رستوران هایی که در فیلم ها دیده ایم
۲۴۵۷۷۸
۱۰ مهر ۱۳۹۴ - ۰۷:۴۴
۲۴۲۸۸
ساخت فیلم با موضوع آشپزی هم در فیلم های وطنی مثل «ماهی ها عاشق می شوند» ساخته علی رفیعی یا «کافه ترانزیت» ساخته کامبوزیا پرتوی امتحانش ار پس داده، هم در نمونه های خارجی مثل «رتتویی»، «شف» و مانند آن.

مجله اینترنتی برترین ها





همشهری 6 و 7 - حبیبه بدری: ساخت فیلم با موضوع آشپزی هم در فیلم های وطنی مثل «ماهی ها عاشق می شوند» ساخته علی رفیعی یا «کافه ترانزیت» ساخته کامبوزیا پرتوی امتحانش ار پس داده، هم در نمونه های خارجی مثل «رتتویی»، «شف» و مانند آن.

شاید برای همین است که می گویند: «وصف العیش، نصف العیش» اما گاه به فراخور فیلمنامه، غذا یا رستوران ابزاری برای بیان تصویری داستان می شود. معمولا اتفاق های مهمی در رستوران می افتند که یا گرهی به داستان می اندازند یا گرهی باز می کنند و این اتفاق هر چقدر واقعی تر باشد، ماندگارتر می شود.

ضبط فلم در لوکیشن واقعی هم خوب است و هم دردسر دارد. البته برای عوامل فیلم خوب است چون یک فضای واقعی در کار است و لازم نیست طراحی صحنه از اختراع چرخ شروع شود. دردسر دارد چون ضبط صدا و کنترل صحنه در لوکیشن واقعی سخت تر است. فیلم هایی که در رکوردها ضبط شده اند که هیچ، حتما تا حالا دکور مذکور چند دست تغییر کاربری داده اما چندتا از رستوران های واقعی را که لوکیشن فیلم بوده اند برای تان پیدا کرده ایم. هم فیلم ها را ببینید، هم به رستوران ها سر بزنید تا ببینید رستوران ها چقدر هوشمندانه برای فیلم ها انتخاب شده اند.

عشق یعنی «گل رضاییه»

رستوران هایی که در فیلم ها دیده ایم

* پل چوبی/ کارگردان: مهدی کرم پور/ تهیه کننده: علی سرتیپی، مهدی داوری/ نویسنده: مهدی کرم پور، خسرو نقیبی/ سال تولید: 1390

«- مهمون نمی خوای دایی؟

- به به، امیرخان گل، چه به موقع اومدی، الان میزت خالی می شه می شینی، کتلت دیگه؟

- آره ... با او خیارشور گنده ها دبه ایاها!

- خب چه خبر! کار و بار چطوره؟

- بد نیستیم، ما که سرمون خیلی شلوغ پلوغه، شما اینجا تک افتادی.

- من شماها رو دارم.

- بچه ها میرن دایی تنها می مونه.

- می رین ولی برمی گردین، تک می رین زوج برمی گردین، زوج می رین تک برمی گردین ولی بالاخره برمی گردین. دایی ام که اینجاس، پاتوقشم اینجاس».

دایی ناصر امین و محرم اسرار امیر و بچه های محل است. با اینکه هر کدام از بچه ها بزرگ شده اند و سال هاست رنگ محله قدیمی شان را ندیده اند اما سر بزنگاه باز هم سراغ دایی ناصر را می گیرند چون همه چیز تغییر کرده الا دایی ناصر.

- تعطیل کردی؟

- مگه می شه شام دایی ناصر تعطیل بشه؟

- حالا چی شده؟

- بعد شلوغی یه نفر راپورت داده که چندتا از بچه ها پناه آوردن اینجا اونام با حکم پلمپ اومدن بستن دیگه.

- تو که هیچ وقت کاری به این داستانا نداشتی!

- بچه هامن، در اینجا همیشه به روی همه باز بوده... گفتن دیگه شام ندم. اینجام که دیگه تجاری شده، غروبا انگار گرد مرگ می پاشن روش. منم فکر کردم دیگه چونه نزنم. هفت به بعد دیگه می بندم. قول دادن از اول هفته دیگه باز بشه اما انگار توی این کوچه آشتی کنون یه چیزی باقی مونده که تو رو هی برمی گردونه به محله قدیمیت. پل چوبی همیشه همین بوده...»

دایی ناصر صاحب کافه رستوران روزگار فیلم چوبی است اما این رستوران با همین سر و شکل و با آدم هایی مثل دایی ناصر در گوشه ای از تهران کار می کند. رستوران گل رضاییه در خیابان 30 تیر، روبروی حوزه آبگینه همین کافه رستوران است که بیشتر از 70 سال است که سرپاست. اتفاقا اینجا هم مثل کافه توی فیلم به کتلت هایش معروف است، به فضای نوستالژیک و به همه چیزهایی که در گذر زمان تغییر نکرده. اینجا نه فقط پاتوق امیر، بارانی (هدیه تهرانی) و جوان های پر شوشور دهه های 70 و 80 فیلم که پاتوق همه نوستالژی بازها در دنیای واقعی است تا آنجا که می گویند: «عشق یعنی گل رضاییه» به تقلید از بهرام رادان که در «پل چوبی» می گفت «عشق یعنی حالت خوب باشه».


«آپاچی» صورتی

رستوران هایی که در فیلم ها دیده ایم

* صورتی/ نویسنده و کارگردان: فریدون جیرانی/ تهیه کننده: سید غلامرضا موسوی/ سال تولید:
1381

* کما/ کارگردان: آرش معیریان/ تهیه کننده: محمد حسین فرح بخش، عبدالله علیخانی/ نویسنده: پیمان معادی/ سال تولید: 1382

شعبه مرکزی رستوران آپاچی لوکیشن خیلی از فیلم ها بوده که «صورتی» و «کما» تنها دو نمونه از آنها هستند. در فیلم «صورتی» همه قرارهای شهرام و سحر (رامبد جوان و میترا حجار) به عنوان پدر و مادر امیرحسین، در رستوران آپاچی (آواچی) گذاشته می شود، مگر آخر فیلم که قرار است لیلا (فقیه سلطانی) یک قرار جدی و رسمی بگذارد که لوکیشن تغییر می کند.

این انتخاب خیلی هم دور از ذهن نیست، برای خانواده ای که یک بچه شش ساله دارند، چه توی فیلم و چه خارج از آن، آپاچی می تواند جای هیجان انگیزی باشد به خصوص با آن تصاویر کودکانه از آپاچی های خوشحال که از در و دیوار آویزان اند و انگار تشویق تان می کنند که پیتزایی، ساندویچی، سوخاری چیزی انتخاب کنید و خوش بگذرانید. قیمت ها هم با درآمد خانواده هنرمند و اهل موسیقی و تئاتر توی فیلم می خواند اما نه برای بیشتر از هفته ای یک بار!

در فیلم کما هم وقتی قرار است حسن (امین حیایی) با همکاری امیر (محمدرضا گلزار) که تنها پسر خانواده پولدار مرادیان است، یک جورهایی خودش را به مریم (مهناز افشار) نشان دهد و دلبری کند، باز هم آپاچی آپادانا به عنوان لوکیشن انتخاب می شود. مثل داستان فیلم وارد تناسب این انتخاب هم نمی شویم اما سکانس مربوط به این لوکیشن می تواند لب هایتان را خندان کند.


«بیست» رستوران

رستوران هایی که در فیلم ها دیده ایم

* بیست/ کارگردان: عبدالرضا کاهانی/ تهیه کننده پوران درخشنده/ نویسنده: عبدالرضا کاهانی، حسین مهکام/ سال تولید: 1387

اهالی خیابان منصور غربی، حوالی میدان خراسان همگی لوکیشن فیلم «بیست» را می شناسند. فیلمبرداری در کوچه پس کوچه های منصور نه اتفاقی بود که همیشه بیفتد و نه اتفاقی که به این زودی ها از حافظ های مردم محله پاک شود.

داستان فیلم در تالاری به اسم «سلیمانی» می گذرد. نقش مدیر تالار را پرویز پرستویی بازی می کند، شخصیتی سرد، کمی مستبد و وسواسی که این آخری را از نشانه هایش می فهمیم. دقتی که در مرتب کردن وسایل روی میز، دمپایی ها یا حتی موقع خواب دارد.

پیشنهاد پزشک معالج آقای مدیر، داستان فیلم را شکل می دهد چون کارگرها تنها 20 روز فرصت دارند تا جای دیگری برای خود دست و پا کنند اما مشکل کارگرها فقط این نیست. آنها باید به فکر جای جدیدی برای خواب هم باشند.

میثم (مهران احمدی) آمده تهران تا بازیگر یا اگر نشد «سایر بازیگران» شود! او و بیژن (حبیب رضایی) هر دو جایی برای خوابیدن ندارند اما این را از هم پنهان می کنند. فرخ (علیرضا خمسه) آشپز رستوران تالار است. دست خودش را هم در همین جا از دست داده. او هم جایی برای زندگی ندارد. او و همسرش (فرشته صدر عرفایی) به اندازه یک نفر حقوق می گیرند و محل کار و زندگی شان فرقی ندارد.

فیروزه (مهتاب کرامتی) هم کارگر دیگر این تالار است. زنی که به تنهایی دختر کوچکش را بزرگ می کند. آدم های فیلم عبدالرضا کاهانی آدم های خیلی معمولی اند. آدم هایی که کافی است سر بچرخانیم تا ببینیم شان. آدم هایی که اقای کارگردان هر کدام از آنها را در مقاطع مختلف زندگی دیده و دنبال فضایی می گشته که با توجه به روحیات و محتوایی که در نظر داشته آنجا کار کند.»

او درباره انتخاب رستوران به عنوان لوکیشن گفته: «به دنبال جایی می گشتم که بشود زندگی و مرگ را تعریف کرد و احساس کردم یک رستوران با تعدد اتفاقاتی که در آن می افتد، باید لوکیشن فعالی باشد و به این دلیل، این شخصیت ها را داخل این تالار آوردم.»


«کافه 78» در سال 94

رستوران هایی که در فیلم ها دیده ایم

* سن پطرزبورگ/ کارگردان: بهروز افخمی/ تهیه کننده: حمید اعتباریان/ نویسنده: پیمان و مهراب قاسم خانی/ سال تولید: 1388

کریم (محسن تنابنده) که در تاکسی خوابش برده با تکان ماشین بیدار می شود. یک نگاه به دور و بر می اندازد و می فهمد دارد می رسد. دوربین هنوز روی کریم است: «چقد شد آقا؟ ... قابلی نداره... قربونت... 2 تومن... چقد؟... دو تومن... از اوین تا محل ما همیشه یه تومن بوده... مثل اینکه خیلی وقته اون تو بودیا... نه، فقط شش ماه». بعد از احوالپرسی یکی از پیرمردهای محل یادش می اندازد که سری به ژورژیک (امید روحانی) بزند. کریم باید عمو ژورژیک را در کافه اش ببیند تا هم پیشنهاد کار در این کافه را بشنود و هم پیشنهاد مالکیت سه دونگ از آن را اگر از آرمن، پسر بیمار ژورژیک بعد از او نگهداری کند و بعد تصادف بیرون از کافه، ورود فرشاد و رعنا (پیمان قاسم خانی و بهاره رهنما) به فیلم و آغاز ماجرا.

داستان به کافه و ژورژیک ربطی ندارد اما همه چیز از همین کافه آغاز می شود. کافه 78 در خیابان کریم خان، خیابان شهید عضدی جنوبی (آبان جنوبی) روبروی خیابان سپید که در فیلم هم به همین اسم معرفی می شود. کافه ای که حالا به دمنوش ها و پاستاهایش معروف و برای خودش بروبیایی به هم زده. دکور داخلی چندان فرقی با فیلم سن پطرزبورگ نکرده اما توقع تشابه نقطه به نقطه هم نداشته باشید. کافه 78 از آن کافه های یک تیر و دو نشان است، هم کافه و هم گالری مهروا.

سال ساخت سن پطرزبورگ با سالی که عنوان کافه را می سازد 10 سال اختلاف دارد اما با گذشت شش سال از ساخت این فیلم، هنوز دیدنی است. شاید برای همین است که تهیه کننده منتظر است تا پیمان قاسم خانی فیلمنامه قسمت دوم را کامل کند و ساخت آن را کلید بزند؛ کاری که این بار بیشتر در لوکیشن های روسیه فیلمبرداری می شود.


«درب در» در اعتراض

رستوران هایی که در فیلم ها دیده ایم

* اعتراض/ نویسنده و کارگردان: مسعود کیمیایی/ تهیه کننده: سید ضیاء هاشمی/ سال تولید: 1378

اگر نگاهی به سال ساخت و نام فیلم بیندازید بدون اینکه از داستان باخبر باشید، دست تان می آید که ماجرا از چه قرار است. گعده دانشجویانی که قرار است دنیا را تغییر دهند اما بعضی وقت ها در کار خودشان هم می مانند. هر گعده ای چه دانشجویی و چه غیر آن، جایی برای جمع شدن لازم دارد؛ اتفاقی که در «ضیافت» کیمیایی بیشتر به چشم آمد و نه تنها در فیلم های خودش تکرار شد، که بخشی از فیلمنامه های پس از آن را هم تسخیر کرد.

در «اعتراض» بچه ها بزرگ شده اند. بحث های سیاسی می کنند و نه تنها دیگ ر«ماطاووس» بهشان نمی گوید که بروند آن طرف خیابان کیک و نوشابه بخورند، بلکه رضا (محمدرضا فروتن) خودش در پیتزافروشی کار می کند که محل این تجمع دوستانه است.

جایی برای گپ های دوستانه و جایی برای حرف های مگو. حرف هایی از جنس روزمرگی که رنگ سیاست به خود گرفته اند یا حرف هایی که فقط رنگ رخساره گواه شان است. محمدرضا فروتن، میترا حجار، رامین پرچمی، حسام نواب صفوی، رامبد شکرابی و شیلا خداداد که در «اعتراض» شده بودند رفیقان کاسه و کوزه یکی، همه جلسه هایشان را در پیتزا «درب در» برگزار می کردند.

مغازه خوش آب و رنگ و تقریبا سه نبش! در خیابان شریعتی، بالاتر از پل سید خندان، روبروی پارک شریعتی، نبش کوچه پیروز. «درب در» بین فست فودخورها کلی معروف است. البته آنها که پیتزاهای آمریکایی را به مدل ایتالیایی ترجیح می دهند فضای این رستوران حالا نه با فضای «اعتراض» و نه با دیالوگ ماندگار این فیلم جور نیست که می گفت: «سلامتی سه تن، ناموس و رفیق و وطن. سلامتی سه کس، زندونی و سرباز و بی کس. سلامتی باغبونی که زمستونش رو از بهار بیشتر دوست داره. سلامتی آزادی، سلامتی زوندونیای بی ملاقاتی»


«آشپزباشی» در ملاصدرا

رستوران هایی که در فیلم ها دیده ایم

* آشپزباشی/ کارگردان: محمدرضا هنرمند/ سال تولید 1388

سه سال بعد از اولین باری که سریال «جواهری در قصر» از شبکه سوم پخش شد، سریالی به اسم «آشپزباشی» مخاطبان تلویزیون را پای شبکه یک نشاند تا خاطره خوش سریالی با موضوع غذا و آشپزی را زنده کند.

این شب نشینی ها از اواخر پاییز 88 تا خرداد 89 ادامه داشت. در چهارمین سریال محمدرضا هنرمند، بعد از دو سری کاکتوس و زیر تیغ، پرویز پرستویی در نقش اکبر و فاطمه معتمد آریا در نقش مینو، شخصیت های اصلی کار را بازی می کردند. مهراوه و ملیکا شریفی نیا، محمدرضا غفاری و زنده یاد علی طباطبایی هم بچه های خانواده بودند که به همراه دایی درگیر مسائل رستوران و اختلاف های پدر و مادر شدند.

هر چند اکبر، پدر خانواده از هر فرصتی برای آشپزی استفاده می کرد اما رستوران یکی از اصلی ترین لوکیشن های جولان این کاراکتر بود. رستورانی مدرن، تمیز و منظم با غذاهای خوش آب و رنگ.

صحنه های مربوط به آشپزخانه رستوران که نظم و نظافت آنجا یکی از جذاب ترین سکانس های سریال بود، بازی رنگ و نور با غذاها شعبده ای می کرد که دل از تماشاچی می برد، تا آنجا که در ستون «حرف مردم» روزنامه خراسان نارضایتی یکی از خواننده ها از این سریال چاپ شده بود.
این خواننده در پیام تلفنی خود گفته بود: «آشپزباشی» با نشان دادن غذاهای اشتهاآور و گران قیمت، دل خانواده های طبقه پایین جامعه را به درد آورده است. درست کردن غذاها اما کار خود اکبر آقای سریال نبود بلکه حمیدرضا رنجبر بخش حرفه ای کار را به عهده داشت. این از سرآشپز؛ اما رستوران آشپزباشی کجا بود؟

این رستوران هنوز هم هست، به اسم رستوران ملاصدرای صداوسیما در مجتمع و خیابان ملاصدرا. فقط هم کارکنان صداوسیما می توانند از خدمات آن استفاده کنند. لوکیشن رستوران سنتی هم دکور بود که در طول سریال خودتان شاهد ساخت و سازش بودید!


«دیدار نو» به جای یاسمین

رستوران هایی که در فیلم ها دیده ایم

* طهران تهران/ کارگردان: داریوش مهرجویی، مهدی کرم پور/ تهیه کننده: محمد علی حسین نژاد/ سال تولید: 1388

فیلم طهران تهران همانطور که از اسمش هم برمی آید فیلمی درباره تهران است. این فیلم قرار بود سه اپیزود داشته باشد: اپیزود اول با نام روزهای آشنایی به کارگردانی داریوش مهرجویی، اپیزود دوم با نام در جستجوی زیبایی به کارگردانی سیف الله داد و اپیزود سوم با نام سیم آخر به کارگردانی مهدی کرم پور.

سیف الله داد پیش از شروع فیلمبرداری از دنیا رفت و «طهران تهران» با دو اپیزود ساخته شد. «سیم آخر» داستان یک گروه موسیقی است که رضا یزدانی دارد، برزو ارجمند و طناز طباطبایی در آن ایفای نقش می کنند.

از آنجایی که این بخش لوکیشن رستوران ندارد، یکراست می رویم سراغ همان اپیزود اول، یعنی «روزهای آشنایی». این بخش یک عالمه اطلاعات درباره تهران به تماشاچی می دهد. داستان هم از آنجا شروع می شود که نزدیک لحظه سال تحویل، سقف قدیمی یک خانواده جنوب شهری می ریزد، کجا؟ درست وسط سفره هفت سین! اما این خانواده خوشحال بعد از اینکه شب را در چادر می گذرانند، برای اینکه عیدشان خراب نشود با تورهای تهرانگردی همراه می شوند و اتفاقا می خورند به پست اهالی یک خانه سالمندان خصوصی که تهران را می گردند.

تهرانگردی با گلوی خشک که نمی شود، رستوران یاسمین در تجریش، خیابان پناه خسرو، تقاطع خیابان دربند لوکیشنی است که صحنه ناهار فیلمبرداری می شود. در فاصله سال های 88 تا حالا رستوران یاسمین جایش را داده به رستوران لوشاتو و حالا هم شده دیدار نو یا به قول خودشان «ددار نو».

هر چند رستوران دیگر فرانسوی خالص نیست اما غذاهای فرانسوی در منو حفظ شده اند. اگر روزی دل به دریا زدید و خواستید به این رستوران سر بزنید و جیب تان را حسابی سبک کنید، از تفاوت دکور با فیلم غافلگیر نشوید چون با مدیریت جدید دکور هم حسابی تغییر کرده، البته آنقدر با قیمت ها غافلگیر می شوید که دیگر کار به اینجاها نمی کشد. واکنش پانته آ بهرام و همسرش (قربان نجفی) را وقتی قرار بود اینجا ناهار بخورند یادتان نرود!
انتشار یافته: 1
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
15:53 - 1399/01/05
عالی بود
رستوران تو فیلم دستهای آلوده کجا بود؟
mohammadshk64@gmail.com
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج