۲۸۴۴۶
۸۷ نظر
۵۰۰۲
۸۷ نظر
۵۰۰۲
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (6)
مجله یکشنبه:

1) در زندگی هر دختری یک سوال هست که تا آخر عمر او را همراهی می کند... «حالا چی بپوشم؟»

2) برادر زاده ام پنج سالشه، زنگ زده بهم می گه: عمو جون! گفتم جون عمو... گفت: کی میخوای بیای خونه ما؟ گفتم: همین روزا میام عزیزم. چطور...؟ گفت: اَه! گفتم: چیه عزیزم چرا ناراحتی؟! دوست نداری بیام؟! گفت: اگه اومدی یه قولی بهم میدی؟ گفتم: بگو عزیزم حتما! گفت: قولِ قول؟! گفتم: آره فدات بشم قول میدم. گفت: قول میدی اومدی خونه مون خرگوشی که تازه خریدم رو نخوری؟!

3) والا این روزا بپرسن ناهار چی خوردی جرات نداریم بگیم مرغ. یا میگن پولداره نقشه قتل می کشن یا میخوان مخ بزنن بریم خواستگاری!

4) تو مترو یارو دست کرده تو جیبم، دستشو گرفتم میگم راحتی داداش؟ میگه ااا جیبه تو بود؟ بابا بگو دیگه، یه ربه دارم میگردم، فکر کردم موبایلمو زدن، نزدیک بود داد و بیداد کنم یه بی گناه دستگیر شه!

5) یادش بخیر بچه بودیم تو ماشین خوابمون می برد هر چی صدامون می کردن خودمونو می زدیم به نشنیدن که بابامون مجبور شه تا دم تختمون بغلمون کنه ببره. چه حالی میداد!

6) سه تا مرغ خریدم مجبور شدم گاوصندوق رو بچپونم تو فریزر!

7) یکی تعریف می کرد، داییش بعد از 40 سال دانشجو شده بوده. جلسه اول تیریپ کت و شلوار و کیف به دست رفته سر کلاس دانشگاه، همه دختر و پسرا توی کلاس فکر کردن استاده! اینم پررو پررو کم نیاورده، یه ربعی صحبت کرده براشون و آخرش گفته: عزیزان من استادتون نیستم، ولی قول بهم بدین چون سن و سالم از همه تون بیشتره من مبصر باشم!

8) همیشه پدرها به پسرشون به عنوان یه فرصت دوباره نگاه می کنن. برای جبران کارایی که خودشون نتونستن بکنن

9) دوتا سوسیس تو مایکروفر بودن، یکیشون میگه وای اینجا چقدر گرمه...
اون یکی میگه اسکل سوسیسا که حرف نمی زنن!

۱۰) تصمیم گیری برای خاموش کردن لپ تاپ از مهمترین تصمیاتیه که آدمی در طول روز می گیره

۱۱) از مخابرات عاجزانه خواهشمندم کلماتی مانند
عجیجم - عجقم - خوشمل- جیجلم - قوفونت - عچل - چی چار می تونی - جوجایی عسیسم - قرفونت برم برنگردم رو فیلتر کنه و یک جامعه رو از مصیبت نجات بده

12) سال 1395 تو تاکسی
راننده: آقا لطفا پول خورد بدین! ربع سکه! نیم سکه! ندارین؟
مسافر: شرمنده، من فقط طرح قدیم دارم.
راننده: این تراول مال کی بود؟ آقا گوشه نداره! لطف کن عوضش کن
این میلیونی رو کی داد؟! من که گفتم پول خرد ندارم! ...

13) بعضی دخترا آرایش رو از فتوشاپ رد کردن اینقدر پیشرفت کردن دارن می رسن به انیمیشن!

14) به خواهرزاده ام که دوم دبستانه می گم: خوشحالیا، همش تعطیلی؟ میگه: برو دایی واقعا تعطیلیا! اقتصاد کشور فلج شد رفت پی کارش، به من می گی خوشحالم؟ برو با اسباب بازیات بازی کن دایی!

15) تنها فایده ای که گرفتن مدرک مهندسی واسه آدم داره اینه که تو فوتبال با دوستا همه داد می زنن: مهندس پاس!

16) این مامان منم فیلمیه والا...!
۱۰ بار از اتاقّ در باز با صدای بلند اسمشو صدا می کنم یعنی در این حد که گلوم جر می خوره، ولی اون نمی شنوه، اما شبا که در اتاقم بسته ست رومم چهارتا پتو انداختم و آروم دارم با گوشیم حرف می زنم، یهو میاد تو اتاق میگه: نصفه شبی با کی داری حرف میزنی؟!

۱۷) من راننده تاکسی بشم
از اینا می شم که می گم: یه نفر حرکت!
بعد که یارو نشست می گم: یه نفر دیگه حرکت...!

۱۸) تو دستشویی یکی از سرگرمیام اینه که مورچه ها رو غرق کنم، بعد طی یک عملیات نجات حساب شده از غرق شدن نجاتشون می دم! هر چند، شانس با بعضی هاشون یار نیست و در حین عملیات نجات، جان به جان آفرین تسلیم می کنن اما اونایی که زنده می مونن با انگیزه بیشتری برمی گردن سر زندگی شون. اینجوری بهشون انگیزه زندگی تزریق می کنم.

۱۹) امروز نشسته بودیم سر میز داشتیم ناهار می خوردیم، واسم اس ام اس اومده نگاه می کنم می بینم بابامه!
متن اس ام اس: بابا جون عزیزم اون خورشت رو بده بیاد سمت من!
من همینجور هاج و واج موندم! می خنده و بازم بهم اس ام اس میده که: امروز همراه اول بهم ۱۵۰ تا «مسیج» هدیه داده گفتم حروم نشه!

۲۰) شما هم وقتی اس ام اس رو اشتباهی به یکی دیگه می فرستین سکته ناقص می کنین؟!

۲۱) خدایا می شه ما رو امتحان کنی ببینی جنبه پولدار شدنو داریم یا نه؟

۲۲) یادتونه چقدر حرص می خوردیم وقتی روز تعطیل رسمی با جمعه تداخل داشت؟

۲۳) نه واقعا واسم سواله ها! می خوام بدونم من تو طول ترم حقیقتا چه غلطی می کردم؟

۲۴) از قلبم پرسیدم: چه کنم وقتی دلم تنگ است و دستم کوتاه؟
جواب داد: من کارم خونرسانی به بدنه، از من شرو ور نپرس

25) داداشم وقتی سه سالش بود توی باغچمه مون پشکل کاشته بود گوسفند برداشت کنه!

26) اگه گفتین به بچه ای که شاد و شنگول داره بازی می کنه و میدوئه در زبان فارسی چی می گن؟ «ندو توله سگ، می خوری زمین!»

27) یکی از دوستام می گفت:
فیلم عروسیمو برعکس که می بینم خیلی حال میده، زنم حلقشو درمیاره می ده بهم و می ره خونه باباش

۲۸) طرف ماشین صفر گرفته توش که می شینی می بردت تو حال و هوای بازار مس گرا. تنها جاییشم که صدا نمی ده بوقشه!

۲۹) اگر کریستوف کلمب ازدواج کرده بود، ممکن بود هیچگاه قاره آمریکا را کشف نکند، چون به جای برنامه ریزی و تمرکز در مورد یک چنین سفر ماجراجویانه ای باید وقتش را به جواب دادن به همسرش در مورد سوالات زیر می گذراند: کجا داری میری؟ با کی داری میری؟ واسه چی میری؟ چطوری میری؟ کشف؟ برای کشف چی میری؟ چرا فقط تو میری؟ تا تو برگردی من چیکار کنم؟ می تونم منم باهات بیام؟ راستشو بگو توی کشتی زن هم دارین؟ بده لیستو ببینم! حالا کِی برمی گردی؟ واسم چی میاری؟ تو عمدا این برنامه رو بدون من ریختی، اینطور نیست؟! جواب منو بده؟ منظورت از این نقشه چیه؟ نکنه می خوای با کسی دربری؟ چطور ازت خبر داشته باشم؟ چه می دوم تا اونجا چه غلطی می کنی؟ راستی گفتی توی کشتی زن هم دارین؟!

۳۰) اگه به یه کچل بخندی بی برو برگرد کچل می شی ولی به یه میلیاردر قهقهه هم بزنی هیچ اتفاقی نمی افته

۳۱) می گن زیر آبشار نیاگارا به فارسی نوشته شستن اتومبیل ممنوع!

۳۲) همین ضرب المثل آشپز که دوتا شد آش یا شور می شه یا بی نمک برای درک پیشینه تاریخی ایرانیان در گند زدن به Team Work کافیه!

۳۳) یه موقعی توی مراسم عقد سکه هدیه می دادن، بعدشم نیمه سکه، بعد ربع سکه، بعد این سکه های یک گرمی و نیم گرمی «پارسیان» و این چیزا اومد، عنقریب روزی فرا می رسه که به عروس و داماد فقط بتونیم بگیم «آفرین!»

۳۴) در آینده ای نه چندان دور «مرغ» هم مثل «سیمرغ» افسانه می شه

۳۵) سه جور مرد وجود دارن که زن ها رو درک نمی کنن: جوون، میانسال، پیر!

۳۶) مادرا هر وقت بمیرن، زوده...!

۳۷) یه بار جوگیر شدم یه پیرمرد نابینا رو به زور از خیابون رد کردم دیدم یه چیزایی می گفتا شلوغ بود توجه نکردم.
اون ور خیابون با عصا زد منو گفت احمق اونجا منتظر پسرم بودم!


محتوای حمایت شده

گوناگون

سایر رسانه‌ها

    نظر کاربران

    • فقط شماره ی 31 !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
      ممنون برترین ها

    • خیلی جالب بود:)))))))))))))))

    • عالي بود آفرين

    • خيلي باحال بودن
      گزينه 10 مثل كارتون مورچه خواره. يه روز مورچه داشت يه سوسيس با خودش مي برد كه مورچه خوار ميبينتش و ميگه: اااااا سوسيس كه پا نداره:)

    • بعضیاش خیلی باحال بود.

    • خیلی جالب بود از قبلیا جالب تر بود. فقط چندتا نکته
      اول اینکه شماره 14 بین فاران و خواهرزاده ش بود و قبلا واسمون گفته بود , مگه نه؟
      دوم اینکه شماره 29 خط آخر اونجا چه غلطی می کنی درسته. نه چه غلطمی.
      سوم اینکه شماره 20 واسم اتفاق افتاده, یه اس ام اس نه چندان مودبانه رو اشتباهی به یکی از دخترای کلاسمون فرستادم که خیلی هم باهاش رودربایستی داشتم, حتی گوشیمم کوبیدم زمین که خاموش بشه و نره, ولی از اونجایی که من خیلی خوش شانسم !!! خاموش نشد و اس ام اس ارسال شد, حالا گوشیم هر وقت اتفاقی از دستم می افته خاموش میشه ها, شانس منه دیگه,

      پاسخ ها

      • Helen

        فکر کنم تو خوش شانسی منم مث تو باشم داداش حسن.
        یه پیامو واسه یکی از دوستام فرستادم توش قیمت نوشته بودم، بعد همون پیامو واسه یکی دیگه از دوستام می خواستم بفرستم قیمتشو عوض کردم و قیمت بهتری زدم، وقتی ارسال رو زدم فهمیدم به همون نفر اولیه ارسال شده. حالا هر کاری کردم این پیام دست طرف نرسه نشد که نشد!

      • parand

        +

    • دوستان من این پیشنهاد رو تو کل کل 6 هم دادم ولی چون خیلی وقته از اون می گذره و گفتم شاید دیگه به اون سر نزنید اینجا هم مطرح می کنم, من می گم بیاین از مجله بخوایم به همه واسه نظر دادن id و پسوورد بده اینجوری هرکس فقط با یه اسم می تونه نظر بده و تشابه اسمی هم نداریم. این مشکلاتی هم که جدیدا به وجود اومده کمتر می شه. هر کس موافقه + بده.

      پاسخ ها

      • Helen

        +++ بی نهایت مثبت
        پیشنهاد خیلی خوبیه دادش حسن گل!

      • Melody

        ++++ man onjam goftam

      • Helen

        حسن جان من اندازه سه خط واست مثبت گذاشتم. نه سه تا دونه. آخه مثبت دادن هم سانسور داره مجله جون؟ حداقل یه خطشو میزاشتی!

      • Helen

        راستی داداشی، این کاری که میگی فکر کنم خیلی سخت باشه واسه مجله، چون ما خودمون یه گروه تقریباً بزرگ رو تشکیل می دیم، تازه هر روز به تعداد بازدید کننده ها اضافه میشه.
        نظر من اینه که یه قسمت «عضویت در این سایت» بزنن. اونجوری هر کسی با رمز و اسم خودش میتونه کامنت بزاره.

        فکر کنم حرف دوتامون یکی شد نه؟

        اگه انجام این کار برا مجله سخته، خب حداقل تو قسمتی که کامنت میزارم توی قسمت «نام» اگه احیاناً اسم تکراری بود، یه علامتی، اختیاری چیزی با این عنوان بده «این نام قبلاً مورد استفاده قرار گرفته، لطفا نام جدید را وارد نمایید».
        البته این نظر منه. حالا نمیدونم تا چه حد شدنیه؟ و اصلاً آیا کسی باهام موافقه یا نه؟

      • اميرح

        حسن جان موافقم + دادم.
        هلن خانم؛ ببخشيد حرفتون رو قطع ميكنم خواستم فقط بگم : (همون!) كه ديگه زحمتت زياد نشه تايپ نكني. اما انگار دير گفتم چون ماشاله 2 ساعت بعدشم توضيح دادي.

      • zahra seven

        ++++....ایده عالی دادی همینطور هلن جون شما

      • Helen

        ممنونم از زهرا7 جون و امیرح گل.
        اگه همون لحظه این پیشنهادو بهم میدادی حتماً عملیش میکردم. اما ظاهراً دیر گفتی و کار از کار گذشته بود امیرح جان.

      • حاتم

        موافقت ما که به درد نمیخوره داداش مجله باید موافق باشه!!

    • بعضی هاش واقعا باحال بود ممنون از شما

    • 36) هر عزیزی هر وقت بمیره زوده. مادرا که ابدا نباید بمیرن...

      پاسخ ها

      • zahra

        منم موافقم.اینکه مادرا هروقت بمیرن زوده.شوخی نیست،و نباید تو این قسمت گذاشته شه

    • اون غرق کردن مورچه ها کار همیشگی منه..
      یعنی غرقشون که نمیخوام بکنم.اول میخام زندانیشون کنم دورشون آب میگیرم بعد یهو فشار آب زیاد میشه همشون غرق میشن !!!!!

      پاسخ ها

      • برمودا

        فکر میکردم من تنها کسی هستم که از این کارا می کنم. هانیکو جون شما هم؟

      • Rami

        ای ول باحال بود... منم به جمعتون اضافه کنید.

      • برمودا

        دم سه تامون گرم. :))))))))

      • غزل

        خیلی کار سختیه خیلی تمرکز میخواد

    • ) تصمیم گیری برای خاموش کردن لپ تاپ از مهمترین تصمیاتیه که آدمی در طول روز می گیره-جدا چکارش کنم -اکه خاموش کنم یاد مطلبی میفتم باید روشن کنم -اگه نکنم میرم بیرون وقتی میام لب تاب از بی شارزی داره جون میده-تشکر جالب بودن

      پاسخ ها

      • سمیر

        به شخصه قبل از ماه رمضون 10 صبح تا 12 الی 1 شب روشن بود و لپ تاب تو کف بود یه روز زودتر خاموشش کنم اما از موقعی که ماه رمضاون اومده از 12 ظهر الی 5 صبح روشن .....................................................

    • روي كامپيوتر يكي از همكارا برنامه نصب كردم 3تا شورتكات Recycle Bin ايجاد شد.نيم ساعت بعد زنگ زد گفت امير اين (ليوان ها!) چيه رو صفحه دسكتاپ؟ (ويندوز7). اولش نگرفتم.بعد گفتم منظورتون Recycle Bin؟ گفت نميدون اينا چين چرا 3ناست (و خنديد). گفتم هيچي براي پذيراييه الان شربت ميآرم توشن ميريزم نوش جان كنيد
      ليوااااان!!!!! مخم سوت كشييييييد!

      پاسخ ها

      • Helen

        فکر کنم همکارت از اون دسته آدمایی باشه که کار با کامپیوتر رو فوله، ولی وقتی بهشون میگی روشنش کن، میگن نه در اون حد!

        فقط شوخی بود امیرح جان، قصدم توهین به همکارتون نبود. فقط یه چیزی گفتم بخندی!

      • اميرح

        نميدونم والا! هروقت هرچي ميگم فقط سرشو تكون ميده. حالا نميدونم منظورش اينه كه كامل متوجه شده يا اصلن متوجه نشده!:-)
        از حق نگذريم؛بسييييار انسان نيكي هستش. دوسش دارم

    • مجله جون دمت گرم، خیلی خندیدم.
      با شماره 30 موافقم. کافیه بگی طرف چقد جوش رو صورتش داره، فرداش صورتش میشه مثل لبو! پر از جوش! اونقد که خودتم خوشت نیاد جلو آینه بری چه برسه به دیگران!

    • فيلم ورزشي مونو گذاشتن تو سايت با هزار شوق و ذوق ميرم كامنتاشو ميخونم ميبينم همه نوشتن: خيلي احمقن! جوگير شدن! خدا بهشون عقل بده! جفتك پرونيه! واسه شهرستان بووووق هستن!... خدا وكيلي الان درك مي كنم چرا عابدازاده رفته امريكا ميگه عمراً برگردم ايران!!

      پاسخ ها

      • Helen

        حالا محمودجان شما هم میخوای بری اونور آب؟
        به همین زودی تسلیم شدی! بابا یه کم مرد باش! اینقد زود خودتو نباز!

        فکر کنم یه چند نفری هم ازت تعریف کردن ها! درست نمیدونم ولی فکر کنم تعریف کردن باشن ازت!

        من که خودم کشتی کج و ورزشکاراشو دوست دارم خصوصا ریمستریو رو!

    • در روز های عادی :
      نفر اول- اذان مغرب کی هست؟!
      نفر دوم- من چه می دونم!!!

      در روزهای ماه مبارک رمضان :
      نفر اول- اذان مغرب کی هست؟!
      نفر دوم- سه ساعت و بیست و چهار دقیقه و هشتاد و هفت ثانیه و دویست و سه هزارم ثانیه دیگه!

      پاسخ ها

      • Helen

        به نکته ظریفی اشاره کردی عزیز دلم!
        تو خونواده ما، من که همیشه لحظه شماری میکنم واسه اذان!

      • رها

        واقعا

    • من هنوزم که کارمندم وقتی روز تعطیلی با جمعه تداخل داره حرص میخورم ربطی به بچگی و بزرگی نداره ((:

      پاسخ ها

      • اميرح

        دقيقن :-))))

      • از ارومیه

        منم دقیقاً موافقم. لطفاً تعطیلی ها رو یجوری بچینین که به 5شنبه جمعه نخوره. ترجیحا هم 1شنبه یا سه شنبه باشه که اون روزی که وسط میوفته رو مرخصی بگیریم. وایییییییی

      • اميرح

        از اروميه؛ چقدر خوش اشتها! امري فرمايشي؟ديگه چي؟! الان با همكاري دوستان مجله زنگ ميزنيم هيئت دولت هماهنگ ميكنيم! شما فقط آب تو دلت تكون نخوره. استرس هم نگير. توكل بخدا انشالله حل ميشه :-) !!!

    • خیلی جالب بود کلی خندیدم.....
      فقط شماره 36رو امیدوارم واسه هیچ کدوم از مادرا اتفاق نیفته و همیشه سایشون بالا سر ما باشه

      پاسخ ها

      • مهرداد

        ایشالا
        لعیا تو عضو سایت برترینها هستی؟ اگه هستی بگو چطوری عضو شدی

      • laya

        نه هرچی خواستم عضو بشم نمیدونستم چه جوری؟بذار از بچه های دیگه میپرسیم...

      • مهرداد

        مرسی. پس من منتظرم کمکم کنی

    • 5) یادش بخیر بچه بودیم تو ماشین خوابمون می برد هر چی صدامون می کردن خودمونو می زدیم به نشنیدن که بابامون مجبور شه تا دم تختمون بغلمون کنه ببره. چه حالی میداد!

      کاره همیشه ی من بود ...

      پاسخ ها

      • Melody

        بچه ها این ناشناس منما یادم رفت اسممو بنویسم.

      • kimia

        ولی بابای من حاضر بود تا صبح وایسه منو صدا کنه ولی منو بغل نکنه حالا داداشم ضایع بود بیداره ها ولی بغلش میکرد!!!!!!!!!!!
        اااااااااااااااای خدا!
        حرصم میگرف در حد .............

      • Melody

        حالا کیمیا جونم آبجی من 2 سال از من کوچیکتره بیچاره مامانم انو بغل میکرد به داداشمم میگفتن بیدار شو خودت بیا اون 4 سال بزرگتر بود.

      • مهدی

        من این کارو معمولا برای باز نکردن درب پارکینگ انجام میدادم:)

      • Melody

        بیچاره داداشم باید درو باز میکرد مهدی جان.

      • ح.ا.ت.م

        من یادمه تا ده یازده سالگیم هنوز این کارا میکردم اما وسط پله ها که میرسیدیم هم دلم واسه بابام می سوخت هم روده هام میومد تو حلقم ولی بازم از رو نمیرفتم.

    • خیلی خوب بود.مرسی
      این دفعه رو خندیدم بسیاااااار
      نخسوزن 19
      واااااااااااااای
      کلا عالی بودا

    • شماره20وقتي اس ام اسو اشتباهي براي يكي ديگه ميفرستيم عاااااالي بود

    • یاس کبود عزیزم مطلبت خیلی جالب بود ولی هشتاد و هفت ثانیه جالبتر بود!

    • اگه گفتین به بچه ای که شاد و شنگول داره بازی می کنه و میدوئه در زبان فارسی چی می گن؟ «ندو توله سگ، می خوری زمین!»

      یه بار جوگیر شدم یه پیرمرد نابینا رو به زور از خیابون رد کردم دیدم یه چیزایی می گفتا شلوغ بود توجه نکردم.
      اون ور خیابون با عصا زد منو گفت احمق اونجا منتظر پسرم بودم!

      مرسی عالی بود گرسنگی و تشنگی رو برای چند لحظه از یادم برد خدا روحتونو شاد کنه :)

    • تا حالا شده ایمیل اشتباهی بفرستی به یکی از استادای خفنتون. برا من اتفاق افتاده هنوز هم نمی تونم تو صورتش نگا کنم.

    • خیلی قشنگ بودن کلی خندیدم گشنگی یادم رفت ولی 36زدحال بود.ناشناس جون دقیقاهمین اتفاق واسه منم افتاد.تادوجلسه روم نمی شدبرم سرکلاسشون

    • ایول
      خیلی خوب بود

    • یه بار تو مترو وایساده بودم
      یه بنده خدایی هی داشت با جیب عقبم ور میرفت که به خیالش کیف پول رو کش بره
      منم خیلی خونسر برگشتم و با اشاره به جیب پیرهنم گفتم : اینجاست !!

    • هلن جان منظور منم همینی بود که شما گفتیین, اگه امکانش برای مجله هست و به این پیشنهاد ما پاسخ بده ممنون می شیم

      پاسخ ها

      • Helen

        مرسی داداش حسن، خیلی مَردی. دمت گرم عزیزم. امیدوارم که مجله یه جوابی بهمون بده که از این بلاتکلیفی خلاص بشیم.

      • بدون نام

        جداٌ بلا تکلیف موندین بچه ها ؟ این کامنت باید به شوخی های شبکه اجتماعی اضافه بشه .حالا شبکه چند هستید؟

    • جالب بود
      من و همسرم کلی خندیدیم
      ممنون

    • عسل جان چه سوتی جالبی ازم گرفتی!
      کلیییییییی خندیدم.
      من رو ، روزه گرفته بود اصلا به چیزی جز نوشتن عدد فکر نکردم:))))))
      +++

    • قبول باشه یاس کبود عزیزم ما رو هم دعا کن.

    • واقعأ خیلی عالی بود کلی خندیدم
      دختر عموم 5سالشه رفته بودیم روستا دیدم با کلی ذوق اود گفت ببین چی پیدا کردم! اینجا یه عالمه کاکائو داره...... منم دقت کردم دیدم پشکل گوسفنده

      پاسخ ها

      • Helen

        فکر کنم دختر عموت یا کاکائو رو نمیشناخته یا تا حالا پشکل گوسفند ندیده بوده که نتونسته اینا رو از هم تشخیص بده!

        خیلی خندیدم. دمت گرم داداش مهرداد گل.
        +++++++

    • وااااااااای اون مورد 18 که خود منم که؟!!!!!!!
      آخریه هم حرف نداشت.....

      پاسخ ها

      • Melody

        salam khodam jan koja bodi aziZam?ha

      • خودم

        سلام ملودی جون، خوبی عزیزم؟
        راستش یه مشکلاتی برام پیش اومده بود نبودم.
        خیلی مرسی که به یادم بودی.

      • خودم

        فکر کنم اونایی که بهم منفی دادن فامیلای اون مورچه غرق شده هان، به هر حال تسلیت میگم، بخت باهاشون یار نبود دیگه.

    • nesbat b dafehaye ghabliii kheyli behtar bod b nazaram.jaleeeb bod mrc

    • salam. kheili qashang bub. merc :-)
      kheili +

    • دختر تنهای شبگرد عاشق نیستم پسرم

      خیلی خوفهههههههههه

    • كلي خنديدم مرسي.يبار پشت يكي بدگفتم چون دوسش نداشتم بعداشتباهي پيامو براي خودش فرستادم....بعدشم ترجيح دادم بميرم از خجاااااااااااااااااااااااااااااااااااااالت...

    • خیلی ممنون که نظرمو نذاشتین...

    • عالي بود مخصوصا اينكه تو طول ترم چه غلطي ميكردم

    • از دوستان میخوام وقتی خواستن از موردی تعریف کنن یه تیکه از مورد رو بیان نه اینکه شماره رو فقط بذارن تا مجبور نشیم بریم بالا ببینیم چی مد نظرتون بوده

    • من نمیدونم اینجا واسه نظر دادنه یا چت رومه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • از همه باحالتر کامنتاس کلی ادمو شاد میکنه

    • اره فایونوس جان نظره منم همینه.10 و 22 عالی یود.خاموش کردن لپ تاپ و روزای تعطیل

    • اينا كه همش شر و وره پس جالب نديدين

    • از شماره 16 کلی خوشم اومد
      دقیقا مامان منم همینه!!!خندیدما

    • khaily bahaal bod mercy baa tashakor az majaleh va tamame bacheha ....dlam mykhad farsi tipe konam valy narm afzar ndaram ,,babakhsyd ma no...

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

    از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

    در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

    بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج