهره و خانواده و پول ملاک بهتر بودن عشقتون نیست ...یه نفر وقتی بهترینه براتون که احساسشو نثارتون کنه ... بیاید قول بدیم نذاریم یه تجربه از پا درارمون ...

      پاسخ ها

      • بدون نام

        داداش حرفات کاملا درست و منطقی هستن من خودم روزی صد بار اینارو به خودم میگم اما در نهایت دلتنگش میشم،کاش همونطور که عقل منطق قبول میکرد دل هم همینطور بود اما امان از دل این دل نفهم ترین موجود روی زمینه حالا هی بیا توضیح بده واسش....کاش به همین سادگی بود که میگفتی...

      • سارا

        موافقم واقعا، به این سادگی ها نیست، اگه بود که منم باید ،تقریبا یک سال و نیم پیش میذاشتمش کنار، الانشم با همه اذیت ها و دروغ هایی که بهم گفته حاضرم فقط ازم معذرت خواهی لفظی کنه که بازم به پاش وایسم، با اینکه هنوز در مورد دلیل دروغ هاش توضیحی بهم نداده.ر

      • بدون نام

        چقدر زیبا نوستین

      • اف

        کاش بتونم بابیشتر صحبت کنم،من تازه شکست خوردم تازه پیامتونو دبدم

    • کاش بمیرم همین...الان پنج ماهه شبو روز ندارم...

      پاسخ ها

      • sohi

        منم همین آرزو رو دارم

    • منم عشقم رفت سه روز قبل سال تحویل
      یدفعه رفت یدفعه نامزد کرد تا روز قبلش با من صحبت میکرد لما در حین صحبت با من رفت خواستگاری و روز سال تحویل عقد کردن و رفتن ماه عسل من موندم و التماسایی که بهش کردم و محل نذاشت و گوشیشو قطع کرد و خاموش من موندم و یه بدن یخ زده که فقط میلرزیدم من بودم و فقط راه رفتن تو حیاط و گریه کردن من موندم و ۴ روز هیچی نخوردن تا کارم رسید به بیمارستان. نمیدونم زندگیشون چی میشه اگه من بودم انقدر میترسیدم که خوشی و زندگیمو توی لحظه ای بنا کنم که میدونم عشقم داره زجر میکشه حداقل یه هفته قطع میکرد رابطه رو و بعد میرفت. سر تحویل سال فقط توی حیاط راه میرفتم و گریه مبکردم تا از حال رفتم.
      از اون موقع تا الان هر موقع چشمامو میبندم خوابشو مبیبنم وقتی صبحها از خواب پا میشم انگار یه غم سنگینی رو دلمه و همش توی اتاقمم و بفکرش دارم داغون میشم

      پاسخ ها

      • بدون نام

        وایی خیلی سخته خدانصیب هیچ کس نکنه خدا صبر بده بهت من که گریه ام سرازیر شد شما دیگه جای خود داری

      • فرزانه

        سلام به همه دوستان عزیزم بچه ها منم شکست خوردم بد صدای قلبمو شنیدم خیلی درد داشت ولی ادم برای کسی اینجوری میسوزه که طرف بیفته بمیره انقدر حالمون بد شه اونا در نهایت نامردی اذیت کردنو رفتن ما چرا باید این همه غصه بخوریم اخه کسی که رفت ارزش نداشته که رفته

      • علی

        ای خدا من هم اینجوریم اگه خوندی جوابم بده تا من هم کمی اروم بشم

    • سلام من چند سال پیش عاشق یه دختری شدم که هم دیگرو خیلی دوست داشتیم ولی اون به زور باباش با یه پسری که اصلا هم دوست نداشتن ازدواج کرد از اون به بعد عاشق هیچ دختری نشدم و به سختی تونستم فراموش کنم حالا خیلی تنها شدم هرچی دنبال یه دختر میگردم نیست نمیدونم چی کار کنم دارم از تنهایی دیونه میشم خداااایا کمکم کن یکی رو شبیه اون پیدا کنم

      پاسخ ها

      • رویا

        سلام واقعا فراموش کردی

      • رویا

        سلام واقعا فراموش کردی؟بعدازچندسال؟

      • اف

        من تازه پیامتونو دیدم الان تووضعیتی ام ک عشقم داره ترکم میکنه لطفا راهنماییم کنید هروز دارم بمرگ فکرمیکنم

    • بعد مدت ها عاشق یه دختر شدم گفتم مذهبیه و وفا داره و اینا.....اما بعد جدایی تجربه شد که دین تاثیر زیادی تو شخصیت ذاتی ادما که علاقه هاشون چی هستش نداره. ادم خسته میشه از بس نمیرسه باید برم تو کار بیخیالی

    • قدیم ها که برای یه مدت گوشی نداشتم خیلی سخت میگذشت بهش هروز زنگ میزد خونمون و به هر بهانه ای که با من صحبت کنه یه سری انقدر زنگ زده بود که کم مونده بود گوشیمون بسوزه یادم میاد خیلی دوسم داشت میگفتی اصلا
      دنیا بدون تو صفا نداره و هروز لحظه شماری میکردم تا ساعت دو بشه خیلی حس خوبی بود یکی عاشقت باشه خاطر خواه داشتم ولی هیچ کدومشون واسم اون نمیشد یک ماه من گوشی نداشتم و مرتبا ساعت دو زنگ میزد کم کم عاشقش شدم بهش وابسته شدم بعضی شبا دیونش میشدم دردش نابودم میکرد دیگه خودم خودمو فراموش کرده بودم فکرو ذکرم فقط اون بود تو اوج این عاشقیا گفت تنها با من نیست بخاطر مشکلی که داشتیم یعنی مشکلی که شده بود دغدغه جفتمون هضمش خیلی سخت بود حرف های مردم ی طرف نرسیدنمون ب همم ی طرف من همش فکر میکردم چون خیلی دوسم داری میخوایی فکرت از سرم بیفته داری دروغ میگی که با کس دیگه در ارتباطی با این باور حال خودمو خوب نگه میداشتم بعد یه مدت دیدم نه مثل اینکه قصیه داره جدی میشه و اون عاشق و فارق میشه وقتی که خوب بود من حالم بد میشد میدونستم که این ارامش قبل طوفانه میدونی افتاده بودم توی یه مرداب که هرچه دست و پا میزدم خلاص ک هیچ بیشتر گرفتارش میشدم گذشت و گذشت شد یک سال این یه سال خیلی سخت گذشت به من خیلی بعد از یه مدت فهمیدم که با دوستم دوست شدن و انگار همم دوست دارن نمیدونم واسه من که خیلی سخت بود ولی شاید باهم خوشبخت باشن نمیگم که منو فراموش کرده نه میگه همش دروغه ولی تصمیم این بود که برم ایا من اشتباه کردم؟؟؟؟

    • گویند که چون میگذر هیچ غمی نیست
      اما که به والله همین درد کمی نیست

    • سه سال عاشقانه باهم بودیم صب تا شب از حال هم با خبر بودیم تا اینکه توی یک بیمارستان استخدام شداز یکی از دوستاش پرسیدم سرکار چجوریه رفتارش با بقیه ک عشقم متوجه اینکارم شد و فکر میکرد من با دوستش رابطه داشتم ب جوونیم قسم من فقط در مورد خودش کنجکاو بودم.گفت مهرت از دلم رفت دیگه مث قبل نمیتونم باهات باشم.هی با هم قهر بودیم باز دو سه روز آشتی میکردیم تا اینکه دیدم جلوی روم خیلی عادی داره با دو نفر پی ام بازی میکنه دل و قلوه میگرفت گفتم رابطه رو تموم کنیم خیلی راحت گفت آره ما ب درد هم نمیخوریم درجا خشکم زد.همه جوره بلاک ومسدودم کرد .میگفت تو بهم جنون داری من اینو نمیخام.خیلی راحت ولم کرد.سه شب ک نخوابیدم از فکرش نمیتونم بیام بیرون .لعنت ب عشقی ک انقد الکی دنبال بهانه باشه ک ولت کنه

      پاسخ ها

      • یه پسر

        موندنی راهش رو پیدا میکنه و رفتنی بهانه اش.بعضی وقتا اون کسی که میگفت میمیره برات و بدون تو نمیتونه زندگی کنه یه جوری تنهات میذاره راحت!انگار که هیچی نشده ی .

    • میدونید چیه 4 ساله عاشقانه با یکی دوست هستم.....خیلی دوستش دارم اونم دوستم داره این آخر آخرا خیلی اذیتم میکنه فکر جدایی زده به سرم ولی از اینکه بدون اون قراره به چه روزی بیوفتم منو میترسونه باید باهاش حرف بزنم چون طاقت اذیت کردن رو ندارم.دختری هستم که 4 سال به هیچ پسری نگاه نکردم.این اذیت ها حق من نیست.....

    • کاش زمانی که میرفتن .. خاطره هاشونم با خودشون میبردن ... منو خاطره هاش میکشه نابودم میکنه ... فقط خاطره هاااااش

    • سلام من ۶ سال باهاش بودم و بعد بنا به دلایلی و اجازه ندادن پدر نشد که باهم ازدواج کنیم.الان ۲ ساله که ازدواج کردم و تو خونه خودم هستم.اولا زیاد تو ذهنم نمیومد و فکر میکردم فراموش شده ولی الان دارم خیلی عذاب میکشم.دیگه چند ماهه که مربض شدم از فکر و خیال و بهم خوش نمیگذره.همسرم فوق العاده ادم با محبت و مهربانیست ولی من دلم جای دیگست.ناگفته نماند که بعد جواب رد پدرم اول ایشون زن گرفتن و بعد من ازدواج کردم.اون خوش بخته و انگار فراموش کرده همه چیزو ولی من…تو رو قرآن واسم دعا کنید که همه چی از یادم بره و حالم خوب بشه تو را به خدا دعا کنید.اعتماد به نفسمو به طور کامل از دست دادم.واقعا مریض شدم.چکار کنم؟

      پاسخ ها

      • بدون نام

        خواهر عزیز هیچ راهی برای فراموش کردنش وجود نداره!اصلا سعی نکنید فراموش کنید چون حالتون بدتر میشه،بجاش سعی کنید با واقعیت های موجود کنار بیایید اینکه بعد از دو سال شما دارید عذاب میکشید ناشی از اینکه هنوز به ایشون علاقه دارید،این علاقه هیچ وقت از بین نمیره اما با سعی و اراده شما میشه کم و کمترش کرد مثل اوایل.خود گولزنی در بسیاری موارد کمک میکنه حداقل من که فقط با این راه تونستم حالمو بهتر کنم.

    • واگذار کنید به خدا.

    • سلام عشق منم ترکم کرد و رفت الان ۵روزه داغون میشم البته مجبور شد خیلی سختی به خاطر من کشید اونم قلبش پیش منه به هر حال رفت هیچ امیدی واسه زنده موندن ندارم چند بار قسط خودکشی کردم .سه شنبه لعنتی ۲۱سال جدید سگی .ولی نظرات شمارا میخونم یکم اروم میشم لااقل همدرد دارم

    • سلام ، خیلی دردناکه ، بعضیا چرا دلشون از سنگه دوباره چطوری ارامش روانی به ما برگرده

    • هرچقدر قسم میخورد عاشقمه بجز من با کسی دیگه ازدواج نمیکنه.اولین آخرین عشقم بود بهم خیانت کرده وقتی هکش کردم فهمیدم

    • بعد سه سال عاشقی به من گفت بخاطر شرایط مالیم نمیتونم ادامه بدم که خوشبختت کنم. من بخاطرش همه کاری کردم حتی دانشگاهم رو جایی زدم که شهر اون باشه که کنارش باشم ولی اون منو تنها گذاشت توی این شهر غریب خیلی برام سخته نمیدونم چطور باهاش کنار بیام...قلب دختر و پسر موقع عاشق شدن شکنندس مواظب باشین خدایی هم هست که جواب اشکاشونو بده

    • ۱۸ سالمه و نمیگم مذهبی ام ولی چادر میپوشم و به خدا و پیغمبر اعتقاددارم و گاهی اوقات نماز هم میخونم،والدینم از بچگی منو به درس خوندن تشویق کردند و تمام فکر و ذکر من درس خوندن بوده و هرگز وارد دوستی های خیابانی نشدم اما از ۷ سالگیم به پسر دایی ام که چهار سال از من بزرگتر است علاقه مندم او هم همینطور و بارها مادرش به شکل های مختلف از نجابت من و علاقه پسرش به من گفته ، اما مادرم هر بار گفته من مثل خواهرپسرش هستم و من قصد ادامه تحصیل دارم . خانواده آنها مخالف ادامه تحصیل دختر هستند اما پدر و مادر من عقیده دارم دختر باید درسش را کامل کنند آن وقت ازدواج کند، پسر داییم خلاف کاره و با پول خلاف خونه و ماشین خریده و رفیق بازه ولی والدین من هردو کارمندن و افراد متشخصی هستن ، گفتم عیب نداره کمکش میکنم تا آدم بشه ، این رو هم بگم که ما دو تا حتی یکبار هم از زمانی که بزرگ شدیم به هم ابراز علاقه نکردیم چون هر دو تامون آدمای مغروری هستیم .دختر عمویی ۱۹ساله دارم که به خاطر اخلاق مادرش با آنها خیلی رفت و آمد نداریم اما ما از بچگی مثل دو خواهر با هم بودیم و از همه چیز زندگی هم خبر داشتیم. ۴،۵ سال پیش وارد دوستی های خیابانی شد جوری که یک سال به مدرسه نرفت و من درحالی که کوچکتر بودم با دلسوزی هر بار اورا پند میدادم که این کارها آخر و عاقبت ندارند و حتی از بی آبرویی نجاتش دادم . وقتی مادرش فهمید برای اینکه من چیزی از دخترش به بقیه نگویم رابطه را خیلی کمتر از قبل کرد در حالی که من راز دخترش را در سینه ام نگه داشتم . هفته پیش پسرداییم به خواستگاری دختر عموم رفته و این جمعه نامزدی آنهاست. من وقتی امروز این موضوع را فهمیدم خیلی ناراحت شدم و از صبح تا حالا لب به غذا نزدم و فقط گریه میکنم . تعجب کردم از اینکه چطور پسر داییم که از گذشته دخترعموم آگاه بود و همیشه از بدی او پیش ما صحبت می کرد اینقدرعاشق او شده. من از ازدواج آنها ناراحت نیستم فقط دلم به حال خودم می سوزد که از دو تا از نزدیک ترین هایم بدترین ضربه را خوردم.دختر عموی نامردم از علاقه ما دوتا به هم خبر داشت ، حالا چطور شده که انقدر اون رو دوست دارد و بدون توجه به من میخواهد با او ازدواج کند؟ هدفم پزشکی هست و امسال محال است که به آن دست پیدا کنم و میخواهم یکسال پشت کنکور بمانم تا پزشکی تهران قبول شوم اما از طرفی میخواهم هرچه زودتر از این شهر بروم تا بتوانم کمتر به این دو نفر فکر کنم‌ . خیلی حالم بده و شک دارم بتونم خودم رو راضی کنم جمعه برم جشن اونها و بهشون تبریک بگم :(

      پاسخ ها

      • بدون نام

        خدا بهتون صبر بده فقط همینو میتونم بهتون بگم غم شکست عشقی حتی از غم از دست دادن عزیز هم بدتره اما اینو بدونید شما هنوز خیلی جوون هستید و راه زیادی در پیش دارید نمیگم در گذر زمان عشقتون رو فراموش میکنید یا علاقتون رو بشون از دست میدید چونکه غیر ممکنه اما این شکست رو بعوان ی تجربه برای اینده تون در نظر بگیرید و بدونید همین که وارد جامعه و دانشگاه بشید قضایا و مسائل زیادی سر راهتون قرار میگیره اون زمان است که قدر این تجربه رو خواهید فهمید.موفق باشید.

      • دهه شصتی

        خدا رو شکر کن که مادر فهمیده ای داری به نظرم پسر داییت ارزششو نداشته سعدی میگه انکه عیب دگران پیش تو اوردو شمرد بیگمان عیب تو پیش دگران خواهد برد

    • منم ٤ ماه با كسي ك ٣ سال ازم كوچيك تَر بود دوست بودم واقعا دوسش داشتم با اينكه از اول ميدونستيم فازمون ازدواج نيس،اما ي ماه اخر خيلي سرد شده بود بهانه هاي الكي مياورد منم خيلي تحمل كردم ولي ديدم ديگه فايده نداره الان ٣ روزه كات كرديم

    • چقد رابطه های امروزی بد شده!! همه نظراتو خوندم دلم شکسته بود شکسته تر هم شد!میگفت عاشقمه منو به حد مرگ دوست داره منو وابسته خودش کرد و رفت بعد یک ماه دوباره برگشت و حرفایی زد که دوباره منو خام میکرد ولی من واستادم و جنگیدم به حرفاش اعتماد نکردم الان دو ماهه که برگشته تو این دو ماه دو بار فقط بهش اجازه دادم منو ببینه که تاوان اشتباهشو پس بده بدونه چیکار کرده بدونه اشک یه دخترو دراوردن تاوان داره... شماها هم به هرکسی اعتماد نکنید

    • ممنونم این متن خیلی کمکم کرد
      از اول بدرد هم نمیخوردیم هی کات میکردم بر میگشتم چون وابستش بودم ولی خانوادهامون اصلا بهم نمیخوردن دقیقا خط قرمز خانواده ما اونا بودن و اینکه خیلی سعی کرد رو نقطه احساسم پا بذار احساساتیم کنه بمونم باش هنوزم دورا دور این کارو میکنه من افسرده شدم چنبارم بقصد کشت قرص خوردم ک بی فایده بود اگ خانومی هست ک این کامنتو میخونه میخوام بهش بگم اگ طرفت بفهمه خیلی حساسی دیگه کارت تمومه سعی کنید خودتونو جلوش کنترل کنید من یکم استرسب بودم نتها کمکم نکرد بلکه بدترم شد

      پاسخ ها

      • بدون نام

        خانواده هاتون بهم نمیخورن خوب نخورن!مگه قراره شما با خانواده عشقتون زندگی کنید یا برعکس؟؟؟این خونواده ها هم به قول خودشون صلاح بچه هاشونو میخوان اما در نهایت غیر از بدبختی هیچی نصیب بچه هاشون نمیشه. مهم شما و عشقتون هسنید و بس نه پدر و مادر و هیچکس دیگه تا اخر باتون نمیمون تنها کسی که تا خود قبرستون کنارتونه عشقتونه اگه دوسش دارید و دوستتون داره همدیگرو از دست ندید تا یه عمر با حسرت زندگی نکنید.

      • بانوی خسته

        خانواده ها توی ازدواج خیلی مهم هستند وقتی یه آقا و یا یک خانم وارد یک خانواده میشن میشن عروس و داماد که هرکدوم جایگاه خودشون رو دارن و باید به اونها احتراماتی بشه که اگر خانواده ها اون ها رو نخان زندگی براشون به شکلی برزخ میشه ما حق نداریم کسی رو وارد زندگیمون کنیم که خانواده اصن اون شخص رو تحویلات نمیکنن .از نظر من که پذیرش یه فرد به عنوان عروس یا داماد درخانواده همسر خیلی مهمه

      • مولانا

        اگه خانواده ها به هم نمیخورن مطمئن باش شما به درد هم نمیخوردین اکثر ادمهای لاقید دنبال مقیدش میگردن ولی هرکی باید با هم ذات خودش ازدواج کنه

      • بدون نام

        خانواده مهم هست اما تعیین کننده نیست! یه نگاه به دوربرتون بکنید دختر وپسر که عاشق همدیگه میشن معمولا به هم نمی‌رسند و خونواده ها در 90درصد مقصرند، شاید خونواده ها به زعم خودشون صلاح بچه هاشون رو میخوان و اینطور هم هست اما در بیشتر موارد تیرش ون به سنگ میخوره واونطور که زندگی آروم و بی دردسر برای بچه هاشون میخوان جور نمیشه حتی با باوجود اینکه خانواده ها از همه نظر به هم نزدیک باشن. از نظر اسلام مهمترین ملاک ازدواج ایمانه چیزی که الان اکثر خونواده ها از اون غافل هستن. دوستان قدرت عشق رو دست کم نگیرید چه ازدواج هایی رو دیدم که با انتخاب و اجبار خانواده صورت گرفته و به طلاق ختم شدن و برعکس دختر و پسری که برای رسیدن به هم رگهاشون رو زدن اما بعد از اینکه به هم رسیدن یک زندگی ساده و پر از صمیمیت و محبت که خیلیا حسرتشو میخورن، درسته خانواده ها در حالت کلی مهم هستن اما یه استثنا هست و اون اینکه وقتی دو طرف عاشق هم باشن، مگر زندگی همین چند صباحی نیست؟ زندگی با تمام مشکلاتش قشنگه زمانی که یکی شما رو تا سرحد مرگ دوست باشه کنارتون باشه، بخدا اینا تو فیلما نیست یکم اراده یکم جرات هم دختر هم پسر تا یه یک زندگی فوق العاده واس خودشون تشکیل بدن. از اینا که بگذریم مادر عشقم ازم متنفره تحقیرم میکنه اما واسم مهم نیست نه اینکه احساس نداشته باشم نه! اما همش فدای خنده های عشقم خنده هایی که به من آرامش میده نگاه پر محبتش که منو از تمام دنیا بی نیاز میکنه اما حیف که زود نفسش برید. یه نصیحت به خواهرای گلم از اونجا که اکثر پسرای این مملکت(با عرض پوزش) نامرد هستن و همینطور بعد از ازدواج معلوم نیست چه تحفه ای گیرتون میاد اگر از عشق پسری نسبت به خودتون مطمئن هستید ازدستش ندید. درنهایت اینو بگم دنیا داره مکافات چه با عشقت ازدواج کنی چه با غیر اون همیشه مشکل هست! اقتصادی مالی و... ولی زندگی با عشقت با تمام مشکلاتش قشنگه.

      • بدون نام

        دو نفر که عاشق هم میشن و میخان به هم برسن چشمشون کور دندشون نرم باید سختی بکشن حالا هرچی بخواهد باشه تو این دنیا هیچ چیز بدون بها نیست و باید بهاشو بپردازی مخصوصا این عشق نمیشه هم خدا رو داشته باشی هم خرما رو ولی در کل با ناشناس موافقم زندگی پر از مشکلاته و وقتی که عشقت پیشت باشه تا باشه از این مشکلات...

    • الان ده روزه بهم زدم با ۱۱سال وابستگی ، از بس غمگینم ک نه گریه میکنم نه هیچ کاری، البته گریه هامو میخورم بغضهامو نگه میدارم، شرایط روحیم اصلا خوب نیست بی اراده آه میکشم، فقط دوس دارم بمیرم
      اصلا بهم نمیخوردیم ولی همدیگه رو دوس داشتیم، الان دوس دارم معجزه بشه فقط
      یه حالت معلق بین زمین و آسمانم، دوس دارم برگرده و مشکلاتش حل شده باشه ولی میدانم دیگه تمام شد

    • با سلام

      میخواستم بگم تو این دنیا هیچ عشقی دیگه وجود نداره من خودم ۳ سال عاشق یه نفری بودم که من رو باید میپرستید به خاطره خیلی موقعیت ها ولی فهمیدم که هوس تو این دورو زمونه حرف اول رو میزنه هیچ کسی از عشق سر در نمیاره

      پاسخ ها

      • سینا

        راس میگی داش حسین من هم مثل تو دقیقن

    • با سلام

      میخواستم بگم تو این دنیا هیچ عشقی دیگه وجود نداره من خودم ۳ سال عاشق یه نفری بودم که من رو باید میپرستید به خاطره خیلی موقعیت ها ولی فهمیدم که هوس تو این دورو زمونه حرف اول رو میزنه هیچ کسی از عشق سر در نمیاره

    • سلام

      عشقی وجود نداره
      من با ۲۶ سال سن کارهایی کردم برای عشقم که خودش برلی خودش نکرده بود ولی اخر سر من رو زندان هم انداخت لعنت به هر چی عشقه

    • من تاذع شکست عشقی خوردم الانم عاشق یکی دیگ شدم دیونه نیسم دووووووس دارم دوبارعاشق بشم ...مث خودتون صدبارمیشید

    • منم عاشق بودم.... همش به فکرش بودم شب و روزم با اون بود تا این که فهمیدم رفته خواستگاری یه دختره و ازش خوشش اومده منم درد شما رو تجربه کردم عشقم یک طرفه نبود اما یهو رابطه ش باهام سرد شد... منم که وسط دانشگاه و درس همش به فکرشم دیگه دووم نمیارم هیچی از درس ها نمی فهمم یه روزم دیدم که مامانش به مامانم گفته که 19 مرداد دعوتید عروسیش چون فامیلای
      مامانم هس واقعا دلم شکست ولی باز دووم نیاوردند وقتی تنها شدم اینقد گریه کردم که وقتی به آینه نگاه می کردم از قیافم می ترسیدم
      هنوزم همش تا میاد تو ذهنم بیمارم میکنه همش به خاطرش مریضیم حتی حاضرم از زندگی دست بکشم... این راه حل ها هم مریضیم منو خوب نمیکنه شما ها نمی تونید کسی که شکست عشقی خورده رو درک کنید .... همه ی این راه ها رو رفتم ولی باز تو فکر مه...
      خواهش می کنم کمکم کنید دارم میمیرم از افسردگی دکتر هم گفت خیلی بد جور مریض شدی. دلم برای خنده هاش تنگ شده...فقط می خوام واسه ی آخرین بار بغلش کنم و برم بمیرم تا حداقل با لبخند چشا مو ببندم ....
      کمکم کنید هیچ راه حلی روم جواب نمیده

      پاسخ ها

      • بدون نام

        خیالت تخت تخت رو هیچکدوم از ما هم این راه حلها تاثیر نداره منم بعد این همه مدت هنوزم دارم بش فکر میکنم

      • الهام

        سلام
        شما همه چیزتون رو بخاطر یک آدم پست کثیف از. دست دادین...اون بیشعور الان داره با خوشی کنار خانمش خوش میگذرونه و شما مث یک بدبخت خودتون رو آزار میدینبسکنید...بلندشیدخودتون رو جمع و جور کنید. الان بهترین دوران زندگیتان هست....بدرک که رفت ارزش شما رو نداشت..زندگی هنوز آمده داره...موفق باشید...ر

