طنز؛ ترانه لوژی!
۵۰۶۴۶۴
۱۵ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۲
۵۴۰۰ 
از اولین روزی که بشر شروع به خواندن ترانه کرد، بسیاری از مردم گمان کردند ترانه خواندن فقط اهداف بزمی دارد در صورتی که ترانه همچون پیاز، لایه های عمیق تری هم دارد که جا دارد استاد فراستی در کنار نقد سینما، نیم نگاهی هم به نقد ترانه بیندازد.
بی قانون؛ ضمیمه طنز روزنامه قانون - علی زر اندوز: از اولین روزی که بشر شروع به خواندن ترانه کرد، بسیاری از مردم گمان کردند ترانه خواندن فقط اهداف بزمی دارد در صورتی که ترانه همچون پیاز، لایه های عمیق تری هم دارد که جا دارد استاد فراستی در کنار نقد سینما، نیم نگاهی هم به نقد ترانه بیندازد تا معلوم شود بالاخره این ترانه ها درآمده یا نه! در این مطلب قصد داریم با کنار زدن نگاه سنتی به برخی ترانه های رایج؛ نشان دهیم ترانه هم به دلیل عمیق بودن، می تواند در کنار تاریخ و جغرافیا به فهرست کتاب های درسی اضافه شود که البته ناگفته پیداست برای تدریس این درس، از حالا باید به دنبال معلم های با جنبه و با دانش بود که تکه کلام هایی عمیق تر از: حالا از این ها! داشته باشند.

یه تیکه زمین!

ترانه: بهشت از دست آدم رفت، از اون روزی که گندم خورد/ ببین چی می شه اون کس که یه جو از حق مردم خورد

تفسیر: آدم بهشت را از دست داد زیرا اهل بخور بخور بود و گندم خورد. حالا شما تصور کنید اگر کسی آفتابه دزد باشد و یک جو از حق مردم را خورده باشد چه بلایی باید بر سر خودش و دودمانش بیاید! آری! سزای آفتابه دزدی همین است.

ترانه: کسانی که تو این دنیا، حساب ما رو پیچیدن/ یه روزی هر کسی باشن، حساباشونو پس می دن

تفسیر: کسانی که در این دنیا، پول بیت المال را از حساب های مردم می پیچانند، یک روز هر کسی که باشند، حساب شان را پس می دهند. پس با این وجود چرا اینترپل در کانادا هم آدم را ول نمی کند؟ آقای اینترپل شما که از معانی عرفانی شعر پارسی سر در نمی آوری، چرا گیر الکی می دهی؟! منظور از «یه روزی» در اون بیت روز قیامت است، نه امروز!

ترانه: نذار بازی کنن بازم، برامون با همین نقشه/ خدا هرگز کسایی رو که حق خوردن، نمی بخشه

تفسیر: ای مردم، اجازه ندهید دیگران با نقشه ای که من کشیدم و به وسیله آن، پول های بیت المال را بالا کشیدم و به کانادا آوردم، باز هم پول های شما را بالا بکشند. پس ای مال مردم خورهای بعدی، خلاقیت تان کجا رفته؟ من کلی زحمت کشیدم تا آن نقشه را طراحی کردم. حق کپی رایتش هم برای خودم محفوظ است! بروید و خودتان نقشه جدید بکشید، زیرا خداوند هرگز کسانی را که حق کپی رایت را رعایت نمی کنند، نمی بخشد!

ترانه: جهان بد جور کوچیکه، همه درگیر این دردیم/ همه یک روز می فهمن، چه جوری زندگی کردیم

تفسیر: جهان بسیار کوچک است و دست بالای دست بسیار است، خود من هم که مختلس دانه درشت بودم، اینجا در کانادا، به تور افراد دیگری خوردم که به اسم پروژه های ساختمانی سودآور، کلاه مرا برداشتند؛ ولی من زندگی آنها را آتش می زنم و کاری می کنم که همه مردم دنیا بفهمند چه جوری زندگی می کنند. اصلا می دهم از تمام زندگی شان یواشکی فیلمبرداری کنند و این فیلم ها (به خصوص جاهای خصوصی اش) را در شبکه های اجتماعی پخش می کنم... طرف فکر کرده این هم پول بیت الماله؛ نه داداش! این پول ها الان دیگه مال منه... یک قرونش هم حساب داره!

ببر!

ترانه: مستانه پاشید، اسب، سیاهی/ در پنجه نور، یالی رها را

تفسیر: ای خودروساز، ای مونتاژ باز، ای نور بالا زن! اکنون که قطعات چندین خودرو را روی هم پاشیدی و یک خودروی جدید با نامی جدیدتر خلق کردی، خوشحالم... به خصوص وقتی لوگوی خود را که کله یک اسب سیاه بود روی صندوق عقب آن چسباندی!

ترانه: طاووس داشتی، آهوی کوهی/ باور نداری این مُدعا را

تفسیر: خودرویی که تو ساختی، صندوق عقبش همچون بخش های انتهایی طاووس دشت است و گلگیرهایش همچون پاهای آهو... حتی فرانکشتاین هم که خودش این کاره بود، نمی توانست چنین مونتاژی را باور کند؛ چه برسد به ما آدم معمولی ها!

ترانه: من ببر صبرم، تا لمس دستت/ سیری نباشد این اشتها را

تفسیر: اما چون پولم به خرید خودروی خارجی نمی رسد، مثل ببری که برای گرفتن شکارش کمین می کند، من هم برای لمس ترمز دستی خودروی تو ثبت نام کردم و ماه ها سر کار بودم؛ ولی گویا اشتهای تو برای پول گرفتن از من سیری ندارد.

ترانه: بر صورتت به از گردنت آه/ عرضی بلندیم در طول کوتاه

تفسیر: اما عصبانی نشو... غلط کردم! نوبت تحویل خودروی مرا بیش از این عقب نینداز... صورت خودروی تو، حتی از صورت لامبورگینی و پورشه هم «به»تر است! هیچ آهی هم بر گردن تو نیست... حتی آه خودرو چپ شده ها یا تا صندوق عقب مچاله شده ها... آنها خود رانندگی بلد نبودند و بیهوده هر بار پس از مچاله شدن خودرویشان، حرف های بدی در باب طول و عرض و بلند و کوتاه، نثار تو کردند... اُف بر آنان باد!

ترانه: پیری نباشد اقدام ما را/ آسوده طی کن اندازه ها را

تفسیر: اما خودروهای تولیدی تو و اندام شان (لوازم یدکی شان) حتی پس از بیست سال تولید مداوم و بی تغییر، پیر نمی شوند و تازه هر سال گران تر هم می شوند! آسوده خاطر باش و با همین فرمان تخته گاز حرکت کن – حتی اگر بعضی ها معتقد باشند که: «ناله و نفرین مردم حتی از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیک تر است!»

گریه نکن!

ترانه: آسون نشو ای همسفر / ویرون نشو ای در به در

تفسیر: ای آسان کاندیداشو... ای سابقا پاک دست و در حال حاضر، دم دست! برای رسیدن به پاستور، همسفر شو... از فکر رد صلاحیت شدن، ویرون و در به در نشو مهندس – حالا شاید هم تایید صلاحیت شدی داداش! (یه رد صلاحیت رو بندازی بالا تا بیاد پایین، صدتا چرخ می خوره!)

ترانه: منو بگیر از همهمه/ منو به خلوتت ببر

تفسیر: بیا و مرا از همهمه این همه کاندیدا که هی می گن به ما رأی بده، بگیر و به یکی از ویلاهای خوش آب و هوایت ببر، ای ساده زیست!

ترانه: معجزه کن خاتون من، تولدی دوباره کن/ منو ببر به حادثه، شبو پر از شراره کن

تفسیر: معجزه کن مهندس! من دوباره از داخل لپ لپ، متولد شو! مرا باز هم در حال و هوای مناظره های حادثه خیز قرار بده! راستی آن برق را هم روشن کن... آدم در این تاریکی فرق بین شراره و شروین را تشخیص نمی دهد؛ چه برسد به این که بتواند کاندیدای اصلح را انتخاب کند!

سفر!

ترانه: سفر کردم که از یادم بری دیدم نمی شه/ آخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمی شه

تفسیر: به سفرهای استانی زیادی رفتم تا تو را از یاد ببرم ای صندلی ریاست ولی نشد داداش! زیرا عشق یک عاشقِ مدیریتِ جهانی، با ندیدن صندلی ریاست کم نمی شود.

ترانه: غم دور از تو بودن، یه بی بال و پرم کرد/ نرفت از یاد من عشق، سفر عاشق ترم کرد

تفسیر: غم از تو دور بودن باعث شد دیگر نتوانم در تریبون های پر مخاطب به اطلاع همگان برسانم که همه را چه کسی برده است! آه! که این سفرهای استانی اخیر، عاشق ترم کرد به تو ای صندلی!

ترانه: هنوز پیش مرگتم من، بمیرم تا نمیری/ خوشم با خاطراتم، اینو از من نگیری

تفسیر: الهی درد و بلای تو ای صندلی بخورد توی سر کسانی که چشم دیدن من و تیم پاک دستم را ندارند؛ ولی بدان و آگاه باش که من هنوز با خاطرات روزهایی که بر تو تکیه می زدم، خوشم... به خصوص آن روزهایی که از جمعیت می پرسیدم: «از ساعت چند اینجا هستین؟» و این خاطرات را کسی نمی تواند از من بگیرد!

ترانه: می خوام برگردم اما می ترسم/ می ترسم بگی حرفی نداری

تفسیر: می خواستم به سوی تو برگردم اما ترسیدم... ترسیدم که تو هم نتوانی مرا و مدیریت جهانی ام را درک کنی!

ترانه: بگی عشقی نمونده/ می ترسم بری تنهام بذاری

تفسیر: از این هراس دارم که بگویی بین من و تو دیگر چیزی باقی نمانده... می ترسم یک روز ببینم پاهای چوبی تو هم مثل پاهای چوبی پینوکیو، جان گرفته و داری از دست من فرار می کنی تا تنهایم بگذاری...
آهای صندلی تو هم؟!

برای آخرین بار!

ترانه: برای آخرین بار، خدا کنه بیاره/ تو این شب کویری، یه قطره از ستاره

تفسیر: ای کاش برای آخرین بار هم که شده باز هم اعلام کاندیداتوری کنی... در این شب خشک، بی کاندیدا، بی چیپس و ماست و موسیر و دلستر لیمویی، تو قطره ای هستی که از آسمان شکاف خورده یک ستاره چکیدی... (آه... ایزوگام هم ایزوگام های قدیم!)

ترانه: همیشه بودی و من، تو رو ندیدم انگار/ بگو، بگو که هستی، برای آخرین بار

تفسیر: تو همیشه کاندیدا بودی ولی من هرگز تو را ندیدم و هی به دیگران رأی دادم؛ اما اکنون و در این دوره از انتخابات می خوام به تو رأی بدهم. پس بگو، بگو که در این دوره هم کاندیدا هستی... لطفا برای آخرین بار کاندیدا شو...

ترانه: وقتی دوری، تنهایی نزدیکه/ قلبم بی تو می ترسه، تاریکه...

تفسیر: وقتی از صندوق های رأی دور می شوی، حتی کاندیداهای رقیب هم احساس تنهایی و غربت می کنند. قلب، ریه و شش من از نبودن تو می ترسند زیرا از کودکی تا چشم به جهان باز کردم، قبل از این که پرستار ضربه ای به پشتم بزند، پوستر انتخاباتی تو را سر و ته دیدم... من نسبت به دو چیز فوبیا دارم؛ یکی انتخاباتی که تو در آن کاندیدا نباشی و دیگری تاریکی!
برچسب ها:
مطالب مرتبط
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج