یک امیرعباس هویدا را جای پدرزن هادی حجازیفر گذاشتند
سریال «کلاغ» از همان قسمتهای ابتدایی نشان میدهد که سازندگانش، دستکم از نظر فرمی، درسهای مهمی از تجربه سریال «تاسیان» گرفتهاند.
برترینها: یکی از تفسیرپذیرترین نکات سریال کلاغ، تیپسازی برای کاراکتر پدرزن جلال(محسین قصابیان) است. قصابیان در این سریال، تیپی خلق کرده که همزمان چندین ارجاع را در ذهن زنده میکند. از یک سو، ظاهر و استایل او بیشباهت به کمیسر مگره فرانسوی نیست و از سوی دیگر، پیپی که همواره همراهش است، تداعیکننده چهرههایی نظیر امیرعباس هویدا و حتی برخی رجال سیاسی دهههای چهل و پنجاه است.

هویدا در گفتگویی پیرامون استفاده از ارکیده، پیپ و عصا میگفت که گل را دوست دارد، پیپ را از 16 سالگی مصرف میکرد و عصا را به دلیل تصادفی که با ماشین داشته به هخاطر نقص در زانویش به دست میگیرد. به هر حال هویدا یک روشنفکر بوروکرات بود؛ با صادق هدایت و چوبک و علوی در کافه نادری و کافه فردوسی نشست و برخاست داشت و قهوه انتلکتوئلی مینوشید و از سویی در جلسات خسته کننده اداره کل خاورمیانه وزارت خارجه، شق و رق اتو کشیده، آخرین تحولات لبنان و سوریه را به سمع دیپلماتها میرساند. بعدتر هم که از ماموریت فرنگ برگشت و در شرکت نفت سمتی پیدا کرد، و بعدها به صدارت اعظم دولت وقت در دهههای 40 و 50 رسید و حالا هم آن پیپ معروف امتدادی شده در هیات یک مامور ارشد ساواک.

البته مقصود از این شباهت، نه جهانبینی سیاسی، بلکه نوع تیپسازی است. پیپ در میان سیاستمداران آن دوره، نوعی ژست اشرافی محسوب میشد؛ همانطور که روشنفکران با سیگارهای زر و شیراز و طبقات دیگر با برندهای رایج زمانه خود، نوعی هویت بصری برای خود تعریف میکردند. در مقابل، محمدرضا پهلوی بیشتر به سبک ستارههای هالیوود، از همفری بوگارت تا کری گرانت، به سیگار علاقه داشت و حتی در میان برخی چهرههای سیاسی و مذهبی بعد از انقلاب نظیر رهبر شهید نیز تصاویر استفاده از پیپ دیده میشود.
همینها باعث شده تا کاراکتر پدرزن جلال، شاید بحثبرانگیزترین چهره این روزهای نمایش خانگی در ایران باشد و پس از مدتها یک کاراکتر از خود سریال جلوتر حرکت کند. البته این امر با کیفیت اجرای این نقش در سراسر سریال ارتباطی ندارد.

تغییر صدای پدرزن جلال که جزو روسای ساواک میباشد بجای آنکه نمایانگر یک کاراکتر جدی و مقتدر باشد مضحک و تعجب آور است گویی اینکه این کاراکتر در یک سریال طنز بازی میکند! در واقع به نظر میرسد صدای قصابیان بدون تغییر خاصی بیشتر به کمک این کاراکتر میآمد. در واقع این تمهید مهدویان تا حد زیادی آن شباهت به هویدا را خدشهدار میکند و انگار از ظرفیت بازی خود قصابیان به عنوان یک رئیس یا فرمانده بهره لازم را نبرده؛ چنانچه در کاراکتر منصور ستاری او توانسته بود این ظرفیت را ایجاد کند که تا حد قابل توجهی میتواند نقش رئیس را ایفا کند و حالا این مساله، بزرگترین پرسش را پیرامون تصمیم مهدویان درباره قصابیان به ذهن متبادر میکند.
ارسال نظر