روایت دردناک بیماری که حین بیهوشی، بیدار شد
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
مجتمع فنی تهران_Fموبایل
کلینیک فرشته_موبایلf
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
اپیلاسیون نانا 1
زمردی_داخلی1
لاله زار مال_1
دکتر نداف کرمانی 1
ریزخور_1
کلاسینو_1
سفیر بار ساقدوش_1
سفیر بار ساقدوش_3
ریزخور_3
کلاسینو_3
اپیلاسیون نانا 3
لاله زار مال_3
زمردی_داخلی3
دکتر نداف کرمانی 3
سفیر بار ساقدوش_4
کلاسینو_4
ریزخور_4
اپیلاسیون نانا 4
دکتر نداف کرمانی 4
لاله زار مال_4
زمردی_داخلی4
اپیلاسیون نانا 2
زمردی_داخلی2
سفیر بار ساقدوش_2
لاله زار مال_2
ریزخور_2
دکتر نداف کرمانی 2
کلاسینو_2
مجتمع فنی تهران_F
کلینیک فرشته_f
۱۱۶۳۹۲۴
۰۳ آبان ۱۴۰۰ - ۰۷:۰۴
۱۱۱۸۹
تجربه این بیهوشی می‌توانست مثل بیهوشی‌های دیگر، شبیه یک خواب آرام و سنگین باشد، اما به‌هوش‌آمدن حین جراحی، چیزی شبیه کابوس بود که علاوه بر درد، وحشت و ترس در لحظه عمل، استرس و فشار عجیبی از به‌خاطرآوردن آن اتفاق برایم به‌همراه داشت.

روزنامه شرق- مریم ذوالفقار: تجربه این بیهوشی می‌توانست مثل بیهوشی‌های دیگر، شبیه یک خواب آرام و سنگین باشد، اما به‌هوش‌آمدن حین جراحی، چیزی شبیه کابوس بود که علاوه بر درد، وحشت و ترس در لحظه عمل، استرس و فشار عجیبی از به‌خاطرآوردن آن اتفاق برایم به‌همراه داشت. آن‌طور که گفته می‌شود از هر هزار تا چند هزار بیمار برای یک نفر ممکن است این اتفاق رخ بدهد.

روایت دردناک بیماری که حین بیهوشی، بیدار شد

آگاهی در جریان بیهوشی از عوارض بیهوشی عمومی است و به حالتی گفته می‌شود که بیمار هوشیار شده و خاطرات و حتی گاهی درد جراحی را متوجه شده و این تجربیات در حافظه بیمار ثبت می‌شود و پس از خاتمه بیهوشی، بیمار این موارد را به خاطر می‌آورد. این تجربه اعم از به‌هوش‌آمدن و درک شنیداری تا درک درد متغیر است، ولی در تمام این موارد بیمار به دلیل استفاده از شل‌کننده‌های عضلانی قادر به نشان‌دادن عکس‌العمل نیست و این درماندگی ممکن است او را در آینده با مشکلات روانی مواجه کند.

وقتی چندی پیش برای عمل جراحی در بیمارستان لاله بستری شدم، استرس چندانی نداشتم. قبلا هم اتاق عمل رفته بودم و به‌جز مسئله درد جراحی و روند درمان و تهوع بعد از بیهوشی، چیزی برایم ناراحت‌کننده نبود. می‌دانستم بیهوشی چیزی شبیه خوابی سنگین است و قبلا در مورد حس خوب خواب بعد از عمل و اثر مواد آرام‌بخش حتی چیز‌هایی نوشته بودم. اما این‌بار ماجرا شکل دیگری داشت. به ما گفته بودند عمل ساعت ۱۰ یا ۱۱ صبح انجام می‌شود و من انتظار داشتم همسرم حدود ساعت ۹ صبح به بیمارستان برسد که ناگهان ساعت هشت پرستار با عجله وارد اتاق شد و گفت لباس بپوشم. پروسه درآوردن لباس‌های بیمارستان و پوشاندن گان اتاق عمل را چنان با سرعت انجام دادند که گیج و مبهوت بودم.

