زن جوان: شوهرم قصد ازدواج مجدد را دارد
قالیشویی ادیب_هدر
لاویه_هدر
قالیشویی ادیب_هدر
لاویه_هدر
دیاکو_موبایل F دومی
ایرانیان - F داخلی موبایل111
قالیشویی ادیب_هدر
لاویه_هدر
ایرانیان - f تبلت1111
تدریس خصوصی امیرکبیر_1
فرش مرتضوی_1
دکتر نداف کرمانی 1
دکتر نداف کرمانی 3
فرش مرتضوی_3
تدریس خصوصی امیرکبیر_3
دکتر نداف کرمانی 4
تدریس خصوصی امیرکبیر_4
فرش مرتضوی_ 4
تدریس خصوصی امیرکبیر_2
دکتر نداف کرمانی 2
فرش مرتضوی_2
دیاکو_F داخلی دومی
ایرانیان - F داخلی1111
۱۱۲۶۱۲۷
۲۰ خرداد ۱۴۰۰ - ۰۹:۲۱
۴۱۴۳
دیگر به هیچ وجه حاضر نیستم به زندگی مشترک با همسرم بازگردم چرا که بارها او را به خاطر رابطه اش با یک زن مطلقه بخشیدم تا زندگی ام را حفظ کنم اما این بار...

خراسان: دیگر به هیچ وجه حاضر نیستم به زندگی مشترک با همسرم بازگردم چرا که بارها او را به خاطر رابطه اش با یک زن مطلقه بخشیدم تا زندگی ام را حفظ کنم اما این بار...

زن 28 ساله با بیان این که دیگر هیچ علاقه ای به همسرم ندارم، درباره داستان زندگی اش به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری میرزاکوچک خان مشهد گفت: وقتی در رشته کاردانی زمین شناسی تحصیلاتم را به پایان رساندم، حادثه تلخی در زندگی ام روی داد و پدرم بر اثر تصادف رانندگی جان باخت.

این اتفاق تاثیر بدی بر روح و روانم گذاشت اما با مهربانی های مادرم آرام آرام به زندگی عادی بازگشتم تا این که «بهمن» به خواستگاری ام آمد. او از بستگان دوست مادرم بود و من هیچ شناختی از او نداشتم اما بعد از چند جلسه معاشرت و گفت و گو به بهمن علاقه مند شدم. او مغازه طلافروشی داشت و نتیجه تحقیقات محلی هم نشان می داد که بهمن جوانی سر به راه و با اخلاق است.

خلاصه هشت سال قبل پای سفره عقد نشستم و زندگی شیرینی را آغاز کردم تا این که دو سال قبل در حالی که دخترم را باردار بودم و پسر شش ساله ام را در آغوش می فشردم، ناگهان پیامک های عاشقانه ای را در گوشی همسرم دیدم که یک زن غریبه برایش ارسال کرده بود.

وقتی ماجرا را از بهمن جویا شدم، همه چیز را انکار کرد و گفت: آن پیام ها را یکی از مشتریان مغازه اش فرستاده و هیچ رابطه ای با او ندارد. با وجود این، حدود یک هفته با همسرم قهر کردم اما وقتی ابراز پشیمانی او را دیدم به خاطر اخلاق خوب و مهربانی هایش گذشت کردم و به زندگی ام ادامه دادم تا این که حدود یک سال قبل همسرم به خاطر یک بیماری در بیمارستان بستری شد و تصویری از خودش را در فضای مجازی گذاشت.

یک روز که در گوشی همسرم به دنبال شماره تلفن یکی از آشنایان می گشتم، پیام هایی را دیدم که فردی حسابی قربان صدقه همسرم رفته بود و پیام های زیادی در زیر تصویر بیمارستانی اش گذاشته بود. آن روز شماره ناشناس را در گوشی خودم ذخیره کردم و به بهمن هم چیزی نگفتم تا این که روزی پسرم به طور اتفاقی با آن شماره تماس گرفت . زمانی که متوجه موضوع شدم بلافاصله گوشی را گرفتم و به زنی که آن سوی خط بود گفتم ببخشید پسرم با گوشی بازی می کرد که به اشتباه شماره شما را گرفته است اما آن زن اصرار داشت که من شماره او را به عمد ذخیره کرده ام.

خلاصه روز بعد همان زن دوباره با من تماس گرفت و تصاویر دو نفره از خودش و بهمن برایم فرستاد. دیگر نمی توانستم خودم را فریب بدهم و ماجرا را نادیده بگیرم. با عصبانیت در خانه قدم می زدم تا این که همسرم وارد خانه شد. عکس ها را به او نشان دادم و فریاد زدم تا کی می خواهی دروغ بگویی؟

ولی باز هم بهمن بهانه تراشی کرد و به التماس افتاد. با وجود این، همسرم را از خانه بیرون کردم چرا که منزل مسکونی مال من بود و این گونه سه ماه به تنهایی زندگی کردم. در این مدت فهمیدم آن زن جوان در دوران مجردی دوست همسرم بوده اما نتوانسته اند با هم ازدواج کنند، حالا که «نوشین» از شوهرش طلاق گرفته دوباره به یاد بهمن افتاده و با او رابطه برقرار کرده است. این درحالی بود که نوشین از ازدواج بهمن خبر نداشت و همسرم نیز چیزی به او نگفته بود.

در عین حال من همه پیغام های بهمن را برای ادامه زندگی مشترک رد می کردم تا این که با وساطت یکی از دوستان خانوادگی مان و به خاطر فرزندانم دوباره او را بخشیدم و به این زندگی ادامه دادم. اما با او اتمام حجت کردم که اگر به رفتارهایش ادامه بدهد بی درنگ از او طلاق می گیرم. بعد از این ماجرا بهمن بعضی از شب ها دیر به خانه بازمی گشت و ادعا می کرد مشغول کار بوده است.

من هم که همه چیز را فراموش کرده بودم اعتراضی نداشتم چرا که بهمن با اخلاق خوبش همواره به من آرامش می داد ولی حدود دو ماه قبل، آن زن دوباره به من پیام داد که قصد دارد با بهمن ازدواج کند و در کنار او به زندگی اش ادامه بدهد. با شنیدن این حرف ها به سراغ همسرم رفتم. وقتی فهمیدم او نیز به این ازدواج رضایت دارد دیگر تصمیم خودم را گرفتم و...

شایان ذکر است، پرونده این زن جوان با صدور دستوری از سوی سرهنگ عبدی (رئیس کلانتری میرزا کوچک خان) در دایره مددکاری اجتماعی مورد رسیدگی قرار گرفت.

برچسب ها:
انتشار یافته: 8
در انتظار بررسی:104
Iran (Islamic Republic of)
09:51 - 1400/03/20
خودتو بیشتر از این کوچیک نکن، دل شوهرت با اونه، تا بلایی سرت نیاوردن جدا شو
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۱۴ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۰
دقیقا
هرتیک
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۱۹ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۰
باشماموافقم
Iran (Islamic Republic of)
09:53 - 1400/03/20
حالا چرا این خبرها همه از مشهد از این اطفاقها همه جا هست تازه میخاد زن دوم بگیره چه اشکال داره
Iran (Islamic Republic of)
10:42 - 1400/03/20
سرو صدا راه نینداز زندگیتو بکن دل شوهرت هم پیش اونه و محاله اونو بی خیال بشه مخصوصا حالا که افشا شده
Iran (Islamic Republic of)
10:44 - 1400/03/20
چقد مردا بی وجدانن
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۵۲ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۰
از وقتی بابامو دیدم به این حرف ایمان آوردم
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۳۶ - ۱۴۰۰/۰۳/۲۰
منم برادر و پدرمو دیدم به این حرف باور پیداکردم
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
اپیلاسیون نانا 1
شیرآلات زمانی_1
فرش تارنگ_1
فرش ریحان 1
فرش ریحان 3
فرش تارنگ_3
اپیلاسیون نانا 3
شیرآلات زمانی_3
اپیلاسیون نانا 4
شیرآلات زمانی_4
فرش تارنگ_4
فرش ریحان 4
فرش ریحان 2
اپیلاسیون نانا 2
شیرآلات زمانی_2
فرش تارنگ_2
ایرانیان- فوتر موبایل222
بانک کتاب پایتخت_فوتر موبایل
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
کالابرد_فوترموبایل
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
فرش تارنگ_فوتر موبایل
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
چوب و هنر _فوتر موبایل
قالیشویی بانو_فوترموبایل2
سفیر بار ساقدوش_فوتر موبایل
شفا_فوترموبایل
دیاکو_فوتر موبایل داخلی
استیل رگال_فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
فنی آتل_فوتر موبایل
دکتر قدیمی_فوتر موبایل
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
دکتر عارفی - فوتر
فرش تارنگ_فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر
سفیر بار ساقدوش_فوتر
دکتر قدیمی_فوتر
استیل رگال_فوتر
دیاکو_فوتر داخلی
قالیشویی بانو_فوتر2
فنی آتل_فوتر
تدبیرکالا_فوتر
چوب و هنر _فوتر
قالیشویی نوین_فوتر
موسسه خیریه زهرا_فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
کالابرد_فوتر
بانک کتاب پایتخت_فوتر
ایرانیان-فوتراصلی222
شفا_فوتر