مرگ واسطه قرارداد الجزایر که آزادی شریعتی را از شاه خواست
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
ایرانیان - F داخلی موبایل111
کلینیک زیبایی پارسیس_f موبایل
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
پارسیس - f تبلت
استخدام_1
دکتر استرکی_1
اپیلاسیون نانا 1
کتاب لند_1
اپیلاسیون نانا 3
استخدام_3
کتاب لند_3
دکتر استرکی_3
دکتر استرکی_4
استخدام_4
کتاب لند_4
اپیلاسیون نانا 4
اپیلاسیون نانا 2
دکتر استرکی_2
استخدام_2
کتاب لند_2
ایرانیان - F داخلی1111
کلینیک زیبایی پارسیس_f
۱۱۵۴۷۰۲
۲۷ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۸:۲۳
۱۵۴۹
جهان رییس جمهوری پیشین الجزایر را با عطش سیری ناپذیر استمرار قدرت و کناره‌گیری با فشار مردم و ارتش می‌شناسد اما نام او از دو منظر با تاریخ معاصر ایران هم گره خورده است: اول با قرارداد 1975 و آشتی ایران و عراق و دوم درخواست از شاه برای آزادی دکتر شریعتی از زندان به عنوان شیرینی همان قرارداد

عصر ایران: عبدالعزیز بوتفلیقه رییس جمهوری پیشین الجزایر که پس از 20 سال (4 دوره) و دوسال قبل از روی ویلچر هم می خواست باز کاندیدا شود سرانجام درگذشت.

مرگ واسطه قرارداد الجزایر که آزادی شریعتی را از شاه خواست

انقلابی خوش‌نام که با رأی مردم بر سریر قدرت نشست اما دست‌بردار نبود و وقتی برای پنجمین بار هوس ریاست جمهوری کرد مردم به خیابان‌ها ریختند و خواستار کنار زدن او شدند و با فشار ارتش و در پی اعلامیۀ سرلشکر احمد قائد صالح فرمانده وقت ارتش کنار کشید.

پس از آن پیامی فرستاد و ضمن شرح خدمات خود طی 50 سال از مردم الجزایر خواست او را ببخشایند.

اگر اصرار می کرد و باقی می‌ماند شاید قابل تشبیه به رابرت موگابه می‌‌شد که می‌توانست نلسون ماندلا باشد اما عطش و شهوت قدرت او را به گرداب انداخت و به گند کشید.

بوتفلیقه را اما میان این دو باید توصیف کرد. نه مثل ماندلا رهبر فقید آفریقای جنوبی پس از یک دوره کنار کشید و نه مثل موگابه به طور کامل گندید و اندک آبروی عمر دراز سیاسی را باقی گذاشت و رفت.

نام عبدالعزیز بوتفلیقه اما از دو منظر دیگر با تاریخ معاصر ایران گره خورده است:

اولا با قرارداد 1975 و میانجی‌گری بر سر شط‌ العرب/ اروند رود میان ایران و عراق و ثانیا با وساطت برای آزادی دکتر شریعتی از زندان و با دستور مسقیم شاه.

با استقلال الجزایر او وزیر گردشگری و جوانان شد و در دورۀ بعد به وزارت خارجه رسید. از 1963 تا 1978 و در این فاصله عملا سخن گوی جنبش غیر متعهدها بود. با مرگ بومدین تصور می شد بهترین گزینه بوتفلیقه است اما شاذلی بن جدید وزیر خارجه شد و جایگاه بوتفلیقه تنزل یافت.

قرارداد 1975 در اسفند 1353 خورشیدی با وساطت الجزایر میان ایران و عراق برای پایان اختلافات ارضی و مرزی هم در دورۀ او و با ابتکار او در حاشیۀ اجلاس اوپک و با استفاده از فرصت حضور هر دو طرف - شاه ایران و صدام حسین- صورت پذیرفت.

صدام حسین هنوز رییس جمهوری عراق نشده بود و شاه به خاطر اهمیت ویژه ای که به اوپک می داد و به جای وزیر دارایی، خود شرکت کرد. برای شاه این قرارداد اهمیت فوق‌العاده داشت و صدام هم می‌خواست خود را در حد رهبر کشور ارتقا دهد.

مرگ واسطه قرارداد الجزایر که آزادی شریعتی را از شاه خواست

از راست: صدام حسین (معاون رییس جمهوری عراق)، هواری بومدین (رییس جمهوری الجزایر) و محمد رضا پهلوی (شاه ایران)- اسفند 1353 خورشیدی (1975)


اما این حکایت چه ربطی به دکتر علی شریعتی دارد؟

ربط ماجرا از زبان دکتر سید محمد مهدی جعفری - از چهره‌های مبارز مسلمان در سال‌های پیش از انقلاب - که به سبب تقیدات دینی و سوابق سیاسی به روایت‌های او استناد می‌شود از این قرار است:

«شاه و صدام در الجزایر قرارداد صلح ایران و عراق را امضا کرده‌ بودند. در آن زمان عبدالعزیز بوتفلیقه، وزیر امور خارجه الجزایر بود و در آن مدت بسیار به شاه خدمت کرده و به او نزدیک شده بود.

بوتفلیقه پس از امضای قرارداد از شاه شیرینی می‌خواهد. طبق روال معمول، وزرای خارجه در چنین مواقعی پول دریافت می‌کنند.

شاه می‌گوید من در حال حاضر چیزی همراه خود ندارم، وقتی به تهران رفتم شیرینی شما را تقدیم می‌کنم. اما بوتفلیقه به شاه می‌گوید خواسته من چیزی است که شما در حال حاضر هم در اختیار دارید و آن آزادی دوست من دکتر شریعتی است.

شاه پس از مکثی کوتاه موافقت خود را اعلام می‌کند. شاه به محض ورود به فرودگاه تهران، نصیری، رییس ساواک را به زندان می‌فرستد که دکتر شریعتی را آزاد کند.

همه از این تصمیم جا می‌خورند، یکی از اعضای ساواک، رسولی یا عطارپور (حسین‌زاده) می‌گفت که بدون حکم دادستانی و خروج نام دکتر شریعتی از افراد تحت تعقیب، نمی‌توان چنین کاری کرد، شبانه هم کسی نیست این کار را انجام دهد. با این اوصاف‌ چون حکم اعلیحضرت بود، خودشان سندی از سوی دادستانی درست می‌کنند و شریعتی شبانه آزاد شد.

دکتر میناچی هم که در سلولی نزدیک دکتر شریعتی بود، تعریف می‌کند نیمه شب وقتی شریعتی را می‌بردند، ما همه جا خوردیم که چه شده و با اعضای سلول‌های دیگر فریاد زدیم که شریعتی را کجا می‌برید؟ سرانجام به دکتر شریعتی می‌گویند به خانواده زنگ بزنید، که بیایند و شما را ببرند و ایشان هم به برادر خانم خود آقای شریعت رضوی زنگ می‌زند که بیایند و او‌‌ همان شب به خانه بازمی‌گردد.»

ب دین ترتیب دکتر علی شریعتی این امکان را می یابد که نوروز 1354 را در خانه باشد و یکی از معدود فیلم هایی که دکتر را در حیاط خانه (خیابان جمال‌زاده) نشان می دهد مربوط به ایام پس از این آزادی است.

آشنایی و دوستی علی شریعتی با عبدالعزیز بوتفلیقه ریشه در دوران دانشجویی در دهه 40 خورشیدی و در فرانسه داشت و چون دکتر شریعتی از علاقه مندان جبهه آزادی بخش الجزایر بود و بوتفلیقه ریاست شاخه جوانان در پاریس را بر عهده داشت میان آن دو رابطه دوستانه ای برقرارشد.

اهمیت این خاطره به این خاطر هم هست که یکی از نهادهای تاریخی با گرایش خاص ادعا می کند آزادی دکتر شریعتی در واپسین روز سال 1353 و در آستانه عید نوروز در پی گزارش مثبت ساواک درباره او و یک هفته قبل از پایان سال و نه ناگهانی بوده است. به همین خاطر سید محمد صدر خواهر زاده امام موسی صدر و معاون وزارت امور خارجه در دولت آقای خاتمی در گفت و گویی با روزنامه اعتماد در اول آبان سال 1390 گفته است:

« من سفری به الجزایر داشتم تا پیام آقای خاتمی رابه عبدالعزیز بوتفلیقه، رییس‌جمهور آن کشور - که از مبارزان انقلاب الجزایر علیه فرانسوی‌ها و از مرتبطین با دکتر شریعتی بود - ابلاغ کنم.

نکته‌ای هم همیشه در ذهنم بود و می‌خواستم از او بپرسم. در کاخ ریاست جمهوری، بوتفلیقه استقبال بسیار گرمی از ما کرد و با بنده در حالی که معاون وزیر بودم، ۳ ساعت و نیم ملاقات کرد و پس از ملاقات نیز برخلاف رسم معمول تا بیرون سالن آمد، حتی در طول مصاحبه مطبوعاتی کنار من ایستاد و تا کنار اتومبیل بدرقه‌ام کرد.»

بدین ترتیب با نگاه ایرانی بوتفلیقه تنها رییس جمهوری پیشین الجزایر در سال های 1999 تا 2019 نیست که می‌خواست پنجمین دوره هم بر این کرسی بنشیند. یا تنها وزیر خارجه الجزایر در سال های 1963 تا 1968 نیست و حاصل جمع همین دو فقره 35 سال می‌شود که او دو جا وساطت کرده است: یکی برای قرارداد الجزایر و دیگری برای آزادی دکتر علی شریعتی.

این که زادۀ مراکش و بالیده در الجزایر و تحصیل‌کردۀ در فرانسه واسطۀ اختلاف تاریخی ایران و عراق و آزادی روشنفکر ایرانی شود نشان می‌دهد آدم ها از جغرافیا مهم‌ترند و البته این که آدمی با آن همه سابقۀ مبارزه دست از قدرت برنمی‌داشت و در دوران کهولت هم دل نمی‌کند نیز نشان می‌دهد قدرت تا چه اندازه وسوسه‌انگیز است.

نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
بهمن پور_داخلی1
شیرآلات زمانی_1
تاپ لپتاپ_1
تاپ لپتاپ_3
شیرآلات زمانی_3
بهمن پور_داخلی3
تاپ لپتاپ_4
شیرآلات زمانی_4
بهمن پور_داخلی4
بهمن پور_داخلی2
شیرآلات زمانی_2
تاپ لپتاپ_2
دکتر عارفی - موبایل فوتر
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
شفا_فوترموبایل
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
پارسیس_فوتر موبایل ساختمان
قالیشویی بانو_فوترموبایل2
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
آف دکور _فوتر موبایل
کیان برنا_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
کلینیک فرشته_فوتر موبایل
فنی آتل_فوتر موبایل
آیلین_تزریق چربی موبایل
کیان برنا_فوتر
فنی آتل_فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر
قالیشویی بانو_فوتر2
کلینیک فرشته_فوتر
آیلین_فوتر کاشت ابرو
موسسه خیریه زهرا_فوتر
دکتر عارفی - فوتر
رستوران پارسیان_فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
آیلین_تزریق چربی
آف دکور _فوتر
تدبیرکالا_فوتر
قالیشویی نوین_فوتر
پارسیس_فوتر ساختمان
آیلین_فوتر بلفارو
شفا_فوتر
رستوران باغ بهشت _فوتر