به پرستار گفتم که کسی همراهم نیست و قرار بود عمل دیرتر باشد، ولی پرستار با شتاب کار‌ها را انجام می‌داد. به همسرم تلفن زدم، ولی نتوانستم با او صحبت کنم و برایش پیام فرستادم که «عزیزم، من رو دارن می‌برن» و وقتی همسرم چند دقیقه بعد سعی کرده بود با من تماس بگیرد، من روی تخت در مسیر اتاق عمل بودم و متوجه نشدم این عجله برای چه بود. کار‌های معمول مثل پرکردن فرم حساسیت‌های دارویی و... با سرعت انجام شد. دکترم اصرار داشت من را سریع‌تر به اتاق عمل ببرند و بعد از گذر از راهرو‌های پرپیچ‌وخم به اتاق کوچکی رسیدیم که قرار بود عمل در آن انجام شود. مرد خوش‌برخورد و مهربانی کار‌های مختلف وصل آنژیوکت و دستگاه‌های مختلف را انجام داد درحالی‌که مدام صحبت می‌کرد و سؤال می‌پرسید تا احتمالا استرس من را کم کند.

او در مرحله آخر گفت ماده‌ای به من تزریق کرده که حال بهتری پیدا کنم و سبک شوم. حس گیجی و خواب‌آلودگی بر من چیره شد، بعد مرد دیگری با سرنگی در دست وارد شد که گمان کردم دکتر اصلی بیهوشی است. توضیح دادم که بعد از به‌هوش‌آمدن تجربه تهوع داشته‌ام و او چیزی در انژیوکت تزریق کرد و دیگر متوجه چیزی نشدم. به هوش آمدم و انگار هیچ اثری از داروی بیهوشی در بدنم نبود. جوری هوشیار بودم که به نظر می‌رسید حتی قبلش خواب هم نبودم، اما نتوانستم چشم‌هایم را باز کنم. سروصدای کمی از اطراف می‌شنیدم. یادم بود که روی تخت جراحی بودم. سعی کردم تکان بخورم، اما توان کوچک‌ترین حرکتی نداشتم. بازنشدن چشم‌هایم اذیتم می‌کرد. با خودم فکر کردم یعنی روحم از بدنم جدا شده است؟

روایت دردناک بیماری که حین بیهوشی، بیدار شد

یعنی دارم اتاق عمل را در خواب حس می‌کنم؟ در همین فاصله صدای دکترم را شنیدم که به کمک‌جراح گفت: «آقای دکتر عباسی شما از اون طرف شروع کنید». یخ کردم. یعنی عمل هنوز شروع نشده بود؟ چرا بیدار بودم؟ چرا چشم‌هایم باز نمی‌شد؟ سعی کردم تکان بخورم، اما انگار اختیار بدنم را نداشتم. دکتر تیغ یا چاقوی جراحی را روی شکمم گذاشت و وقتی چاقو روی تنم کشیده شد از درد تمام وجودم فریاد شده بود. می‌خواستم از تخت کنده شوم، اما توان کوچک‌ترین حرکتی نداشتم. با تمام وجود جیغ می‌زدم و التماس می‌کردم، اما کسی چیزی نمی‌شنید. دردی که می‌کشیدم و صدای پاره‌شدن پوستم شبیه یک شکنجه تمام‌نشدنی، داشت مرا می‌کشت. با تمام وجود سعی کردم جیغ بزنم یا چشم‌هایم را باز کنم، اما انگار هیچ‌کس متوجه من نبود و مدام این فکر در سرم می‌چرخید که چطور این شکنجه و درد را تا آخر عمل تحمل کنم.

بیهوش نبودم و فقط فلج شده بودم. از درون اشک می‌ریختم و فقط دعا می‌کردم ضربان قلبم از زور درد چنان بالا برود یا متوقف شود تا شاید کسی متوجه حال من شود، اما انگار همه‌چیز عادی بود. به نظرم رسید دکترم در سمت چپم ایستاده است. خاطرم نیست دو چاقو هم‌زمان بود یا یکی، چون درد بریده‌شدن پوست شکمم آن‌چنان وحشتناک بود و آن‌قدر ترسیده بودم که انگار تمام آنچه در اتاق می‌گذشت تحت تأثیر اتفاقات درونی و ترس و وحشت و تلاشم برای هر نوع حرکتی از خاطرم رفته و فقط کابوس تلاش برای بیدارشدن، متوجه‌کردن دیگران و جداشدن از تخت یا بازکردن چشم‌هایم در ذهنم باقی است و با هر بار فکرکردن به ماجرا تمام تنم یخ می‌کند و خیس عرق می‌شوم.

تمام سعی‌ام را متمرکز تکان‌دادن دستم کردم، اما هیچ اتفاقی نمی‌افتاد و هر‌چه بیشتر سعی می‌کردم فریاد بزنم احساس ناتوانی بیشتری می‌کردم. کار بریدن شکمم در حالی تمام شد که فکر می‌کردم هر لحظه از درد می‌میرم و بعد بدون هیچ حرفی در اتاق حرکت دست و انگشت دکتر را توی شکمم حس کردم و همچنان فقط از درون فریاد می‌زدم که از درد یا شاید از تأثیر داروی بیهوشی از حال رفتم. وقتی به هوش آمدم اولین کاری که کردم این بود که با تمام وجود فریاد بزنم: «من بیهوش نبودم فلج بودم».

روایت دردناک بیماری که حین بیهوشی، بیدار شد

صدای پرستاری را شنیدم که جمله‌های من را برای دیگران تکرار می‌کرد: «می‌گه بیهوش نشده بودم». یک نفر دیگر سؤال کرد چه شده و من باز تکرار کردم «من بیهوش نبودم فلج بودم» و گریه کردم و هم‌زمان گفتم که حالم دارد به هم می‌خورد و ظرفی کنار صورتم گذاشتند و وقتی دوباره هوشیار شدم همسرم بالای سرم بود و دستش را روی سرم می‌کشید و من دوباره تکرار کردم که «من بیهوش نشده بودم، فلج بودم.. از درد مردم...».

هر بار که بیدار می‌شدم فقط تجربه وحشت و دردی که کشیده بودم یادم می‌آمد. با هر سوزشی روی شکمم فکر می‌کردم دوباره آن لحظه دردناک را قرار است تجربه کنم و چشم‌هایم را باز می‌کردم که بتوانم مطمئن شوم خواب نیستم یا این تجربه دیگر از سرم گذشته و حالا همه‌چیز خوب است. بعد از عمل بار‌ها و بار‌ها بالا آوردم؛ شاید چیزی بالغ بر ۱۰ تا ۱۵ مرتبه. هر ۳۰ دقیقه تا یک ساعت به محض اینکه کمی چشم‌هایم گرم می‌شد حالت تهوع سراغم می‌آمد و از جا می‌پریدم و باز همسرم بود که پشتم را ماساژ می‌داد و آرامم می‌کرد. بار‌ها به پرستاری اطلاع دادیم که حال تهوع شدیدی دارم و پرستار‌ها مدام می‌گفتند دارویی به من زده‌اند که دیگر آرام می‌شوم تا وقتی عصر سرپرستار وارد اتاق شد و اجازه داد من کمی چای و عسل بنوشم و من باز هر‌چه نوشیده بودم بالا آوردم.

به همسرم گفتم این بار به پرستاری بگوید خودشان برای تمیزکردن بیایند تا حالم را متوجه شوند و سرپرستار وقتی شنید که بار‌ها بالا آورده‌ام آمپولی به من تزریق کرد که بعد از آن بالاخره آرام شدم. می‌خواستم با سرپرستار در مورد بیهوشی حرف بزنم که در حال خراب من و عجله او برای خروج از اتاق موضوع به فراموشی سپرده شد. فردای روز عمل هنگام ترخیص به همسرم گفتم که می‌خواهم گزارش حادثه را به بیمارستان بدهم تا شاید بشود جلوی رخ‌دادن دوباره چنین حادثه‌ای را گرفت. پرستار‌ها با وجود برخورد خوبی که در تمام مدت بستری من داشتند، عملا از گوش‌دادن یا همکاری در این مورد سر باز می‌زدند؛ انگار که نمی‌خواستند بشنوند یا شنیدن این مسئله برایشان دردسری باشد. به بخش مدیریت بیمارستان مراجعه کردم.

کسی نبود، اما در بخش مدیریت پرستاری موضوع را برای سرپرستار شرح دادم. او عذرخواهی کرد و به من فرمی داد تا شکایتم را بنویسم و گفت که چقدر از این موضوع متأسف است و اینکه حتما در کمیسیون پزشکی در بیمارستان این مسئله بررسی می‌شود. من یکی، دو روز بعد نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و با تعریف‌کردن ماجرا برای خواهر و مادر و پدرم باعث رنجش و ناراحتی آن‌ها هم شدم و اینجا بود که خواهرم به من گفت مستندی در این مورد دیده و این تجربه پیش از این هم برای افرادی رخ داده است و من شروع کردم به خواندن و تحقیق در این زمینه.

روایت دردناک بیماری که حین بیهوشی، بیدار شد

خانواده تمام حمایتی را که لازم بود از من کردند و هر‌کدام به نوعی از پیشنهاد مشاوره‌گرفتن از یک متخصص تا هر نوع پیگیری حقوقی را با من مطرح کردند، درحالی‌که به وضوح از شنیدن این داستان رنج می‌کشیدند. هر بار تعریف‌کردن این ماجرا برایم مملو از فشار روانی بود و هست و، چون توان جسمی و درد بعد از عمل اجازه نمی‌داد که حتی بتوانم گریه کنم، نمی‌توانستم دیگر مسئله را مطرح کنم یا حتی به خودم اجازه نمی‌دادم به آن فکر کنم و برای همین جزئیات این خاطره وحشت‌آور کمی در ذهنم محو شد، اما یکی، دو شب اول بعد از عمل هر بار دلم درد می‌گرفت با وحشت از خواب می‌پریدم تا مبادا دوباره در حال تجربه فلج حین بیهوشی بوده باشم.

حالا حدود یک ماه از جراحی من می‌گذرد. دوست داشتم این ماجرا را به فراموشی بسپارم و با یادآوری آن باعث ناراحتی کسی نشوم، اما چند روز پیش روز جهانی بیهوشی بود؛ روزی که در سال ۱۸۴۶ نخستین بیهوشی در یک عمل جراحی انجام شد و وقتی به این مسئله فکر کردم که شاید باز هم در طول زندگی‌ام مجبور به جراحی شوم یا کسی از نزدیکان و دوستانم ممکن است چنین تجربه‌ای را از سر بگذراند، با خودم گفتم که باید آن را با دیگران در میان بگذارم. این اتفاق می‌تواند ناشی از خطای پزشکی باشد و معروف‌ترین مورد شاید دانا پنر کانادایی باشد که در تمام طول عمل به‌هوش بود، اگرچه گفته می‌شود هوشیاری حین عمل جراحی عموما زمان کوتاهی، زیر پنج دقیقه، گزارش شده است.

در منابع خارجی ذکر شده که با مانیتورکردن مغز می‌توان نسبت به هوشیاری ذهن بیمار آگاه شد و در این موارد میزان داروی بیهوشی را بیشتر کرد و شاید اگر چنین دستگاهی در تمام عمل‌ها مورد استفاده قرار بگیرد، بتوان جلوی به‌هوش‌آمدن بیمار را حین جراحی گرفت. به‌هوش‌آمدن حین جراحی بیشتر در بیهوشی‌هایی مانند سزارین رخ می‌دهد که پزشکان بیهوشی مجبورند میزان کمتری داروی بیهوشی به مادر تزریق کنند و بنابراین شاید بی‌حسی عمومی هم راه بهتری برای جلوگیری از تکرار این حادثه در موارد مربوط به سزارین باشد. همان‌طور که برای من اتفاق افتاد و در منابع مختلف هم گفته شده، بیمار در این مورد نمی‌تواند کار خاصی انجام دهد به جز اینکه حتما پیش از عمل شرح کاملی از دارو‌هایی که مصرف می‌کند و حساسیت‌هایی که دارد در اختیار پزشکان قرار دهد. بااین‌حال، دانستن این مسئله شاید بتواند از وحشت و اضطراب عمیقی که از تصور مردن یا ... که به بیمار دست می‌دهد، اندکی بکاهد.

انتشار یافته: 72
در انتظار بررسی:29
Iran (Islamic Republic of)
07:18 - 1400/08/03
واقعا وحشتناکه
پاسخ ها
سکوت
Iran (Islamic Republic of)
۰۸:۳۲ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
باخطاي پزشکی بچه منو فلج کردند شکایت کردم شوهر خانم دکتر عضو کمیسیون پزشکی بود کاری نتونستيم بکنیم
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۰۸:۳۶ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
قوه قضاییه سازمان بازرسی جاهای دیگه باید ورود کنند حواسشون به وزارت بهداشت پزشک پر خطا باشه
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۰۸:۳۷ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
وقتی همه شون رانتی سهمیه ای بیسواد دکتر میشن همینه
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۲۶ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
وای حتی نمی تونم این متن رو بخونم خدا رحم کنه
بدون نام
United States of America
۱۱:۳۰ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
هیچ جای دنیا باز میگم هیچ جای دنیا اینقدر راحت از کنار خطای پزشکی رد نمیشن
تو ایران دادگاهی که باید جرم پزشک رو بررسی کنند همه پزشک هستند و لابی میکنند هر کوتاهی رو به اسم خطای رایج پزشکی میپیچونند و به جرات میگم اگر همین جامعه پزشکی ایران در امریکا بود حداقل سی چهل درصد پزشک ها گواهی طبابتشون
باطل میشد
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۵۳ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
خدایااااا چرا دل من باردار رو ترسوندین؟؟؟؟؟؟؟ الان من چجوری قراره با این ترس وحشتناک سزارین کنم
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۰۶ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
منم جراحی دارم
دلم ریخت
راد
Iran (Islamic Republic of)
۱۹:۴۹ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
بله دکتری که در مطب در این وضعیت کرونا کارت‌خوان روی میز داره ولی پول نقد مطالبه می‌کنه که یک کارگر یا کارمند یا کشاورز پول مالیات او را از جیب بده این‌کاسب های سلامت در اتاق عمل چه بلایی سر مریضها می‌آورند
نا شناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۱:۰۴ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
منم همین تجربه را داشتم
Iran (Islamic Republic of)
07:32 - 1400/08/03
ایران کادر درمانش پرستاری پزشکش افتضاح شده لج هم میکنند با بیمار همراهش
پاسخ ها
بدون نام
United States of America
۱۱:۳۳ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
دقیقا اون قسمتش که لج میکمند ادم رو بد میسوزونه
تقصیر اون بی پدری است که ورودی پزشکی رو محدود کرده ونسبت پزشک به جمعیت حتی کمتر از استاندارد جهانی است
از اونور این قشر رو تافته جدا بافته کرده هیچ نظارتی روشون نیست
بیمارستانها که رسما بیمار رو تیغ میزنند و مدام میشنویم حتی از داروهای بیماران میدزدند
ایرانی کاربر قدیمی
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۵۵ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
دقیقا کادر پزشکی خیلی کشتارگاه راه انداختن .
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۹:۱۸ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
پزشکان بیزینس راه انداختن اکثرا به فکر پول درآوردن تا درمان بیمار
Iran (Islamic Republic of)
07:35 - 1400/08/03
بستگانم رفتن بیمارستان نیاوران فقط آمپول بزنن پرستار آمپول رو دزدیده بود الکی گفت زدم طرف گفته بود نزدید من که حواسم بود پرستار باز میگه زدم حواست نبود تماس گرفتن وزارت بهداشت شکایت آخرش گفتن باید همونجا به حراست میگفتین دوربین بازبینی بشه که اومده بودن شهر دیگه بیخیال شدن
Iran (Islamic Republic of)
07:41 - 1400/08/03
یک هفته بعد زدن دز دوم سینوفارم ریه عزیزمون درگیر شد تمام کرد بیمارستان میلاد تخت و اکسیژن نداشتند اون دو روز انقدر بی تفاوت بودن پرستار هم گفتن خودتون شخصی بگیرید گرفتیم ملحفه پر خون بود بهیار پرستاری لگن نمیذاشتن برای بیمار ای سیو یی داروش رو داروخانه میداد نگهبان راننده آمبولانس اینا هم چند برابر میدادن ادم به کی بگه
Iran (Islamic Republic of)
07:41 - 1400/08/03
وحشتناک باید شکایت کنه
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۱۱ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
از کی پیش کی
Iran (Islamic Republic of)
07:42 - 1400/08/03
انقدر هم پررو اند با خونسردی وقاحت ردش میکنند شکایت نکنی
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۳۱ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
این مورد اصلا قصور پزشک نیست دارو باعث فلجی بیمار میشه هیچ جوره هم پزشک نمیفهمه
Iran (Islamic Republic of)
07:44 - 1400/08/03
کیارستمی ادم به اون معروفی خطای پزشکی کشتش دکترش تو عید عملش کرد رفت مسافرت بدنش عفونت کرد دکتر تو سفر به دستیارش میگفت چکار کن نکن
Iran (Islamic Republic of)
07:45 - 1400/08/03
همه باید کمپین خطای پزشکی هشتگ بزنن همو پیدا کنند شکایت کنند خیلی هستند در ایران
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۰۹:۰۰ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
موافقم
Iran (Islamic Republic of)
07:46 - 1400/08/03
دقیقا حس زندگی کردن در ایران امروز همین شکلیه که بیمار تعریف کرد
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۹:۱۶ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
دقیقا
Iran (Islamic Republic of)
07:47 - 1400/08/03
وقتی وزیر بهداشت امثال نمکی و این جدید اومده هستند دروغ راحت میگن همین میشه
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۰۸ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
سلام
مواردی از بیداری زیر بیهوشی داریم این وظیفه پزشک بیهوشی که داروی خواب آور
مثل میدازولام یا دیازپام همراه با دیگر داروهای بیهوشی به بیمار تزریق تزریق کند
Iran (Islamic Republic of)
07:52 - 1400/08/03
مرداد ۱۴۰۰ عمل دیسک کمر قرار دادن پلاتین بین مهرها l4 وl5 داشتم که وسط عمل به هوش آمدم فقط از درد داشتم می مرد امکان هیچ کاری برای وضعیتم به پرسنل اتاق عمل نداشتم خیلی درد کشنده بود خدا کند برای کسی پیش نیاید
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۲۱:۴۱ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
وقتی داروها چینی باشن همین میشه تو ایران چیزی که برای دولت مردان مهم نیست جون آدماست
Iran (Islamic Republic of)
08:03 - 1400/08/03
جهنمی به وسعت ایران
پاسخ ها
بدون نام
United States of America
۱۱:۴۱ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
حقیقتا ایران جهنم است
Iran (Islamic Republic of)
08:05 - 1400/08/03
همشون هم همینو بلدن میگن فقط برای شما اینطوری بوده حس گناه میدن خجالت بکشی اعتراض نکنی مثل غذای بد رستوران لباس سوراخ بوتیک جنس فیک بی حوصله دندانپزشکی
فقط برای شما اینطوری شده همه راضی اند
Iran (Islamic Republic of)
08:07 - 1400/08/03
بدترین اتفاق کابوس حتما بگین همراهتون حواسش باشه همه چی رو چک کنه گر چه نمیذارن بره اتاق عمل
Germany
08:23 - 1400/08/03
اشتباهات دکترا زیر خاک دفن میشه. وقتی کیلویی مدرک میدن یا با سهمیه دکتر میشن عاقبت ش اینه
Iran (Islamic Republic of)
09:28 - 1400/08/03
من خودم بیهوشی هستم، حرفهای ابن خانم به هیچ وجه با علم بیهوشی و واقعیت سنخیتی ندارد، با کمال اطمینان
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۰۱ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
شما نمیخاین خطای همکارانتون رو بپذیرین وگرنه درسته
دکترت
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۱۵ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
دکتر الان باید پس بیمارستان باشی زیر کامنتا چکار میکنی هر دقیقه پس خخخخخخ
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۲۰ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
شماهم حتما مثل کاپیتان شهبازی هستی
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۵:۰۳ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
حتما الان تو اتاق عملی ولی سرت تو گوشیه
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۲۱:۵۴ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
یه سرچ کوچیک هم نمیتونی بکنی بعد نظر بدی؟
Iran (Islamic Republic of)
10:11 - 1400/08/03
اينو اول ببريد تست اعتياد
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۱۵ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
تو رو نه اونو
Iran (Islamic Republic of)
10:56 - 1400/08/03
اسم خودشونم میذارن دکتر. باید پای چپ رو قط کنه اشتباهی پای راست اون مریض بدبخت بیچاره رو قط میکنه
Iran (Islamic Republic of)
11:23 - 1400/08/03
بله من خودم هم بیهوشی هستم و این اتفاق امکان افتادنش هست. کارشناس بیهوشی و یا متخصص بیهوشی که در اتاق هستند باید دائما مانیتورینگ بیمار رو چک کنند تا همچین حوادثی پیش نیاد. این بیمار عزیز هم امیدوارم هرچه سریع تر سلامتی روحی خودشون رو به دست بیارند. آمین.
پاسخ ها
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۵۴ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
واقعا؟ یعنی چک بشه مشکلی نیست؟ من قراره سزاین بکنم خیلی ترسیدم
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۳:۳۶ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
شما زایمانتون انتخابی هست؟
بدون نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۵:۰۴ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
درود که خطای خود را میپذیرید
Iran (Islamic Republic of)
11:24 - 1400/08/03
حاصل ورود دکتر ها و متخصص های سهمیه ای همینه .منتظر بدتر ها هم باشین
Iran (Islamic Republic of)
11:43 - 1400/08/03
خطاهای پزشکی روبارانت نظام پزشکی ردمیکنه
Iran (Islamic Republic of)
11:48 - 1400/08/03
برای منم پیش اومد در سال ۹۱ و با خوندنش به یاد اون روز خودم افتادم منم از شدت وحشت و درد قلبم کند میشه و خودم تمامش حس کردم
Iran (Islamic Republic of)
11:54 - 1400/08/03
من هم اینجوری شدم ولی درد نداشت
وسط بیهوشی بیدار شدم
Iran (Islamic Republic of)
12:21 - 1400/08/03
بنظرم آدم بمیره زیر دست دکترای ایران نره
Iran (Islamic Republic of)
12:37 - 1400/08/03
پزشکای سهمیه ای از این بهتر نمیشه
خدا صبر بده بهتون چه زجری کشیدین
به نظرم حتما شکایت کنید
پاسخ ها
بی نام
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۰۵ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
دقیقا بعد ما ها که استعداد و تواناییشو داریم همچنان موندیم پشت کنکور چون سهمیه نداریم
اکثر اینجور دکتر ها سهمیه ای هستن
Iran (Islamic Republic of)
13:07 - 1400/08/03
خدا کنه هیچوقت برای من پیش نیاد که میمیرم
Iran (Islamic Republic of)
13:13 - 1400/08/03
به نظر من در این مورد فقط به داروها باید شک کرد معلوم نیست چی هستن حتما هم چینی هستن
Iran (Islamic Republic of)
13:25 - 1400/08/03
خیلی وحشتناکه،خداکنم پیش نیاد برای کسی
Iran (Islamic Republic of)
13:30 - 1400/08/03
لابد داروهای بیهوشی هم از چین وارد میکنن که تأثیر نداره،یا شاید هم دارن داروهای جدید رو مردم آزمایش میکنن،هیچ چی بعید نیست
Iran (Islamic Republic of)
13:33 - 1400/08/03
خدارحم کنه!!!خدارحم کنه!!!مثل اینکه کسی را زنده بگورکنند!!!*
Iran (Islamic Republic of)
14:44 - 1400/08/03
من بیهوشی ام.بیداری حین بیهوشی خیلی به ندرت اتفاق میفته و اجتناب ناپذیر هست.بعضی از بیماران داروی بیهوشی بیشتری نیاز دارند که بستگی به بدن فرد و سابقه مصرف داروییش داره.انشالله زودتر بهبودی پیدا کنید
Iran (Islamic Republic of)
15:07 - 1400/08/03
دارو بیهوشی چینی
سهل انگاری پزشک بیهوشی
نبود تجهیزات
عدم برخورد قانون با پزشکان خاطی
همگی و همگی دست به دست هم میدن و این اتفاقها روزانه بیشتر میشود
Iran (Islamic Republic of)
15:19 - 1400/08/03
فکرش و کنید فلجت کنن نتونی تکون بخوری و یا حرف بزنی بعد سلاخیت کنند ...!!!!!!
Iran (Islamic Republic of)
15:44 - 1400/08/03
من هم ۶ ماه پیش عمل سپتورینوپلاستی انجام دادم با یه خاطره ی وحشتناک .هنوز تو اتاق عمل بودم فقط صدا میشنیدم که بالای سرم حرف میزدند و میگفتن نفس نمیکشه نمیتونستم عکس العمل نشون بدم نه پلکم نه دستم نه پام هیچ جام حرکت نمیکرد لوله ی تنفسی هم تو دهنم بود داشتم خفه میشدم نزدیک یکی دو دقیقه سیلی زدند من درد سیلی رو حس میکردم غضروف گوشم بیرون زدگی پیدا کرد تا بالاخره باهمه توانم اندازه یه ثانیه قفسه سینمو بالا دادم لوله رو دراوردن دوباره بیهوش شدم .
France
15:59 - 1400/08/03
مادر من هم یک ماه پیش عمل کرد و کاملا یادشه و دیده که یه پرده جلوش بوده که پشتش دکترا داشتن داخل شکمش رو محکم فشار می‌دادن و حدود نیم ساعت آخر عمل رو به هوش بوده و حتی شنیده که به دکتر دیگری گفتن بخیه زدن رو شروع کنه. تجربه وحشتناکیه...
Iran (Islamic Republic of)
16:04 - 1400/08/03
من هم تجربه این چنینی دارم،منتها من با بی حسی از کمر قرار بود سزارین بشم ،ک بی حس نشده شکمم رو برش زدن، چون به هوش بودم جیغ زدم ،بعد بیهوشم کردن،با اینکه بیهوش بودم ولی همه صداهای اطرافم رو میشنیدم،تجربه خیلی بدی بود هنوزم یادم میفته لرز میفته جونم
پاسخ ها
بی نام
Iran (Islamic Republic of)
۲۳:۵۰ - ۱۴۰۰/۰۸/۰۳
به این میگن،بیهوشی اسپاینال)کمر(
بار دوم بیهوش نشدین، بلکه سدیت شدین
کمی مطالعه کنیم آن هم بدون غرض!
Iran (Islamic Republic of)
21:47 - 1400/08/03
برای من جالبه با این عملهای وحشتناک روزانه هزاران نفر عمل زیبایی میکنن و براشون عادیه ؟؟؟
Iran (Islamic Republic of)
22:32 - 1400/08/03
چقد وحشتناک آدم حس زنده رفتن توی قبر رو پیدا میکنه. من چند روز دیگه عمل بینی دارم واقعا استرس صدبرابر افتاد به جونم .من همش حس میکنم ممکنه اصلا دیگه بهوش نیام چون خیلی موارد این شکلی خوندم که دیگه بهوش نیومدن.اینم بهش اضافه شد که ممکنه زیادی به هوش باشم حین عمل .وااااای خدا
Iran (Islamic Republic of)
22:51 - 1400/08/03
وای چقدر وحشتناکه،حین خوندن این متن همزمان داشتم اون حالات رو‌برای خودم مرور میکردم،واقعا واقعا چه تجربه وحشتناکی رو این خانم از سر گذروندن،باز هم به نظر من نسبتا انسان خیلی قوی هستند ایشون ولی تجربه ای هست که فکرنکنم به این سادگیها از بین بره
Iran (Islamic Republic of)
23:48 - 1400/08/03
کلا، داستانه تخلیه همراه با اغراق فراوون
بنده ی خدا، تخیلش نوشته باور نکنین
قضاوت نکنین که در برابر خداوند مسئولین
این خانم، علم زیر سوال بردن، که افراد سزارینی حتما باید بیهوشی عمومی شوند!
مسلمه، هر کی یه طرفه پیش قاضی بره ، برنده ست
خدا عاقبت همه مون بخیر کنه و البته زبان صادق، ذهن پاک و تدبیر عنایت کند
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
خرید باکس 1
سوییچ ایران_1
دکتر نائبی_1
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_1
عارفی_1
شیرآلات زمانی_1
خرید باکس 3
شیرآلات زمانی_3
دکتر نائبی_3
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_3
سوییچ ایران_3
عارفی_3
عارفی_4
سوییچ ایران_4
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_4
شیرآلات زمانی_4
دکتر نائبی_4
خرید باکس 4
عارفی_2
دکتر نائبی_2
سوییچ ایران_2
خرید باکس 2
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_2
شیرآلات زمانی_2
آیلین_تزریق چربی موبایل
شفا_فوترموبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
شاخه نبات_ فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
زمردی_فوتر موبایل اصلی
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
پارسیس_فوتر موبایل ساختمان
فنی آتل_فوتر موبایل
کلینیک النا_فوتر موبایل
دکتر سید مصطفی حسینی_فوتر موبایل
قالیشویی بانو_فوترموبایل
شفا_فوتر
آیلین_تزریق چربی
کلینیک النا_فوتر
شاخه نبات_ فوتر
آیلین_فوتر بلفارو
زمردی_فوتر اصلی
قالیشویی نوین_فوتر
پارسیس_فوتر ساختمان
رستوران باغ بهشت _فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
تدبیرکالا_فوتر
دکتر سید مصطفی حسینی_فوتر
فنی آتل_فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر
رستوران پارسیان_فوتر
آیلین_فوتر کاشت ابرو
موسسه خیریه زهرا_فوتر
قالیشویی بانو_فوتر