سیاست‌های «کورجنسیتی» در ساختار مدیریت شهری
۶۲۹۴۳۴
۲۱ آبان ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۵
۷۱۵۰ 
ساختار مدیریت شهری سنتی در ایران کاملا مردانه بوده و اثر چندانی از زنان و فعالیت آن ها در این عرصه نیست.
هفته نامه صدا - حسین ایمانی جاجرمی: ساختار مدیریت شهری سنتی در ایران کاملا مردانه بوده و اثر چندانی از زنان و فعالیت آن ها در این عرصه نیست.

اداره شهر سطحی از قدرت سیاسی است که فروتر از سطح ملی به حساب آمده و می توان آن را در زمره سیاست محلی1 قرار داد. در این سطح از قدرت «رهبران محلی» انتخاب می شوند، سیاست ها برای اداره امور عمومی شهر از سوی گروه های پیروز در رقابت سیاسی تدوین و اجرا می شود، و منابع و منافع براساس ساختارهای قدرت میان گروه های اجتماعی مختلف توزیع می شوند. بدین ترتیب هر گروه اجتماعی که حضور کمتری در ساختار قدرت داشته باشد یا از ابزارهای کافی برای تاثیرگذاری بر کنش سیاسی برخوردار نباشد، امکان کمتری برای دستیابی به منافع خود دارد.

ساختار مدیریت شهری سنتی در ایران کاملا مردانه بوده و اثر چندانی از زنان و فعالیت آن ها در این عرصه نیست. مقامات سنتی اداره امور شهر مانند حاکم، کلانتر و کدخدای محلات عموما مردانه بوده و زنان را به آن ها راهی نبوده است. در نخستین قانون بلدیه هم که در سال 1286 خورشیدی به تصویب مجلس شورای ملی رسید زنان کنار دیوانگان و ورشکستگان حق انتخاب اعضای انجمن بلدی یا همان شورای شهر را نداشتند. روشن است در شرایطی که زنان حتی حق انتخاب کردن هم ندارند، تصور آنان در مقامات اجرایی شهر دور از واقعیت خواهدبود.
 
سیاست های «کورجنسیتی» در ساختار مدیریت شهری

چارچوب نظری

اگر شهر را به عنوان یک سامانه2 در نظر بگیریم که از اجزای مختلفی تشکیل شده است، اداره کردن3 یک عنصر حیاتی برای ایجاد هماهنگی میان نیازهای مختلف شهر و توزیع بهینه منابع میان فعالیت های مختلف است. بنابراین شهر نیاز به اداره شدن دارد. می توان سه پارادایم را برای اداره کردن شهرها تشخیص داد. پارادایم نخست اداره کردن شهر را همانند اداره یک سازمان اداری در نظر می گیرد و روش های کلاسیک بوروکراسی را برای اداره امور شهرها پیاده می کند. این پارادایم از زمان تاسیس نخستین سازمان های شهرداری مدرن تا اوائل دهه 1990 بر اداره شهرها حاکم بود.

در این پارادایم شهردار نقش رییس اداره را بازی می کرد که باید قوانین و مقررات مشخصی را با کمک کارکنان اداری شهرداری اجرا کند. انعطاف پذیری در این پارادایم وجود نداشت و اهداف اداره شهر معمولا غیرقابل تغییر بود. در این پارادایم هیچ اشاره ای به مسئله جنسیت کسانی که شهر را اداره می کنند نمی شود و بدین ترتیب می توان آن را «کورجنسیتی» نامید.

پارادایم دوم «مدیریت شهری» است که پس از غلبه دیدگاه های نئولیبرال بر اداره جامعه در عموم کشورهای توسعه یافته به ویژه در انگلستان و آمریکا و موفقیت شرکت های اقتصادی خصوصی در ایجاد درآمد و گسترش فعالیت ها، به دنبال آن است که اصول حاکم بر اداره این شرکت ها را بر شهرها نیز اعمال کند و به جای «ریاست بر شهر» بر آن «مدیریت» کند.

آنچه اهمیت دارد تلاش برای ایجاد فضاهای کسب و کار برای شرکت ها و ابتکارات خصوصی است و استفاده از منابعی که به این طریق حاصل می شود. نکات مثبت این پارادایم آن است که با توجه به نیاز مدیریت به دانش تخصصی، مسئله سرمایه انسانی و آموزش نیروهای شاغل در دستگاه های اداره کننده شهر اهمیت زیادی پیدا می کند. همچنین تلاش می شود تا مدل ها و شاخص هایی برای سنجش عملکرد حکومت های شهری ایجاد و به کار گرفته شود زیرا مباحث بهره وری و اثربخشی در مدیریت نوین اهمیت زیادی دارند. این پارادایم جهت گیری خاصی نسبت به جنسیت ندارد و نسبت به آن در ظاهر بی تفاوت است.

جدیدترین پارادایم اداره شهر «حکمرانی شهری» نام دارد که محور اصلی آن تلاش برای شراکتی اداره کردن شهر با همکاری نزدیک میان سه بازیگر اصلی حیات شهری یعنی دولت شهری، بخش خصوصی و سازمان های جامعه مدنی است. در این پارادایم بر لزوم مشارکت زنان در اداره شهر تاکید بسیار شده است. بنابراین می توان این پارادایم اداره شهر را «حساس به جنسیت» محسوب کرد.
 
 سیاست های «کورجنسیتی» در ساختار مدیریت شهری

حکمرانی شهری خوب می باید زنان و مردان را قادر به دسترسی منافع شهروندی شهری سازد. حکمرانی شهری خوب بر پایه اصول شهروندی شهری، تصدیق می کند که هیچ مرد، زن یا کودکی را نمی توان از دسترسی به ضرورت های زندگی شهری، شامل سرپناه مناسب، امنیت مسکن، آب سلام، بهداشت، محیط پاکیزه، سلامتی، آموزش و تغذیه، اشتغال و امنیت عمومی و تحرک بازداشت.

از طریق حکمرانی شهری خوب، برای شهروندان زمینه ای فراهم می شود که به وسیله آن می توانند استعدادهای شان را به طور کامل برای بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی خود به کار گیرند.

چند نکته

از آن جایی که به شکل تاریخی مردان همواره در عرصه قدرت و از جمله قدرت شهری حضور داشته اند، سیاست گذاری شهری عملی مردانه بوده و نتیجه حاصله شهری است که مردانه ساخته شده است. به تعبیری می توان شهر را سازه ای انسانی دانست که مردان آن را طراحی و ساخته اند و بر آن حکم رانده اند.

به نظر گاتدینر و هاچیسون (2006) مسئله جنسیت و فضای شهری موضوعی است که جامعه شناسان شهری به طور عمده در مورد آن ساکت بوده اند. «اندیشمندان فمینیست توافق دارند که شهر «مردساخته»4 است زیرا زنان سهم اندکی در برنامه ریزی اش داشته اند، در ساختنش کمتر دست داشته اند، و منافع اندکی از محصور بودن در محیط مردساخته می برند. محیط ساخته شده بازتابنده فعالیت های مردان، ارزش های مردان، و گرایش های مردان به فضای سکونتی است» (گاتدینر و هاچیسون، 2006: 148).

مشارکت در عرصه قدرت شهری همانند سایر سطوح مشارکت از منظر خرد نیازمند انگیزه است. «نظریه های مختلف در زمینه مشارکت سیاسی (نظریه منابع، نظریه بسیج، نظریه ابزاری، نظریه انگیزه ابزاری) در مجموع موید این نکته اند که افراد در صورتی به مشارکت سیاسی می پردازند که منافع آن را بیش از زیانش تشخیص دهند. از آن جا که فعالیت سیاسی در غالب جوامع، برای زنان، از هزینه بالایی برخوردار است، آنان تمایل به مشارکت سیاسی در سطح نخیه ها را ندارند» (چباکی، 1381: 108).

در توضیح نبود این انگیزه می توان به مسائلی چون محافظه کاری زنان در سیاست به سبب احساس اعتماد و توافق بیشتر آنان نسبت به رهبران سیاسی در مقایسه با مردان، گرایش مکرر زنان به رفتارهای خشونت آمیز و کشمکش، نداشتن اعتماد به نفس در فعالیت های اجتماعی، نبود یا اندک بودن انگیزه پیشرفت و احساس بی قدرتی در تاثیرگذاری سیاسی اشاره کرد.

مدیریت شهری می تواند با انجام پروژه های حساب شده و حساس به جنسیت به زندگی زنان در شهر کمک کند. برای مثال در پژوهشی در مورد احساس امنیت زنان در هشر مشخص شد روشنایی کافی برای زیرگذرها و معابر عمومی، محل مناسب ایستگاه اتوبوس ها، عبور از کنار خرابه ها و ساختمان های متروکه، تاریک بودن پارک ها در شب ها، طراحی مناسب پیاده روها و سنگ فرش ها و پل های عابر پیاده مناسب بر سلامت و امنیت زنان موثرند.

به عنوان مثال در بحث حمل و نقل عمومی که وظیفه مدیریت شهری است و زنان بسیاری از آن برای انجام امور روزمره خویش استفاده می کنند می توان به ان مسائل توجه کرد: «مناسب بودن فاصله ایستگاه ها از همدیگر؛ روشنایی ایستگاه ها در شب؛ تنظیم زمان رسیدن اتوبوس ها به ایستگاه های سرویس دهی؛ تشریح مسیرهایی که اتوبوس ها از آن عبور می کنند؛ کافی بودن اتوبوس های شهری و جلوگیری از ازدحام جمعیت در آن ها و خدمات رسانی در ساعات انتهایی شب» (مظلوم خراسانی و اسماعیلی، 1389: 248).
 
 سیاست های «کورجنسیتی» در ساختار مدیریت شهری

برنامه های مدیریت شهری بر موقعیت زنان هم موثر است. در نتیجه گیری یک مطالعه که امیر ابراهیمی (1374) در مورد تاثیر فرهنگسرای بهمن بر موقعیت زنان انجام داد چنین آمده است: «بزرگ ترین تاثیر فرهنگ سرای بهمن در زندگی فرهنگی- اجتماعی زنان جنوب شهر دیده می شود. زنان در این نقطه شهر در «اندرون» زندگی می کردند؛ زندگی خارج از خانه و محله، زندگی «بیرونی» تلقی میش د و غیرمجازی. بنابراین فعالیت ها و تفریحات آن ها نیز به کارهای خانگی یا تفریحات سنتی محدود می شد. تردد در نقاط دیگر شهر تنها زمانی م جاز بود که یا با حضور مرد خانواده صورت بگیرد یا دلیل مهمی برای آن وجود داشته باشد.
 
به عبارت دیگر، یکی از خصوصیات جنوب تهران تا سال های اخیر مردانه بودن فضاهای شهری اش بود. تفریحات زنان به شرکت در مراسم و اعیاد مذهبی یا وقت گذرانی با همسایه ها و دوستان و اقوام یا وقت گذرانی با همسایه ها و دوستان و اقوام در خانه ها یا تفریحاتی با حضور بقیه افراد خانواده از قبیل رفتن به پارک و سینما خلاصه می شد.
 
فعالیت هایی از قبیل ورزش یا فعالیت های فرهنگی و هنری خاص ورزشکار و هنرمند بود. این امر مسلما در مورد کار بیرون از خانه نیز صدق می کرد. هنوز عده کثیری از زنانی که یخشی و گاه کل عایدی خانه را تامین می کنند زنانی هستند که به کارهای خانگی از قبیل خیاطی، آرایشگری یا کمک در کارهای خانه داری (از قبیل رختشویی، سبزی پاک کردن، نظافت منازل و...) مشغولند.

با افتتاح فرهنگسرا، سالن های ورزش، کلاس های متعدد در مناطق مختلف تهران و به خصوص در محلات جنوب شهر و دعوت زنان به شرکت در فعالیت های گوناگون، راه برای شرکت زنان در زندگی اجتماعی نوین بدون این که از محیط خانوادگی زیاد دور شوند، باز شد. اطمینان به اسلامی بودن این مراکز در جلب اعتماد خانواده های سنتی و مذهبی مناطق جنوب شهر مهمی داشته است» (امیر ابراهیمی، همان: 24-23).

اما علاوه بر مسئله ظرفیت زنان باید به مسائل ساختاری هم مانند تبعیضات در محیط کار توجه داشت؛ زنان شاغل با دو د سته تبعیض جنسیتی مواجه می شوند. نخست تبعیض های افقی5 که تبعیض جنسیتی بین مشاغل است و برای نمونه برعهده گرفتن برخی مشاغل برای زنان ممنوع می شود. دوم تبعیض های عمودی6 که به تبعیض جنسیتی در داخل یک شغل اشاره دارد و بر اساس آن زنان شاغل در یک شغل معین از ارتقاء شغلی در رده شغلی خود محروم مانده و نمی توانند سمت های عالی را کسب کنند.

ظرفیت و سرمایه انسانی زنان در ایران رو به افزایش بوده و به زودی فاصله اندک موجود میان آن ها از میان خواهدرفت اما با این وجود ساختارهای قدرت اعم از ملی و محلی در ایران همچنان مردانه است. حال اگر جامعه بتواند متناسب با این افزایش ظرفیت، فرصت ها و مناصب مناسب را که در اختیار مردان است روی زنان باز کند، مسئله ای بروز نخواهدکرد.
 
 سیاست های «کورجنسیتی» در ساختار مدیریت شهری
 
اما ارگ این اتفاق روی ندهد جامعه با شرایط نامتعادلی در زمینه تقاضاهای زنان برای مشارکت در مناصب مهم و تصمیم گیری ها و محدودیت ها و موانع موجود برابر این تقاضاها مواجه می شود که ممکن است به احتمال زیاد موجب آشفتگی های سیاسی و اجتماعی شود. می توان از این رویداد احتمالی به عنوان شکاف منزلت و موقعیت نام برد. به عبارت دیگر با توجه به افزایش سرمایه انسانی زنان منزلت اجتماعی آنان به سبب مردانه بودن ساختارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تغییر نخواهدکرد. این شکاف می تواند به نارضایتی های اجتماعی و سیاسی منجر شود.

چند راهکار پیشنهادی

زمان زیادی از توجه به میزان حضور و تاثیرگذاری زنان در عرصه مدیریت شهری نمی گذرد و از همین رو هنوز باید منتظر شناخت ابعاد، سطوح و عناصر مختلف این مسئله بود. با این حال برخی راهکارها با توجه به تجربه های جهانی و محلی برای بهبود وضعیت قابل طرح است:
شمول بیشتر زنان در عرصه های تصمیم گیری، به منظور ایجاد فضای مساوات بیشتر برای دستیابی به حقوق اجتماعی و اقتصادی زنان.

استفاده از نظام سهمیه بندی در سازمان مدیریت شهری و بهره مندی زنان از سهمیه.

رصد مظنم کیفیت زندگی زنان در شهر تهران و تنظیم سیاست ها و برنامه های شهری براساس نتایج به دست آمده.

زمینه سازی حضور بیشتر زنان در سطوح تصمیم گیری محله ای و همسایگی از جمله حضور در شورایاری ها، انجمن های اولیا و مربیان در مدارس و انجمن های خیریه و تشکل های محله ای.

اجرای برنامه های توانمندسازی و ظرفیت سازی برای زنان به منظور برعهده گرفتن مسئولت در سازمان اداره کننده شهر با همکاری تشکل های غیردولتی.

لزوم بازآموزی و آموزش مدیران عالی شهرداری در زمینه مسائل زنان.

اهمیت استمرار کارگاه های گفت و گو و مباحثه برای طرح مسئله زنان و مدیریت شهری و توجه به مسئله برابری فرصت ها برای زنان در سطح شهرداری و سازمان های وابسته در سطوح مدیریت عالی، مدیریت میانی و کارشناسی و کارمندی.

منابع

- امیر ابراهیمی، مسرت (1374)، «تاثیر فرهنگسرای بهمن بر زندگی اجتماعی و فرهنگی زنان و جوانان تهران»، فصلنامه فرهنگی و اجتماعی گفت و گو، پاییز، شماره 9: 26-17.

- چابکی، ام البنین (1383)، «نقش عوامل روان شناختی در مشارکت سیاسی زنان». فصلنامه علوم اجتماعی ویژه مشارکت سیاسی زنان، شماره 19: 135-107.

- مظلوم خراسانی، محمد و اسماعیلی، عطاء (1389)، «بررسی میزان احساس امنیت اجتماعی زنان شهر مشهد در سال 86- 1385 و عوامل موثر بر آن». مجله علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، پاییز و زمستان: 251- 219.

- Gottdiener, Mark and Hutchison, Ray (2006) The New Urban Sociology. 3rded WEestview Press.

پی نوشت ها:

1. Local Politics
2. System
3. Administration
4. Man- made
5. Horizontal Discrimination
6. Vertical Discrimination
7. Inclusiveness
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج