داستانک؛ بوی کباب!
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
مجتمع فنی تهران_Fموبایل
کلینیک فرشته_موبایلf
قالیشویی بانو_هدر
رستوران پارسیان_D
ریزخور_1
کلاسینو_1
سفیر بار ساقدوش_1
لاله زار مال_1
اپیلاسیون نانا 1
زمردی_داخلی1
کلاسینو_3
لاله زار مال_3
ریزخور_3
سفیر بار ساقدوش_3
زمردی_داخلی3
اپیلاسیون نانا 3
سفیر بار ساقدوش_4
لاله زار مال_4
اپیلاسیون نانا 4
ریزخور_4
کلاسینو_4
زمردی_داخلی4
لاله زار مال_2
زمردی_داخلی2
اپیلاسیون نانا 2
کلاسینو_2
ریزخور_2
سفیر بار ساقدوش_2
مجتمع فنی تهران_F
کلینیک فرشته_f
۳۶۹۵۹
۱۸ آذر ۱۳۹۱ - ۰۹:۲۵
۸۶۶۸
فقیری از کنار دکان کباب فروشی می‌گذشت. مرد کباب فروش گوشت‌ها را روی آتش نهاد و باد می‌زد طوری كه بوی خوش گوشت سرخ شده در فضا پراکنده شده بود. بیچاره مرد فقیر چون گرسنه بود


برترین مجله اینترنتی ایران

 مجله سیب سبز: 
فقیری از کنار دکان کباب فروشی می‌گذشت. مرد کباب فروش گوشت‌ها را روی آتش نهاد و باد می‌زد طوری كه بوی خوش گوشت سرخ شده در فضا پراکنده شده بود. بیچاره مرد فقیر چون گرسنه بود و پولی هم نداشت تا از کباب بخورد تکه نان خشکی را که در توبره داشت خارج کرده و روی دود کباب گرفته به دهان گذاشت. او به همین ترتیب چند تکه نان خشک خورد و سپس به راه افتاد تا از آنجا برود ولی مرد کباب فروش به سرعت از دکان خارج شده دست او را گرفت و گفت: کجا می‌روی؟ پول دود کباب را که خورده‌ای بده! از قضا شیخی از آنجا می‌گذشت جریان را دید و متوجه شد که مرد فقیر التماس و زاری می‌کند که او را رها کند.

 ولی مرد کباب فروش می‌خواست پول دودی را که او خورده است بگیرد. شیخ دلش برای مرد فقیر سوخت و جلو رفته به کباب فروش گفت: این مرد را آزاد کن تا برود من پول دود کبابی را که او خورده است می‌دهم. کباب فروش قبول کرد و مرد فقیر را رها کرد. شیخ پس از رفتن فقیر چند سکه از جیبش خارج کرده و در حالی که آنها را یکی پس از دیگری روی زمین می‌انداخت به مرد کباب فروش گفت: بیا این هم صدای پول دودی که آن مرد خورده، بشمار و تحویل بگیر.
برچسب ها:
انتشار یافته: 7
در انتظار بررسی:1
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
14:03 - 1391/09/18
داستان تکان دهنده ای بود
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
16:06 - 1391/09/18
عالي بود مرسي
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
20:00 - 1391/09/18
این داستان رو یادمه حدود 12--13 سال پیش تو یکی از قسمتهای کارتون "ای کیو سان" بازی کرده بودن! (البته با کمی تفاوت با این داستانک)
دقیقآ یادمه، چون مرد تو اون قصه "ای کیو سان" رو با این ترفند ضایع کرد، من حسابی حرص خوردم و ناراحت شدم ک "ای کیو سان" پیش اون مرد کم آورد.
اییییییییییی.. یادش بخیر
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
10:53 - 1391/09/19
زيبا بود
آفرين بر شيخ كه دانا لود
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
15:50 - 1391/09/19
دم شیخ گرم
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
17:33 - 1391/09/22
فریبا جان دانا لود؟
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
شیرآلات زمانی_1
عارفی_1
سوییچ ایران_1
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_1
دکتر نائبی_1
خرید باکس 1
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_3
شیرآلات زمانی_3
عارفی_3
سوییچ ایران_3
خرید باکس 3
دکتر نائبی_3
دکتر نائبی_4
شیرآلات زمانی_4
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_4
عارفی_4
سوییچ ایران_4
خرید باکس 4
دکتر نائبی_2
شرکت ویرا انرژی مهر ماهان_2
سوییچ ایران_2
عارفی_2
شیرآلات زمانی_2
خرید باکس 2
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
قالیشویی بانو_فوترموبایل
دکتر سید مصطفی حسینی_فوتر موبایل
فنی آتل_فوتر موبایل
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
شاخه نبات_ فوتر موبایل
کلینیک النا_فوتر موبایل
آیلین_تزریق چربی موبایل
شفا_فوترموبایل
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
پارسیس_فوتر موبایل ساختمان
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
زمردی_فوتر موبایل اصلی
قالیشویی ادیب_فوتر
کلینیک النا_فوتر
پارسیس_فوتر ساختمان
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
شاخه نبات_ فوتر
آیلین_تزریق چربی
قالیشویی نوین_فوتر
رستوران باغ بهشت _فوتر
فنی آتل_فوتر
دکتر سید مصطفی حسینی_فوتر
زمردی_فوتر اصلی
تدبیرکالا_فوتر
آیلین_فوتر کاشت ابرو
موسسه خیریه زهرا_فوتر
قالیشویی بانو_فوتر
شفا_فوتر
رستوران پارسیان_فوتر
آیلین_فوتر بلفارو