      • peyman

        دقیقا حال و روز منو داری.منم کارم دارە بە خودکشی میکشە

    • يا حضرت عباس والا چي بگم من بدبخت تو غربتم بعد از شكست هاي بدي كه خوردم و فكر كنم ١٨ سال مريم رو ميخواستم تا ازدواج كرد و رفت من موندم سال ها خاطره هاي قشنگي كه مثل خنجر تو دلم ميرفتن تا اينكه به دخترعموم علاقه مند شدم هنوز كه اينجا سر و سامون نگرفتم كه حرفش بشه خواستگاري كنم كه يكي از لندن بلند شد رفت اونجا خواستگاري كرد ازش و حالا ميخوان ازدواج كنن قبل از اين بهش گفتم چقد دوستش دارم تنها اميدم بود رفت ولي لندن دور نيست لعنت به اون شهر كه زندگي منو از هم پاشيد طرف كه زد تو دهنم كه پيام نده نميخوامت آپانديسم تركيد وسط خيابون با شكم پاره تو بيمارستان بودم و هيچ غلطي نميتونستم كنم شده كارم گريه و التماس به خدا و خيالبافي كه اون برگشته ميخواد با من ازدواج كنه تو اين غربت كسي نيست بهش بگم چه مرگه از خدا مرگ خواستم هزار بار ولي هر روز بيدار ميشم و حالم از وحودم تو اين دنيا بهم ميخوره خدايا جان امام حسين ديگه نه تو رو اسمت نه الهي رحم كن من بدبختم الهي نميدونم به حالم خودم گريه كنم يا اين بندهاي بيچاره ات الهي منو برگردون به زندگي الهي نه الهي رحم كن الهي جون امام حسين كم نيست من تو اين غربت نابود ميشم تو رو خدا يكي يه راه حلي بده دارم ديوانه ميشم

      پاسخ ها

      • بدون نام

        درکت میکنم داداش دقیقا اون قسمت که صبحا وقتی بیدار میشی حالت از ادم و عالم بهم میخوره همش شبا قبل از اینکه بخوابی ارزو میکنی صبح زنده نباشی...

    • من با قانون جذب به عشقم رسیدم با اینکه قبلش شکست عشقی خوردم و عشقم یه طرفه بود میخوام بگم که ناامید نشید

      پاسخ ها

      • بدون نام

        داداش ما عشقمون دو طرفه بود خونوادش مانع شدن وقتی نمیشه هرکاری بکنی باز نمیشه....

      • آناهیتا

        میشه بگید چجوری ؟؟ به چی فکر کردید یا چی کار کردید دقیقن که برگشتید به عشق .. ممنون میشم اگه راهنماایی کنی

    • بعد ۸ سال از فکرم بیرون نرفتی

    • من چیکارکنم که ازدواج کردم تو17 سالگی یه عشقه یه طرفه ؟؟؟وحالاکه دوماه دیگه کنکوردارم دنبال کارای طلاقیم..................

    • سلام من یه سال و نیم با یکی که خیلی دویش داشتم با وجود اینکه اولش ازش خوشم نمیومد ولی کم کم عاشقش شدم بعدش خیانت کرد بخشیدمش گفت هرکاری میکنه بهم برسیم ولی یروز اومدم دیدم از همه طرف بلاکم کرده حتی دلیلشم نفهمیدم ماتو مبهوت موندم که چیشده چرا رفته ،،،روز قبلش خیلی باهم گفتیمو خندیدیم بعدش گفت خیلی حساسیو یهو رفت

    • چیبگم اگه یروز بیای ببینی عشقت بلاکت کرده بدون هیچ دلیلی چیکار میکنید؟

    • بعد از 3ماه رابطه با وجود علاقه شدیدم به اون بهش گفتم میخوام بیام خاستگاریت
      دلیل اورد گفت از تو بزرگترم ; بیکاری نمیتونم باهات ادامه بدم
      بدون اینکه من راضی باشم ازم جدا شد و رفت
      هرشب ک تنها میشدم همش بغض و فکر ...
      ک بعد 6 ماه دوباره سروکلش پیدا شد
      بازهم انغد دوسش داشتم که خودم بهش گفتم بیا باهم باشیم
      اونم بگی نگی از رفتنش پشیمون بود
      وقتی برگشت ی حسی بهم میگفت که این مال تو نیست
      تا ی روز قرار گزاشتیم رفتیم بیرون اونم دوستش رو اورده بود
      من از دوستش خوشم نیومد چون خیلی سر سبک و پرو بود
      بهش گفتم دوست خوبی نداری ازش فاصله بگیر
      از حرف من ناراحت شد
      یکم سرد شد

      چند روز بعدش صبح پیام داد که تصمیمم جدی میخوام ازت جدا بشم
      دیگه نه پیام بده نه نه زنگ بزن
      گفتم باز چیشد به چه دلیل نگفت و منو بلاک کرد
      شبش پیام داد که کارت دارم
      گفت من به این دلیل نمیتونم باهات باشم ڪ
      دوست قبلی من که خاستگارمم بوده دختر بودنم رو از من گرفته
      نه تنها تو بلکه با هیچ کس دیگه ای نمیتونم باشم

      حالا نمیدونم دلم بحال دختر بسوزه از سادگیش*یا نفرت از اینکه منو 1سال تمام تو اوج جوونی بازی داد
      یا لعن و نفرین اون پسر لاشی_که با گول زدن اون دختر *دختر بودنشو ازش گرفته
      یا بخت بده من که تو سن 20سالگی همچین اتفاقی برام بی‌افته


      یه خواهش از همه دارم (لاشی باز در نیارین)

      پاسخ ها

      • محمد

        اگه عاشقش باشی برات مهم نیسسسس....عشق واقعی به این چیزا توجه نمیکنه که

    • کاش هیچوقت این آشنایی ها و دل بستن ها شکل نمی گرفت که حالا این جدایی ها و بی وفایی ها ما رو داغون کنه و کاش میدونستم چطور میشه آلزایمر بگیرم تا همه چیز از یادم بره

      پاسخ ها

      • بدون نام

        حتی اگر الزایمر بگیری فکر نکنم باز حالت بهتر بشه میدونی چرا؟؟چون وقتی یه نفر عاشق میشه عشق تو گوشت و خونش جاری میشه بعد از اینکه عاشق شدی دیگه ذهنت درگیر نیست این قلب و روان تو هستش که درگیره،یک انسان بعد از شکست عشقی دیگه یه هیچوجه مثل قبل نمیشه!اون شادی بیدلیل دیگه نیست!اون خنده بیدلیل هم نیست! تنها چیزی که برات باقی میمونه یه قلب سنگی هستش و خروار خروار اشک که باید از بقیه قایم کنی،الزایمر بگیری حالت بهتر نمیشهشاید بتونی همه چیزو فراموش کنی(اگه تونستی که نمیتونی)بازم ته دلت سنگینی میکنه .بعد از شکستم کم نخندیدم اما هیچکومشون مثل قبل عاشق شدنم نبودن حاظرم فقط یکبار دیگه بی دلیل بی ریا فارق ازهرچی نگرانی و ترس از اینده بخندم خیلی دلم واس اونروزا تنگ شده

      • محمد

        منم ارزومه اصن متواد نمیشدم اخه خدا هفت ملیار بنده داری هعی میای حال مارو میگیری؟؟؟؟، خدایا

    • من الان دو روزه که کسی که دوسش داشتم ولم کرد ازم دو سال کوچیکتر بود تو یه دانشگاه درس میخوندیم اولش راضی نبودم فقط به اصرار خودش با اوردن دلیل و هزار جور کلمه و حرف عاشقانه کم کم منم وابسته اش شدم فکد میکردم مرد شده و به بلوغ فکری رسیده ولی بعد از یک سال گفت تو نمیزاری سیگار بکشم من کنارت اروم نیستم بیا تمومش کنیم ...بخاطر یه دو نه سیگار ولم کرد ...البته بیشتر بخاطر این بودکه با وجود من نمیتونست دختر بازی کنه و بعد از یک سال فهمیدم بیشتر از اینکع دوستم داشته باشه جسممو میخواد...لعنت به هرچی دوست دارمه دروغ لعنت به هر چی دل شکستنه ...

