تاریخچه ضرب المثل «دسته گل به آب دادن»
روشا فارمسی_d
رستوران پارسیان_D
روشا فارمسی_d
رستوران پارسیان_D
دکتر نداف کرمانی_ fموبایل
دندانپزشکی تاج_f موبایل
روشا فارمسی_d
رستوران پارسیان_D
لاله زار مال_1
ادیب_1
اپیلاسیون نانا 1
ادیب_3
اپیلاسیون نانا 3
لاله زار مال_3
اپیلاسیون نانا 4
لاله زار مال_4
ادیب_4
لاله زار مال_2
اپیلاسیون نانا 2
ادیب_2
دکتر نداف کرمانی_ f
دندانپزشکی تاج_f
۵۷۸۳۵
۱۳ تير ۱۳۹۲ - ۱۳:۴۴
۶۹۱۶۴
در ادامه سلسله مطالب آشنایی با ریشه ضرب المثل ها،امروز با تاریخچه پیدایش ضرب المثل معروف«دسته گل به آب دادن» آشنا می شوید.
باشگاه خبرنگاران جوان: در ادامه سلسله مطالب آشنایی با ریشه ضرب المثل ها،امروز با تاریخچه پیدایش ضرب المثل معروف«دسته گل به آب دادن» آشنا می شوید.

امروز به سراغ یکی از ضرب‌المثل‌های رایج در کشورمان می‌رویم تا شما را از ریشه‌های شکل‌گیری آن در ادبیات شفاهی فارسی باخبر سازیم. ضرب‌المثلی که  قصد صحبت درباره آن را داریم، «دسته گل به آب دادن» است.

بارها در مکالمات روزمره از ضرب‌المثل دسته گل به آب دادن استفاده شده. به‌طور مثال پسر قصد دارد با دوستانش به پارک یا زمین ورزش یا به‌طور کل از شهر خارج شود،گوشزد پدر فایده‌ای ندارد. بالاخره با وساطت مادر یا خواهش خودش مجوز صادر می‌شود، اما در لحظه آخر پدر رو به پسر می‌گوید: برو ولی سعی کن «دسته گل به آب ندی‌ها».

یا نوجوانی که به شیطنت نامش سر زبان‌ها است، سراسیمه از راه می‌رسید. مادر یا پدر و خواهر یا یکی از اعضای خانواده نگاهی مشکوک به او انداخته و می‌پرسد: «چی شده!؟ چه دسته گلی به آب دادی که این‌چنین مضطربی یا بارها در بین گفت‌و‌گو شنیده‌ایم که خدا می‌داند فلانی چه دسته گلی به آب داده که از شرکتش، اداره‌اش، محل کارش اخراجش کرده‌اند.»

خلاصه استفاده از این ضرب‌المثل جمله‌ای متداول است، بدون اینکه اغلب بدانند ریشه‌اش از کجاست و چرا به کار می‌رود، از کجا آمده، چه شده که مورد استفاده قرار می‌گیرد. در صورتی که کسی از خودش نپرسیده یعنی چه! پسرم قصد دارد با دوستانش به پارک برود، دسته گل به آب ندهد چه معنایی دارد.

نگاهی به تاریخچه پیدایش ضرب المثل ها


در سال‌های دور زبان به زبان یا به قول معروف سینه به سینه به گوش ما رسیده؛ جوانی ساکن یکی از آبادی‌های ساکن شهرکرد چهارمحال و بختیاری به قول همشهری‌هایش از شانس خوبی برخوردار نبوده و به آدمی جنجالی معروف بوده که به هر جا پا می‌گذاشته، اگر اتفاق یا حادثه‌ای ناگوار روی می‌داده، بلافاصله نظرها روی او جلب می‌شده و اگر هم در آن درگیری تقصیری نداشته از اقبال بدش او را گناهکار دانسته که به‌طور مثال اگر در فلان دعوا میانجی نمی‌شد یا شرکت نمی‌کرد، چنین و چنان نمی‌شد. جوان بیچاره به خودش هم امر مشتبه شده بود که از شانس خوبی برخوردار نیست.

از قضای روزگار و دست حوادث، جوان بداقبال چنان دلباخته دختری از اهالی آبادی می‌شود که دست مجنون را از شدت عشق از پشت می‌بندد. آوازه عاشق شدن جوان در آبادی می‌پیچد، در حالی که خود دختر هم بی‌میل نبوده به همسری او درآید، اما سابقه ناخوشایند جوان عاشق موجب می‌شود خانواده دختر موافق به آن ازدواج نباشند، بلکه عده‌ای آن وصلت را شوم می‌دانند.

جوان نا‌امید می‌شود، خواستگاری دیگر گوی سبقت از او می‌رباید. بعد از خواستگاری و موافقت پدر و مادر دختر، بساط جشن برپا می‌شود. جوان عاشق هم برای دختر آرزوی خوشبختی می‌کند و چون قادر نبوده از نزدیک تماشاگر جشن عروسی کسی باشد که از جان بیشتر دوستش داشته، ایام حنابندان و جشن و پایکوبی از آبادی خودش دور می‌شود و به کوه‌های اطراف پناه می‌برد.

کوه‌هایی که آب‌های برف‌های زمستان به هم پیوسته تشکیل رودخانه‌ای بزرگ می‌دهد. جوان عاشق که دستش از همه چیز کوتاه شده برای تسکین دل عاشقش از دشت و دمن و کوه صحرا دسته گل زیبایی می‌چیند. از آنجا که می‌داند رودخانه از روبه‌روی خانه عروس عبور می‌کند. دسته گل را به آب می‌اندازد که شاید نگاه عروس به آن بیفتد.

 روبه‌روی خانه دختربچه‌ها و پسران خردسال مشغول بازی هستند. تا نگاهشان به دسته گل می‌افتد هر یک برای گرفتن گل از دیگری سبقت می‌گیرند. دختر خواهر عروس برای گرفتن دسته گل خودش را به رودخانه می‌زند. گرداب او را در خودش غرق می‌کند. دخترک از دنیا می‌رود و عروسی به عزا تبدیل می‌شود.

جوان عاشق بعد از یکی دو روز به آبادی برمی‌گردد. روبه‌روی قهوه‌خانه‌ای ماتم‌زده می‌نشیند. ماجرا را برایش شرح می‌‌دهند که جشن عروسی تبدیل به عزا شد. چرا؟ علت را توضیح می‌دهند.

جوان عاشق دست پشت دست می‌زند. آه از نهادش بلند می‌شود و ماجرا را شرح می‌دهد که دسته گل را او برای عروس فرستاده بوده و مردم به او می‌گویند: «پس اون دسته گل را تو به آب داده بودی».
انتشار یافته: 9
در انتظار بررسی:1
Australia
14:13 - 1392/04/13
بيچاره ! چقدر بدشانس بوده !‌
Iran, Islamic Republic of
13:26 - 1397/08/21
خیلی باحال بود راضی هستم
Iran, Islamic Republic of
15:06 - 1397/08/28
نویسنده بیسواد نمیدونه كه این جولن عاشق هر روز سر یک ساعت معین یک دسته گل به آب میداده تا معشوق از آب بردارد چون جوی آب از وسط خانه معشوق میگذشته و آنروز هم بر حسب معمول دسته گل را به داده که اون اتفاق افتاده.
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
سفیر بار ساقدوش_1
گروه تولیدی نیلوفر_1
شرکت هوش و دانش سپهر_1
گروه تولیدی نیلوفر_3
شرکت هوش و دانش سپهر_3
سفیر بار ساقدوش_3
گروه تولیدی نیلوفر_4
شرکت هوش و دانش سپهر_4
سفیر بار ساقدوش_4
سفیر بار ساقدوش_2
شرکت هوش و دانش سپهر_2
گروه تولیدی نیلوفر_2
آیلین_تزریق چربی موبایل
پارسیان طب - فوتر موبایل
نیکان فارمدمهر_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
قالیشویی ثمین_فوتر موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
شفا_فوترموبایل
قالیشویی بانو_فوترموبایل
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
ترجمه زندگی_فوتر موبایل
روانشناسی مرهم_ فوتر موبایل
اورانوس_فوترموبایل2
دکتر صالحی_فوتر موبایل
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
دکتر آزاد خواه_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
کلینیک النا_فوتر موبایل
تدبیرکالا_فوتر موبایل
دکتر لاجوردی_فوتر موبایل
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
روشا فارمسی_فوتر موبایل
فنی آتل_فوتر موبایل
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
تنورستان_فوتر موبایل
رستوران پارسیان_فوتر
تنورستان_فوتر
اورانوس_فوتر2
رستوران باغ بهشت _فوتر
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
ترجمه زندگی_فوتر
دکتر لاجوردی_فوتر
قالیشویی نوین_فوتر
آیلین_فوتر کاشت ابرو
قالیشویی ادیب_فوتر
شفا_فوتر
قالیشویی ثمین_فوتر
تدبیرکالا_فوتر
قالیشویی بانو_فوتر
دکتر آزاد خواه_فوتر
روانشناسی مرهم_ فوتر
فنی آتل_فوتر
کلینیک النا_فوتر
روشا فارمسی_فوتر
آیلین_فوتر بلفارو
دکتر صالحی_فوتر
موسسه خیریه زهرا_فوتر
آیلین_تزریق چربی
پارسیان طب - فوتر
نیکان فارمدمهر_فوتر