مادر دو فرزند: قبل از طلاق به همسرم خیانت کردم
قالیشویی ادیب_هدر
لاویه_هدر
قالیشویی ادیب_هدر
لاویه_هدر
دیاکو_موبایل F دومی
ایرانیان - F داخلی موبایل111
قالیشویی ادیب_هدر
لاویه_هدر
ایرانیان - f تبلت1111
تدریس خصوصی امیرکبیر_1
فرش مرتضوی_1
سمپاشی امحا_1
دکتر نداف کرمانی 1
فرش مرتضوی_3
دکتر نداف کرمانی 3
تدریس خصوصی امیرکبیر_3
سمپاشی امحا_3
فرش مرتضوی_ 4
دکتر نداف کرمانی 4
تدریس خصوصی امیرکبیر_4
سمپاشی امحا_4
دکتر نداف کرمانی 2
فرش مرتضوی_2
تدریس خصوصی امیرکبیر_2
سمپاشی امحا_2
دیاکو_F داخلی دومی
ایرانیان - F داخلی1111
۱۱۲۷۳۰۶
۲۴ خرداد ۱۴۰۰ - ۰۷:۴۷
۷۵۹۲
عشق به ساسان همانند جغدی شوم بر دیوار زندگی‌ام نشست و آشیانه مشترکم را ویران کرد اما من با خیالی بیهوده تصور می کردم که همای خوشبختی به روی شانه هایم نشسته است و...

خراسان: عشق به ساسان همانند جغدی شوم بر دیوار زندگی‌ام نشست و آشیانه مشترکم را ویران کرد اما من با خیالی بیهوده تصور می کردم که همای خوشبختی به روی شانه هایم نشسته است و...

این جملات بخشی از اظهارات زن جوان ۳۷ ساله ای است که برای مشاوره و راهنمایی پا به دایره اجتماعی کلانتری شفای مشهد گذاشته است. او در شرح مشکل خود به مشاور و کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: ۲۵ سال داشتم که لباس سفید عروسی را تنم کردم و به امید رسیدن به خوشبختی، پا به خانه آرزوهایم گذاشتم. «هومن» از همان ابتدای زندگی مشترک رفتار مناسبی با من نداشت.

من تازه عروس بودم و محبت، توجه و احساسش را می طلبیدم اما او بیشتر اوقات نسبت به من بی علاقه و بی توجه بود. من در حسرت نگاه عاشقانه ای می سوختم و او با سردی از من روی بر می گرداند. رفتارهایش برایم بسیار عجیب بود تا این که از طریق خواهرشوهرم متوجه شدم که او قبل از ازدواج با من، به دختر دیگری علاقه مند بوده است اما خانواده آن دختر به او جواب رد داده بودند و پس از آن با اصرار پدر و مادرش با من ازدواج کرده بود. با شنیدن این جملات از زبان خواهر شوهرم خیلی ناراحت شدم و دلم شکست اما چاره ای جز ادامه زندگی مشترک اجباری نداشتم، چون دیگر شناسنامه ام سیاه شده بود.

به همین دلیل بدرفتاری های هومن را تحمل می کردم و امید داشتم شاید در آینده همه چیز تغییر کند. به چشم برهم‌ زدنی 10 سال به همین منوال سپری شد اما تولد دو فرزند مشترک نیز تغییری در رفتار هومن ایجاد نکرد. در این سال ها هومن بارها به من خیانت کرد و هر بار که رسوا می شد، قول می داد که دیگر این خیانت ها را تکرار نخواهد کرد اما آن روابط سیاه پنهانی تمامی نداشت. من دیگر از رفتارهایش خسته شده بودم.

صبرم تمام شده بود و به قول معروف کارد به استخوانم رسیده بود. نمی دانستم‌ چگونه مشکلم را حل کنم. تصمیم گرفتم از مشاور کمک بگیرم تا راهی پیش پایم بگذارد. بنابراین به یکی از سایت های واسطه گر مراجعه کردم و آگهی فردی را دیدم که خود را مشاور حقوقی معرفی کرده بود و بدین ترتیب با «ساسان» آشنا شدم. او که خود را فردی تحصیلکرده معرفی کرده بود، از من خواست تا در یک کافی شاپ یکدیگر را به صورت حضوری ملاقات کنیم. پس از چندین نوبت ملاقات و مشاوره حضوری با ساسان در کافی شاپ، اوبه من توصیه کرد که از همسرم جدا شوم و زندگی جدیدی را برای خودم تشکیل بدهم.

او می گفت لیاقت تو بیشتر از این حرف هاست و افراد زیادی آرزو دارند که همسری چون تو داشته باشند. او با عشق و مهربانی با من برخورد می کرد و در مدت کوتاه آشنایی مان تمام آن مهر و محبتی را که هومن در تمام طول زندگی مشترکمان از من دریغ کرده بود به من نثار کرد. من که تصور می کردم همای خوشبختی روی شانه هایم نشسته است و با جدایی از هومن می توانم زندگی عاشقانه ای را در کنار ساسان داشته باشم، تصمیم به جدایی گرفتم.

هومن وقتی متوجه شد که من در تصمیمم برای طلاق مصمم هستم، پیشنهاد داد که برای حل مشکلاتمان نزد مشاور خانواده برویم اما من جز نوای عاشقانه ای که ساسان برایم می سرایید صدای دیگری نمی شنیدم.
خلاصه با این که هنوز از هومن طلاق نگرفته بودم، با ساسان وارد رابطه ای خیانت آلود شدم و پس از گذشت مدتی با سپردن فرزندانم به مادر همسرم‌ به صورت توافقی از هومن جدا شدم چرا که جدای از این که شرایط نگهداری از فرزندانم را نداشتم نمی خواستم آن ها مانع ازدواج مجدد من بشوند.

پس از جدایی از هومن در کمال ناباوری ساسان به من پیشنهاد ازدواج موقت داد. من که به رابطه ای بلند مدت با او می اندیشیدم، از پیشنهاد او ناراحت شدم اما هنگامی که ناراحتی ام‌ را ابراز کردم، ساسان با وقاحت تمام من را مورد ضرب و جرح قرار داد و گفت تو انتخابی جز ازدواج موقت با من نداری چون کسی حاضر نمی شود که با زنی مطلقه همچون تو ازدواج کند! او تهدیدم کرد که اگر به خواسته هایش تن ندهم، عکس های شخصی ام را در فضای مجازی منتشر خواهد کرد و این گونه بود که من متوجه شدم یکی از طعمه های ساسان در یکی از سایت های واسطه گر هستم.

او در حضور من اقرار کرد که طعمه هایش را از سایت های واسطه گر انتخاب می کند، به گونه ای که به بهانه خرید کالا یا مشاوره با زنان به ویژه زنانی که مطلقه هستند یا کسانی که با همسر خود مشکل و اختلاف دارند، وارد گفت و گو و رابطه می شود و پس از کسب اعتماد آنان خواسته های نامشروع خود را مطرح می کند. اکنون که همای خوشبختی از شانه هایم پر کشیده، صدای ترسناک جغد شومی را می شنوم که با خیانت، جهل و ناآگاهی خودم آشیانه اش را روی دیوار زندگی ام ساختم و...

با اجرای دستور سرگرد علی امارلو( رئیس کلانتری شفا) و با تعامل دو دایره اجتماعی و اطلاعات کلانتری مشکلات و ادعاهای زن جوان مورد رسیدگی قرار گرفت.

برچسب ها:
انتشار یافته: 2
در انتظار بررسی:60
Iran (Islamic Republic of)
08:53 - 1400/03/24
اگر پدر مادر ها.مپقع ازدواج.فرزند خود.درست تصمیم بگیرن چرا باید یک زن از محبت شوهر دور باشد
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
فرش تارنگ_1
فرش ریحان 1
اپیلاسیون نانا 1
شیرآلات زمانی_1
شیرآلات زمانی_3
فرش تارنگ_3
فرش ریحان 3
اپیلاسیون نانا 3
اپیلاسیون نانا 4
شیرآلات زمانی_4
فرش ریحان 4
فرش تارنگ_4
اپیلاسیون نانا 2
شیرآلات زمانی_2
فرش تارنگ_2
فرش ریحان 2
دیاکو_فوتر موبایل داخلی
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
فرش تارنگ_فوتر موبایل
فنی آتل_فوتر موبایل
کالابرد_فوترموبایل
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
استیل رگال_فوتر موبایل
بانک کتاب پایتخت_فوتر موبایل
چوب و هنر _فوتر موبایل
شفا_فوترموبایل
دکتر قدیمی_فوتر موبایل
قالیشویی بانو_فوترموبایل2
سفیر بار ساقدوش_فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
ایرانیان- فوتر موبایل222
شفا_فوتر
سفیر بار ساقدوش_فوتر
دیاکو_فوتر داخلی
استیل رگال_فوتر
تدبیرکالا_فوتر
دکتر عارفی - فوتر
دکتر قدیمی_فوتر
فنی آتل_فوتر
قالیشویی نوین_فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
کالابرد_فوتر
فرش تارنگ_فوتر
قالیشویی بانو_فوتر2
چوب و هنر _فوتر
ایرانیان-فوتراصلی222
موسسه خیریه زهرا_فوتر
بانک کتاب پایتخت_فوتر