    • بعد یه سال عشق وعاشقی تو اوج عشق یه ماه رفت بعد یهو عرسی کرد الان دوروز میگزره هرثانیش برام مرگه هرروز میخوام خودم بکشممم ولی نمیتونم از اشکای مادرم میترسم هرکیم میخوا خودشو بکشه میگم از اشکای مادرش بترسه ... به همه میگم عشقی نیس برین زندگیتونو بزارین خونوادتون براتون یه زن خوب پیدا کنه ..... بنطرم بهترین درمان گریس و همین

    • این ومینویسم به امید روزی که شاید بیاد اینجا واین متن و بخونه و بفهمه با من چیکار کرده.من وعشقم ۷سال باهم بودیم خیلی همو دوس داشتیم بااینکه عشقم اخلاقش زیاد خوب نبود ولی میتونستم باهاش کنار بیام بعداز۷سال دوستی اومد خواستگاریمو نامزد کردیم گفتن که سه ماه نامزد باشیم بعد عقدمیکنیم ماهمه ی فامیلامون فهمیدن آبرومون رفت ولیدبعداز سه ماه نامزدیمون بهم خورد سر یه چیز الکی خیلی ها پشت سرم حرف زدن که فقط سپردمشون دست خدا.بعداز نامزدی دوباره عشقم برگشت گفت که بیا باهم باشیم قول میدم دوباره همه چی رو درس کنم دوباره منم گول حرفاشو خوردم و رفتم باهاش تقریبا۹ماه بعداز نامزدی هم باهم بودیم ولی بعد قهر کرد بعداز چندروز دوباره زنگیدو گفت بزور خانوادم نامزدم کردن.منم بهش گفتم خانوادت دست وپاتو نبستن که ببرنت خواستگاری نگو به زور خانوادم بگو خودم خواستم.الانم بااینکه نامزده چن وقتی یه بار پی ام میده و دلم نمیاد باهاش بد رفتاری کنم بعدش خودش قهرمیکنه و بلاکم میکنه بعضی وقتاهم که جوابشو نمیدم از دروغ به من میگه زدمش بهم نامزدیمو

      پاسخ ها

      • بدون نام

        ما گنه کاریم؟اری.جرم ما هم عاشقیست اری اما انکه ادم هست و عاشق نیست کیست؟قیصر امین پور
        بدم میاد از اینجور ادما که وقتی یه نفر عاشق میشه پشت !سرش خروار خروار حرف در میارن لعنت بهشون!

    • منم امروز دهمین روز جداییم،نمیتونم جلو اشکام بگیرم مخصوصا تو محیط خونه خیلی سخته.منی ک اولین رابطم بود ب خاطرش از همه محدودیتا گذشتم ولی اون چی؟بعد یه مدت دلشو زدم و بی خداحافظی رفت.خدا ازش نگذره

    • کاش منم خیانت دیده بودم. کاش ترکم کرده بود .کاش بد بود کاش دوسم نداشت حداقل میتونستم خودمو راضی کنم که ادم بدی بود و لیاقت منو نداشت. لعنت به خونوادش لعنت خدا به اونا که بیخود و بی جهت نزاشتن ما به هم برسیم. مهربونم عشق پاک من چجوری میتونم بدون تو زندگی کنم

      پاسخ ها

      • علیرضا

        دقیقا منم همین بلا سرم اومد، بعد دوسال که فهمیدیم واقعا همدیگرو میخوایم و خواستیم بریم خواستگاری خانوادش سنگ الکی انداختن و همه چی خراب شد الان نمیدونم چجوری فراموشش کنم واقعا کاش بد بوووود

    • منم هشت سال با پسری بودم باهم نامزدهم کردیم ولی جداشدیم الانم زن گرفته ولی هنوز بعضی وقتا بهم پی ام میده خیلی دوسش دارم از فکرم نمیره بیرون

    • خداروشکر ما صادقانه همدیگه رو میخاستیم هیچوقتم ازش خیانت ندیدم رابطه مونم خیلی خوب بود بخاطر مخالفت خونواده م مجبور شدیم ادامه ندیم ولی خب دلم پیششه...فک میکردم دانشگاه قبول بشم مستقل میشم و خانواده م میزارن برای خودم تصمیم بگیرم...خوندم و خوندم و خوندم تا پزشکی قبول شدم ک ب خونواده م بفهمونم من دخترعاقلی ام و یه خانم دکترم و میتونم برای ازدواجم تصمیم درست رو بگیرم ولی همه چیز بدتر شد خانواده م رو ازدواجم حساستر شدن،سختگیر تر شدن الان دیگه هیییچ امیدی ندارم ک بهم برسیم هنوزم گاهی احوال همدیگه رو میپرسیم ولی بعید میدونم دیگه وصالی درکار باشه...توروخدا توی این ماه پربرکت برای منم دعا کنین :)

      پاسخ ها

      • ناشناس

        نمیدونم شما برای فراموش کردنش دعا میخوای یا رسیدن بش ،من که خیلی دعا کردم بش برسم وقتی هم که نرسیدم دعا کردم فراموشش کنم که البته اونم نشد!نمیدونم چرا!شاید خدا منو دوست نداشته بهر حال من دعا میکنم یه معجزه ای بشه بهش برسی فقط .الهی امین.

    • یه سوال، هیچکدومتون کسی رو ول نکردید؟ فقط اونا ترکتون کردند، ، همین الان شما شکست خورده ها میتونین ی رابطه سالم با هم داشته باشید چون زخم خورده اید همو میفهمید، یکی از دوستام تو همین نظرات مرد زندگیشو پیدا کرد و خیلی خوشبختن

    • میشه کمکم کنید حالم خوب نیست. خلاص پیش باپسرخاله دوستم اشناشدم وازم خواستگاری کرد اما چون از نظر فرهنگی واعتقادیبهم تفاوت داشتیم جواب رد دادم اما درطول این 6سال بارها باهم کات کردیم ودوباره ارتباطمونو ادامه دادیم دل کندن برامون سخت بود تااینکه 9ماه پیش بعداز یکسال بهم پیام داد اما سعی کردم وانمود کنم که بهش علاقه ای ندارم دیگه تابلکه تموم بشه این داستان چون واقعا ازینکه میدونستم نمیتونم هیچوقت داشته باشمش و مال من باشه زجرمیکشیدم میدونستم اگه ازدواج کنیم به 6ماه نکشیده جدامیشدیم ازهم,سعی کرد هرجورشده راضیم کنه باهم باشیم ولی من دیگه برای همیشه تموم کردم چندوقته فهمیدم ازدخترخالش که همون دوست صمیمی منه خواستگاری کرده,حالم خیلی بده داغون شدم مشکلم اینجاست که نمیتونم رابطمو بادوستم قطع کنم تقریبا هفته ای چندبار همو میبینیم ودرجریان رابطشون هستم وهمشم دارم وانمود میکنم که اصلا برام مهم نیست واوناهم فکرکنم باورشون شده اما ازدرون دارم نابود میشم اینم بگم دوستم تو این 6سال درجریان اتفاقات بین منو پسرخالش بوده همیشه.بااینکه شک ندارم مناسب هم نبودیم اما نتونستم هیچوقت فراموشش کنم میدونم حق داره بره دنبال زندگیش. ولی کاش با یکی دیگه نه با صمیمی ترین دوستم که 12سال باهم بودیم. همش میاد جلوی چشمم حرفایی که بهم میزد کارایی که برام میکرد حالا داره واسه دوستم میگه.لطفا بگین چیکارکنم تااروم شم

      پاسخ ها

      • بدون نام

        فکر نکنم راهی باشه، سعی کن با قضیه کنار بیای رابطتو با دوستت کم کن.در حال حاضر چیزی جز زمان نمیتونه کمکت کنه در ضمن اینو بگم این احساس شما نسبت به اون پسر هیچوقت از بین نمیره درک این موضوع باعث میشه شما بهتر فکر کنی و خودتو با این قضیه وفق بدی

    • از همه ی پس را متنفرم از همشون

      پاسخ ها

      • بدون نام

        من هم از همه دخترها متنفرم همی دختر ها یک مشت اهن پرست نمکنشناس هستن(خوبه اینطوری بگم) ؟؟؟هممون اینجا زخم خورده ایم...

    • پسری ک من دوسش دارم منو برگه چغندر حساب کرده واسه خودش هر موقع میاد دوست داره هر موقع میره نمیدونم دوسم داره یا ن فقط نمیدونم فازش چیه منم نمیتونم بش بگم برو دیگه بر نگرد .جواااااب

    • سلام منم یه نامردی بزرگ باهام کرد عشقم یه نامردی که هیج وقت یادم نمیره اما بااین حالم ولش نکردم اما اون گوشیش کامل روم خاموش کرد هیچ وقت دنبالم نیومد العان چندماه میگذره اما هنوزم دلم نمیاد نفرینش کنم هنوزم دعاش میکنم هنوز دلم تنگ میشه براش انشا الله یه روز از ذهن دلم بره بیرون

    • یکی به من بگه ۸سال رابطه رو چجور فراموش کنم؟ اخرشم با خیانت و به بدترین شکل ممکن تموم شد...اخره نامردی.خدا لعنت کنه همه نردای اینجوری رو...خدا نابودشون کنه.

      پاسخ ها

      • بدون نام

        نمیتونی فراموش کنی...

    • من دوسال با کسی درارتباط بودم فک میکردم خیلی مرده خیلی بهش اعتماد داشتم تااینکه یه دختره بهم زنگ زدو گفت من دوست شم منم تموم کردم خیلی سخته من به سختی دارم کنار میام بااین وضع آخه خیلی باهاش خاطره خوبی داشته ووابستش بودم

    • سلام دوستان منم خودم سه سال بود باپسري بودم كه فقط ادعاميكرد دوسم داره فقط بخاطرپول بابام امروز ديك كلا ولش كردم سخته ولي بودن به هرقيمتي باطرفت كارمن نيس

    • هیچی نمیدونم فقط میدونم خیلی سخته ک عشق سابقت با اون همه حرف جلو چشات یکیو بغل کنه و فقط تو پشت سرشون اروم گریه کنیو فقط ارزو کنی ک اونو خوشبخت کنه ن مث من بدبخت...

    • چجوری دردی رو تحمل کنی که سال ها عاشقش بودی و اون تو رو به چشم یه داداش ببینه
      لعنت به هر چی عشقه

    • نباید اینجوری میشد، دوسش داشتم، عاشقش بودم، میمردم براش، مهمترین انگیزه ی زندگیم بود، آیندمو باهاش تصور میکردم، و الان خییییلی راحت گذاشت رفت. من هیچ، من نگاه، من گریه، من نا امیدی.
      تو عاشق ترین قلب دنیارو از دست دادی، از ته دلم برات آرزوی خوشبختی میکنم. دوستت دارم.

      پاسخ ها

      • اف

        سلام من بعدیکسال پیامتونو دیدم ،عشقم منو ترک کرده میخام بدونم شماچیکارکردید منم همون کارو بکنم راهنماییم کنید حالم بده

    • سلام .من ماه بانو هستم ۳۰ سالمه..ی سالی میشه عاشق مردی شدم ک عالم و ادم بهم گفتن بدردم نمیخوره ..از بس عصبی و زودرنج ..بعصی وقتا ب خودم میگم عاشق چیش شدم ..من هم تخصیلکرده ام هم زیبا هم عاشق واقعی ..تو نگاهم بهش خیانت نکردم اما اون منو نمیخولست..از روز اولم نمیخواست .من خودمو گول زدم .عاشق واقعی همین ک بگه دوست دارم کافیه نیازی نیست کار خاصی کنه ..ی مرد وقعی اسمش رو ی دختر میره باید مردونگیش بیشتر شه ..بخدا موندم شما پسرا جز ی زن زیبا تحصیلکرده ک دستش تو جیب خودشه ک خونواده خوبی داره ک صبح تا شب قربون صدقتون بره چی میخواید

      پاسخ ها

      • Sh

        من یه پسرم ،تنها چیزی که من ازش میخواستم اینه پام بمونه که نموند .هیچی نمیخاستم ازش جز اینکه بمونه اما خوب تنهام گذاشت خیلی راحت انگار که نه انگار!عاشقش بودم خودش خوب میدونست چقد دوسش دارم جونم درمیرفت واسش چون میدونست تنهام گذاشت.هیچوقت بیش از اندازه مهربون نباشید دردسر میشه براتون،تمام ضربه هایی رو که من تو زندگیم خوردم از ادم هایی بود که بهشون محبت کردم...

    • دو سالو خورده ای باهم بودیم، من همون ابتدا به خانوادم گفتمو سعی کردم راضیشون کنم اونام قبول کردن ولی اون از خانوادش پنهان کردو هی امرزو فردا کرد اخرم گفت من اگه بگم بهم بدبین میشن بی اعتماد میشن باید بیای خاسگاری، بعد دو سال که کارام جور شد خواستم برم خواستگاریش که خانوادش مخالفت کردن چون خانوم یه خواستگار خیلی پولدار داشت و ایشون با اینکه تو این مدت ده کیلو لاغر شده بودو کارش گریه بود مدام و دانشگاهشم بخاطر افسردگی از قطع رابطمون ول کرده بود بازم حاضر نشد به خانوادش ماجرامونو بگه، چن ماه دیگم عروسیشه
      خلاصه رفقا چنتا درس از این داستان خودم گرفتم که به شمام میگم ایشالا بدردتون بخوره ما که به فنا رفتیم
      اول اینکه همون اول رابطه اگر واقعا قصدتون ازدواجه و خانواده طرف واسش تصمیم میگیرن طرفو مجبور کنین با خانوادش حتما مطرح کنه که اگر قراره مخالفت کنن وابسته نشید بهم.
      دوم با افراد ترسو وارد رابطه نشید ضربه میخورید.
      سوم هرکی هرچقدرم گفت دوست دارمو برات میمیرمو فلان و بیسار ولی بهم رسیدنتون زیادی طول بکشه طرف نا امید میشه و میره دنبال موقعیت بهتر.

      پاسخ ها

      • اف

        من الان پیامتونو خوندم خیلی حالم بده اگ میشه ازتجربیاتتون بهم بگید

    • عشقو درک نمیکنه اونکه عاشق نباشه هه

    • من یک پسرم از خرداد ۹۰ تا خرداد ۹۷ هفت سال با یک دختر دوست بودیم و همون سال اول بهم دیگه قول ازدواج دادیم سالهای دانشگاهش کنارش بودم همه جوره هواشو داشتم از ته قلبم دوسش داشتم حتی یکبار بهم خیانت کرد و باز بخشیدمش ازبس دوسش داشتم خودم موقعیت شعلیم درامدم خونوادم همه چی عالی بود بخدا قسم میپرستیدمش ولی هفته پیش قهر بودیم پیام دادم بهش خبر داد گفت نامزد کردم بابام مجبورم کرده بابام عاشق فامیل هستش وو اشک تمساح . کسی که عاشق باشه خاستگارشو رد میکنه نه اینکه شبا با خاستگارش تا ۴ صبح چت کنه. خلاصه اون الان فکر خرید لباس عقده و من به مرز جنون و دیوانگی و ازبس قرص میخورم چشام همیشه بسته و واقعا در حال مردنم. تو این دوره زمونه آدما بی وفان خیلی بی وفان به هیچکس خوبی نکنید جوابش بدیه واگزار کنین به خدا. با همممه این بدی ها بخدا باز ارزو خوشبختیشو دارم . ولی افسوس که ذهن من دیگه قفل شده روی اون

      پاسخ ها

      • مژگان

        بلا به دور مگه پسرا هم شکست عشقی میخورن
        نگران نباش داداش خیلی زود فراموش میکنی خدا شما رو خیلی بی رحم آفریده

    • من دخترم، از سال ۹۰ تا الان با یه پسر در ارتباط بودم، همکلاس بودیم، از لیسانس تا آخر ارشد، یه رابطه فوق العاده احترام آمیز داشتیم، تو این ۷ سال انگشتمونم به هم نخورده، واسش جون میدم، همه جوره پاش ایستادم، زمستون ۹۵ اومد بهم گفت بیا تمومش کنیم، حس میکنم تو علاقه مند شدی، گفتم من میدونم شرایطشو نداری فعلا، ولی مهم نیست، مهم تویی فقط، خودمم نذاشتم ارتباط قطع بشه، دوباره خرداد ۹۶ اومد گفت تمومش کنیم، گفتم آخه چرا، گفت من مشکلاتی دارم که تو نمیدونی، گفتم طوری نیست، درست میشه، مهم تویی به خدا، دوباره اسفند ۹۶ اومد گفت تو چرا خسته نمیشی، چرا امیدواری همچنان، چرا سرتو کردی زیر برف، تو دهتر فوق العاده ای هستی، خیلی خوبی، تحصیل کرده ای، خانوادت از خانواده من بهترن، گفتم نه تو عالی هستی، تو هم این ویژگیارو داری، دوباره خودش این دفعه برگشت سمتم، همه چی مث قبل شد باز، فروردین بردمش بیرون واسه تولدش، همه چی عالی پیش رفت، دوباره یه هفته بعدش گفت بیا تمومش کنیم، من میرم دنبال کارم، گفت تو هم بالاخره خسته میشی، بالاخره کم میاری، گفت هر وقت کارم داشتی بهم زنگ بزن با کله میام، گفت تو واسه من همه کار کردی، منم واست هرکاری میکنم، دوباره بعد از یه روز خودش برگشت، هفته بعدش تولدم بود، اصلا تبریکم نگفت، خیلی سرد شده ولی هنوز هستش، خیلی خیلی دوسش دارم، اصلا نمیدونم باید چی کار کنم، آخه من خطایی نکردم که بخواد اینجوری رفتار کنه، نه شب دارم، نه روز، خیلی داغونم

      پاسخ ها

      • مژگان

        خانوم اردیبهشتی
        عزیز دلم مطمئن باش اون هیچوقت برگشتنش واقعی نیست اگه برگرده موندنی نیست تا بیشتر ضربه نخوردی بیا بیرون ازین رابطه

    • نامردپست فطرت توک منونمیخواستی چراب اسم ازدواج اومدی توزندگیم وبعدبارقیبم بریزیدروهمومنوله کنیدچرابااحساسم بازی کردی مگه گناه من چ بود؟؟؟؟کی میخوادجواب دل شکسته منوبده. چطووورتونستی فقط بگوگناه من چی بود ب جزدوس داشتنت ب جز عشقی ک بهت داشتم چراااااااااااا خداچراااااااااااااا اون همه سواستفاده ب اسم عشق وازدواج قیامت برات قیامتی ب پامیکنم نامرددارم میسوزم. چطورتحقیرم کردی چطورتونستی بااحساس پاکم بازی کنی چطورتونستی فقط مرگت آرومم میکنه واگذارت کردم ب خدا آروم نمیشم چ کنم خدا چ کنم پنج ماهه گذشته نمیتونم فراموش کنم موقعیتای زندگیمم ازدست دادم و دارم ازدست میدم ب چه گناااااااااااااااهی؟؟؟خدا

    • راستش ب این عشقا که نمیشه عشق گفت اگه واقعا پایانش اینطوری باشه .....هیچکی نباید ب این رابطه های یکی و دو روزه عشق گفت عشق یعنی همیشگی و برای خدا

    • همیشه از آدمهای "یهویی"متنفر بودم...
      یهویی میان
      یهویی عاشق میشن
      یهویی مهربون میشن
      یهویی وابسته ت میكنن
      یهویی عصبی میشن
      یهویی زنگ میزنن
      یهویی جواب نمیدن
      یهویی میان بغلت
      یهویی میرن بغلِ یكی دیگه
      یهویی هم میزارن میرن
      از این آدمها بترسید
      چون شما رو هم آلوده ی یهویی هاشون میكنن

    • سلام من یه دختر۲۵ساله ام دیپلم دارم
      من باورم نمیشه این پسرا هم عاشق باشن وشکست بخورن چون چیزی جز هوس من ندیدم تابحال ازشون
      ۱۴سالگی بایه نفر آشناشدم فقط بخاطراون گوشی گرفتم اونموقع موبایلم بلد نبودم دس بگیرم۱۶سالگی بهم ضربه زدن رو نتونم اینجا بگم چون صحیح نیست اما یه مرد هوس باز درک میکنه ضربه رو چطوری بزنه
      گفته بود منو میخواد منم تویه شهرکوچیک زندگی میکردم و ساده بار اومده درواقع هنوز بچه بودم که از بچگیم سواستفاده کرد بعد۴سال که خواستگار اومد برام همشهری اون بود فهمیدم منو لو داده چون خواستگارم پسر خالش بوده من نمیدونستم حتی اسمشم بهم الکی گفته بود و خواستگارم گفت طرف زنوبچه داره و گفته چه رابطه هایی داشتین
      من بعد از اون با دیگه نتونستم ازدواج کنم و نمیتونم ازدواج کنم
      ولی شنیدم اون زنشو طلاق داده الانم عقد کرده دوباره
      بعد از اون من با هرکسو ناکسی دوس میشدم تا فراموشش کنم چون نه میتونستم درس بخونم نه تو شهرمون جای تفریح بود نه میتونستم دردمو به کسی بگم نه راه حلی برای مشکلم بلد بودم
      فقط از اباالفظل خواستم مشکلمو حل کنه با کمک مردمی سال ۹۴ رفتم کربلا
      شایداونا معجزه کنن
      ولی افاقه نکرد تنها امیدم کربلا بود
      ناامید شدم
      برگشتم ۱۰کیلوتویک ماه کم کردم و به اباالفضل گفتم وقتی مشکلمو حل نکردی منم از اینی که هستم کثیف تر میشم
      بنابراین همه پسرا رو انتخاب میکردم که باهاشون تفریح کنم یا بهتر بگم به اون فکر نکنم ولی.....وابسته میشدم و رهام میکردن بعضیاشونم ازم سو استفاده میکردن
      من از دیوونگی خودم شماره های الکی رو میگرفتم یه یخ بزارم رو تاول قلبم
      ولی اگه کسی تونست معلم کلاس اولشو فراموش کنه عشق اولشم فراموش میکنه
      من دیگه عاشق نشدم ولی به هر کدوم خیلی وابسته میشدم و کم کم ولم میکردن و من بودمو گریه و لعنت به خودم و دلم خیلیاشون زن دارن الان
      من باید چیکار میکردم وختی بسوزی دنبال مرحمی میگردی وقتی درد داری دنبال مسکن میگردی
      من نامرد نیستم بخدا دلمم تفریحگاه نیست همه اینایی که رفتن خودشون ولم کردن ولی من عاشق یه نفر شدم عشق بچگی

      پاسخ ها

      • بدون نام

        بدترین راه این بیشتر شکنحه خودت بوده هنه نفرت پیدا میکنن نمیرن تو ادامه اش دادی چطور می تونیستی بذاری بهت دست بزنن تو عاشق نبود .

    • یه عده اصن عاشق نیستن یا تنهان یا تورو واس منافع خودشون میخوانت...طول میکشه باور کنی اونیکه عاشقش بودی و خیال میکردی عاشقته بت خیانت کرده... این موضوع شاید برا هرکس پیش نیاد ولی من....سه روز قبل اینکه خبردارشم تمام این چهار سال با یکی دیگ هم بوده. بم زنگ زد گفت نمیخامت....بعد چهار سال قول و قرار....باورم نمیشد اون عشقم بود همه زندگیم...ولی سه روز بعد نامزدش بم زنگ زد گفت پاتو از زندگی شوهرم بکش بیرون....کی میتونه بفهمه من چقدر شکستم و چقدر قضیه سخت تر میشع وقتی نامزد عشقت دوستت باشه ینی دوستت تمام این مدت بدونه میخایش و عوض اینکه درکت کنه بره با عشقت بریزه رو هم.....من نفرین کردم هردوتاشونو باهم خوشبخت نمیشن یا ب هم خیانت میکنن یا بچه دار نمیشن.....من الان فقط هجده سالمه ولی تا اخر عمرم محاله عاشق شم اول جوونی زمونه کاری باهام کرد ک تا اخر عمر زندگی من تباه شد......من نمیتونم فراموشش کنم ولی برا همتون ارزو میکنم یروز ب ارامش برسین و گریه های شبونه و بغض روزانه تموم بشه هم دوستم بم خیانت کرد هم عشقم تو سایت نوشته برین دوست پیدا کنین با ضربه ای ک از دوست و عشقم خوردم تا اخر عمر تنها زندگی میکنم لعنت ب تمام نامردا........کاش یکم انصاف داشتین

    • لعنت ب تموم دروغات آشغال فکرکردی میبخشمت ک هی حرف زیادی میزدی حیف نام حیوون ک بذارم روی تو چ حالی میده قیامت ک دادبزنم وحقموبخوام واااااای خداااااا چهارسال زندگیموب پاش گذاشتم یادسواستفاده هایی ک ازم کردی زندگیموحروووووم میکنه حیف پاکیم ونجابتم حیف دهنم ک آلوده ب کام نجس توشدبعدباوعده ازدواج چ سواستفاده هاکردی حلالت نمیکنم خداااااااااااعدالتتودرحقش نشون بده میسوزم ازتحقیراش آتیش میگیرم یادکاراشوحرفاش میوفتم ای ابوالفضلی ک وعده دادی حق مظلوم وازظالم میگیری ب دااااااااد دلم برس نابودشدم تواین رابطه چ کنم ک عمق دردموهمه بفهمن زندگی ب کامم تلخ تراز زهر منتظرروز عذابتم لعنتی نامرد آشغال خداب راه زندگیت بیاره منو زندگیموب لجن کشیدی لعنت ب تونامرد

      پاسخ ها

      • دختر غمگین۱۳۷۱

        سلام تیناخانوم منم دقیقا مث تو هستم و از اباالفضل خواستم جوابشو بده واسه یه لحظه فکر کردم خودم اینارو نوشتم ولی یادم نیست چون بعد از اون خداروشکر آلزایمرم گرفتم فقط میدونم ۴سال باهم بودیم و آیندمو ازم گرفت بعدم فهمیدم زنو بچه داره و نزاشت جای دیگه ازدواج کنم الا از اون مساله ۱۱سال میگذره ولی همچیو فراموش میکنم الا اون کثافت که سواستفاده کردازم خدا هم هست تو قیامت
        اشک نریز آبجی من موهامو تو ۲۰سالگی سفید شد بخاطرش الا فقط قرص اعصاب میخورم و ۱۵کیلو کم کردم بدون رژیم فقط غصه خوردم که اگه خودش رفت چرا آیندمو به وعده ازدواج تباه کرد اون اسمشو بهم الکی گفت الا شنیدم زنشو طلاق داده یه زن دیگه گرفته وضعشم توپه

      • علی

        تینا
        خدا صبر بهت بده

    • شایدم شما درست بگی من عاشق نبودم و نشدم چون سنم کم بود اون زمان و بعد از اونم محبتی بدون هوس ندیدم که بتونم عاشق بشم شایدم چهره اولین عشقم جوری جلوم ظاهر شد که از همه متنفر شدم
      ولی اول من بچه بودم چشم و گوش بسته که میخواستم به هرطریقی دل معشوقمو به دست بیارم همه همینجورن و از خودگذشتگی نشون میدن تا ثابت کنن همه کس و کارش فقط معشوقشه همه اول و آخرش فقط اونه و حاضربخاطرش از همه چی بگذره چون مال هم میدونن خودشونو
      دوم منم چشم و گوش بسته بودم گرگای تو پوست میش رفتن رو نمیشناختم
      سوم الان اراده ندارم بتونم تنها باشم هرچند به اون فکر نمیکنم اما به نفر آخری که تا حدودیه هفته پیش در طول زمان دوماه باهم بودیم و اصلا ندیدمش بجز عکسشو و الان میبینم با یکی دیگست من دوتا خط داشتم که اونو که داشته خاموش کردم فکر میکنه نیستم ببینم باکسی دیگست و به من با مظلوم نمایی گفته میخوام باهات ازدواج کنم
      و هوس باز صفره
      ولی بهش عادت کردم دیگه چیکار میشه کرد خیلی هم افسرده شدم بخاطر نبودش

    • من زندگی خوبی داشتم تا دختری که زندگیمو تغیر داد الان بد کرد تو حالمون جوری که الان نه رفاقت درست حسابی دارم نه عشقی که باهاش حال کنم آره سوختم حاجی سر دختری ارزش هیچ چیزی رو نداره.اگه از این به بعد نماز می خوانم یا دعا میکنم به خاطر این نیست که آرامشی به دست بیارم بخاطر اینه که آرامش اونو بگیرم

      پاسخ ها

      • دختر غمگین۱۳۷۱

        سلام علی آقا
        منم دقیقا به دو دلیل دعا و نماز میخونم یکی که صبر بهم بده اشک نریزم واسه کسایی که تنهام گذاشتن
        دوم نماز دعا میخونم تا اونیکه آینده و خوشبختیمو ازم گرفت و زنوبچه داشتمن نمیدونستم و توسن۱۴سالگی سو استفاده کرد ازم
        تا خدا تقاصشو از اون بگیره هرچند زنشو طلاق داده یکی دیگه گرفته و فعلاعقده وضع نالیشم توپه ولی؟؟؟ خدا دادیه من که یه دختریتیمم و بی کس و کار و جایی رو بلد نیستم که پناه ببرم و بگم بی گناه بودمو به بازی گرفته شدم و ازم قبول کنم انسان جایز الخطاست خصوصا یه دختر بچه روستایی ۱۴ساله چشم گوش بسته که که دنبال محبت میگشته و بیشتر از سر کنجکاوی بچه گونه این رابطه رو با مردی دوبرابر خودش سن داشته برقرارکرده و گول خورد
        ولی حتما خدایی هست که این دنیام نشونش بدههمیشه شماره سابقشو بعد۱۱سال فراموش نکردم و به اسم بی غیرت ثبت کردم
        ولی اون شانس داره فعلا هم پولدار تر شده هم دوباره زن جدید گرفته و کیف میکنی
        هر سرالایی یه سراشیبی داره منتظرم کی زمین بخوره
        هرچند۱۱سال میگذره

    • خوابم نمیبره پنج ماهه تنهام گذاشته اونم باخیانت خیلی تحقیرم کرد خیلی فحش بهم میدادحتی ب پدرم ک سالهاست زیرخاک خوابیده هم فحش میدادمجبوربودم ب خاطرتنهام نذاره سکوت کنم ومثل مارهمیشه ب خودم میپیچیدم بعدهم باتهمت هرزگی وفسادولم کردکجاازش شکایت کنم دادموپیش کی ببرم من فقط نفرینش کردم زندگیم شده لجن ب چه جرمی خدا؟سواستفاده ب اسم ازدواج پول ازم میکشیدخرج کثافت کاریاش میکرد من نمیدونستم واااای آتش انتقام داره مثل کوره منومیسوزونه چ کنم آهای روانشناساواسه من هم راهی دارین نمییییییتونم تحمل کنم خدااااااا این روشاب درد من نمیخوره دارم مبمیرم کمک میخوام خدا انتقام فشاتو خیانتاتوازت بگیره منتظرروزیم ک ب درد من دچاربشی دارم باگریه مینویسم بقرااااان جرمم فقط عشقش بودای خدایادفحشاشو تهمتاش داره نابودم میکنه چ کنم ای خدا آروم نمیشم خدااون دهنتوب خاک بماله نامردچطورتونستی قلبم داره میسوزه خداقلبم داره آتیش میگیره اون همه فحش من دیگه طاقت ندارم آخ منتظرقیامتتم خداااااااااااااااااااا منتظراون عدالتتم خدا چ کنم توخوشبخت نمیشی آرامشموازم گرفتی جواب فحشاتونتونستم بدم جواب نامردیاتو بدون خدایی هست فقط بدونین داره قلبم از زجزایی ک بهم دادآتیش میگیره خداازش انتقام بگیردیگه نمیتونم طاقتم تموم شده دیگه نمیکشم چ کنم؟

    • لعنت به اونی که میدونه وابستشی ولی میزاره میره. لعنت به اونی که میدونه صداش باعث ارامشته ولی میزاره میره .لعنت به اونی که حتی با یه اس دادنش روزت بهشت میشه ولی میزاره میره.خدا اون بالاس یادت باشه همونم جواب عذابای این روزمو میده منتطر باش

      پاسخ ها

      • بدون نام

        گل گفتی نفرینات نه!ولی وقتی صداشو میشنویی روزت بهشت میشه ،ههه خیلی وقته رفته من عادت کردم به نبودش ۷ ماه که رفته!

    • دیگه نمیتووووووونم دوریتوتحمل کنم عشقم برگرد برگردبرگردبرگرد من بی تونمیییبتونم دارم میمیرم چندماه ازرفتنت گذشته زندگیم آروم جونم برگردمن دیگه نمیتونم صداموبشنوعشقم بیاپیشم دیگه طاقت دوریتوندارم خدااااااااااااااااااااااااااا دل تنگی سخته خدااااجدایی سخته خدااااااا عشق سخته خدااااا دوری سخته عشقمومیخوام برگردعشقم بهم فحش دادی توهین کردی همه چیز ازت دیدم ولی نروووووووووو بی تونمیتونم نمیکشم عشقم برگردعمرمن نفسم برگرد زندگیم آروم جونم نرو

      پاسخ ها

      • دخترغمگین۱۳۷۱

        سلام خانم تنها چرا عغده هاتو با بی ارزش کردن خودت بیرون میریزی بعد اینهمه فحش و بدوبیرا و از همه مهم تر شکستن قلبت دوباره صداش میزنی برگرد؟؟؟؟؟
        لابد منظورت از این جمله که همه چی ازت دیدم اینه که دیدی بهت خیانت کرده
        بعد بازم میگی برگرد؟؟؟
        بابادسخوش تو دیگه کی هستی
        درسته مادخترا خیلی ظریف و آسیب پذیریم ولی اون اگه کمرمون خم کرد بارفتنش ما با یاد خاطرش این کمر خم شده رو نشکنیم
        شاید دوباره بتونیم جوونه بزنیمبنظر من اگه ۶ماه از جدایی تون میگذره به گفته مشاور میتونی هرکی که لایقته رو انتخاب کنی و بقول معروف تو خماری اون نمونی
        از ما گفتن بود آبجی

    • فقط از خدا میخوام که عشق یکطرفه نصیبتون نکنه بازم حالا عاشقتون بوده به هم حسی داشتید مثل من اینجوری چشم انتظار و بدبخت نبودید

      پاسخ ها

      • شیرین

        منم عشقم یه طرفه بود

      • Mhdse

        باور کن یه طرفه بودن خیلی بهتر از اینه ک ۷ سال روزا خوب و باهاش بگذرونی روز تولدت بیاد و سوپرایزت کنه یهو بی دلیل ولت کنخ و برا همبشه بره

    • من به مشکل برخوردم نمیتونم فراموش کنم لعنتی بس کن دیگه ولش کن بس کن بس کن بسک بس کن بس کن بس کن

    • الان چندروز میشه که عشقم باهام قهر کرده همش دارم گریه میکنم نمیتونم فراموشش کنم کمکم کنید

    • یروز یه دختر پیام داد منم جوابشو دادم تو یه محله بودیم اولش هیچ علاقه ای بهش نداشتم خودش یجوری وانمود میکرد انگار دوسم داره منم گفتم حتما دوسم داره گفتم بهت علاقه مند شدم همینطور همو میدیدیم دیگه دیونه وار دوسش داشتم هنوزم دارم الان بعد سه سال بدون هیچ دلیلی میگه منو نمیخواد حتی شماره ناشناسم پیام میداد اول به اون میگفتم پیامارو هم براش میفرستادم به نظر من هیچوقت یکی رو که از ته دل عاشقشین نمیشه فراموش کرد