۱۶۲۱۱۵۰
۸ نظر
۲۳۴۵
۸ نظر
۲۳۴۵
پ

۱۲ شی پرکاربرد که رسما در ایران نایاب شده‌اند

به‌تازگی صفحه رسمی شرکت گلرنگ با انتشار این توییت که «یه چیزی از قدیما بگو که از ذهن همه پاک شده باشه» موجی از واکنش‌ها را در شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت.

برترین‌ها: گاهی یک جمله کوتاه در فضای مجازی کافی است تا دریچه‌ای به سمت سال‌های دور باز شود؛ سال‌هایی که شاید فکر می‌کردیم فراموششان کرده‌ایم، اما هنوز گوشه‌ای از ذهن و خاطره‌مان زنده مانده‌اند. از آن تصویرهای ساده، عادت‌های روزمره، تبلیغات، وسایل خانه و اتفاقات کوچکی که زمانی بخشی از زندگی‌مان بودند و حالا فقط با دیدن یک نشانه دوباره به یادشان می‌افتیم.

c9d4ea86d9ad586b4b7bd2fcbdf47fbc-mdddashz

به‌تازگی صفحه رسمی شرکت گلرنگ با انتشار این توییت که «یه چیزی از قدیما بگو که از ذهن همه پاک شده باشه» موجی از واکنش‌ها را در شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت. کاربران هم با استقبال از این موضوع، هر کدام تصویری، خاطره‌ای یا نشانه‌ای از گذشته را به اشتراک گذاشتند؛ چیزهایی که سال‌ها زیر غبار زمان پنهان مانده بودند و حالا دوباره به زندگی برگشته‌اند.

شاید جذابیت این موج دقیقاً همین باشد؛ اینکه نشان می‌دهد خاطرات جمعی چقدر عمیق‌تر از چیزی هستند که تصور می‌کنیم. گاهی یک عکس یا حتی یک جمله کوتاه کافی است تا ناگهان به سال‌هایی برگردیم که دیگر تکرار نمی‌شوند.

لیوان تاشو؛ رفیق همیشگی زنگ تفریح

کاربری به نام حامد نوشت: یک مدل عسل بود که توی لیوان‌های این مدلی می‌فروختند و بعدا لیوانش می‌شد برای آب خوردن.

photo_2026-10-12_13-11-13 (2)

او با انتشار تصویر دیگری نوشت: لیوان‌های پلاستیکی که جمع می‌شد و میرفت توی جیب: مخصوص آب‌ خوردن از آبخوری مدرسه.

photo_2026-10-12_13-11-13

 


شیشه‌هایی که غنیمت بودند

خاطره ژینوس: قدیما شیرها توی شیشه‌هایی بود که درشون یه ورق نازک آلومینیومی داشت. درش رو که برمی‌داشتیم و شیشه رو سر و ته می‌کردیم، این‌قدر خامه داشت که شیر نمی‌ریخت بیرون! برای خریدش هم پول شیر رو می‌دادیم، هم پول شیشه رو. وقتی شیشه رو پس می‌دادیم، پول شیشه رو پس می‌گرفتیم. تقریباً همه‌جا شیشه خالی شیر پیدا می‌شد که بهش می‌گفتیم شیشه گرویی.

HUS4S3QacAAawvt


شماره‌گیری تلفن؛ آزمون صبر و حوصله

روایت پالیوکا از ان تلفن‌های عجیب: تا اون دایره رو بچرخونی و شماره‌ها رو بگیری خودش یه پروسه ۵ دقیقه‌ای بود. اگه یه شماره اشتباه می‌زدی هم دوباره از اول باید شروع میکردی!

HUVLnirW0AA_ZU1


سطل ماست با آن لایه خامه رؤیایی

آنتونیو: بقالی‌ها خوشون ماست می‌زدن و کیلویی میفروختن. اگه سطل کامل میخواستی باید یه سطل خالی از خونه میاوردی میدادی به بقالی. خامه‌ای که روش می‌بست از خود ماست ارزشمند‌تر بود.

HUR7BTrWIAAlfSN


کارت‌های بازی که بساط دورهمی‌مان را می‌ساختند

عکسی که کامران از یک سرگرمی ساده و نوستالژیک منتشر کرد: بهترین کارتهای بازی زمان ما، کیف می‌کردیم.

HUbShclbkAA_U7U


ناجی خانه‌ها وقت قطعی برق

یادگاری حمید: این چراغ گازی‌ها رو شما داشتین؟ اون قدیما برق میرفت که اینا رو روشن میکردیم. نمیدونم هنوز تو خونه‌ها باشه یا نه.

HUWkgATXkAArJWV


وسیله‌ای برای پُز دادن در مدرسه

مهدی هم نوشت: یه موقع ازین خودکار چهار رنگا اومده بود داشتنش خیلی حس گنگ میداد به آدم، بعد دوازده رنگ اومد. دیگه کسی که اونو داشت همه دوس داشتن با صاحبش عکس بگیرن!

HUUyXy7WoAAvplB


شغلی که گرمای خانه‌ها به او بند بود

خاطره آرش از یک شغل ناپدیدشده: یک شغلی بود به نام “نفتی” محله!  با گاری چرخدار و یک سری گالن نفت میومد در خونه‌ها، در می‌زد، کوپن مارو میگرفت و دبه پلاستیکی خونه رو پر می‌کرد! این سوخت گرمایش خونه بود تا نوبت بعد.

HUXmk7BXAAAWYkG


اسباب‌بازی‌های خلاقانه

خاطره اکبر: تشتک درب نوشابه را جمع میکردیم وسطش یک سوراخ با کش درست میکردیم و همه را پشت‌بندِ هم از کش رد میکردیم! چرخ میشد! قرقره نخ را از مادر میدزدیدیم و نخ را باز میکردیم میشد رینگ! یک تکه مفتول به شکل "L" از سوراخ قرقره رد میکردیم میشد فرمان. امروزیش اینه.

66


رؤیای لوکس بچه‌های مدرسه

خانم دکتر ارنست: این جامدادی کشویی‌ها یه زمانی کالای لوکس بود. خیلیا ساده‌ش رو داشتن ولی اونا که مثل این یک عالمه کشو داشته باشه، مال از ما بهتران بود. یادمه پنجم دبستان بودم معدلم بیست شد بابام یه مدل آپشن کمتر لوکس که سه تا کشوی اضافه زرد رنگ داشت رو  برام خرید. تا چندسال داشتمش.

03


به یاد مأموران آبخوری مدرسه

و خاطره ملیحه: چندتا ورق کوچولو بود به اندازه پنج سانت در پنج سانت حدودا یه تیکه مقوا هم روش با منگنه چسبونده بودند بهش می‌گفتیم "صابون کاغذی". از دستشویی که میومدیم مامورای آبخوری کیشیک می‌کشیدند که ببینند دستمون رو با صابون می‌شوریم یا نه!؟ 

HUWlRozWcAEGtF7

تست آمادگی شروع کسب‌وکار
الان استخدامم یا اول اینو ببین؟

کارمند بمونم یا رئیس خودم بشم؟!

با این تست ببین چقدر برای شروع کسب‌وکارت آماده هستی!

رایگان تست بده!

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

نظر کاربران

  • ناشناس

    پاک کن خودکار عطری بوی خوبش روانیت میکرد

  • ناشناس

    همون موقع هم زندگی خوبی نبود زمان جنگ عراق بود هشت سال همش استرس

  • ناشناس

    گند بزنن به اون خاطرات قدیمی چرت عمرمون هدر رفت در ایران با این مزخرفات سرمون گرم کردند

  • ناشناس

    همه اش خوب بود فقط کاش وقتی ما هم بزرگ شدیم اوائل دهه ۸۰ که سنمون کمتر از ۳۰ بود شبکه های اجتماعی وجود داشت مثل الان و اینهمه اطلاعاتی که ۲۰ ساله های الان و دهه ۸۰ به دست آوردن بچه های نیمه اول ۶۰ و دهه‌ پنجاهیها هم داشتن

  • ناشناس

    یه اسباب بازی گرد مانند بود ما بهش میگفتیم فرفرانک.
    نخش داخل خودش جمع میشد وقتی می کشیدیمش اون اسباب بازی میچرخید خیلی دوسش داشتم
    بعد با رها کردن نخ، فنر جمع میشد و نخ دوباره به داخل کشیده میشد

  • ناشناس

    یه بيسکوئيتا بود اسمش گرجی
    شکل و قالب حیوانات رو داشت
    کل بيسکوئيتو ب امید اون عکس چسب دار داخلش می‌گرفتیم

  • ناشناس

    اسباب بازی تند بال
    اسمش سرچ کنید میاد
    یک توپ بیضی پلاستیکی که به دو سر آن طناب و دسته متصل بود . نحوه بازی هم به این صورت که هر بازیکن یه دسته رو می‌گیره و با باز و بسته کردن سریع دست‌ها، توپ را روی طناب به سمت حریف پرتاب می‌کنه . هدف اینه که توپ از دست حریف رد شه یا اون نتونه برگردونه .

  • ناشناس

    همش رو یادمه آخه اول شصت بدنیا اومدم بعضی هاشو استفاده می کردم و بعضی هاشو نه
    اما همشون یادمه حیف که دیگه نمیشه برگشت، با عمه کم و کاستی ها حاضرم برگردم

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج