گزارش: تحصیل با اعمال شاقه!
۲۳۰۴۱
۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۷
۳۰۸۹
حدود 45 هزار نفر جوان رعنا که فکر می کنند استعدادشان هنوز دانشگاه نرفته دارد می سوزد، بار سفر بسته اند و در مقاطع کاردانی و کارشناسی در دانشگاه های فرنگ و آسیا مشغول به تحصیل هستند.

برترین مجله اینترنتی ایران

همشهری جوان: «با وجود بیش از 200 هزار صندلی خالی در دانشگاه های کشور، 75 درصد از دانشجویان ایرانی مشغول تحصیل در خارج از کشور در مقطع کارشناسی هستند.» کمی عجیب است اما اینها را پاییز گذشته حسن مسلمی نائینی، مدیرکل امور بورس و دانشجویان خارج وزارت علوم گفته بود و ترجمه ای می شد اینکه چیزی حدود 45 هزار نفر جوان رعنا که فکر می کنند استعدادشان هنوز دانشگاه نرفته دارد می سوزد، بار سفر بسته اند و در مقاطع کاردانی و کارشناسی در دانشگاه های فرنگ و آسیا مشغول به تحصیل هستند.

البته از قرار معلوم این آمار و ارقام برای خود مسوولان هم قدری شوک داشته که آقای نائینی در آخرین مصاحبه مرتبط که اسفندماه برگزار شد، این 75 درصد را خیلی بی سر و صدا به 15 درصد تقلیل داد!



این آمار 15 درصدی هم برمی گردد به تعداد ثبت نام کنندگان ارز دانشجویی در سامانه نشا، سامانه ای که گویا الان تنها منبع آماری قابل اعتماد برای وزارت علوم است و براساس اطلاعات آن، 85 درصد دانشجویان ایرانی خارج از کشور در مقاطع تحصیلات تکمیلی هستند و فقط 15 درصد در مقاطع پایین تر؛ در این مورد البته دو تئوری دیگر هم وجود دارد؛ مثلا اینکه دانشگاه های هلند، دانشگاه معظم آزاد ما را قبول ندارند و خیلی ها با وجود داشتن کارشناسی پرهزینه این دانشگاه، مجبور می شوند آنجا از ترم یک شروع کنند و آمارشان اینجوری درمی رود، یا اینکه شاید آنها که برای کارشناسی می روند سفر، آن قدر وقع بابایشان توپ است که برای گرفتن ارز دانشجویی مراجعه نمی کنند!

با این حساب، وقتی آمارهای رسمی تا این حد متناقض یا عجیب می شوند، باید رفت سراغ اصل جنس و اوضاع را از آنها، یعنی خود دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در خارج که فقط برای گرفتن یک لیسانس ساده زحمت دوری از خانواده را پذیرفته اند، جویا شد. این که قصه از چه قرار است و اگر می گویند حالمان خوب است، ما باید باور کنیم؟

طبقه سوم وزارت علوم از همان اول صبح شلوغ است. ساعت هنوز نه نشده و قیافه کارمندها خواب آلود و بی حوصله می زند اما بیرون اتاق، همه کاملا بیدار و هوشیارند و دارند برای چندمین بار مدارکشان را چک می کنند، شوخی که نیست، پای کلی دلار در میان است.

بعضی ها تنها آمده اند و بعضی ها هم به همراه پدر و مادرشان. اینها همه می خواهند برای تحصیل از کشور خارج شوند، کشورهای مقصدشان اما خیلی متفاوت است و هدف شان. اکثرشان جوان تر از آنی به نظر می رسند که برای تحصیلات آنچنانی قصد فرنگ کرده باشند. بپرسی، فوق اش برای لیسانس می خواهند بروند آن ور آب.

پسر جوانی که به نظر می رسد سنش از بقیه کمتر باشد، می خواهد برود هند: «من در کنکور شرکت نکردم و حدودا شش ماهی است که فقط انگلیسی می خوانم، چون آنجا همه انگلیسی صحبت می کنند و درس ها هم به زبان انگلیسی تدریس می شوند. پسردایی ام هم در هند درس می خواند و راضی است. با کمک او چند دانشگاه خوب در هند پیدا کرده ام، امروز هم آمده ایم ببینیم این دانشگاه ها مورد تایید وزارت علوم هستند یا نه. البته راستش را بخواهید برای من خیلی هم مهم نیست، چون قصد دارم در همان جا کار کنم اما پدرم اصرار دارد که دانشگاه حتما باید مورد تایید باشد.»

در اتاق باز می شود و چند نفری اذن دخول می یابند، آنهایی هم که بیرون آمده اند با کاغذهایی جدید به سمت اتاق بزرگ کناری می روند. اینجا اداره کل بورس و امور دانشجویان خارج از کشور است، جایی که همه کسانی که می خواهند برای ادامه تحصیل از ایران بروند، حداقل یک باری پایشان به اینجا و راهروهای باریکش باز شده.

من برمی گردم، من برنمی گردم

سعید دانشجوی سال آخر مهندسی کامپیوتر در دانشگاه APIIT مالزی است، یک دانشگاه خصوصی که مدرکش مورد تایید وزارت علوم هم نیست. اما خیلی به مساله اهمیت نمی دهد، می گوید برای این مساله دلیل دارد: «دانشگاه من هر سال در زمینه کامپیوتر در آسیا برنده جایزه های مختلفی می شود.

نمی دانم چرا وزارت علوم مدرک ما را قبول نمی کند اما خب من می خواهم با مدرک همانجا کار کنم. این مدرک معتبر است و در بقیه کشورها پذیرفته می شود، پس مشکلی نیست.» سعید می گوید قبلا هر سه دانشگاه مطرح و دولتی مالزی یعنی دانشگاه های UKM، UPM، UM مورد تایید وزارت علوم بودند. اما الان فقط مدرک دانشگاه UM در ایران مورد قبول است.

این سه دانشگاه در رنکینگ جهانی در رده های 130 هستند. وقتی از سعید می پرسیم اگر در دانشگاه شریف هم قبول می شدی، باز حاضر بودی از ایران بروی، بلافاصله می گوید، رفتن من فقط به خاطر دانشگاه بهتر نبوده، من فکر می کنم آنجا امکانات بیشتری دارم و خواهم داشت. ضمن اینکه دانشگاه شریف هم در رنکیگ جهانی آنچنان بالا نیست و فقط در ایران بی رقیب است.

 علی همخانه سعید در مالزی است و تقریبا با نظرات او موافق است اما می خواهد به ایران برگردد: «سعید از همین دوران دانشجویی کار کرده و تا حدی خرج خودش را درآورده اما من فقط درس خواندم. پشیمان نیستم، چون فکر می کنم برای کسی مثل سعید که می خواهد اینجا بماند و کار کند، واقعا لازم است که سریع تر وارد بازار کار شود اما من فقط منتظرم زودتر درسم تمام شود و به ایران برگردم. شاید اگر الان دوباره می خواستم تصمیم بگیرم یا به مالزی نمی آمدم یا با خانواده می آمدم. زندگی تنها و در غربت واقعا سخت است.»





حجاب الزامی است

خیلی از خانواده ها اجازه نمی دهند دخترهایشان در خارج از شهر خودشان به دانشگاه بروند. علاوه بر این زندگی و تحصیل در خارج از شهر محل زندگی هم برای خیلی از دخترها سخت است، چه برسد به تحصیل در خارج از کشور و دوری از خانواده!

اکرم ولی یکی از آن دخترهایی است که در مالزی درس می خواند. او دانشجوی سال دوم مهندسی IT فناوری اطلاعات است و آنجا پیش خاله اش زندگی می کند. اکرم هم مثل همه دلتنگ خانواده و کشور می شود اما می گوید محیط مالزی تا حد زیادی به ایران شباهت دارد و فرهنگ اسلامی آن باعث شده که دخترها هام در آن احساس خوبی داشته باشند: «دانشگاه ما یکی از دانشگاه هایی است که در آن پوشش اسلامی اجباری است و من از این بابت خیلی راضی ام. اینجا دوستان مسلمان زیادی هم پیدا کرده ام و در مجموع خوشحالم که اینجا آمدم، با اینکه دلم خیلی برایش تنگ می شود. من توانستم با رتبه ای که در کنکور داشتم در یکی از رشته های علوم پایه درس بخوانم اما ترجیح می دادم رشته ای را بخوانم که دوستش دارم. جدای از این، امکانات دانشگاه های اینجا از ایران خیلی بیشتر است و از این نظر هیچ کمبودی حس نمی کنید.»

اکرم هنوز نمی داند بعد از تمام شدن درسش می خواهد برای کار به ایران برگردد یا نه، ولی از همین حالا به آینده کاری خوب در مالزی مطمئن است و همین مساله برای ماندن وسوسه اش کرده، همین هم هست که به اینکه مدرک اش در ایران چقدر ارج و قرب دارد زیاد فکر نمی کند: «هر سال موقع فارغ التحصیلی از طرف کمپانی های بزرگ برای جذب و استخدام دانشجوهای خوب به دانشگاه ما می آیند، البته همه دانشگاه ها هم این طوری نیستند.

خب این هم یکی از امتیازات دانشگاه ماست که می توانی اینقدر سریع وارد بازار کار بشوی. در حالی که در داخل ایران خیلی ها کاری انجام می دهند که مرتبط با مدرکشان نیست.» اکرم موقعیت بهتری نسبت به بقیه دانشجوهایی دارد که در اینجا تنها زندگی می کنند، چون خاله اش که 10 سالی است در مالزی زندگی می کند، خیلی از کارها را برایش راحت کرده. حتی آن اوایل فقط انگلیسی صحبت می کرده تا اکرم سریع تر بتواند با محیط سازگار شود و زبان یاد بگیرد.



مدرک ایرانی یا خارجی؟

این روزها بالاخره هر کسی به لطف انواع دانشگاه های فراگیر پیام نور، غیرانتفاعی و علمی – کاربردی یک مدرک لیسانس برای خودش دست و پا کرده. در آگهی های استخدام هم دیگر عبارت «کارشناس ارشد» بیشتر به چشم می خورد تا کارشناس. احتمالا همین نیاز بازار کار هم باعث شده که بیشتر فارغ التحصیلان مقطع کارشناسی به کنکور ارشد هجوم بیاورند تا شانس بیشتری برای کاریابی داشته باشند. این وسط اما هستند کسانی که در این آشفته بازار مدرک های خارجی رو می کنند، مدرک هایی که بیشترشان از کشورهایی مثل هند، ارمنستان، مالزی، اوکراین، کانادا و انگلستان آمده.



از آنجایی هم که کلا هرگونه کالای خارجی برای ما ایرانی ها جذابیت دوچندان دارد، رفتیم سراغ یکی از مسوولان استخدام نیروی انسانی در یک شرکت خصوصی تا ببینیم برای آنها این مدرک ها تا چه حد اهمیت دارد و در سال حمایت از تولید ملی به مدرک های وطنی بیشتر بها می دهند یا خارجی. رحمانی که 10 سالی می شود مسوول استخدام نیروهای جدید در شرکتشان است، می گوید در شش سال گذشته تعداد کسانی که با مدارک تحصیلی خارجی به او مراجعه کرده اند، بیشتر شده.

البته حدود 60 درصد مدارک از نظر وزارت علوم مورد تایید نیستند و بنابراین آنها هم نمی توانند این مدارک را قبول کنند. از میان باقی مانده مدارک هم اعتبار دانشگاه محل تحصیل و همچنین سابقه کار برایشان خیلی مهم است: «برای ما تفاوت خاصی بین مدارک داخلی و خارجی وجود ندارد، اگر شخص بتواند در تست های فنی قبول شود، می تواند استخدام شود. یکی از مسایلی هم که در مورد فارغ التحصیلان ایرانی در خارج از کشور وجود دارد، این است که توقع آنها از شغلشان بیشتر از فارغ التحصیلان دانشگاه های داخلی است و همین باعث می شود که آنها به را حتی تن به هر کاری ندهند. این درحالی است که کارجویان داخلی با خیلی از حداقل ها حاضرند کار کنند.» عجیب نیست که او مدعی است از هر 20 فارغ التحصیل با مدرک خارجی، فقط یکی را استخدام می کند.



دیدگاه کارشناس مسوول

باید نگران درصدها بود

دکتر حسن مسلمی نائینی، مدیرکل بورس و امور دانشجویان خارج از کشور به هیچ وجه آمار 75 درصدی دانشجوهای مقاطع کاردانی و کارشناسی را که قبلا خودش گفته بود و لینکش هم همین حالا در خبرگزاری های معتبر موجود است، تایید نمی کند و می گوید آن اعداد اصلا منطقی نیستند، چون اولا ما اطلاعات دقیقی درمورد تعداد واقعی کل دانشجوهای ایرانی در خارج از کشور نداریم و ثانیا آن ارقام توسط رایزن های علمی کشور به دست آمده بود و منبع آماری مشخصی نداشت.

در صورتی که این 15 درصدی که الان مطرح می شود از داده های سامانه نشا به دست آمده و مورد تایید است. مسلمی علت خروج همین تعداد را در مقاطع پایین تر از تحصیلات تکمیلی؛ «ترس از نتیجه نامطلوب در کنکور، عدم وجود زیرساخت های مناسب در برخی رشته های خاص و تبلیغات پررنگ و لعاب و بعضا دروغ بعضی از موسسات اعزام دانشجو» می داند.



البته به عقیده دکتر خیلی از کسانی که قصد دارند از مقطع کارشناسی در خارج از کشور درس بخوانند، از دوران دبیرستان از ایران می روند. طبق آمار، الان 2 هزار دانش آموز ایرانی پسر در دبیرستان های مالزی درس می خوانند تا بتوانند بدون مشکل سربازی در همان کشور به دانشگاه بروند اما مسلمی بزرگترین مشکل را 75 درصدی می داند که در مقطع تحصیلات تکمیلی از ایران خارج می شوند: «این آمار خیلی بالاست، ضمن اینکه شیب مهاجرت تحصیلی در سال 90-89 و در مقطع تحصیلات تکمیلی بیشتر هم شده و افزایش نرخ ارز هیچ تاثیری روی موج دانشجوهای خروجی نداشته. ما واقعا باید درباره این حجم مهاجرت تحصیلی نگران باشیم. با افزایش ظرفیت های این مقطع و اعطای مجوز تحصیلات تکمیلی به دانشگاه های غیرانتفاعی تا حدی می توان جلوی این سیر صعودی را گرفت. طبق محاسبات ما، بودجه یک ساله هر 10 هزار دانشجویی که از ایران خارج می شوند، برابر با کل بودجه آموزش عالی کشور است. اگر بتوانیم به نحوی این بودجه را در داخل کشور به مصرف برسانیم، زیرساخت ها متحول می شوند و دیگر کسی به خاطر کمبود امکانات به دانشگاه های خارجی نمی رود.»



کشورهای پرمتقاضی دریافت ارز دانشجویی

ما، ز مالزی می آییم

براساس اعلام وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در مورد جزئیات آمار متقاضیان دریافت ارز دانشجویی در مقاطع مختلف تحصیلی، پرمتقاضی ترین کشورها برای دریافت ارز دانشجویی، آمریکا و مالزی هستند. معاون بورس و امور دانشجویان خارج وزارت علوم آماری داده که نشان می دهد چند دانشجوی ایرانی از ابتدای مهرماه 90 تاکنون منتقاضی دریافت ارز تحصیلی با هزینه شخصی بوده اند: «از مهرماه تا 28 بهمن ماه 90، تعداد 22 هزار و 108 نفر از دانشجویان ایرانی خارج از کشور با هزینه شخصی در سامانه نشا ثبت نام کرده اند.»

تعداد دانشجویان متقاضی ارز با هزینه شخصی شاغل به تحصیل در کشورهای مختلف

رتبه

کشور

تعداد

1

مالزی

5252

2

آمریکا

2272

3

کانادا

2054

4

ترکیه

1565

5

انگلستان

1372

6

هند

1227

7

ایتالیا

1120

8

آلمان

1037

9

سوئد

755

10

استرالیا

724

نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج