روایت جالب مرتضی احمدی از "کلاه قرمزی"
۳۱۱۰۰
۰۵ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۶:۵۷
۵۶۰۲
در آخرین لحظات سیم ها پاره شد،من بر روی زمین افتادم و دستم از چند جا دچار پارگی شد و 7-8 بخیه ناقابل هم حاصل همین صحنه بود.بچه ها در این فکر بودند که فیلم برداری را برای چند روزی متوقف کنند،اما متوجه شدم که آخرین سکانس فیلم است.
مجله مهر: به بهانه اکران فیلم کلاه قرمزی و بچه ننه و استقبال کم نظیر مردم از این فیلم دو هفته نامه زندگی مثبت به سراغ مرتضی احمدی رفت تا گفتگویی با این بازیگر پیشکسوت به عنوان یکی از بازیگرهای اصلی اولین فیلم کلاه قرمزی و پسرخاله انجام دهد که در بین این گفتگو خاطره زیر مطرح شد.

سر فیلم برداری اولین فیلم سینمایی کلاه قرمزی و پسر خاله بودیم .در یکی از آخرین سکانس های فیلم قرار بود که من در اثر شیطنت های کلاه قرمزی و در حالی که بر روی ویلچر نشسته ام،روی سراشیبی به حرکت دربیایمو نهایتا داخل استخر بیفتم.



تیم تدارکات قرار بود جلوی ویلچر را باسیم مفتول های قوی ببندد که من پرت نشوم.اما در آخرین لحظات سیم ها پاره شد،من بر روی زمین افتادم و دستم از چند جا دچار پارگی شد و 7-8 بخیه ناقابل هم حاصل همین صحنه بود.بچه ها در این فکر بودند که فیلم برداری را برای چند روزی متوقف کنند،اما متوجه شدم که آخرین سکانس فیلم است.

این شد که پیشنهاد دادم کسی شبیه مرا پیدا کرده و روی ویلچر بنشانند و صحنه ها را از مسافت دورتر بگیرند که مشخص نشود آن فرد من نیستم.به این ترتیب من زیر آب مخفی شدم و وقتی طرف در استخر می افتاد،من به جای او از زیر آب بیرون می آمدم و ادامه فیلم را با نمای بسته می گرفتیم.

حالا یک مشکل دیگر داشتیم و آن این که بخیه های دست من نباید در معرض آب قرار می گرفتند .به همین خاطر روی آنها را باباند و... بستیم.اما خب وقتی من از آب بیرون می آمدم مشخص می شد که دستم باندپیچی شده است.گفتیم چکار کنیم؟

که من پیشنهاد دادم از صحنه قبل کلاهی بر سرم باشد که وقتی از آب استخر بیرون می آیم،آن را روی بانداژ و زخم هایم بگیرم تا مشخص نشود.همه این کارها را انجام دادیم و کار به خوبی پیش رفت و هیچ کس هم متوجه دردسرهای ما نشد.        

نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج