بچه از 2 سالگی باید روی پای خودش باشد!
۱۹۳۲۹۹
۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۲
۱۶۴۶۰ 
ما در این مطلب قصد داریم برخی از دلایل همکاری در خانواده ها را مورد بررسی قرار دهیم و از راهکارهایی بگوییم که بتوانند با تقسیم مسئولیت ها، فشاری را که معمولا به یک نفر از اعضای خانواده، به ویژه مادر، تحمیل می شود، کمتر کنند.

مجله اینترنتی برترین ها





مجله موفقیت - فریبا شکیبا: بیشترین مراجعان ما را والدینی تشکیل می دهند که از پرتوقعی و بی مسئولیتی فرزندانشان شکایت دارند. ما در این مطلب قصد داریم برخی از دلایل همکاری در خانواده ها را مورد بررسی قرار دهیم و از راهکارهایی بگوییم که بتوانند با تقسیم مسئولیت ها، فشاری را که معمولا به یک نفر از اعضای خانواده، به ویژه مادر، تحمیل می شود، کمتر کنند.

نمونه اول

مراجع اول مردی شصت ساله است که پسری سی ساله دارد. او از داشتن چنین فرزندی بسیار شرمگین و گله مند است؛ چون پسرش با وجودی که کار می کند، از پدر پول و امکانات می خواهد. او می گوید: «پسرم با اینکه می دونه من یه بازنشسته ساده ام و تو یه تاکسی تلفنی به سختی کار می کنم، باز من رو تحت فشار می ذاره. وقتی در اتاقش رو باز می کنی، از کثیفی و بوی تفعن نمی تونی وارد بشی.

جالب اینجاست که موقع بیرون رفتن، دوش می گیره و به خودش اودکلن می زنه؛ طوری که هرکسی اون رو می بینه، تصور می کنه پسرم خیلی مرتب و تمیزه! در صورتی که حتی لیوان چاییش رو هم خواهرش از وسط خونه بر می دارد و در ضمن به خاطر اینکه اصلا مسئولیت پذیر نیست. قصد ازدواج نداره. اغلب شب ها هم به خونه نمیاد و مدام من رو تهدید می کنه که اگه به خواسته هاش عمل نکنم، دست به هر کاری می زنه.»

بچه از 2 سالگی باید روی پای خودش باشد!

می خواهم از شیوه تربیتی او در کودک بدانم؛ پس می پرسم که آیا در کودکی به او بیش از حد محبت شده و به تمام نیازهای او پاسخ مثبت داده شده است؟ یا اینکه در آن دوران، چه مسئولیت هایی به او داده می شد؟ مرد در پاسخ، فرزندان دیگر و همسر فوت شده اش را مقصر دانست و گفت: «مادر خدابیامرزش و همین طور خواهر و برادرش هرچیزی رو که می خواست، چون اون فرزند آخر بود، در اختیارش می ذاشتن.»

نمونه دوم:

مراجع بعدی خانمی 45 ساله است که پسری هجده ساله دارد. او می گوید: «پسرم مدام از من تبلت، موبایل چند میلیونی و خیلی چیزهای دیگه می خواد؛ اما تهیه این امکانات برای منی که یه کارمند ساده ام، واقعا سخته. پسرم مدام زندگی ما رو با زندگی بقیه دوستاش مقایسه می کنه و می گه: شما به من توجه نمی کنید. واقعا از زندگی خسته شدم. از یه طرف درگیر مسئولیت های خونه و بی مسئولیتی های بقیه ام، طوری که از صبح تا شب می شورم و می سابم و مدام کمردرد دارم و از اون طرف هم خواسته های پسرم من رو کلافه کرده. درواقع من تو خانواده بیشتر نقش یه خدمتکار رو دارم، تا یه مادر!»

نمونه سوم

مراجع آخر، مادری چهل ساله است. او از اعتیاد فرزندش به تلفن همراه گله می کند و می گوید: «از صبح تا شب، حتی وقتی حموم می ره، گوشیش رو همراه خودش می بره!» چیزی که عجیب به نظر می رسید، این بود که فرزند او در تحصیل بسیار موفق بوده است؛ البته اعتیاد به چت در اینترنت، وایبر و فضاهای مجازی دیگر و نیز بازی های کامپیوتری، امروزه در بین اغلب نوجوانان و جوانان بسیار رایج شده است.

بچه از 2 سالگی باید روی پای خودش باشد!

برای حل مشکلات فوق چه باید کرد؟


یقینا نداشتن مهارت فرزندپروری صحیح یکی از دلایل عمده چنین مشکلاتی است؛ برای مثال توانایی اجرای قانون یکی از مهارت هایی است که اکثر خانواده ها در این مورد بسیار ضعیف عمل می کنند. متاسفانه عدم رعایت تعادل در برخی از خانواده ها باعث می شود یا مستبدانه در مورد فرزندان سخت گیر باشند و یا بیش از حد مسئولیت پذیری فرزندشان می شوند.

در یک خانواده پدرسالار و سنتی، ما با والدینی رو به رو هستیم که مدام منتظرند تا در صورت اشتباه فرزندان، آن ها را تنبیه، تحقیر و سرزنش کنند. در این خانواده ها فرزندان نمی توانند ابراز عقیده کرده و نیازهایشان را بیان کنند و نیز اجازه فکر و نقد و بررسی مسائل را ندارند. در این سیستم، یک نفر فرمان می دهد و دیگران، بدون هیچ فکری فقط باید به آن عمل کنند.

بعضی از این والدین که در خانواده های مستبد تربیت شده اند، به تلافی سختی های دوران کودکی به فرزندانشان سخت می گیرند و عده ای دیگر از والدین نیز به دلیل علاقه زیاد به فرزندان، به طور افراطی به آن ها توجه و محبت نشان می دهند؛ در حقیقت این گروه از والدین فکر می کنند مادر یا پدر خوب، کسی است که تمام خواسته های فرزندش را برآورده کند؛ یعنی اگر در گذشته فرزند در خدمت یک خاندان بود، امروزه یک خاندان در خدمت فرزند است. این شیوه نیز همانند سیستم تربیتی دیکتاتوری آسیب های زیادی را به دنبال دارد. از بدترین آسیب های این گونه توجه و محبت های فراوان، از بین بردن احساس مسئولیت در فرد است که ما نتایج آن را در نمونه اول دیدیم.

بچه از 2 سالگی باید روی پای خودش باشد!

آموزش قانون در خانواده


رعایت قانون در خانواده تاثیر بسیاری در زندگی فردی و اجتماعی دارد که از آن جمله می توان به پرورش حس مسئولیت پذیری در زندگی، وظیفه شناسی، جلوگیری از تنبلی، افزایش اعتماد به نفس و.. اشاره کرد. قانون، زبان مشترک خانواده است که موجب جلوگیری از اختلاف نظر می شود. در صورت وجود قانون در خانواده، افراد از یک الگوی مشترک استفاده می کنند. در بحث مهارت فرزندپروری برای اینکه قانون در ذهن فرزندان به معنایی مثبت تبدیل شود.

به والدین توصیه می کنیم سعی کنند به هر طریقی که می توانند، از کودکی قانون را به ذهنیتی دل نشین تبدیل کنند؛ مثلا باید طوری بهداشت را به کودک بیاموزیم که برای نمونه وقتی او می خواهد دندان های خود را مسواک بزند، این کار را با اشتیاق انجام دهد. دانستن این نکته ضروری است که باید در اجرای قوانین بسیار قاطع باشیم. قاطعیت و مهربانی در کنار هم، الگویی اساسی در مهارت فرزندپروری است.

یکی از اصولی که اجرای آن ضروری به نظر می رسد، تلاش فرزندان برای به دست آوردن خواسته ها و نیازهای فردی است که این ویژگی مانع انتظارات بیجای فرزندانمان در آینده می شود. به بیان ساده تر ما به فرزندان خود می آموزیم هیچ چیز در دنیا به آسانی و بدون تلاش به دست نمی آید. والدینی که با محبت های افراطی در کودکی تمام خواسته های کودک را برآورده می کنند، باعث می شوند آن ها در بزرگ سالی پرتوقع بار بیایند. این نمونه توقعات بیجا را نیز در مراجع دوم مشاهده کردیم.

مراحل مدیریت فرزندپروری در اجرای کارآمد قانون


پله اول: خوب باشیم؛ طوری که فرزندمان کس دیگری را به پدر و مادر خود ترجیح ندهد.

پله دوم: روزی دو ساعت برای فرزندمان وقت بگذاریم.

پله سوم: مانع محبت های اضافی شویم.

پله چهارم: همه چیز را در قالب قانون ببریم.

بچه از 2 سالگی باید روی پای خودش باشد!

اما چگونه می توانیم همه چیز را در قالب قانون ببریم؟


آموزش قانون از دوسالگی آغاز می شود. این قوانین شامل بیدارشدن، خوابیدن، غذاخوردن، بازی کردن، بیرون رفتن و قوانین دیگر است. برای آموزش این قوانین لازم است کودک بیاموزد همان طور که برای خرید نیاز به پرداخت پول داریم، او نیز برای به دست آوردن هر خواسته ای از قبیل بازی های کامپیوتری، رفتن به پارک، خرید خوراکی و... باید امتیاز لازم را کسب کند.

ما به او می آموزیم به ازای هر رفتار مثبت، یک امتیاز کسب خواهدکرد.درواقع ما برای او یک فروشگاه کاغذی درست می کنیم و امتیاز لازم برای به دست آوردن هر خواسته را جلوی آن می نویسیم؛ برای مثال مقابل رفتن به پارک، عدد ده را می نویسیم؛ یعنی کودک ده امتیاز لازم دارد تا بتواند به پارک برود. در سنین پایین تر به جای عدد بهتر است از شکل های مثل ستاره که کودک دوست دارد، استفاده کنیم.

در برخی از خانواده ها چون والدین حوصله بچه را ندارند، اجازه می دهند او تمام روز با وسایل بازی اش سرگرم شود. برای هشدار به این خانواده ها باید گفت این کار، علاوه بر اینکه آسیب هایی به مغز وارد می کند، به کودک بی قانونی را می آموزد و در نتیجه در آینده تاثیر زیان باری بر رفتار فرزندان خواهدگذاشت که یکی از علل مشکل مراجع سوم نیز همین رعایت نکردن قانون استفاده از وسایل تفریحی بود.

در زمینه پیگیری قوانین، توجه داشته باشیم که قانون ها باید در هر شرایطی رعایت شوند و یک بار شکستن قوانین، به منزله از دست رفتن اثر آن قانون است. والدین عزیز توجه داشته باشند از آنجا که شروع اجرای قوانین در سنین بالتر ممکن است مشکل باشد، اگر روش شرطی سازی را به شیوه خلاق از همان دوسالگی انجام دهیم، این قوانین در ذهن بچه نهادینه می شوند و بدین ترتیب در آینده افراد موفق، قانون مدار و سالم تری وارد اجتماع خواهندشد. والدین باید مراقب باشند و بدانند که سخت گیری بیش از حد همراه با تحکم در اجرای قانون ممکن است موجب اضطراب، ناخن جویدن، مکیدن انگشت و بسیاری از مشکلات رفتاری دیگر شود.

بچه از 2 سالگی باید روی پای خودش باشد!

و کلام آخر اینکه نحوه اجرای قانون چگونه است؟


1-    باید چشم در چشم با بچه حرف بزنیم.

2-    باید برای همه چیز اسم پیدا کنیم؛ قانون درس خواندن، قانون رفتن به فروشگاه و...

3-    باید بر قانون مورد نظر برای بچه قبل از بیرون رفتن از منزل تاکید کنیم.

4-    باید در صورت عدم اجرای قانون، تنبیهات لازم را در نظر بگیریم.
انتشار یافته: 1
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
04:38 - 1394/02/02
به پسرها کار خونه ندیم؟! رو پیشونی دخترها نوشته کلفت ؟!
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج