افراد این عکس، استادِ خلوت کردن خیابانهای ایران بودند
دهه هفتاد، دهه تغییرات عمده در زندگی ایرانیها بود. جنگ تمام شده بود و زندگی داشت رنگی میشد.
برترینها _ امیر عبودزاده: دهه هفتاد، دهه تغییرات عمده در زندگی ایرانیها بود. جنگ تمام شده بود و زندگی داشت رنگی میشد. ایرانیها با جنبههای تازهای از رفاه مواجه میشدند و البته وضعیت اقتصادی به ویژه در مقایسه با دو دهه اخیر نسبتا مناسب بود. در این میان، تلویزیون با تلاش برای برگرداندن فضای عادی به زندگی، با ساخت سریالها و برنامههای متفاوت از دهه شصت، نقش چشمگیری در تغییر سبک زندگی ایرانیها داشت. اما از میان همه سریالهای این دهه، دو سریال جای ویژهای در خاطرهها باز کردند. یکی سریال همسران و دیگری سریال خانه سبز که به نوعی میتوانست ادامه همسران باشد. اگرچه از آن پختهتر بود، به خاطر بازیگران چهرهاش بیشتر گل کرد و سطحی از زندگی طبقه متوسط را به نمایش گذاشت که برای بسیاری از ایرانیها شیرین و فرهنگساز بود. قهر و آشتیهای رضا صباحی و عاطفه صدر و نمایشی که از یک زندگی شعورمند و پرتعامل داشتند، زیرپوستی همان آموزههایی را برای جامعه خسته ایرانی داشت، که شاید تکرارش در محصولات پرخرج و سطحپایین امروز سیما، غیرممکن باشد.

اما آن بازیگران و آن چهرهها هم هر کدام مسیر متفاوتی را طی کردند. بعضی سوپراستار بودند و بعضی ستارههایی پولساز شدند. بعضی هم در مسیر سرنوشت نامهایشان از یادها رفت. اینجا میخواهیم نگاهی بیاندازیم به این قصههای جدا جدا.
خسرو شکیبایی

عمو خسرو قبل از خانه سبز محبوب و ستاره بود و این سریال برایش شهرت و اعتبار بیشتری به همراه داشت. خسرو شکیبایی در نقش یک وکیل مجرب و خانوادهدوست، با آن لحن شیرین و کشدار بیان کلمات و جملات، نقشی را ایفا کرد که بعید است بیژن بیرنگ و مسعود رسام، سازندگان سریال، فراتر از آن انتظار داشته باشند. عمو خسرو آن سالها در اوج کار هنری بود و البته در زندگی شخصی و جدال با مصیبت مگویش، مسیر معکوسی را طی میکرد. راهی به سوی پایان. شکیبایی که در نقش حمید هامون و بعد با سریالهای خانه سبز و روزی روزگاری مهر پررنگش را پای کارنامه هنریاش زده بود، فقط چند سال پس از رضا صباحی دوام آورد و در سال 87 برای همیشه با آب و درخت خداحافظی کرد. صحنهها و دیالوگهای دونفری او با مهرانه مهینترابی و رامبد جوان، جزو از یادنرفتنیترین صحنههای تاریخ تلویزیون ایران خواهند ماند.
مهرانه مهینترابی

باورش سخت است ولی فضای در حال شکوفایی سالهای میانی دهه هفتاد، هنوز آنقدر ظرفیت داشت که یکی مثل مهرانه مهینترابی در نقش یک وکیل میانسال، بتوان به کاراکتری محبوب به خصوص در میان آقایان تبدیل شود. خانم مهینترابی که به خوبی نقش زنی تحصیلکرده و مسلط را ایفا میکرد و هم به عنوان همسر و هم مادر اقتداری غرورانگیز برای زنها را به نمایش میگذاشت، انگ بازی در مقابل خسرو شکیبایی بود. زوجی درجه یک که گاهی زن خانواده میتوانست دست بالا را داشته باشد و همه را به تمکین وادار کند. مهرانه مهینترابی کارنامه پرباری دارد به خصوص در تلویزیون. البته که در سالهای اخیر کمکار شده. آخرین کاری که از او دیدیم بیگناه در شبکه خانگی بود. سوال همیشگی از خانم مهینترابی که حالا 65 سال دارد این است که چرا ازدواج نمیکنید بانو؟ رازی که تا روز مبادا در سینه خانم مهینترابی خواهد ماند.
حمیده خیرآبادی

مادر همه مادرها. دوستداشتنیترین مادر همه سریالها و بازیگرها. حمیده خیرآبادی با چادری که اغلب به سر داشت و با لحن گاه ملتمسانه و گاه تحکمآمیزی که هیچوقت تکراری نمیشد، از معروفترین فیلمهای پیش از انقلاب تا بسیاری از آثار ماندگار پس از انقلاب، حضور داشت و درخشید. او در نقش مادربزرگ خانواده صبوحیها هم همان بود که باید باشد. نه بیشتر و نه کمتر. خانم خیرآبادی در آخرین روز فروردین سال 89 رفت و سینمای ایران را تنها گذاشت. با انبوهی از فیلم و سریال که تا سالها سال بعد کسی نخواهد توانست بدون دیدن و ستایش او سینما و تلویزیون ایران را تجربه کند.
رامبد جوان

رامبد جوانی که امروز میشناسیم هیچ ربطی به رامبد جوان نپخته و بدون اعتماد به نفس دهه هفتاد ندارد. خاطرات رامبد از این که خسرو شکیبایی چطور راهش انداخته، چطور یخش را شکسته، و چطور به او یاد داده که پسر رفیق رضا صباحی باشد، به شدت شنیدنی است و روزی جایی باید نقل شود. فرید صباحی اما، به عنوان جوان خوش سر و زبان و پرانرژی خانواده که هنوز کار و بار درست و حسابی نداشت و با همسرش لیلی در آخرین طبقه ساختمان زندگی جمعوجوری داشتند، سالها بعد توانست یکی از سوپراستارهای پولساز تلویزیون و سینما باشد. غبطهبرانگیز و البته پر از حاشیه. با ازدواجها و جداییها و کارهای خبرساز و با دشمنان میلیونی که برای خودش ساخته است. فرید صباحی آن سالها تازه 24-5 ساله بود و کی فکرش را میکرد به اینجا برسد که امروز. کی فکرش را میکرد.
آتنه فقیهنصیری

آتنه فقیهنصیری که وقتی اسمش میآید خیلیها یاد فریبرز عربنیا همسر سابقش میافتند، با سریال خانه سبز و البته خاله سارا به شدت گل کرد. خانم فقیهنصیری هم کمتر در سینما و بیشتر در تلویزیون فعال بوده. از همان دورها، کمتر سالی را به خاطر داریم که او یکی دو تا سریال در سیما نداشته باشد.فقط هم تلویزیون و جز در سریال شهرزاد علاقهای به شبکه نمایش خانگی هم نداشت. خانم فقیهنصیری هم با بالا رفتن سن کمکارتر شده که احتمالا ابتلا به بیماری اماس در این قضیه بیتاثیر نبوده. اگر از طرفداران بازی خانم فقیهنصیری کمحاشیه هستید، منتظر سریال «عقرب عاشق» باشید که قرار است به شبکه نمایش خانگی بیاید.
داریوش اسدزاده

کی دلش نمیخواست پدربزرگی مثل داریوش اسدزاده در خانه سبز داشته باشد. حامی و صمیمی و رازدار و همه چیز تمام. چقدر دوستداشتنی بودید آقای اسدزاده گرامی و چقدر شریف. داریوش اسدزاده هم از آنهاست که هرچه سنش بالاتر رفت بیشتر دیده شد و حرفهایترهای سینما هم شاید بیشتر او را با نقشهای پیرمردی و با آن سبیلهای مردانه به یاد بیاورند. داریوش اسدزاده در خانه سبز با عمو خسرو و رامبد جوان رابطه حسرتبرانگیزی داشت. مطمئنا اگر خودش را هم میدیدید به عنوان مردی فروتن و هنرمندی خوشبیان عاشقش میشدید. آقای اسدزاده هم در سال 98 و در سن 95 سالگی به ابدیت سلام کرد.
اکرم محمدی

این که خانم محمدی خودش نخواست یا نشد که بیش از این بدرخشد را روزی باید از خودش پرسید. اما تردیدی نیست که استعداد و ظرفیت او بیش از این بوده که در سینما و تلویزیون دیده شده. اکرم محمدی هر جا که بازی کرده تلاشاش را انجام داده تا بهترین بازیاش را ارائه کند. از مادر علی حاتمی تا دختری با کفشهای کتانی صدرعاملی. او در خانواده صباحیها هم زن جدی و قابل احترامی بود که تنها زندگی کردنش را به خوبی و با همه استقلال ممکن برای یک زن به تماشا میگذاشت. همین که پسرش را اینقدر مودب و فهمیده بار آورده، برای نشان دادن لیاقتش کفایت میکرد. خانم محمدی هم هرچه جلو آمدیم از سینما و تلویزیون فاصله گرفت و زخم کاری آخرین جایی بود که هنرنماییشان را دیدیم.
آرش نادی

دلمان نیامد از این پسر بلبلزبان و جذاب که مثل بزرگها حرف میزد و منطقی و نکتهسنج بود چیزی نگوییم. کوچکترین عضو خانواده به نام علی، فرزند نرگس صباحی یا همان خانم اکرم محمدی. آرش نادی در زمان خودش کاراکتر جالبی بود که قبل از آن کمتر دیده بودیم و بعد از آن هم. بچههایی که خواستند شبیه علی باشند یا لوده بودند یا عصا قورتداده و آرش نادی هیچکدام از اینها نبود. شاید اگر میخواست و در سینما میماند بعدها خاطرات بیشتری برایمان میساخت. اما جز یکی دو کار دیگر چیزی از او دیده نشد. حالا هم خبری از او نیست و ظاهرا به خارج از کشور مهاجرت کرده.
علی جان، ببخشید آرش جان هر جا هستی موفق باشی. نقشت در خانه سبز خیلی دلنشین بود. به خصوص حاضرجوابیهایت. خدا نگهدارت.
تبلیغات متنی
-
آزار شیطانی دختران به بهانه استخدام منشی
-
دعوای استقلال و حسینی به اینستاگرام کشید
-
برخورد قطار محلی خاش – زاهدان با یک واگن باری
-
هوای تهران در این تاریخ بارانی میشود
-
سرمربی استقلال سه ماه محروم شد
-
گازگرفتگی در رفسنجان جان ۳ نفر را گرفت
-
یک سد مهم هم سرریز شد
-
مرد هزارچهره در تهران دستگیر شد
-
اعتراف باشگاه پرسپولیس به پرداخت ۵۰ میلیارد به دو ایجنت
-
فواد ایزدی: ۵۰۰ کشته از آمریکا میگیریم
-
گزینه نظامی تازه ترامپ بعد از ونزوئلا مشخص شد
-
علاقه ویژه سرمربی جدید چلسی به لژیونر استقلالی
-
بیانیه دانشجویان در پی اتفاقات بیمارستان سینا
-
فال روزانه چهارشنبه ۱۷دی ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
استقرار ناگهانی تیپ ۱۰۱ هوابرد آمریکا در اربیل
-
استقرار ناگهانی تیپ ۱۰۱ هوابرد آمریکا در اربیل
-
میزان ضرر و زیان صداوسیما در سال گذشته فاش شد
-
ادعای شبانه درباره تصمیم نهایی ترامپ برای ایران
-
گزارش ایسنا از ناآرامیها و اعتراضات در مشهد
-
پزشکیان اختلافش با المیرا شریفیمقدم را علنی کرد
-
تشبیه قیمت اجناس در ایران به کشورهای همسایه در تلویزیون
-
تصاویر رسمی از اتفاقات امشب آبدانان ایلام
-
حالوهوای تلخ خانه سعید پیردوست پس از درگذشت او
-
آناهیتا همتی خطاب به شجریان: شاخ غول شکستی!
-
تیکه سنگین بیرانوند به حسینی: میخواهد دیده شود!
-
صف چندمتری مردم برای خرید روغن ارزان در فروشگاه!
-
معتکفین امسال ایران با اصحاب کهف فرقی ندارند!
-
پزشکیان: انتخاب مناسبتر بر عهده شما است
-
استوری صریح و رک محسن تنابنده در ساعات اخیر
-
شوخی وزیر اقتصاد با قیمت دلار؛ الان یا الان؟!
-
روغن با یک قیمت جدید و عجیب به بازار آمد
-
علت حادثه آتشسوزی شرکت کاله مشخص شد
-
خبر فوری؛ نیمرو برای همیشه از ایران خواهد رفت!
-
قیمت جدید یک شانه تخممرغ باعث تعجب شد
-
توییت پسر پزشکیان در ساعات اخیر خبرساز شد
-
ملکشاهی و بیمارستان امام در صدر اخبار این ساعات
-
ماجرای خبر ورود هواپیمای سوخترسان آمریکا به خاک ایران
-
اولین تصاویر از آتشسوزی مهیب در شرکت کاله
-
رویاپردازیهای عجیب حسن روحانی در برهه حساس کنونی!
-
نام «ایران» بر روی کلاه ترامپ جلبتوجه کرد
-
سعید پیردوست درگذشت
-
گزارشی از آخرین وضعیت بازار تهران
-
اولین واکنش پزشکیان به حوادث اخیر ایلام
-
ترامپ کشور بعدی در حال سقوط را معرفی کرد!
-
صفحه وزارت خارجه آمریکا، ایران را تهدید کرد!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
یادش بخیر لطفانظرمن رابذارید
کارگردانش که از ساختش پشیمون بود چون ی فیلم بود که ذره ای واقع نگری نداشت
خانه سبز فوق العاده بود
با اینکه بازیگران خوبی داشت
ولی به شدت سریال مزخرفی بود...
استاد پورمخبر جاش خالیه
خانه ات همیشه سبز که یاد کردی خانه سبزی ها را .
نقئیییییییی
بوریم خانواده سبز
خانه ی شبزندهداری خیلی فیلم زیبایی بود..
عالیربود دیگه سریال خانوادگی دراین سطح نخواهیم داشت
خانه سبز و همسران رو دوست داشتم
سریال شاید برای اون دوره خوب بود ولی روابط و بازیها بنظر من لوسی طور بود وقتی تکرار سریال رو اخیرا پخش کردند از اینکه چطور این سریال با روابط لوس و نچسب و غیرواقعی را دوست داشتیم تعجب کردم
یه فیلم واقعا مزخرف
نظر همه محترم اما این فیلم مال ۲۷ ۲۸ سال پیشه با سبک امروزی متفاوته در ثانی این سریال به شدت خاطره انگیزه