فریدون فروغی، صدای اندوه موسیقی ایران
نسل های مختلفی با شنیدن صدا و موسیقی فریدون فروغی، ترجمان موسیقایی لحظات شخصی و تجربه های زیستی خود را باز می یابند.
کتاب هفته خبر - محمدرضا رستمی: کسی نمی داند که اگر خسرو هریتاش برای ترانه متن فیلم «آدمک» دنبال صدای تازه ای نمی رفت و با جوانی آشنا نمی شد که ترانه های ری چالز را در کلوب های شبانه می خواند، آیا باز هم ممکن بود که ستاره اقبال فریدون فروغی از جای دیگری طلوع کند و او را از تقلید صدای یک خواننده غربی به مسیر تولید ترانه هایی بکشاند که بخشی از تاریخ موسیقی این دیار هستند؟!
صدای فریدون فروغی جوان اما آن قدر تاثیرگذار بود و اجرایش از ترانه های مدنظر خسرو هریتاش آن قدر تازه و با حس و حال بود که هریتاش پس از یک بار شنیدن صدای او، فروغی را پیش تورج شعبانخانی، آهنگساز جوان آن سال ها، فرستاد تا دو ترانه «آدمک» و «پروانه من» ساخته شود. ضبط این دو ترانه به پخش در فیلم «آدمک» خلاصه نشد. این دو ترانه روی صفحه های ۴۵ دور آن سال ها از مغازه های معتبر و به روز فروش موزیک تهران و شهرستان ها سر درآورد و خیلی زود با ذائقه نسل جوان آن سال ها گره خورد. این پیوند البته از سال ۱۳۵۰ تا امروز همچنان ادامه دارد و نسل های مختلفی با شنیدن صدا و موسیقی فریدون فروغی، ترجمان موسیقایی لحظات شخصی و تجربه های زیستی خود را باز می یابند.
صدای فریدون فروغی جوان اما آن قدر تاثیرگذار بود و اجرایش از ترانه های مدنظر خسرو هریتاش آن قدر تازه و با حس و حال بود که هریتاش پس از یک بار شنیدن صدای او، فروغی را پیش تورج شعبانخانی، آهنگساز جوان آن سال ها، فرستاد تا دو ترانه «آدمک» و «پروانه من» ساخته شود. ضبط این دو ترانه به پخش در فیلم «آدمک» خلاصه نشد. این دو ترانه روی صفحه های ۴۵ دور آن سال ها از مغازه های معتبر و به روز فروش موزیک تهران و شهرستان ها سر درآورد و خیلی زود با ذائقه نسل جوان آن سال ها گره خورد. این پیوند البته از سال ۱۳۵۰ تا امروز همچنان ادامه دارد و نسل های مختلفی با شنیدن صدا و موسیقی فریدون فروغی، ترجمان موسیقایی لحظات شخصی و تجربه های زیستی خود را باز می یابند.

سرنوشت فریدون فروغی و صدای او همیشه یادآور زنده یاد فرهاد مهراد است و برعکس صدای فرهاد مهراد و آثار موسیقایی اش بلافاصله یاد فریدون فروغی و ترانه های ماندگارش را در ذهن مخاطبان زنده می کند. آن سال ها که فروغی هنوز جوان بود و در ابتدای راه، خیلی ها با شنیدن همین دو ترانه به این احساس رسیدند که او دارد کار فرهاد را در حوزه خوانندگی و تولید ترانه دنبال می کند، اما بعدها با انتشار ترانه هایی مثل «نماز» (یا نیاز) معلوم شد که این دو نفر در این قرابت دنیای ذهنی و عینی شان به هم، هرکدام مسیر خاص خود را در پیش گرفته اند.
فروغی این شانس را داشت که صدایش بر روی فیلم های جریان گریز آن سال ها مورد استفاده قرار بگیرد و همراه آهنگسازانی مثل تورج شعبانخانی و اسفندیار منفردزاده شود و روی شعرهایی کار کند که محصول ذهن خلاق شاعرانی بودند که هم حال و هوای جامعه را درک می کردند و هم قدم های تازه ای را در حوزه ترانه سرایی بر می داشتند تا به تعریف تازه ای از ترانه و پیوند آن به ابعاد مختلف زندگی مخاطبان خود دست بیایند.
زمان و زمانه ای که فریدون فروغی در آن زندگی می کرد، البته چندان سر سازگاری با او نداشت. او پیش از انقلاب چندصباحی ممنوع کار بود و بعد ازا نقلاب هم تا سال های پایانی عمر نتوانست فعالیتی بکند و در اوج خلاقیت مجبور شد به نواختن برای دل خودش و آموزش ساز و خوانندگی دل خوش سازد.
فروغی این شانس را داشت که صدایش بر روی فیلم های جریان گریز آن سال ها مورد استفاده قرار بگیرد و همراه آهنگسازانی مثل تورج شعبانخانی و اسفندیار منفردزاده شود و روی شعرهایی کار کند که محصول ذهن خلاق شاعرانی بودند که هم حال و هوای جامعه را درک می کردند و هم قدم های تازه ای را در حوزه ترانه سرایی بر می داشتند تا به تعریف تازه ای از ترانه و پیوند آن به ابعاد مختلف زندگی مخاطبان خود دست بیایند.
زمان و زمانه ای که فریدون فروغی در آن زندگی می کرد، البته چندان سر سازگاری با او نداشت. او پیش از انقلاب چندصباحی ممنوع کار بود و بعد ازا نقلاب هم تا سال های پایانی عمر نتوانست فعالیتی بکند و در اوج خلاقیت مجبور شد به نواختن برای دل خودش و آموزش ساز و خوانندگی دل خوش سازد.

کارنامه کاری فریدون فروغی اگرچه مثل فرهاد مهراد کم حجم است، اما همین حجم کم طی چند دهه تکیه گاه و پناه نسل های مختلفی شده است که به دنبال نوع دیگری از موسیقی و احساسی بوده اند که بتواند همنشین غم و شادی لحظات مختلف زندگی شان باشد.
فروغی که پیش از انقلاب یک آلبوم کامل و چند ترانه ضبط کرده بود، پس از انقلاب و با پایان محدودیت هایش در سال های اولیه انقلاب چند اجرا داشت که یکی از آن ها را ضبط کرد و در قالب یک آلبوم روانه بازار کرد. آلبومی که در آن فروغی جدا از حس و حال اجتماعی و عاشقانه آثارش به سراغ اجرای ترانه های متفاوت تری رفت که ضمن نقد اجتماعی و ترجمه شرایط گذشته به زبان موسیقی، از شادی، شور و شوخ و شنگی خاصی بهره می برد. یکی از این ترانه ها، «مشتی ماشاالله» بود که هنوز هم در فرم و اجرا تجربه تازه ای در موسیقی ایران محسوب می شود. ترانه «کوچه شهر دلم» یکی دیگر از تجربه های این خواننده بود که از کمال و غنای صدا و تکنیک او در نوازندگی و خوانندگی حکایت داشت.
جدا از نقشی که آهنگسازان و ترانه سرایان در شکل گیری موسیقی فریدون فروغی داشتند، جنس صدا و تکنیک خوانندگی او هم سهم به سزایی در موفقیت ها و تداوم حیات ترانه هایش داشت. او با تقلید از صدای ری چالز و سایر خوانندگان بلوز، اگرچه دست به تقلید لحن و تجربه های موسیقایی خوانندگانی از فرهنگ های مختلف می زد، اما خواسته یا ناخواسته نوع دیگری از خواندن را تجربه می کرد که ربط چندانی با فضای موسیقایی آن سال های ایران نداشت. او به مرور صاحب صدایی شد که ضمن متفاوت بودن با صداهای آن سال ها، نوع بیان و تشخص هنری خودش را داشت. برای این صدا باید موسیقی مناسب تولید می شد و این اتفاق هم با حضور ترانه سراها و آهنگسازان مختلفی می افتاد که فروغی با آن ها کار می کرد.
اجرای او برای فیلم «تنگنا» و خواندن ترانه ای با همین عنوان بهترین مثال برای اثبات این موضوع است. او در ترانه «تنگنا»، کلمات ترانه را چه در قالب مصراع و بیت ها و چه در نوع تلفظ تک تک کلمات به گونه ای اجرا می کند که پیوند احساسی خاصی را بین کلام و آهنگ ایجاد می کند. فروغی درواقع خواننده ای نیست که با صدایش (چه خوب و چه بد) فقط شعر را بر روی یک ملودی بخواند، او هنرمندی است که فراز و فرود کلمات و بار احساسی آن ها را اجرا می کند و در توالی، تکرار برخی از مصرع ها یا بیت ها به ترجمه ای موسیقایی از ترانه می رسد که در کنار آهنگ، بافت زیبایی را خلق می کند.
فروغی که پیش از انقلاب یک آلبوم کامل و چند ترانه ضبط کرده بود، پس از انقلاب و با پایان محدودیت هایش در سال های اولیه انقلاب چند اجرا داشت که یکی از آن ها را ضبط کرد و در قالب یک آلبوم روانه بازار کرد. آلبومی که در آن فروغی جدا از حس و حال اجتماعی و عاشقانه آثارش به سراغ اجرای ترانه های متفاوت تری رفت که ضمن نقد اجتماعی و ترجمه شرایط گذشته به زبان موسیقی، از شادی، شور و شوخ و شنگی خاصی بهره می برد. یکی از این ترانه ها، «مشتی ماشاالله» بود که هنوز هم در فرم و اجرا تجربه تازه ای در موسیقی ایران محسوب می شود. ترانه «کوچه شهر دلم» یکی دیگر از تجربه های این خواننده بود که از کمال و غنای صدا و تکنیک او در نوازندگی و خوانندگی حکایت داشت.
جدا از نقشی که آهنگسازان و ترانه سرایان در شکل گیری موسیقی فریدون فروغی داشتند، جنس صدا و تکنیک خوانندگی او هم سهم به سزایی در موفقیت ها و تداوم حیات ترانه هایش داشت. او با تقلید از صدای ری چالز و سایر خوانندگان بلوز، اگرچه دست به تقلید لحن و تجربه های موسیقایی خوانندگانی از فرهنگ های مختلف می زد، اما خواسته یا ناخواسته نوع دیگری از خواندن را تجربه می کرد که ربط چندانی با فضای موسیقایی آن سال های ایران نداشت. او به مرور صاحب صدایی شد که ضمن متفاوت بودن با صداهای آن سال ها، نوع بیان و تشخص هنری خودش را داشت. برای این صدا باید موسیقی مناسب تولید می شد و این اتفاق هم با حضور ترانه سراها و آهنگسازان مختلفی می افتاد که فروغی با آن ها کار می کرد.
اجرای او برای فیلم «تنگنا» و خواندن ترانه ای با همین عنوان بهترین مثال برای اثبات این موضوع است. او در ترانه «تنگنا»، کلمات ترانه را چه در قالب مصراع و بیت ها و چه در نوع تلفظ تک تک کلمات به گونه ای اجرا می کند که پیوند احساسی خاصی را بین کلام و آهنگ ایجاد می کند. فروغی درواقع خواننده ای نیست که با صدایش (چه خوب و چه بد) فقط شعر را بر روی یک ملودی بخواند، او هنرمندی است که فراز و فرود کلمات و بار احساسی آن ها را اجرا می کند و در توالی، تکرار برخی از مصرع ها یا بیت ها به ترجمه ای موسیقایی از ترانه می رسد که در کنار آهنگ، بافت زیبایی را خلق می کند.

درواقع اگر بخواهیم از نشانه های هنرهای تجسمی برای توضیح کار او بهره بگیریم، او هنرمندی است (نقاش یا عکاس) که سوژه اش را می شناسد، با آن ارتباط برقرار می کند و از همه مهم تر می داند که برای ارائه یک تصویر زیبا جدا از تکنیک و رنگ و لعاب، به نور و نورپردازی خاص این سوژه نیاز دارد. درواقع او کلمات را می شناخت و می دانست که حالا باید در هنگام خواندن «دیگه دل با کسی نیست، دیگه فریادرسی نیست»، حس و حال موجود در این کلمات چگونه اجرا کند، کاری که حالا معمولا کمتر خواننده ای انجام می دهد. برای خواننده های امروزی ناله کردن در حین خواندن معمولا جای اجرای درست کلام و ترانه را در شکل های مختلف گرفته است!
فروغی که سال 1329 در تهران به دنیا آمده بود، سال 1380 با زندگی خداحافظی کرد. سکوت طولانی او اگرچه با اجرای ترانه ای برای یک فیلم («می تراود مهتاب» نیما یوشیج برای فیلم «دختری به نام تندر») شکست، اما این شکست سکوت دوام چندانی نداشت. او و صدایش انگار ستایشگر حزن بودند و شاید به همین خاطر نوایی که زندگی اش را شکل می داد یا تصویری که از آن برای نسل های بعدی می ساخت، نوایی محزون و تلخ بود.
فروغی که سال 1329 در تهران به دنیا آمده بود، سال 1380 با زندگی خداحافظی کرد. سکوت طولانی او اگرچه با اجرای ترانه ای برای یک فیلم («می تراود مهتاب» نیما یوشیج برای فیلم «دختری به نام تندر») شکست، اما این شکست سکوت دوام چندانی نداشت. او و صدایش انگار ستایشگر حزن بودند و شاید به همین خاطر نوایی که زندگی اش را شکل می داد یا تصویری که از آن برای نسل های بعدی می ساخت، نوایی محزون و تلخ بود.
تبلیغات متنی
-
تصویری از تجهیزات سنگین نیروی حفاظت فدرال روسیه
-
انگلیس ۱۲ نهاد ایرانی جدید را تحریم کرد
-
چرا قیمتها باید منفجر شوند تا مسئولان بیدار شوند؟
-
سوپرگل محبی برای روستوف در لیگ روسیه
-
آخرین تصمیم دولت درباره قیمت بنزین
-
کامنت انگلیسی خانم بازیگر برای عکس سخنگوی کاخ سفید
-
اموال بشار اسد و برادرش توقیف شد
-
بلومبرگ: نفتکش قطری در تنگهٔ هرمز متوقف شد
-
تیکه سنگین هادی ساعی به اعتراض رقبا
-
تصمیم تازه برای جابهجایی انبار نفت شهران
-
افشین: وقتی اینترنت بسته بود هم ترورها ادامه داشت
-
برشی که صابریننیوز از حرفهای اخیر نتانیاهو پخش کرد
-
قیمت گرانترین تیپ تارا در بازار آزاد مشخص شد
-
پاکستان، کاردار افغانستان را احضار کرد
-
سرنوشت عجیب استارلینکهای اهدایی ترامپ در جنگ!
-
انگلیس ۱۲ نهاد ایرانی جدید را تحریم کرد
-
افشین: وقتی اینترنت بسته بود هم ترورها ادامه داشت
-
سرنوشت عجیب استارلینکهای اهدایی ترامپ در جنگ!
-
جزئیات معافیت تحصیلی دانشآموزان پسر پایه ۱۲
-
وقتی پسر رئیسجمهور نسخه قرض کردن از فامیل میپیچید!
-
جنگنده F-۳۵ برای دومین بار پیام اضطراری فرستاد
-
رد پیشنهاد ایران، به معنای آغاز جنگی دیگر است؟
-
احتمال وقوع طوفانِ گرد و خاک در تهران
-
ماجرای یک چوپان که پایگاه اسرائیل بیخ گوش ایران را لو داد
-
پیشنهاد عوارض گرفتن از سطح تنگه هرمز به کف دریا رسید
-
غوغای درآمد نفتی عربستان در بحبوحه جنگ ایران
-
خانم بهاره کیانافشار، زیبای خفتهای که کاش بیدار نشود
-
بیسیمچیمدیا: هدف مراد ویسی فقط درآمدزایی است
-
دلایلی که نشان میدهد احتمال جنگ زیاد شده است
-
فارس: مولوی عبدالحمید همکار ترامپ و نتانیاهو شد
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
دلایلی که نشان میدهد احتمال جنگ زیاد شده است
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
متن پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا درباره پایان جنگ
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
تصاویر ترسناکی که حالوهوای روزهای کرونا را زنده کرد
-
خانم بهاره کیانافشار، زیبای خفتهای که کاش بیدار نشود
-
خانم بازیگر مشهور ازدواج کرد
-
پیام تازه ترامپ درباره ایران جلبتوجه کرد
-
جمله ترامپ درباره تنگه هرمز خبرساز شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
تن تو ظهر تابستونو به یادم میاره...
خواهم تو شوی محبوب دلم
تكرار نشدني حيف و هزار حيف كه دق كردو مرد . روحش شاد
صدای اندوه موسیقی ایران صدای زخمی محسن چاوشیه و بعدش فرهاد
ماهی دوس داره خونش همیشه تو دریا باشه
بوسه بر موج بزنه کنار ماهی ها باشه
متاسفم واست / تا مرد سخن نگفته باشد عیب وهنرش نهفته باشد
کوچه ی شهر دلم از صدای پای تو خالیه/
نقش صد خاطره از روزای دور عابر این کوچه ی خیالیه/
روحش شاد
کوچه شهر دلش واقعا خالی بود و در تنگنای غم زندگی را تسلیم مرگ کرد
نیاز او به شادی و خوانندگی تبدیل به غم تنهایی شد
روحت شاد صدای غماور ایران
فریدون.....! 💔🌹🌹