قنل مشکوک دختر دوستدار حیوانات
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
ایرانیان - F داخلی موبایل111
کلینیک زیبایی پارسیس_f موبایل
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
پارسیس - f تبلت
سمپاشی امحا_1
لایکو_1
اپیلاسیون نانا 1
کتاب لند_1
لایکو_3
سمپاشی امحا_3
کتاب لند_3
اپیلاسیون نانا 3
سمپاشی امحا_4
لایکو_4
اپیلاسیون نانا 4
کتاب لند_4
لایکو_2
کتاب لند_2
سمپاشی امحا_2
اپیلاسیون نانا 2
ایرانیان - F داخلی1111
کلینیک زیبایی پارسیس_f
۱۱۵۳۵۰۵
۲۳ شهريور ۱۴۰۰ - ۰۹:۳۶
۲۷۶۲
دختر جوان که کارش کمک و درمان حیوانات بود، با دیدن سگی که پایش می‌لنگید تصمیم گرفت او را با خود برده و درمانش کند اما مخالفت مرد همراهش با این کار، درگیری عجیبی را رقم زد که باعث قتل دختر جوان شد.

همشهری: دختر جوان که کارش کمک و درمان حیوانات بود، با دیدن سگی که پایش می‌لنگید تصمیم گرفت او را با خود برده و درمانش کند اما مخالفت مرد همراهش با این کار، درگیری عجیبی را رقم زد که باعث قتل دختر جوان شد.

اوایل شهریور خانواده دختری جوان راهی اداره پلیس تهران شدند و خبر از ناپدیدشدن مرموز او دادند. آنها می‌گفتند که دخترشان به نام نسترن آخرین بار برای انجام کاری از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است. از طرف دیگر موبایلش خاموش است و هیچ‌یک از آشنایان و دوستانش از او خبر ندارند. خانواده این دختر احتمال می‌دادند که اتفاق شومی برای وی رخ داده و به همین دلیل برای یافتن ردی از او از پلیس کمک خواستند.

ردپای مرد آشنا

با این اظهارات، تحقیقات برای یافتن دختر گمشده آغاز شد. بررسی‌ها نشان می‌داد که این دختر 30ساله از سال‌ها قبل به‌صورت تجربی در زمینه دامپزشکی و درمان حیوانات فعالیت داشت. وی هرازگاهی حیواناتی از قبیل سگ و گربه که بیمار یا مجروح شده بودند را به خانه‌اش می‌برد و درمان می‌کرد. از سوی دیگر زمینی در یکی از شهرهای شمالی کشور خریده و چند وقتی می‌شد که کار ساخت یک ویلا در زمینش را شروع کرده بود.

اسرار قتل حامی حیوانات

دختر جوان گاهی برای سرکشی و انجام کارهای ویلا به شمال کشور سفر می‌کرد و تحقیقات پلیس نشان می‌داد که وی آخرین بار نیز راهی شمال کشور شده بود تا کارهای ساخت ویلایش را انجام بدهد. اما این بار تنها نبود و به‌نظر می‌رسید که مرد جوانی نیز همراه وی بوده است.

پرس‌وجوی کارآگاهان و انجام تحقیقات بیشتر نشان می‌داد که نسترن به‌تازگی با مردی به نام حسین آشنا شده و فردی که آخرین بار همراه وی دیده شده، حسین بوده است. این مرد در زمینه ساخت‌وساز ویلا و طراحی داخلی و دکوراسیون فعالیت داشت و در ادامه معلوم شد که از وقتی با نسترن آشنا شده، کارهای مربوط به ساخت‌وساز و طراحی دکوراسیون ویلای وی را انجام می‌داده است. بررسی مکالمات تلفنی دختر گمشده نیز نشان می‌داد که حسین آخرین فردی بود که با او تماس گرفته و با وی قرار ملاقات داشته است. در این شرایط دستور بازداشت این مرد صادر شد.

اعتراف به جنایت

طراح دکوراسیون بازداشت شد اما منکر هرگونه اطلاعی از سرنوشت دختر گمشده بود. او می‌گفت آخرین بار با نسترن تماس گرفته و با او به شمال کشور رفته اما دیگر وی را ندیده است.

حسین گفت: من کار ساخت‌وساز ویلای نسترن را انجام می‌دادم. ویلایش در مازندران بود و آخرین‌بار با ماشین من به آنجا رفتیم. قرار بود نسترن از مراحل کار بازدید کند و وسایلی را که برای ادامه کار نیاز داشتم، بخرد. بعد از تهیه وسایل، او رفت و دیگر وی را ندیدم.

هرچند مرد جوان مدعی بود که از سرنوشت نسترن بی‌خبر است اما با دستور قاضی جنایی بازداشت شد و در اختیار مأموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.

تحقیقات از این مرد ادامه داشت تا اینکه وی دیروز به قتل نسترن اعتراف کرد و مدعی شد که او را در یک درگیری به قتل رسانده است. به‌گفته سرهنگ مرتضی نثاری، معاون جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران، متهم اقرار کرد که در مسیر رفتن به شمال در داخل ماشین با نسترن درگیر شده و پس از آنکه وی را خفه کرده به سمت ویلای مقتول رفته و جسد او را در آنجا دفن کرده است. وی ادامه داد: متهم با قرار قانونی بازداشت شد و از آنجا که جنایت در یکی از شهرهای شمالی کشور رخ داده بود، پرونده با صدور قرارعدم‌صلاحیت به دادسرای شهر مربوطه فرستاده شد.

ادعای عجیب قاتل

متهم به قتل می‌گوید بر سر یک سگ با نسترن درگیر شده و در اوج عصبانیت دست به قتل او زده است. گفت‌وگو با این مرد را بخوانید.

با مقتول چطور آشنا شدی؟

به خاطر شغلم با او آشنا شدم. افراد زیادی به من زنگ می‌زنند تا در کار ساخت ویلا یا طراحی و دکوراسیون با آنها همکاری داشته باشم. یکی از دوستانم که نسترن را می‌شناخت و می‌دانست در حال ساخت ویلاست مرا به او معرفی کرده بود. او یک زمین در شمال کشور خریده بود و قصد ویلاسازی داشت. به من زنگ زد و قرار شد کار ساخت آن را انجام بدهم. حتی قرار گذاشتیم و قراردادی امضا کردیم. بعد به آنجا رفتیم و زمینش را بازدید کردم و پس از آن کار شروع شد.

بر سر ساخت ویلا او را به قتل رساندی؟

باورکنید قصد کشتن او را نداشتم. برنامه‌ریزی قبلی هم نبود. همه‌‌چیز در یک لحظه اتفاق افتاد. وقتی به‌خود آمدم دیدم نسترن فوت شده و نفس نمی‌کشد. هنوز از یادآوری آن روز وحشت دارم. ما بر سر یک مسئله عجیب درگیر شدیم.

این مسئله عجیب چه بود؟

آن روز نسترن به من زنگ زد تا برای بازدید ویلا به شمال برویم. قرار بود وسیله هم بخریم. او سوار ماشینم شد و حرکت کردیم به سمت شمال. وقتی به یکی از شهرهای شمالی رسیدیم ناگهان نسترن چشمش به یک سگ افتاد. به‌نظر می‌رسید سگ تصادف کرده و زخمی شده است. پایش لنگ می‌زد و نسترن از من خواست کنار خیابان توقف کنم تا سگ را سوار ماشین کرده و او را به ویلا ببرد و مداوایش کند.

تقریبا نزدیک ویلا بودیم اما من مخالفت کردم. گفتم من خیلی کار دارم و از طرف دیگر ممکن است حیوان بیمار باشد و من نمی‌توانم اجازه بدهم او را سوار ماشینم کند. همین مسئله باعث عصبانیت نسترن شد. او علاقه زیادی به حیوانات داشت و مثل دامپزشک‌ها بود. کلی در این زمینه کار و مطالعه کرده بود و کارش این بود که حیوانات بیمار را به خانه‌اش می‌برد و درمانشان می‌کرد. وقتی اعتراض مرا دید عصبانی شد و شروع کرد به فحاشی‌کردن.

از او خواستم آرام باشد اما او فریاد می‌کشید که توقف کنم تا حیوان را سوار ماشین کند. می‌گفت ممکن است تلف شود و من همچنان مخالف بودم. مشاجره ما بالا گرفت و او همچنان فریاد می‌زد و به من فحش می‌داد و برای اینکه او را آرام کنم دستانم را روی دهانش گذاشتم. آنقدر عصبانی بودم که اصلا نمی‌دانم چقدر زمان برد اما وقتی به‌خودم آمدم، دیدم ساکت شده و نفس نمی‌کشد.

با جسد چه کردی؟

مثل دیوانه‌ها شده بودم. مدام صدایش می‌زدم اما جوابی نمی‌شنیدم. نمی‌دانستم باید چه‌کار کنم. ترسیده بودم. یک‌دفعه به ذهنم رسید به ویلای خودش بروم. راهی آنجا شدم و کف حیاط ویلا را کندم و جسد را در آنجا دفن کردم. بعد از آن به تهران برگشتم و از آن روز تا حالا به‌شدت عذاب وجدان دارم و کابوس می‌بینم. اما می‌ترسیدم خودم را معرفی کنم. هنوز باورم نمی‌شود که نسترن را کشته‌ام.

برچسب ها:
انتشار یافته: 9
در انتظار بررسی:33
Iran (Islamic Republic of)
09:53 - 1400/06/23
یک فرشته توسط شیطان کشته شد
یکی از نشانه های انسان بودن توجه به حیوانات است
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۱۶ - ۱۴۰۰/۰۶/۲۳
آدم هايي كه با حيوانات زياد هم نفس ميشن و ارتباط ميگيرن خوي اون حيوون درشون اثر ميذاره و شايد عصبي شدن و فحاشي كردن آني و هيستريكي از هم نفس شدن با سگ بوده باشه!خدا بيامرزدش
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۳۲ - ۱۴۰۰/۰۶/۲۳
چ ربطی داره خوی سگ در اون اثر کرده؟؟؟؟
Iran (Islamic Republic of)
10:07 - 1400/06/23
این چه قانونی هست نا امنی بدتر از این که پدر میتونه قاتل بدون قصاص باشد نزدیکتر از پدر کی میتونه باشه ولی ازش باید تزسید
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۰۹ - ۱۴۰۰/۰۶/۲۳
چه ربطی داشت آی کی یو
Iran (Islamic Republic of)
10:22 - 1400/06/23
قابل توجه سگ بازها
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۰۸ - ۱۴۰۰/۰۶/۲۳
قابل توجه طراحان داخلی و دکوراسیون منزل و ویلا
United Arab Emirates
10:29 - 1400/06/23
اینکه چندتا مشکل داره داستانش، دروغ میگه
Iran (Islamic Republic of)
10:30 - 1400/06/23
مردها کلا زمانی که فحش میشنون کنترل براشون خیلی سخت میشه و اینجور جنایت رقم میخوره..
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
شیرآلات زمانی_1
بهمن پور_داخلی1
استخدام_1
تدریس خصوصی امیرکبیر_1
استخدام_3
بهمن پور_داخلی3
شیرآلات زمانی_3
تدریس خصوصی امیرکبیر_3
شیرآلات زمانی_4
تدریس خصوصی امیرکبیر_4
استخدام_4
بهمن پور_داخلی4
شیرآلات زمانی_2
بهمن پور_داخلی2
استخدام_2
تدریس خصوصی امیرکبیر_2
دکتر عارفی - موبایل فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
ایرانیان- فوتر موبایل222
کیان برنا_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
فنی آتل_فوتر موبایل
قالیشویی بانو_فوترموبایل2
پارسیس_فوتر موبایل ساختمان
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
شفا_فوترموبایل
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
دکتر عارفی - فوتر
فنی آتل_فوتر
قالیشویی نوین_فوتر
تدبیرکالا_فوتر
شفا_فوتر
رستوران پارسیان_فوتر
پارسیس_فوتر ساختمان
قالیشویی بانو_فوتر2
آیلین_فوتر کاشت ابرو
کیان برنا_فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر
رستوران باغ بهشت _فوتر
آیلین_فوتر بلفارو
ایرانیان-فوتراصلی222
موسسه خیریه زهرا_فوتر