۱۶۱۴۵۰۹
۱۲۶۰
۱۲۶۰
پ

اشک‌های پسر فرزین در آلمان به عشق دختر سلطان

پس کم کم غم مستولی شد. آرش که قرار بود به توصیه پدر در آن ترانه مشهور و جاویدان گریه نکند، ابی را پلی کرد:" به تو از تو می‌نویسم، ای عزیز رفته از دست" و گریه پشت گریه. عجب بازی‌های این روزگار با آدم‌هایش می‌کند. عجب سرنوشتی، عجب وصال و عجب فراقی.

برترین‌ها: می‌گفت سال 60 که از ایران خارج می‌شدم پدرم "گریه نکن" را برای من خواند. می‌گوید هنوز لادن را دوست دارد. می‌گوید ظرف می‌شستم و قمار می‌کردم. می‌گوید فرزین از علی پروین دلخور شد و مرا تهدید کرد. می‌گوید مهرداد آسمانی که آن تماس را گرفت دیگر اشک امان نمی‌داد. فکر کن پسر فرزین باشی و حالا آن روایت‌ها را که تعریف می‌کنی چشمان تماشاگر را هم تر کنی. 

223

داستان از سال 70 آغاز شد. ظاهرا قانونی وضع شده بود برای خرید سربازی آنان که خارج از کشورند. پس مهرداد به یک رستوران می‌رود تا با ظرف شستن، 18800 یورو را جمع کند و به ایران بیاید تا پس از خرید خدمت به معشوقه‌اش برسد. اما خبر ندارد که باید از سد شماره 7 همیشگی پرسپولیس عبور کند. چون او قصد ندارد دخترش را به پسر یک خواننده یا به قول خودش"بچه مطرب" بدهد.  همان خواننده‌ای که عمرش را برای پرسپولیس گذاشت و شب و روزش را با این بازیکنان سپری کرد و 750 هزار تومان سهم فروش کاست "پرسپولیس" را به پروین داد تا به بچه‌های تیم بدهد و به نوعی به تیم برسد. خبر به گوش فرزین رسید و دلش گرفت. پس به آرش گفت که اگر روزی از این دنیا رفتم و با لادن وصلت کردی، از تو نمی‌گذرم. فرزین از دنیا رفت. آرش برای پدر در آمریکا و آلمان مراسم گرفت و بعد هم به تهران آمد تا در تهران هم برای پدر یادبودی بگیرد. همان‌جا چشمش به چشمان لادن گره خورد و شد آنچه نباید. وصلت با خانواده پروین. 

حالا که از آن روزهای می‌گوید حس می‌کند که آه پدرش او را گرفت و از لادن جدا شد. می‌گوید قمار می‌کرده و رفتارش قابل تحمل نبوده پس جدایی اتفاق می‌افتد. اما شاید نقطه عطف مصاحبه آرش فرزین با مهدی یکتا همینجاست که او از یک ترانه خاطره‌انگیز و مشترک با لادن می‌گوید. از روزی که پسر دایی‌اش یعنی مهرداد از آمریکا تماس می‌گیرد تا آرش را در آلمان از یک خبر تلخ با خبر کند. "لادن رفت..." عبارتی که مهرداد به آرش گفت و پسر فرزین هم باور نمی‌کرد.

پس کم کم غم مستولی شد. آرش که قرار بود به توصیه پدر در آن ترانه مشهور و جاویدان گریه نکند، ابی را پلی کرد:" به تو از تو می‌نویسم، ای عزیز رفته از دست" و گریه پشت گریه. عجب بازی‌های این روزگار با آدم‌هایش می‌کند. عجب سرنوشتی، عجب وصال و عجب فراقی. 

اما چشم‌های آرش آکنده از هر ترانه‌ای‌ست که بوی فقدان می‌دهد. شبیه به تکیه‌گاه ستار همانجا در میان کوچه‌ها افتان و گریانت نبینم. شبیه به فصل بد خاکستری، شبیه به باد سرد پاییز و غم لعنتی. شبیه به غم دیروز و غم امروز و فردا تو دلم. حقیقتا فکر نمی‌کریدم این مصاحبه اینقدر تلخ شود. البته که در روزهای تاخت و تاز سرپرست تراکتور تماشای این صحبت‌ها دوباره جلوه‌های فرامتنی فوتبال را به یادمان انداخت. خبر ی از فحش و صدای بلند نیست. فقط "هرچی کردم از یادم بری تو، نشد دوریت منو عاشق‌ترم کرد..."

کشف راز کاهش وزن یک نوشیدنی با 5گیاه خاص

خرید محصول
دندانپزشکی تخصصی ایثار - ایمپلنت دندان دیجیتال

۲۵٪ تخفیف ایمپلنت دندان و خدمات دندانپزشکی

اقساطی بدون نیاز به چک و ضامن

ویزیت و مشاوره رایگان ←

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج