زیبای خفته پس از ۴۲ سال به خواب ابدی رفت
۳۷۳۹۶
۱۴ آذر ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۲
۳۴۵۶۴ 
ادواردا اوبارا نوجوان دبیرستانی سرزنده‌ای بود که در سال ۱۹۷۰ یک دفعه بیمار شده و در نتیجه دیابت به کما رفت. زنی اهل میامی که عنوان «بیماری با طولانی‌ترین دوره کما» را دارد و او را سفید برفی خفته می‌نامیدند، اکنون پس از ۴۲ سال کما سرانجام در سن ۵۹ سالگی فوت کرد.
جوان امروز: ادواردا اوبارا نوجوان دبیرستانی سرزنده‌ای بود که در سال ۱۹۷۰ یک دفعه بیمار شده و در نتیجه دیابت به کما رفت. زنی اهل میامی که عنوان «بیماری با طولانی‌ترین دوره کما» را دارد و او را سفید برفی خفته می‌نامیدند، اکنون پس از ۴۲ سال کما سرانجام در سن ۵۹ سالگی فوت کرد.

ادواردا اوبارا نوجوان دبیرستانی سرزنده‌ای بود که در سال ۱۹۷۰ یک دفعه بیمار شده و در نتیجه دیابت به کما رفت؛ ولی قبل از اینکه به کما برود رو به مادرش کرده و گفت: قول بده، من را ترک نکنی.

مادرش نیز سر قولش باقی ماند و مراقبت طاقت فرسای شبانه روزی دخترش را تاب آورد تا اینکه ۵ سال پیش فوت کرده و خواهرش پرستاری وی را برعهده گرفت.

ادواردا که پیش از کما ۱۶ ساله بود و آینده درخشانی را برای وی پیش‌بینی می‌کردند ناگهان دچار سینه پهلو شدیدی شد؛ در اولین ساعات سوم ژانویه ۱۹۷۰ ناگهان لرزان بیدار شد و درد شدیدی داشت؛ چراکه به گفته خانواده‌اش انسولین خوراکی به جریان خونش نرسیده بود؛ او را فوراً به بیمارستان رساندند و در همان هنگام که وی را روی تخت خوابانیدن او رو به مادرش کرد و از وی خواست کنار وی بماند.

بیش از ۳۵ سال مادرش "کای اوبارا ” به طور مداوم از دخترش مراقبت کرد، او تنها ۹۰ دقیقه می‌خوابید تا به طور مرتب مراقب وضعیت دخترش باشد و با وجود اینکه نگهداری از او، فشار مالی سنگینی را به آنها وارد کرده بود ولی آنها وی را به مؤسسات نگهداری نسپارند.

زیبای خفته پس از ۴۲ سال به خواب ابدی رفت

"کای ” در سال ۲۰۰۸ در سن ۸۰ سالگی فوت کرد و همیشه امیدوار بود که روزی دخترش از کما بیرون بیاید؛ پدر ادواردا به نام جوی نیز در سال ۱۹۷۷ در اثر سکته قلبی فوت کرد که گفته می‌شود در اثر فشار نگهداری از دختر بیمارش به این عارضه دچار شده بود.

بعد از فوت پدر و مادر، خواهرش کالین جای آنها را گرفت و در خانه‌اش در میامی نگهداری وی را برعهده گرفت، او حتی از شغل قبلی خود که مربیگری اسب بود دست کشید تا به طور تمام وقت مراقب خواهرش باشد.

در طول مراقبت باید بدنش را هر ۲ ساعت یک بار بر می‌گرداندند تا از زخم بستر جلوگیری شود و باید به او انسولین تزریق شده و از راه لوله به وی غذا می‌دادند؛ کالین هر روز دوستانه موهای خواهرش را می‌بافت و به طور مرتب با او حرف می‌زد؛ خانواده و دوستان نیز مرتب به او سر می‌زدند و برایش موسیقی می‌نواختند یا برای وی کتاب می‌خواندند.

این مراقبت طاقت فرسا و از خود گذشتگی این خانواده باعث شد تا فردی به نام دکتر واین دایر کتابی را تحت عنوان قول قوله (داستان باورنکردنی عشق بی‌قید و شرط مادر و چیزی که باید از آن یاد بگیریم) را در مورد این خانواده بنویسد.

این کتاب توجه عموم را بسیار به خود جلب کرد و باعث شده ملاقات کننده‌های بسیاری از نقاط مختلف دنیا به دیدن زن بیمار بروند و به خانواده‌اش روحیه بدهند.

با وجود اینکه کالین نسبت به بهتر شدن خواهرش خوش‌بین بود ولی احساس کرد که به سختی غذا را می‌بلعد ، در روز بعد احساس کرد آنچنان بهتر شده است که می تواند یک فنجان قهوه بخورد؛ در همان وقت به او توجه کرد که مستقیم به سوی او نگاه می‌کند و بهترین لبخندی که تاکنون دیده بود را تقدیم وی کرد.

وقتی کالین با یک فنجان قهوه بازگشت، ادواردا دیگر فوت کرده بود؛ علاوه بر خواهر ادواردا، دو خواهر زاده‌اش نیز به نام ریچارد و جوزف مایکل نیز سهم زیادی را در نگهداری از وی برعهده داشتند.

برچسب ها:
انتشار یافته: 25
در انتظار بررسی:1
Iran, Islamic Republic of
13:28 - 1391/09/14
کسی میتونه مادر رو معنی کنه؟
Iran, Islamic Republic of
13:41 - 1391/09/14
درود به شرف اين خانواده ، اين يعني مسلماني. درود درود درود
Iran, Islamic Republic of
13:59 - 1391/09/14
آخی چه دردناک که مادری این همه سال آب شدن بچشو ببینه و ازش مراقبت کنه، واقعا همه ی مادرا همینطوری فداکار و مهربونن. خدا همشون و باری هممون حفظ کنه
-
15:40 - 1391/09/14
اين خانواده چه مقاومت با شكوهي داشتن و اين يعني عشق...........
Iran, Islamic Republic of
19:45 - 1391/09/14
خیلی خوب شد بیچاره راحت شد دیگه
Iran, Islamic Republic of
21:34 - 1391/09/14
بهشت زير پاى مادران است***
Iran, Islamic Republic of
23:55 - 1391/09/14
خدایا نزار هیچ مادری زجر کشیدن فرزندش رو ببینه...نزار مادری غم از دست دادن فرزندش رو ببینه من از روی تجربه حرف میزنم...مامانم تو دستای مامانش حالش بد شد و... حالا که مامانم نیست من ذره ذره آب شدن این مادر رو میبینم... شاید من راحت تر با این موضوع کنار میام تا مادربزرگم...درود به تمام مادران... واقعا که بهشت لایقشونه...
Iran, Islamic Republic of
17:29 - 1391/09/15
نزدیک بود گریه کنم بیچاره خانوادش
Iran, Islamic Republic of
21:03 - 1391/09/15
عاشقتم مادررررررررررررر
Iran, Islamic Republic of
09:28 - 1391/09/16
مگه تو کما نبود؟ چطوری غذا میخورد؟
Iran, Islamic Republic of
10:06 - 1391/09/16
باور کنید گریم گرفت درود بر انسانیت درود بر هرچی آدمه باشرفه چه مسلمان چه غیر مسلمان کاشکی ما آدما همیشه مهربونو با معرفت باشیم
Iran, Islamic Republic of
10:43 - 1391/09/16
مادر جان پناه من
Iran, Islamic Republic of
12:04 - 1391/09/16
واقعا انسانیت رو باید از همچین آدمایی آموخت...
خدا سایه پدر مادرا رو رو از سر بچه هاشون کم نکنه ...
دوست من مادرش سکته کرد 4 روز رفت توو کما , روز پنجم اومد گفت اگه اجازه بدن میرم دستگاهارو از روش بر میدارم که بیشتر از این زجر نکشه..
خواستم بهش بگم آخه فلان فلان شده , مادر تو 36 سال از فکرت آرامش نداشت و بخاطرت زجر کشید حالا تو نتونستی 5 روز اونو رو تخت بیمارستان تحمل کنی !!؟؟

متاسفانه مادرش بعد از 28 روز فوت شد.
پاسخ ها
شقايق
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۴ - ۱۳۹۱/۰۹/۱۸
هنوز باهاش دوستي؟
به نظر من همچين آدمي لياقت دوستي رو نداره
Iran, Islamic Republic of
21:26 - 1391/09/16
کم کم داشتیم از انسانیت نا امید می شدیم
خدا هر جفتشون رو رحمت کنه ...
Iran, Islamic Republic of
23:42 - 1391/09/16
خدام چه کارایی میکنه!!!!
اخییییییی مامانه خیلی گناه داشته بخدا کلی براش گریه کردم.
خدا مامانای هممونو حفظ کنه، اوناییم که مادرشون فوت شده انشاا.. خدا روحشونو شاد کنه...
Iran, Islamic Republic of
01:44 - 1391/09/17
پس چرا ميگن اين خارجيها احساس ندارند اگه اين عدم احساسه پس به دلسوزيهاي ماايرانيها چي ميگن؟؟؟؟؟
Iran, Islamic Republic of
13:52 - 1391/09/17
من كه گريه كردم آخه من ودخترم هم بدجور به هم وابسته ايم0عجب صبري داشته مادرش روحش شاد
United States
14:05 - 1391/09/17
با تمام وجود اون مادرو دوست دارم و آرزوم اینه که من هم بتونم مثل اون روح بزرگی داشته باشم .
Iran, Islamic Republic of
16:16 - 1391/09/17
عزیزم این حرف رو نزن... مامان من هم یک هفته بیشتر تو کما نبود...وقتی دکتر گفت اول اینکه احتمال زنده موندن مامانتون 1 به 100 اما اگه بخواییم به هر طریقی زنده نگهش داریم (که اونم 1 به 1000) شما حاضرین مادرتون زنده بمونه و بعد هر روز از خدا مرگ عزیزتون رو بخوایین که دیگه زجر نکشه و راحت بشه؟ چون مادرتون نه دیگه میبینه نه میشنوه نه حرف میزنه و سمت چپ بدنش کامل فلج شده... ما هم دستگاه رو کشیدیم آخه کی دوست داره مادر 40 سالش بمیره؟ اون دوستتم اینو می دونست که چنین درخواستی کرد
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج