ملوان ایرانی: آزادی ام هماهنگ شده بود
خانه را آبوجارو کرده، خودش با همان دستان چروکیده و ناتوان، آیینهها را دستمالکشیده و لباسهای نو به تن کرده است. ثانیهها به او میگویند دیگر چیزی نمانده، او در راه است. عقربهها میگویند ۴۲ماه دوری تمام شده و حالا پسرش به خانه برمیگردد.
روزنامه شرق: خانه را آبوجارو کرده، خودش با همان دستان چروکیده و ناتوان، آیینهها را دستمالکشیده و لباسهای نو به تن کرده است. ثانیهها به او میگویند دیگر چیزی نمانده، او در راه است. عقربهها میگویند ۴۲ماه دوری تمام شده و حالا پسرش به خانه برمیگردد.
همه میخواهند آرام باشد اما او مادر است و آرام و قرار ندارد. هنوز چند ساعت تا نشستن پرواز دوحه به مشهد مانده اما چادر سیاهش را سر کرده و منتظر پسر بزرگش است تا دنبالش بیاید و او را با خود از سبزوار به مشهد ببرد.
مادر شهریار دو ساعت فاصله شهرشان تا مشهد را با دلهره طی میکند. بالاخره به فرودگاه میرسد و سرانجام عقربهها روی ساعت۱۰ میایستد، ۱۰شب چهارشنبه۲۱خرداد. حالا پسرش شهریار رسیده است. چند دقیقه بعد مردی که موقع رفتن از خانه بسیار قویتر و جوانتر بود وارد سالن میشود. ۴۲ماه زجر، صورت این مادر و پسر را کاملا تغییر داده است. دستان شهریار میلرزد و فریاد میزند: «مادر» جدایی چهارساله مادر و فرزند به پایان رسیده است.
شهریار در آغوش مادر اشک میریزد. مادر صورت پسرش را لمس میکند. چروکها را میشمارد هر کدام ردی از درد دارند ردی از شکنجه و ناله. خواهر، برادر، همسر برادر شهریار، همه و همه جمع شدهاند و یکبهیک به ملوان آزادشده خوشآمد میگویند و همگی به سمت حرم امامرضا(ع) میروند و شب را در حرم میگذرانند. سپس ظهر شهریار سوار بر ماشین برادر همراه با دیگران به سمت خانهاش سبزوار میرود. دلش برای سنگریزههای این شهر هم تنگ شده است.
در ورودی شهر فقط فامیل و نامزدش نیستند که به انتظار ایستادهاند و برای دیدنش لحظهشماری میکنند. هیاتی شامل معاون فرماندار، شهردار، رییس بنیاد شهید سبزوار و... در پنجکیلومتری شهر منتظر ورود او هستند و از وی استقبال گرمی میکنند. نگاه شهریار با نگاه نامزدش گره میخورد. چاووشیخوانان ملوان را به سمت خانهاش میبرند و زندگی بار دیگر آغاز میشود.
شهریار علیآبادی که از چنگ دزدان دریایی سومالی آزاد شده و به کشور بازگشته در گفتوگویی با خبرنگار ما درباره سالهای اسارت و نحوه آزادیاش توضیح داده است:
کشتی شما چطور دزدیده شد؟
چهار سال قبل دزدان به ما وسط اقیانوس هند حمله کردند و ما را به سمت آبهای ساحلی سومالی بردند.
حمله چطور اتفاق افتاد؟
روش کار دزدان دریایی این بود که ابتدا کشتیهای تجاری را شناسایی و بعد به آنها حمله میکردند. آنها با کشتی مادر که کشتیهای ماهیگیری است به وسط آب میآیند و بعد قایقهای تندرو را به آب میاندازند. در مورد ما هم همینطور شد، قایقهای تندرو کشتی ما را محاصره و بعد هم اسیرمان کردند.
آنها چه تجهیزاتی داشتند؟
آنها کلاشنیکف و سلاحهای سنگین داشتند و تعدادشان هم زیاد بود وقتی وارد کشتی شدند ابتدا به سمت فرماندهی کشتی رفتند و بعد هم سایر خدمه را اسیر کردند.
بعد از اسارت به کجا منتقل شدید؟
آنها کشتی را به سمت آبهای سومالی و در جایی که در اختیار خودشان بود بردند، مدتی در کشتی بودیم و بعد هم ما را به جایی دیگر منتقل کردند.
گفته شده یکی از خدمه کشتی که هندی بود توسط دزدان کشته شد، این اتفاق چطور افتاد؟
آن فرد هندی زمان سرقت کشتی کشته نشد بعد از اینکه همه ما را به ساحل بردند و ششماه گذشت آن فرد هندی را کشتند تا به نوعی زهرچشم بگیرند و بگویند خیلی در کارشان جدی هستند.
در زمان اسارت شرایط چطور بود؟
خیلی ما را اذیت میکردند شکنجه میشدیم وضعیت بهداشتی بسیار بد بود. خوراک هم کم بود.
شما را چطور شکنجه میکردند؟
دستوپاهایمان را میبستند و بعد ما را میزدند.
این کارها را به چه دلیل انجام میدادند؟ فیلم یا عکس تهیه میکردند؟
آنها ما را کتک میزدند و بعد به صاحب کشتی یا خانوادههایمان زنگ میزدند که صدای ناله ما را بشنوند. با این کار قصد داشتند خانواده و دولت را تحت فشار بگذارند تا بتوانند هرچه زودتر مبلغی را که میخواستند به دست آوردند. بارها شده بود مرا آویزان کرده و ساعتها در همان حالت نگه داشته بودند. وضعیت بهداشت هم خیلی بد بود.
فکر میکردی آزاد شوی؟
میدانستم وزارت امور خارجه کارهایی انجام میدهد، در جریانش قرار داشتم.
چطور متوجه شده بودی دولت در حال کمک به توست؟
از طریق سفیر ایران در کنیا یک تلفن برایم فرستاده بودند آنها با گروهی از دزدها صحبت کرده بودند. با شیوخ منطقه و افراد بانفوذ صحبت کردند و توانستند طی یک نقشه کاملا پیچیده ما را آزاد کنند.
کسی از دزدان دریایی خبر نداشت که شما تلفن همراه دارید؟
نه، چون در ساعات خاصی صحبت میکردم ضمن اینکه یک گروه دزد آمدند و گوشی را به من دادند کاملا هماهنگشده بود. سفارت ایران خوب توانسته بود در آنها نفوذ کند و یک کار بسیار عجیب انجام داد که باعث آزادی من شد. من با سفیر در ارتباط بودم و کارها هماهنگشده بود.
بعد از این فرار چه اتفاقی افتاد؟
تحویل یک گروه دیگر از دزدان شدیم و بعد هم ما را به دولت تحویل دادند. نیروهای سازمانملل در سومالی ما را تحویل گرفتند و با هواپیمای اختصاصی به کنیا منتقل شدم.
بازهم به دریا برمیگردی؟
راستش فعلا نمیخواهم در این مورد فکر کنم میخواهم کنار خانوادهام باشم. میخواهم پیش مادرم و همسرم و برادرم در شهرم باشم و با فامیل زندگی کنم، فکر نمیکنم حالا حالاها به دریا و بازگشت به آن فکر کنم.
همه میخواهند آرام باشد اما او مادر است و آرام و قرار ندارد. هنوز چند ساعت تا نشستن پرواز دوحه به مشهد مانده اما چادر سیاهش را سر کرده و منتظر پسر بزرگش است تا دنبالش بیاید و او را با خود از سبزوار به مشهد ببرد.
مادر شهریار دو ساعت فاصله شهرشان تا مشهد را با دلهره طی میکند. بالاخره به فرودگاه میرسد و سرانجام عقربهها روی ساعت۱۰ میایستد، ۱۰شب چهارشنبه۲۱خرداد. حالا پسرش شهریار رسیده است. چند دقیقه بعد مردی که موقع رفتن از خانه بسیار قویتر و جوانتر بود وارد سالن میشود. ۴۲ماه زجر، صورت این مادر و پسر را کاملا تغییر داده است. دستان شهریار میلرزد و فریاد میزند: «مادر» جدایی چهارساله مادر و فرزند به پایان رسیده است.
شهریار در آغوش مادر اشک میریزد. مادر صورت پسرش را لمس میکند. چروکها را میشمارد هر کدام ردی از درد دارند ردی از شکنجه و ناله. خواهر، برادر، همسر برادر شهریار، همه و همه جمع شدهاند و یکبهیک به ملوان آزادشده خوشآمد میگویند و همگی به سمت حرم امامرضا(ع) میروند و شب را در حرم میگذرانند. سپس ظهر شهریار سوار بر ماشین برادر همراه با دیگران به سمت خانهاش سبزوار میرود. دلش برای سنگریزههای این شهر هم تنگ شده است.
در ورودی شهر فقط فامیل و نامزدش نیستند که به انتظار ایستادهاند و برای دیدنش لحظهشماری میکنند. هیاتی شامل معاون فرماندار، شهردار، رییس بنیاد شهید سبزوار و... در پنجکیلومتری شهر منتظر ورود او هستند و از وی استقبال گرمی میکنند. نگاه شهریار با نگاه نامزدش گره میخورد. چاووشیخوانان ملوان را به سمت خانهاش میبرند و زندگی بار دیگر آغاز میشود.
شهریار علیآبادی که از چنگ دزدان دریایی سومالی آزاد شده و به کشور بازگشته در گفتوگویی با خبرنگار ما درباره سالهای اسارت و نحوه آزادیاش توضیح داده است:
کشتی شما چطور دزدیده شد؟
چهار سال قبل دزدان به ما وسط اقیانوس هند حمله کردند و ما را به سمت آبهای ساحلی سومالی بردند.
حمله چطور اتفاق افتاد؟
روش کار دزدان دریایی این بود که ابتدا کشتیهای تجاری را شناسایی و بعد به آنها حمله میکردند. آنها با کشتی مادر که کشتیهای ماهیگیری است به وسط آب میآیند و بعد قایقهای تندرو را به آب میاندازند. در مورد ما هم همینطور شد، قایقهای تندرو کشتی ما را محاصره و بعد هم اسیرمان کردند.
آنها چه تجهیزاتی داشتند؟
آنها کلاشنیکف و سلاحهای سنگین داشتند و تعدادشان هم زیاد بود وقتی وارد کشتی شدند ابتدا به سمت فرماندهی کشتی رفتند و بعد هم سایر خدمه را اسیر کردند.
بعد از اسارت به کجا منتقل شدید؟
آنها کشتی را به سمت آبهای سومالی و در جایی که در اختیار خودشان بود بردند، مدتی در کشتی بودیم و بعد هم ما را به جایی دیگر منتقل کردند.
گفته شده یکی از خدمه کشتی که هندی بود توسط دزدان کشته شد، این اتفاق چطور افتاد؟
آن فرد هندی زمان سرقت کشتی کشته نشد بعد از اینکه همه ما را به ساحل بردند و ششماه گذشت آن فرد هندی را کشتند تا به نوعی زهرچشم بگیرند و بگویند خیلی در کارشان جدی هستند.
در زمان اسارت شرایط چطور بود؟
خیلی ما را اذیت میکردند شکنجه میشدیم وضعیت بهداشتی بسیار بد بود. خوراک هم کم بود.
شما را چطور شکنجه میکردند؟
دستوپاهایمان را میبستند و بعد ما را میزدند.
این کارها را به چه دلیل انجام میدادند؟ فیلم یا عکس تهیه میکردند؟
آنها ما را کتک میزدند و بعد به صاحب کشتی یا خانوادههایمان زنگ میزدند که صدای ناله ما را بشنوند. با این کار قصد داشتند خانواده و دولت را تحت فشار بگذارند تا بتوانند هرچه زودتر مبلغی را که میخواستند به دست آوردند. بارها شده بود مرا آویزان کرده و ساعتها در همان حالت نگه داشته بودند. وضعیت بهداشت هم خیلی بد بود.
فکر میکردی آزاد شوی؟
میدانستم وزارت امور خارجه کارهایی انجام میدهد، در جریانش قرار داشتم.
چطور متوجه شده بودی دولت در حال کمک به توست؟
از طریق سفیر ایران در کنیا یک تلفن برایم فرستاده بودند آنها با گروهی از دزدها صحبت کرده بودند. با شیوخ منطقه و افراد بانفوذ صحبت کردند و توانستند طی یک نقشه کاملا پیچیده ما را آزاد کنند.
کسی از دزدان دریایی خبر نداشت که شما تلفن همراه دارید؟
نه، چون در ساعات خاصی صحبت میکردم ضمن اینکه یک گروه دزد آمدند و گوشی را به من دادند کاملا هماهنگشده بود. سفارت ایران خوب توانسته بود در آنها نفوذ کند و یک کار بسیار عجیب انجام داد که باعث آزادی من شد. من با سفیر در ارتباط بودم و کارها هماهنگشده بود.
بعد از این فرار چه اتفاقی افتاد؟
تحویل یک گروه دیگر از دزدان شدیم و بعد هم ما را به دولت تحویل دادند. نیروهای سازمانملل در سومالی ما را تحویل گرفتند و با هواپیمای اختصاصی به کنیا منتقل شدم.
بازهم به دریا برمیگردی؟
راستش فعلا نمیخواهم در این مورد فکر کنم میخواهم کنار خانوادهام باشم. میخواهم پیش مادرم و همسرم و برادرم در شهرم باشم و با فامیل زندگی کنم، فکر نمیکنم حالا حالاها به دریا و بازگشت به آن فکر کنم.
تبلیغات متنی
-
لبنان دستور به خلع سلاح حزبالله داد
-
پرخاطرهترین ساندویچی تهران برای همیشه تعطیل شد
-
استوری اعتراضی بازیگر سریال پایتخت توجهبرانگیز شد
-
اتهام سنگین علیرضا دبیر به رسول خادم در یک مراسم!
-
کالابرگ جدید نیامده سر از بازار سیاه درآورد!
-
امیرحسین قیاسی با یک پست متفاوت آفتابی شد
-
آقای گل لیگ برتر ایران خداحافظی کرد
-
گزارش خبرگزاری مهر از اعتراضات امروز در مشهد
-
پرسپولیس دست روی ستاره محبوب استقلالیها گذاشت
-
اطلاعیه مهم درباره امتحانات دانشگاه آزاد
-
عراقچی مذاکره با آمریکا را کنسل کرد!
-
وحشت ساپینتو از فسخ قرارداد ستاره خارجی استقلال
-
پرسپولیس بیخیال جذب این ستاره نمیشود
-
یک استعفای مهم در بانک مرکزی
-
دستور تازه مسعود پزشکیان درباره اعتراضات
-
اتهام سنگین علیرضا دبیر به رسول خادم در یک مراسم!
-
کالابرگ جدید نیامده سر از بازار سیاه درآورد!
-
امیرحسین قیاسی با یک پست متفاوت آفتابی شد
-
گزارش خبرگزاری مهر از اعتراضات امروز در مشهد
-
عراقچی مذاکره با آمریکا را کنسل کرد!
-
اعلام آمادهباش برای ورود کولاک برف در ۲۱ استان
-
سکوت این روزهای مهران مدیری طولانی و عجیب شد!
-
مغانلو با دبل مقابل قاتل استقلال، شادی نکرد
-
آمریکا، سران ایران را به ترور تهدید کرد
-
زلزله در استقلال؛ سه ستاره در لیست سیاه ساپینتو
-
گزارش ایسنا از وضعیت امروز بازارهای تهران
-
استاندار تهران: پلیس مجوز استفاده از سلاح دارد
-
بسته حمایتی جدید دولت برای تولیدکنندگان اعلام شد
-
تاریخ دقیق بازگشایی ورزشگاه آزادی اعلام شد
-
روایت تسنیم از ماجرای بیمارستان امام خمینی ایلام
-
خبر فوری؛ نیمرو برای همیشه از ایران خواهد رفت!
-
قیمت جدید یک شانه تخممرغ باعث تعجب شد
-
توییت پسر پزشکیان در ساعات اخیر خبرساز شد
-
ادعای شبانه درباره تصمیم نهایی ترامپ برای ایران
-
علی اردستانی اعدام شد
-
اعلام کد دستوری برای اطلاع از نحوه تخصیص کالابرگ
-
تصاویر رسمی از اتفاقات امشب آبدانان ایلام
-
استوری صریح و رک محسن تنابنده در ساعات اخیر
-
رویاپردازیهای عجیب حسن روحانی در برهه حساس کنونی!
-
اولین واکنش پزشکیان به حوادث اخیر ایلام
-
قیمت جدید و باورنکردنی مرغ و تخم مرغ اعلام شد
-
استقرار ناگهانی تیپ ۱۰۱ هوابرد آمریکا در اربیل
-
گزارشی از آخرین وضعیت بازار تهران
-
سعید پیردوست درگذشت
-
آ مثل آبدانان که در ۴۸ ساعت اخیر تیتر یک شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر