زنِ جوان: درگیر سناریوی خیانت شوهرم شدم
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
ایرانیان - F داخلی موبایل111
کلینیک زیبایی پارسیس_f موبایل
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
پارسیس - f تبلت
سمپاشی امحا_1
اپیلاسیون نانا 1
لایکو_1
کتاب لند_1
لایکو_3
اپیلاسیون نانا 3
کتاب لند_3
سمپاشی امحا_3
لایکو_4
اپیلاسیون نانا 4
سمپاشی امحا_4
کتاب لند_4
لایکو_2
اپیلاسیون نانا 2
سمپاشی امحا_2
کتاب لند_2
ایرانیان - F داخلی1111
کلینیک زیبایی پارسیس_f
۱۱۱۱۹۱۰
۰۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۰۶:۵۴
۴۵۱۶
روزی که پدر شوهرم سیلی محکمی به گوشم نواخت و خطاب به همسرم فریاد زد: «تا آبرویمان نرفته این زن بی لیاقت را طلاق بده!» تازه فهمیدم که در چه دام شومی افتاده ام و...

خراسان: روزی که پدر شوهرم سیلی محکمی به گوشم نواخت و خطاب به همسرم فریاد زد: «تا آبرویمان نرفته این زن بی لیاقت را طلاق بده!» تازه فهمیدم که در چه دام شومی افتاده ام و...

زن 33 ساله ای که در پی شکایت همسرش و به اتهام خیانت به کلانتری احضار شده بود، در حالی که بیان می کرد ناخواسته وارد یک بازی شوم شده ام، به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری آبکوه مشهد گفت: در یک خانواده متوسط به پایین از نظر اقتصادی زندگی می کردم و پدرم شغل آزاد داشت.

وقتی تحصیلاتم در مقطع دبیرستان به پایان رسید، فقط توانستم در دانشگاه آزاد پذیرفته شوم اما پدرم که موافق تحصیل من در دانشگاه نبود فقط به این دلیل که هزینه های تحصیل در دانشگاه آزاد زیاد است، اجازه نداد به دانشگاه بروم تا این که دو سال بعد به خواستگاری پسر یکی از دوستان دور پدرم در حالی پاسخ مثبت دادم که او را تا روز عقدکنان ندیدم.

با وجود این، مراسم عقدکنان برگزار شد اما دوران نامزدی بسیار سردی را گذراندم چرا که جمال هیچ تمایلی به رفت و آمد نداشت و ما کمتر ساعاتی را در کنار هم سپری می کردیم، به همین دلیل جمال هیچ علاقه ای به من نشان نمی داد و ابراز محبت نمی کرد. وقتی موضوع را به نوعی با پدرم در میان گذاشتم او گفت عجله نکن! جمال پسری با حجب و حیاست به همین دلیل هم رفتارهای نسنجیده ای از خودش بروز نمی دهد.

خلاصه بعد از یک سال دوران نامزدی، زندگی مشترک من و جمال در حالی آغاز شد که رفتارهای سرد و بی روح همسرم همچنان ادامه داشت و هیچ تغییری در زندگی ما به وجود نیامد. آرام آرام دچار افسردگی شدم، زیرا ذره ای محبت از همسرم نمی دیدم. بعد از آن که پسرم «بهداد» به دنیا آمد، روزی جمال مقابلم ایستاد و خیلی راحت گفت: من هیچ علاقه ای به تو نداشتم و تنها به اصرار خانواده ام تن به این ازدواج دادم.

حالا هم تو می توانی آزاد باشی! آن روز منظورش را نفهمیدم و با تعجب گفتم از طلاق حرف می زنی!؟ با غرور خاصی گفت: نه! پسرم را دوست دارم! از سوی دیگر پدر جمال به طور کامل ما را تحت پوشش مالی خودش داشت و همه مخارج و هزینه های زندگی ما را تامین می کرد. به همین دلیل جمال خیلی می ترسید که من حرف های او را برای پدرش بازگو کنم و به او بگویم که جمال هیچ احساسی به من ندارد.

با وجود این در حالی سرگرم بچه داری شدم که نمی دانستم نقش اول یک سناریوی شوم را بازی می کنم. فاصله بین من و جمال هر روز بیشتر می شد و او مدام به سفرهای مجردی می رفت و به دنبال خوش گذرانی بود اما از نظر مالی و رفاهی کاملا من و فرزندم را تامین می کرد. با وجود این، خیلی ناراحت بودم و در این شرایط زجر می کشیدم تا جایی که داروهای اعصاب و روان مصرف می کردم و از این همه بی مهری به شدت دلخور بودم. در همین وضعیت بود که با حامد در یکی از شبکه های اجتماعی آشنا شدم.

او با آن که سه سال از من کوچک تر بود ولی قلبی مهربان داشت. او ساعت ها به درد دل هایم گوش می داد و بسیار عاقلانه رفتار می کرد این ارتباط خیلی زود به شکل عجیبی به یک رابطه عاطفی گره خورد تا جایی که یک بار به خاطر من دست به خودکشی زد.

حامد فرزند طلاق بود و خودش نیز به محبت نیاز داشت. در عین حال وابستگی من به او به حدی رسید که تصمیم گرفتم از جمال طلاق بگیرم ولی او هیچ گاه به طلاق دادن من راضی نمی شد چرا که می ترسید پدرش حمایت های مالی را از او دریغ کند. بالاخره در یکی از همین روزها بود که جمال متوجه ارتباط غیرمتعارف من با حامد شد و بلافاصله به اتهام خیانت از من شکایت کرد. آن روز پدر شوهرم که متوجه ماجرا شده بود، سیلی محکمی به صورتم زد و از شوهرم خواست تا دیر نشده و آبرویشان نرفته است مرا طلاق بدهد!

آن جا بود که فهمیدم همه این ها یک سناریوی شوم است که جمال به نگارش درآورده است و من هم ندانسته ایفاگر نقش اول آن شده ام و...

شایان ذکر است به دستور سرهنگ محمدعلی محمدی (رئیس کلانتری آبکوه) رسیدگی قضایی و روان شناختی این پرونده آغاز شد.

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

برچسب ها:
انتشار یافته: 6
در انتظار بررسی:29
Iran (Islamic Republic of)
08:41 - 1400/02/06
اصلا اینها هیچ دلیلی برای وابستگی بدیگران نبوده است این خیانت بخود انسان است کاری بشوهر ندارد کار زشت مربوط بخود انسان است رحم به آبروی خودت میکردی
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۰۳ - ۱۴۰۰/۰۲/۰۶
این زنه داره خیانت هوس آلود خودش توجیه میکنه باید اشد مجازات بشه
دو کلمه حرف راست
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۱۰ - ۱۴۰۰/۰۲/۰۶
بابا چقدر آدم متهجر و بی رحم زیاده خدا به دادمان برسه
Iran (Islamic Republic of)
14:52 - 1400/02/06
خائن اصلی شوهرشه که ارتباط عاطفی وجنسی رو بااین خانم قطع کرده.کمی انصاف داشته باشید
Iran (Islamic Republic of)
16:10 - 1400/02/06
میشه بیشترتوضیح بده واردچه سناریویی شده یعنی حامد راجمال وپدرش سرراهش قرارداده اند
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
بهمن پور_داخلی1
تدریس خصوصی امیرکبیر_1
شیرآلات زمانی_1
استخدام_1
تدریس خصوصی امیرکبیر_3
بهمن پور_داخلی3
استخدام_3
شیرآلات زمانی_3
شیرآلات زمانی_4
استخدام_4
بهمن پور_داخلی4
تدریس خصوصی امیرکبیر_4
استخدام_2
بهمن پور_داخلی2
تدریس خصوصی امیرکبیر_2
شیرآلات زمانی_2
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
پارسیس_فوتر موبایل ساختمان
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
ایرانیان- فوتر موبایل222
تدبیرکالا_فوتر موبایل
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
شفا_فوترموبایل
کیان برنا_فوتر موبایل
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
فنی آتل_فوتر موبایل
قالیشویی بانو_فوترموبایل2
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
آیلین_فوتر کاشت ابرو
تدبیرکالا_فوتر
دکتر عارفی - فوتر
موسسه خیریه زهرا_فوتر
رستوران پارسیان_فوتر
کیان برنا_فوتر
رستوران باغ بهشت _فوتر
فنی آتل_فوتر
ایرانیان-فوتراصلی222
آیلین_فوتر بلفارو
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
قالیشویی نوین_فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر
شفا_فوتر
پارسیس_فوتر ساختمان
قالیشویی بانو_فوتر2