سنتی که با بَزک مدرنیته نمی‌ شود
۳۸۰۵۶
۲۲ آذر ۱۳۹۱ - ۱۶:۰۳
۶۰۱۳ 
نگاهی به «زندگی خصوصی آقا و خانم میم»
زندگی خصوصی آقا و خانم میم در نگاه اول ملودرامی خانوادگی یا شاید بهتر است بگوییم زن و شوهری است که به رابطه ی یک زوج می پردازد,آوا و محسن که تمام مدت در حال قهر و آشتی و درگیری لفظی اند.
سینمای ایران: «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» در نگاه اول ملودرامی خانوادگی یا شاید بهتر است بگوییم زن و شوهری است که به رابطه ی یک زوج می پردازد,آوا و محسن (مهتاب کرامتی و حمید فرخ نژاد)که تمام مدت در حال قهر و آشتی و درگیری لفظی اند.

مرد زن را قبول ندارد و زن به مرد شک دارد. همه ما اینگونه خرده اختلافات زناشوهری را در اطراف خود دیده ایم و شوخی ها، تکه ها و دعواهای مرد و زن داستان برایمان طبیعی و باور پذیر است.

اقبال بیش از حد تماشاگران در سالن سینما نیز حکایت از این دارد که بیشتر با محسن و کمی هم با آوا همذات پنداری می کنند...خنده هایی به این معنی که «کاملا درکت می کنم»



دقت و ظرافت نگارش فیلم نامه از جایی خود را به بیننده نشان می دهد که به طرز غیر محسوسی جای مرد و زن عوض می شود و بعد از کمی این محسن است که به آوا شک دارد و زن است که کارهای مرد در نظرش مسخره است.فضای شیک و زیبای هتلی که در آن اقامت داشتند و در ابتدای اثر مکانی دل انگیز و سرشار از امید و موفقیت به نظر می رسید رفته رفته به گورستانی سرد و نا امن بدل می شود.

 اتومبیل محسن و آوا که در ابتدای فیلم مکانی سرشار از عشق و محبت به خانواده به نظر می رسید در اواسط فیلم و در انتها به محیطی خفقان آور و پر تنش تبدیل می شود. حضور پسر کوچک این زوج در فیلم شاید برای کاستن از بار تلخی این رابطه ی غم انگیز باشد اما در کل حضور پسرک چندان دلچسب به نظر نمی رسد.

 تغییرات ظاهری آوا و لباس هایی که بر تن می کند، نوع مهمانی هایی که زوج بدان دعوت می شوند و رفتارهای سرشار از تضاد مرد همگی نا امید کننده اند و نشان دادن مرد سالاری و لقمه گرفتن شوهر برای زن-استعاره ای برای سکانس لقمه نان پنیر محسن برای همسرش-قدری فضای اثر را به فیلم های فمینیستی شبیه کرده است.



علیرضا طالب آبادی، فیلمنامه نویس اثر کوشیده روی پنهان کاری زن مانور تردید برنگیزی اجرا کند اما راز در نهایت آن اندازه بزرگ نیست که او را این‌همه بترساند به استناد رفتار گرم و صمیمی که مرد با پسر کوچکش دارد و نمی توان پذیرفت که او تا آن اندازه بی مهر است که زن را به سقط جنین وادار سازد.

حتی به شخصه سکانسی که محسن با پای برهنه به آب می زند تا داروهای همسرش را از داخل ماشین بیاورد را دلیلی برای خانواده دوستی او می دانم که با دیدن عروسک در آب به فکر فرو می رود و آن را همراه خود به اتاق هتل می آورد. عروسکی که بعد می فهمیم اشاره ای پیش از موعد به بارداری آوا بوده است.

 اما کلیت اثر نمی گذارد که مخاطب در همین موضع بماند و همین مرد شکاک را که شخصا همسرش را به خودآرایی وا می دارد، در نهایت از کوره به در می رود و علیرغم ژست مدرن و امروزی اش مانند مردان مستبد و سنتی بروی همسر دست بلند می کند. این همه تناقض که برای مخاطب خنده دار است سرشار از ضعف های اجتماعی و مشکلات ریز و درشت درون فردی است که تا به حال به این صراحت عنوان نشده اند.



 مانند صحنه آسانسور که متصدی با نگاهی هیز و خیره به زن چشم می دوزد و مرد برویش براق می شود ولی باز هم همسرش را به آراستن سر و رویش تشویق می کند و حتی انتظار دارد او در خلوتشان نیز به همان شکل حضور داشته باشد و باز هم صحنه آسانسور تکرار می شود...پایان فیلم چندان راضی کننده نیست و کارگردان آسان ترین راه را برای جمع بندی انتخاب کرده...پایان باز .

البته باید گفت «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» از دیالوگ های مفید و موثر، صحنه پردازی حرفه ای، بازی خوب کرامتی و فرخ نژاد و فیلم برداری عالی هومن بهمنش سود می برد و ترکیب این عناصر با یکدیگر هنر روح الله حجازی درمقام کارگردان است.

 او که اولین فیلمش «در میان ابرها» چندان به چشم نیامد، در دومین اثرش توانایی های خود را اثبات کرده و تقریبا در تمام زمینه ها به خصوص کستینگ به شدت حرفه ای ظاهر شده است.

انتخاب حمید فرخ نژاد مناسب ترین گزینه ممکن بود و کاراکتر برون گرا و شلوغ او– که در عین کلیشه شدن هنوز هم جذاب است- در کنار مهتاب کرامتی ساکت و منفعل شمایل اغلب زوج های ایرانی را شکل می دهند که تا به حال نمونه های موفقی از آن را نیز در سینمای داشته ایم.

حضور ابراهیم حاتمی کیا در نقش گوهری، رییس محسن به عنوان گزینه ای در ظاهر خنثی و به قول حجازی بی هیچ پیش داوری و شناخت قبلی مخاطب از کاراکتر وی، بسیار هوشمندانه صورت گرفته و جالب اینکه بازی او با وجودی که از چند سکانس کوتاه فراتر نمی رود اما بسیار تاثیرگذار است و در اواخر فیلم-سکانس گفت و گویش با محسن در رستوران- به اوج جذابیت می رسد.



 این نشان می دهد که وی همانگونه که از تجربه کردن ژانر ها و موضوعات مختلف در فیلمسازی باکی ندارد مایل است توانایی های بالقوه خود را در زمینه بازیگری هم محک بزند. البته حضور او در این اثر با توجه به پیش زمینه فکری و ید طولای او در عرصه سینمای جنگ و دغدغه های اجتماعی اش نمی تواند این انتخاب عجیب را بی دلیل بگذارد و بی شک کاراکتر گوهری پیامی بیش از رام کردن شیطان درونش دارد.(اشاره به دیالوگ کلیدی وی)

فیلم برداری به‌منش یکی از عوامل موثر در جذابیت بصری فیلم و به نوعی برگ برنده آن است. فلو و فوکوس کردن های به جا، قاب بندی های حرفه ای و کلوزآپ های آرتیستیکی که در «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» ارائه کرده همه زیبا و دیدنی اند به خصوص تیتراژ خلاقانه ای که بازی نور از پشت قطرات باران بر شیشه ماشین شکل گرفته و یا صحنه ای که محسن وارد اتاق می شود و حضورش در پس زمینه فلو با فوکوس برچشم آوا در گوشه تصویر ترکیب چشم نوازی می سازد.همچنین میزانسن شناسی حجازی آن اندازه خوب هست که نماهای قابل قبولی را در فضای بسته بسازد و خستگی مخاطب از یکنواختی لوکیشن را با دیالوگ های پینگ پونگی و مکالمات رمز آمیزآوا برطرف کند.

حجازی اخیرا در مصاحبه ای به دوستی با طالب آبادی اشاره کرده و از نزدیکی مسیر فکری و سلیقه شان صحبت کرده است .به نظر می رسد حاصل این نزدیکی و همفکری می تواند در آینده به خلق آثار فاخری منجر شود چرا که هر دو در تجربه ی هنری«زندگی خصوصی آقا و خانم میم» بسیار موفق تر از انتظارات ظاهر شده اند.
انتشار یافته: 1
در انتظار بررسی:1
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج