خوردن، پای ثابت تفریحات ما ایرانی هاست
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
دیاکو_موبایل F دومی
ایرانیان - F داخلی موبایل111
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
ایرانیان - f تبلت1111
تدریس خصوصی امیرکبیر_1
فرش مرتضوی_1
دکتر نداف کرمانی 1
دکتر نداف کرمانی 3
فرش مرتضوی_3
تدریس خصوصی امیرکبیر_3
دکتر نداف کرمانی 4
فرش مرتضوی_ 4
تدریس خصوصی امیرکبیر_4
فرش مرتضوی_2
دکتر نداف کرمانی 2
تدریس خصوصی امیرکبیر_2
دیاکو_F داخلی دومی
ایرانیان - F داخلی1111
۲۴۴۴۳۶
۲۴ مهر ۱۳۹۴ - ۰۱:۱۸
۶۲۰۳
وقتی حرف از خوردن به میان می آید، ناخودآگاه ذهن به سمت خوراکی های جورواجور می رود. آن هم در جایی مثل سرزمین ما که بی اغراق یکی از مهدهای طعم ها و عطرهای منحصر به فرد است.
مجله اینترنتی برترین ها



روزنامه ایران - پریا خداقلی زاده: این مشکل یا بهتر است بگوییم جای خالی، نه برای امسال است و نه پارسال و نه تابستان و نه زمستان و نه هیچ زمان مطلق دیگری. همیشه و تقریبا همه ما گاهی وقت ها که نه خبری از مسافرت است و راه های دور و هزینه های زیاد و نه میهمانی و نه پیک نیک، دوست داریم بدون هیچ بار و بندیل و گاهی حتی پای پیاده، تا نزدیک ترین محل تفریحی به خانه هایمان برای قدم زدن برویم. یک پارک کوچک یا بزرگ، یک خیابان عریض، یک پاساژ گردی کوتاه و... اما دستمان آمده که رسیدن به یک تفریح کوتاه، سالم و البته ارزان برای گذراندن عصرهای کشدار تابستان، آنقدرها هم به سادگی ممکن نیست.

 تفریح دسته جمعی برای ما خلاصه می شود در رستوان رفتن و سینما و پارک و در نهایت یک پیک نیک کوتاه که در این حالت هم باز معیار اصلی ظاهرا برای خوش گذراندن، همان خوردن است؛ یعنی همان شام سبک و میوه و تنقلاتی را که قرار بود در خانه هایمان بخوریم با خودمان به پارک ها می بریم و آنجا می خوریم و این تنها وجه تفاوت این تفریح است. برای رفتن به سینما هم برنامه تفاوت چندانی ندارد. باز هم خرید بلیت و کوه انبوهی از خوراکی ها از بوفه سینما.

اگر هم فرعه شانس این برنامه های تفریحی به نام رستوران ها بیفتد که اصلا هدف خوردن غذا خواهد بود! به عبارت دیگر یعنی چیزی حدود 100 هزار تومان هزینه تفریح برای یک خانواده معمولی است، آن هم تفریحی که گاه به خوردن خلاصه می شود. خوردن، بخواهیم یا نه، پای ثابت و بخشی مطلوب از تفریحات ماست.

جای خای راسته های غذا

وقتی حرف از خوردن به میان می آید، ناخودآگاه ذهن به سمت خوراکی های جورواجور می رود. آن هم در جایی مثل سرزمین ما که بی اغراق یکی از مهدهای طعم ها و عطرهای منحصر به فرد است؛ چه غذاهای پررنگ و لعاب ایرانی و چه انواع و اقسام شیرینی ها و عرقیجات و خشکبار و ترشیجات و خلاصه هر چیز دیگری که می تواند آدم را برای گرسنه شدن بی تاب کند.

جای خالی راسته های غذا در ایران

تنوع خوراکی ها با توجه به تفاوت اقلیم ها و تغییر غذاها و خوراکی ها با توجه به نغییر فصول، یکی از جذابیت های غذایی در کشور ماست که در کمتر کشوری می توان آن را سراغ گرفت. بساط فروشندگان سیار، در فصل های مختلف رنگ عوض می کند، از چاغاله بادام و بستنی گرفته تا پسته و انار و سر آخر، لبو و باقالی داغ. چنین تنوعی را، می توان در غذاهای مناطق مختلف کشور هم سراغ گرفت.

با وجود این، جای خالی یک تدبیر مناسب و البته برنامه ریزی شهری باعث شده که واقعا از این همه تنوع غذایی و خوراکی نتوان بهره چندانی برد. البته منظور از استفاده، صرفا خوردن نیست؛ یعنی تاکنون نتوانسته ایم این ظرفیت را با برنامه ریزی به یک جنبه تفریحی تبدیل کنیم. مثلا مدت هاست که در بسیاری از کشورهای حتی نه چندان پیشرفته جهان، بازارچه های محلی و کوچک وبزرگی وجود دارد که در آنها انواع و اقسام غذاهای سنتی همان مناطق و غذاهای دیگر ملل، در غرفه های کوچک و حتی شاید روی یک گاری سیار پخته و سرو می شود. این اقدام ساده نه تنها به جذب توریست کمک زیادی کرده است که حتی برای خود مردم بومی هم به عنوان یک تفریح ارزان قیمت و البته خوش مزه شناخته شده است.

دکتر «زهرا فلاح»، جامعه شناس و پژوهشگر، درخصوص تاثیر این نوع برنامه ها بر زمینه سازی برای ایجاد اواقت فراغت بهتر در کلان شهرها، در گفت و گو با «ایران 7» می گوید: «درواقع چنین طرح هایی که بتوان محصولات و غذاهای مختلف را در کنار هم و در پلان های کوچک تهیه کرد و در اختیار مردمی گذاشت که به قصد سرگرمی و تفریح به آن محل های خاص می آیند، تا پیش از این هم به صورت بازارچه های غذای خیریه یا جشنواره های محلی برگزار شده است. اما اینکه به صورت ثابت و در یک جای مشخص بتوان چنین طرحی را ایجاد کرد، قبل از هر چیز نیاز به فراهم سازی فضای مناسب دارد که تا به امروز هم برای آن فکری نشده است.

البته به راحتی می توان قسمتی از بازارچه های سنتی را که در خیلی از سراهای محله یا بوستان های تهران وجود دارد، به این کار اختصاص داد. ضمن اینکه چنین اقداماتی علاوه بر اینکه می تواند یک جاذبه گردشگری و حتی فرهنگی- اقتصادی و مقرون به صرفه باشد، می تواند در نهایت به ایجاد کسب و کارهای کوچک و به نوعی کارآفرینی هم منجر شود، آن هم در چنین شرایطی که بسیاری از جوانان و گروه های کم سن به دنبال درآمدزایی و ایجاد اشتغال آن هم با سرمایه های اندک هستند.»

جای خالی راسته های غذا در ایران

این جامعه شناس و برنامه ریز شهری در ادامه می افزاید: «نباید از این موضوع غافل ماند که تقریبا اکثر استان ها و شهرها و حتی روستاهای بعضا دورافتاده و کمتر شناخته شده ما، هرکدام غذاهای محلی، نوشیدنی ها و تنقلات خاص خود رادارند که حتی بسیاری از این غذاهای بیشتر شناخته شده را هم نمی توان در رستوران ها پیدا کرد. در عوض تمام شهرهای کوچک و بزرگ ما پرشده از فست فودها و غذاهای وارداتی.

طبیعی است که در چنین شرایطی به آرامی فرهنگ غذاهای سنتی و حتی میل به این غذاها هم از رونق می افتد. خب به راحتی می توان با اختصاص فضایی شبیه به بازار غذا، از گمنام ماندن هنر اصیل و سنتی آشپزی ایرانی جلوگیری و مردم شهرها و قومیت های مخلتف را با این غذاهای سنتی و کمتر شناخته شده آشناک کرد. البته نباید فراموش کنیم که ما در حال حاضر، نمونه های موفقی از این راسته های غذا داریم.

مثلا خیابان لشکرآباد شهر اهواز که با تاریک شدن هوا ظرف چند ساعت تبدیل می شود به خایان شلوغی که در دو طرف آن، روی دکه های کوچک یا حتی یک چهارپایه، افراد محلی مشغول تهیه انواع ساندویچ فلافل و سمبوسه های محلی و جنوبی هستند که اتفاقا با استقبال زیاد بسیاری از مسافران هم مواجه شده است. یا مثلا محله هایی در شیراز وجود دارد که همه مغازه های آن کنار هم به پخت آش معروف شیرازی که اکثرا برای وعده صبحانه صرف می شود، مشغول هستند. یا مغازه های متعددی که در برخی از شهرهای شمالی، هم در یک خیابان و کنار هم به عرضه انواع رشته خوشکار و کلوچه فومنی و خوراکی های مخصوص شمال مشغولند.

وجه تشابه تمام این راسته های پر از خوراکی فروشی در این است که تمام آنها این غذاها و خوراکی هار ا به همان صورت سنتی و زنده در مقابل مشتری ها طبخ می کنند، آن همه بدون اینکه هزینه بالای خدمات رستوانی مثل جای نشستن و سرویس و... را دریافت کنند.

بنابراین، مردم محلی و مسافران، هم توانسته اند با هزینه خیلی کم، از آن غذای محلی تست کنند و هم از آن محل برای چند ساعت تفریح و سرگرمی استفاده کنند.

جنوب بدون قلیه ماهی، شمال بدون باقالی قاتوق!

شاید برای خیلی ها پیش آمده باشد که با سفر به برخی کشورها مثل کشورهای آسیای شرقی یا خاورمیانه و حتی آفریقایی، خیابان ها، بازارچه ها و راسته های جالبی را دیده باشند که به بازار غذا شهرت دارد. جایی که فروشندگان دوره گرد یا دکه داران، همه در کنار هم به پخت و پز انواع غذای محلی خودشان مشغولند. غذاهایی که هم عجیب است و هم سرگرم کننده. اصولا آشنایی با فرهنگ و آداب غذایی کشور مقصد، صرف نظر از آنکه طرفدار غذاهای آنها باشید یا نه، خودش به تنهایی، یکی از جاذبه های گردشگری است.

در بازارهای غذای این شهرها، حوالی غروب که می شود، عطر و بوی انواع ادویه ها و سبزیجات و عصاره های عجیب و غریب در هوا پخش می شود. عطری که با قدم زدن در میان این دست فروشان غذا و دیدن غذاهای پخته شد، جذابیت دوچندانی پیدا می کند.

جای خالی راسته های غذا در ایران

همه این ها، از سویی تصویرهایی زیبا و جذاب برای تفریح و گردش است و از سویی باعث حفظ و معرفی این غذاهای سنتی و البته درآمدزایی می شود. بسیاری از کشورها، تلاش دارند از این امکان، نهایت استفاده را ببرند و برای مثال، با برگزاری جشنواره های مختلف، علاوه بر کسب شهرت بیشتر و رونق گردشگری، بر رونق این بازارها می افزایند.

این در حالی است که در شهرهای ما اصولا چیزی به عنوان بازار روز غذا وجود ندارد. صورت غذای رستوران های شهرهای مختلف در کشور ما تقریبا شبیه هم است و فهرست آنها از 10-15 غذای معروف بیشتر نیست. حتی در شهرهایی که غذاهای اصیل و سنتی شان شهرت فراوان دارد، غذاهای محلی عرضه نمیشود یا در حد بسیار محدود، در تعداد معدودی از رستوران ها عرضه می شود.

شاید برای همه ما بارها و بارها پیش آمده باشد که مسافر شهرهای شمالی بوده ایم و در به در، دنبال رستورانی که در آن باقالی قاتوق محلی سرو شود. یا دنبال قلیه ماهی در شهرهای جنوب یا خورشت خلال معروف کرمانشاه یا کوفته تبریزی محلی و... بوده ایم و اغلب پیدا نکرده ایم.

شهرت برخی از این غذاها به کتاب های معروف گردشگری آن شهرها هم رسیده است، اما افسوس که گردشگران فقط تصویر گلاسه خوش آب و رنگ آنها را می بینند و دیگر هیچ...

غذا و تعامل

با توجه به پتانسل بالا، هم در زمینه غذاهای محلی و هم تنوع در خوراکی ها با توجه به فصل های سال، ایجاد بازارچه های دائمی غذا، علاوه بر اینکه به حفظ و معرفی این غذاها کمک می کند، موجب جذب گردشگر می شود، فضایی تفریحی شکل می دهد و سودآور است، بر افزایش تعامل شهروندان نیز تاثیرگذار خواهدبود.
مطالب مرتبط
انتشار یافته: 2
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
09:29 - 1394/07/24
من بمیرم فقط دلم برای خوردن تنگ میشه:)
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۳۱ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۵
عين من . خوردن يكي از مهمترين مشغله هاي منه :))))))))))
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
فرش ریحان 1
شیرآلات زمانی_1
اپیلاسیون نانا 1
فرش تارنگ_1
فرش تارنگ_3
شیرآلات زمانی_3
اپیلاسیون نانا 3
فرش ریحان 3
فرش تارنگ_4
اپیلاسیون نانا 4
فرش ریحان 4
شیرآلات زمانی_4
اپیلاسیون نانا 2
شیرآلات زمانی_2
فرش تارنگ_2
فرش ریحان 2
تدبیرکالا_فوتر موبایل
شفا_فوترموبایل
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
ایرانیان- فوتر موبایل222
قالیشویی بانو_فوترموبایل2
بانک کتاب پایتخت_فوتر موبایل
دیاکو_فوتر موبایل داخلی
فنی آتل_فوتر موبایل
کالابرد_فوترموبایل
استیل رگال_فوتر موبایل
دکتر قدیمی_فوتر موبایل
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
فرش تارنگ_فوتر موبایل
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
دکتر عارفی - فوتر
دکتر قدیمی_فوتر
موسسه خیریه زهرا_فوتر
رستوران پارسیان_فوتر
استیل رگال_فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
شفا_فوتر
قالیشویی بانو_فوتر2
ایرانیان-فوتراصلی222
فنی آتل_فوتر
تدبیرکالا_فوتر
کالابرد_فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر
قالیشویی نوین_فوتر
بانک کتاب پایتخت_فوتر
فرش تارنگ_فوتر
رستوران باغ بهشت _فوتر
دیاکو_فوتر داخلی