مهارتهای مدیریتی
ریزش مدیران و کارمندان متوسط در آینده نزدیک
مهم ترین اثر گذاری مدیران به علت مهارتهای انگیزشی آنها نبود، بلکه بهترین اثرگذاری آنها این بود که به کارمندان آموزش دهند چگونه بهرهوری بهتری داشته باشند، یعنی صلاحیتسازی.
دنیای اقتصاد: «به افراد ورزیده و کارآمد خود بتازید». این عبارتی است که من همواره از مدیران بلند پایه شرکت جنرال الکتریک در دوره جک ولش در ارتباط با سلسله مراتب جهانی این شرکت میشنیدم. این حرف به طور ظالمانهای ساده و به سادگی ظالمانه است.
همین اندرز جک ولش، سالها موتور محرک رفتار بلندمرتبهترین مقامات مدیریتی قرار گرفت.این شرکت به این نتیجه رسید که اگر بهترین افرادش را وادار کند سختتر کار کنند، نتیجه بهتری بدست خواهد آورد تا مدیران «سطح متوسط» خود را وادار کند هوشمندانهتر کار کنند.
اعداد و ارقام قانعکننده بودند. حتی بازده نهایی حاصل از افراد نخبه شرکت جنرال الکتریک از لحاظ عملکرد در زمینه ایجاد پیشرفتهای قابل توجه، نسبت به افراد متوسط بیشتر بود. افراد سطح B از لحاظ سرمایهگذاری انسانی نسبت به افراد سطح A ضعیفتر هستند.
بنابراین درباره «تاختن به افراد ورزیده» لازم است نگاه دقیق تری به تحقیق جدید تحت عنوان «ارزش روسا» که در سطح وسیعی انتشار یافت صورت پذیرد. مقاله علمی دفتر پژوهشهای اقتصادی استدلال میکند که روسا نقش مهمی در سازمان ایفا میکنند. روسای بهتر، نتایج بهتری حاصل میکنند. این تحقیق با استفاده از تکنیکهای مختلف اقتصادی/آماری مورد قبول، نشان داد که مهم ترین اثر گذاری مدیران به علت مهارتهای انگیزشی آنها نبود، بلکه بهترین اثرگذاری آنها این بود که به کارمندان آموزش دهند چگونه بهرهوری بهتری داشته باشند، یعنی صلاحیتسازی.
اما یافتهای که بیش از همه باعث تعجب یکی از محققین شد این بود که «برخلاف انتظار،این افزایش بهرهوری بسیار وابسته به این مساله است که بهترین کارمندان در ارتباط با بهترین مدیران قرار گیرند، چراکه در حقیقت استراتژی این مدیران است که بیشترین نتایج بهره وری را به دنبال دارد.
البته این موضوع برای من دور از انتظار نیست. در واقع، این مساله با ویژگی نخبگان و اعتقاد سرمایه انسانی نخبهگرا کاملا سازگار است؛ یعنی موضوع بهرهوری سازگار و ایجاد ارزش، نتیجه این امر است که سازمانها چگونه بهترین افراد خود را مدیریت میکنند، نه اینکه نحوه مدیریت افراد متوسط چگونه است. تحقیقاتی از این دست، این واقعیت را به شدت تقویت میکنند که کارمندان متوسط کمتر احتمال دارد که به منابع اصلی (یا اصلا منابع) درمورد نتایج چشمگیر در سرمایهگذاری سازمانی تبدیل شوند.
به عبارت دیگر، افراد متوسط (تفاوتی ندارد رییس باشند یا کارمند) طی زمان از ارزششان کاسته میشود. از آن بدتر این است که افراد متوسط، سرمایههای متوسط ایجاد میکنند. متوسط بودن دشمن است.
اگر شک دارید که این موضوع تا حدی شبیه اصل ۸۰/۲۰ هنری پالسون است، باید بگویم که درست فکر میکنید و همین طور است. این اصل ساده اما بسیار مفید که ۸۰ درصد رشد ایجاد ارزش/ بهره وری حاصل ۲۰ درصد از نیروی کار است، نتایج اجتنابناپذیر قطعی ریاضی را به همراه دارد. اجازه دهید انعطافپذیرتر باشیم و بپذیریم که تقریبا ۷۵درصد ارزش/بهرهوری یک شرکت حاصل ۲۵درصد از نیروی کار آن است.
دریافت ۱۰درصد پیشرفت از ۲۵درصد بهترینها، به آن معنا است که ایجاد ارزش سازمانی خود را ۵/۷ درصد رشد دادهاید. بنابراین بقیه ۷۵ درصد باید بهرهوری جمعی خود را حدود ۳۰درصد ارتقا دهند؛ یعنی سه برابر نسبت گروه بهترینها تا ۵/۷ درصد رشد خالص به دست آید.
به نظر شما، گزینه بهتر و منطقیتر کدام است؟ اینکه مدیران ارشد بتوانند ۱۰درصد بهره وری بیشتر از بهترین کارکنان خود دریافت کنند؟ یا اینکه بتوانند از سه چهارم کارکنان کم استعدادتر، کم توانتر و کم حاصلتر سازمان، تقریبا یک سوم بهره وری لازم را از لحاظ رشد نتایج ارزشی بدست آورند؟ اگر شما در مقام انتخاب باشید، روی کدام دسته سرمایهگذاری خواهید کرد؟ من میدانم پول خود را در کدام گروه سرمایهگذاری کنم. جک ولش اشتباه نمیکرد.
واقعیتهای تجربی قویتر هستند. البته آنچه در واقعیت بیشتر رواج دارد این است که ۲۰ یا ۲۵ درصد از بهترین افراد یک شرکت احتمالا ۲۰ تا ۵۰درصد یا بیشتر از نتایج بالقوه یک سازمان را بدست میآورند، در حالی که کل اعضای بقیه سازمان همه تلاش خود را میکنند تا به دو برابر این رشد از لحاظ اعداد و ارقام دست یابند. در همه سازمانهای رشدگرایی که من دیده ام، نابرابریهای درون سازمانی از لحاظ ایجاد ارزش کاملا مشهود بوده است. افرادی مانند مارک زوکربرگ، مارک اندریسن و لری پیج/سرگئی برین، خودشان سازمان خود را ساختهاند.
سازمانهایی که توزیع ایجاد ارزش/ بهرهوری در آنها متعادلتر است (مثلا ۴۰درصد از افراد آن ۶۰درصد از ارزش سازمان را ایجاد میکنند) با پیچیدگیها و تضادهای کمتری در ارتباط با سرمایه انسانی دستوپنجه نرم میکنند. شاید آنها همچنان خواستار جذب بهترین افراد باشند، اما وابستگی طبیعی اقتصادی در این حالت بهتر درک میشود و مورد ارج قرار میگیرد.
هیچ زمانی از حال حاضر که در بحرانها هستیم بدتر نیست که یک کارمند، متوسط یا ضعیف باشد. در حال حاضر، برای بیشتر شرکتها متوسط بودن هزینه مدیریت را بالا میبرد و همانند باری است که شرکت باید به دوش بکشد؛ این وضعیت برای شرکتهای فعلی، پتانسیل رشد یا منبع ارزشمندی برای سرمایهگذاری جدی محسوب نمیشود. واقعیت این است که اگر یک نرم افزار یا خدمات اینترنتی یا یک برون سپاری بتواند ۸۰ درصد بهرهوری بیشتر از یک کارمند معمولی یا متوسط را ارائه دهد و ۳۵ تا ۶۰درصد هزینه در بر داشته باشد، در اینصورت چرا باید یک سازمان برای یک کارمند متوسط هزینه کند؟ امروز دیگر هیچ سازمانی نمی تواند از عهده پرداخت دستمزد به یک کارمند متوسط برآید.
بزرگ ترین چالشی که من برای سازمانهای آینده میبینم این نیست که آنها چگونه میتوانند بر بهترین کارمندان خود سخت گیری کنند؛ بلکه این است که آیا سرمایهگذاری کم روی افراد متوسط میتواند به طور مقرون به صرفهای ما را به جایی رساند که افراد متوسط را از رده پایینتر به رده ۲۵درصد اول برسانیم؟ آیا ارزش «واقعی» مدیران آینده همین خواهد بود؟ آیا افراد «متوسط» در آینده هیچ نقشی در ایجاد ارزش افزوده خواهند داشت؟
همین اندرز جک ولش، سالها موتور محرک رفتار بلندمرتبهترین مقامات مدیریتی قرار گرفت.این شرکت به این نتیجه رسید که اگر بهترین افرادش را وادار کند سختتر کار کنند، نتیجه بهتری بدست خواهد آورد تا مدیران «سطح متوسط» خود را وادار کند هوشمندانهتر کار کنند.
اعداد و ارقام قانعکننده بودند. حتی بازده نهایی حاصل از افراد نخبه شرکت جنرال الکتریک از لحاظ عملکرد در زمینه ایجاد پیشرفتهای قابل توجه، نسبت به افراد متوسط بیشتر بود. افراد سطح B از لحاظ سرمایهگذاری انسانی نسبت به افراد سطح A ضعیفتر هستند.
بنابراین درباره «تاختن به افراد ورزیده» لازم است نگاه دقیق تری به تحقیق جدید تحت عنوان «ارزش روسا» که در سطح وسیعی انتشار یافت صورت پذیرد. مقاله علمی دفتر پژوهشهای اقتصادی استدلال میکند که روسا نقش مهمی در سازمان ایفا میکنند. روسای بهتر، نتایج بهتری حاصل میکنند. این تحقیق با استفاده از تکنیکهای مختلف اقتصادی/آماری مورد قبول، نشان داد که مهم ترین اثر گذاری مدیران به علت مهارتهای انگیزشی آنها نبود، بلکه بهترین اثرگذاری آنها این بود که به کارمندان آموزش دهند چگونه بهرهوری بهتری داشته باشند، یعنی صلاحیتسازی.
اما یافتهای که بیش از همه باعث تعجب یکی از محققین شد این بود که «برخلاف انتظار،این افزایش بهرهوری بسیار وابسته به این مساله است که بهترین کارمندان در ارتباط با بهترین مدیران قرار گیرند، چراکه در حقیقت استراتژی این مدیران است که بیشترین نتایج بهره وری را به دنبال دارد.
البته این موضوع برای من دور از انتظار نیست. در واقع، این مساله با ویژگی نخبگان و اعتقاد سرمایه انسانی نخبهگرا کاملا سازگار است؛ یعنی موضوع بهرهوری سازگار و ایجاد ارزش، نتیجه این امر است که سازمانها چگونه بهترین افراد خود را مدیریت میکنند، نه اینکه نحوه مدیریت افراد متوسط چگونه است. تحقیقاتی از این دست، این واقعیت را به شدت تقویت میکنند که کارمندان متوسط کمتر احتمال دارد که به منابع اصلی (یا اصلا منابع) درمورد نتایج چشمگیر در سرمایهگذاری سازمانی تبدیل شوند.
به عبارت دیگر، افراد متوسط (تفاوتی ندارد رییس باشند یا کارمند) طی زمان از ارزششان کاسته میشود. از آن بدتر این است که افراد متوسط، سرمایههای متوسط ایجاد میکنند. متوسط بودن دشمن است.
اگر شک دارید که این موضوع تا حدی شبیه اصل ۸۰/۲۰ هنری پالسون است، باید بگویم که درست فکر میکنید و همین طور است. این اصل ساده اما بسیار مفید که ۸۰ درصد رشد ایجاد ارزش/ بهره وری حاصل ۲۰ درصد از نیروی کار است، نتایج اجتنابناپذیر قطعی ریاضی را به همراه دارد. اجازه دهید انعطافپذیرتر باشیم و بپذیریم که تقریبا ۷۵درصد ارزش/بهرهوری یک شرکت حاصل ۲۵درصد از نیروی کار آن است.
دریافت ۱۰درصد پیشرفت از ۲۵درصد بهترینها، به آن معنا است که ایجاد ارزش سازمانی خود را ۵/۷ درصد رشد دادهاید. بنابراین بقیه ۷۵ درصد باید بهرهوری جمعی خود را حدود ۳۰درصد ارتقا دهند؛ یعنی سه برابر نسبت گروه بهترینها تا ۵/۷ درصد رشد خالص به دست آید.
به نظر شما، گزینه بهتر و منطقیتر کدام است؟ اینکه مدیران ارشد بتوانند ۱۰درصد بهره وری بیشتر از بهترین کارکنان خود دریافت کنند؟ یا اینکه بتوانند از سه چهارم کارکنان کم استعدادتر، کم توانتر و کم حاصلتر سازمان، تقریبا یک سوم بهره وری لازم را از لحاظ رشد نتایج ارزشی بدست آورند؟ اگر شما در مقام انتخاب باشید، روی کدام دسته سرمایهگذاری خواهید کرد؟ من میدانم پول خود را در کدام گروه سرمایهگذاری کنم. جک ولش اشتباه نمیکرد.
واقعیتهای تجربی قویتر هستند. البته آنچه در واقعیت بیشتر رواج دارد این است که ۲۰ یا ۲۵ درصد از بهترین افراد یک شرکت احتمالا ۲۰ تا ۵۰درصد یا بیشتر از نتایج بالقوه یک سازمان را بدست میآورند، در حالی که کل اعضای بقیه سازمان همه تلاش خود را میکنند تا به دو برابر این رشد از لحاظ اعداد و ارقام دست یابند. در همه سازمانهای رشدگرایی که من دیده ام، نابرابریهای درون سازمانی از لحاظ ایجاد ارزش کاملا مشهود بوده است. افرادی مانند مارک زوکربرگ، مارک اندریسن و لری پیج/سرگئی برین، خودشان سازمان خود را ساختهاند.
سازمانهایی که توزیع ایجاد ارزش/ بهرهوری در آنها متعادلتر است (مثلا ۴۰درصد از افراد آن ۶۰درصد از ارزش سازمان را ایجاد میکنند) با پیچیدگیها و تضادهای کمتری در ارتباط با سرمایه انسانی دستوپنجه نرم میکنند. شاید آنها همچنان خواستار جذب بهترین افراد باشند، اما وابستگی طبیعی اقتصادی در این حالت بهتر درک میشود و مورد ارج قرار میگیرد.
هیچ زمانی از حال حاضر که در بحرانها هستیم بدتر نیست که یک کارمند، متوسط یا ضعیف باشد. در حال حاضر، برای بیشتر شرکتها متوسط بودن هزینه مدیریت را بالا میبرد و همانند باری است که شرکت باید به دوش بکشد؛ این وضعیت برای شرکتهای فعلی، پتانسیل رشد یا منبع ارزشمندی برای سرمایهگذاری جدی محسوب نمیشود. واقعیت این است که اگر یک نرم افزار یا خدمات اینترنتی یا یک برون سپاری بتواند ۸۰ درصد بهرهوری بیشتر از یک کارمند معمولی یا متوسط را ارائه دهد و ۳۵ تا ۶۰درصد هزینه در بر داشته باشد، در اینصورت چرا باید یک سازمان برای یک کارمند متوسط هزینه کند؟ امروز دیگر هیچ سازمانی نمی تواند از عهده پرداخت دستمزد به یک کارمند متوسط برآید.
بزرگ ترین چالشی که من برای سازمانهای آینده میبینم این نیست که آنها چگونه میتوانند بر بهترین کارمندان خود سخت گیری کنند؛ بلکه این است که آیا سرمایهگذاری کم روی افراد متوسط میتواند به طور مقرون به صرفهای ما را به جایی رساند که افراد متوسط را از رده پایینتر به رده ۲۵درصد اول برسانیم؟ آیا ارزش «واقعی» مدیران آینده همین خواهد بود؟ آیا افراد «متوسط» در آینده هیچ نقشی در ایجاد ارزش افزوده خواهند داشت؟
تبلیغات متنی
-
واکنش وزیر امور خارجه کانادا به ریجکت مهدی تاج
-
پیام تازه ترامپ: طوفان در راه است!
-
وریا: بعضیها فکر کردند آمریکا و اسرائیل کمک میآورند!
-
نرخ سرسامآور تورم در فروردین ۴۰۵ اعلام شد!
-
ادعای ترامپ درباره زمان پایان جنگ ایران و اوکراین
-
اطلاعات سپاه: ترامپ مقابل چین و روسیه شکست خورد
-
عکسهای دیدهنشده از پیکر شهید لاریجانی و پسرش
-
بازگشت تهیهکننده پرحاشیه شهرزاد به نمایش خانگی!
-
گزینههای جدید نظامی علیه ایران، امروز روی میز ترامپ!
-
تیتر خاص یک روزنامه درباره کراش اروپا روی آمریکا!
-
فرهیختگان: پهلوی عیاش است و به ساحل و کاباره میرود
-
انصراف تیم ملی زنان: چون مدال نمیآوریم، نمیرویم!
-
چند روایت از جنگزدههایی که اخطار تخلیه هتل گرفتند!
-
اطلاعات : قطع برق صنایع برای امنیت ملی خطرناک است
-
خلاصه بازی اتلتیکومادرید ۱ - آرسنال ۱
-
واکنش وزیر امور خارجه کانادا به ریجکت مهدی تاج
-
پیام تازه ترامپ: طوفان در راه است!
-
نرخ سرسامآور تورم در فروردین ۴۰۵ اعلام شد!
-
ادعای ترامپ درباره زمان پایان جنگ ایران و اوکراین
-
گزینههای جدید نظامی علیه ایران، امروز روی میز ترامپ!
-
انصراف تیم ملی زنان: چون مدال نمیآوریم، نمیرویم!
-
چند روایت از جنگزدههایی که اخطار تخلیه هتل گرفتند!
-
اینترنت پرو نیامده کمیاب و قابل معامله شد!
-
پست عجیب ترامپ درباره تغییر نام تنگه هرمز!
-
چند سناریو درباره لحظه خاموشی جنگ ایران و آمریکا
-
انفجار مشکوک در سفارتخانه آمریکا در بغداد
-
قالیباف: ضربالاجل ۳ روزه ترامپ به پایان رسید
-
پیامی که ترامپ و نتانیاهو درباره ایران رد و بدل کردند
-
نقاطی که ممکن است در جنگ بعدی هدف آمریکا باشند
-
نطق شبانه ترامپ درباره شرط توافق با ایران
-
ترامپ ایران را با یک عکس جدید از خودش تهدید کرد
-
گزارش تازه از وضعیت جسمانی رهبر انقلاب
-
نطق شبانه ترامپ درباره شرط توافق با ایران
-
شعارنویسی تندروها روی درب ساختمان تسنیم
-
خانم مبینا نصیری! شاید کمی استراحت نیاز دارید
-
نقاطی که ممکن است در جنگ بعدی هدف آمریکا باشند
-
نرخ طلا و دلار امروز صعودی شد
-
طرح ارتش آمریکا برای موج تازه حملات علیه ایران
-
افشاگری رشیدیکوچی درباره مسائل پشت پرده اینترنت پرو
-
دو خبر مهم که پس از ادعای جدید ترامپ منتشر شد
-
احتمال حضوری شدن این دانشگاهها مطرح شد
-
فقط تا یک ماه دیگر ذخیره بطری روغن موجود است!
-
وضعیت عجیب و باورنکردنی قیمت موبایل در ایران!
-
پوستر جدید مترو تهران با عکس ترامپ جلبتوجه کرد
-
سفیر ایران در انگلیس ادعاها درباره «پویش جانفدا» را رد کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل




ارسال نظر