نمایش «مرد شده»؛ جدال شیرزن کُرد با داعشی‌ها
روشا فارمسی_d
رستوران پارسیان_D
روشا فارمسی_d
رستوران پارسیان_D
دکتر نداف کرمانی_ fموبایل
دندانپزشکی تاج_f موبایل
روشا فارمسی_d
رستوران پارسیان_D
اپیلاسیون نانا 1
ادیب_1
شیرآلات زمانی_1
اپیلاسیون نانا 3
ادیب_3
شیرآلات زمانی_3
شیرآلات زمانی_4
اپیلاسیون نانا 4
ادیب_4
شیرآلات زمانی_2
ادیب_2
اپیلاسیون نانا 2
دکتر نداف کرمانی_ f
دندانپزشکی تاج_f
۷۱۰۵۰۵
۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۷
۱۱۵۱۹
«مرد شده»، نمايشي است كه سعي دارد گوشه‌اي از آنچه در جنگ نابرابر يكساله مردم كوباني عليه داعش رخ داد را پيش روي تماشاگر قرار دهد. مجتبي فلاحي، نسيم ميرزاده، بهزاد خلج و دنا تارفي چهار بازيگري هستند كه در اين نمايش به ايفاي نقش مي‌پردازند و هر يك به خوبي از پس همراه كردن مخاطب با نقش‌ برآمده‌اند.

روزنامه اعتماد: اين روزها تالار مولوي شاهد اجراي نمايشي به نام «مرد شده» است؛ نمايشي كه سعي دارد گوشه‌اي از آنچه در جنگ نابرابر يكساله مردم كوباني عليه داعش رخ داد را پيش روي تماشاگر قرار دهد. مجتبي فلاحي، نسيم ميرزاده، بهزاد خلج و دنا تارفي چهار بازيگري هستند كه در اين نمايش به ايفاي نقش مي‌پردازند و هر يك به خوبي از پس همراه كردن مخاطب با نقش‌ برآمده‌اند. طراحي صحنه حرفه‌اي، بازي‌هاي روان و جذابيت‌هاي داستاني و البته زباني موجود در نمايشنامه مجموعه عواملي هستند كه موجب مي‌شوند مخاطب خود را به سرعت با كاراكترها در كوران وقايعي سخت و تلخ احساس كند؛ وقايعي موحش كه تا همين چند ماه قبل از طريق خبرگزاري‌ها و تلويزيون‌ها به سراسر جهان مخابره مي‌شد.

گرچه در نظر اول، نام نمايش مي‌توانست محل مناقشه باشد اما اين سوء‌تفاهم احتمالا با اين جمله كارگردان رفع خواهد شد كه «وقتي جنگ درمي‌گيرد، ديگر از زنانگي خبري نيست، به همين دليل سراسر با خشونت عريان و رنج مواجه مي‌شويم. » گفت‌وگو با آسو بهاري، كارگردان اين نمايش را در ادامه مي‌خوانيد.

اين درد نپندارم از آن من تنهاست

با در نظر گرفتن اين نكته كه شيوه امروز توليد تئاتر همه را به بساز بفروشي! تشويق مي‌كند، چطور شد تصميم گرفتيد نمايشي با محوريت حضور زنان در جنگ روي صحنه بياوريد؟

سال‌هاي اخير درگيري‌ و مشغله‌هاي زندگي‌ام زياد بود و امكان چنداني براي كارگرداني تئاتر نداشتم، اما به هرحال مسائل سياسي و به خصوص وقايع خاورميانه را پيگيري مي‌كردم. از آنجا كه كرد هستم مسائل مربوط به كردها را جدي‌تر دنبال مي‌كردم. از ماجراي «عزيز شنگال» در عراق بگيريد كه شكل و شمايل دراماتيك خودش را داشت تا جنگ در كوباني. از جايي به بعد قلبم به حدي درد آمد كه ديگر مسائل زندگي شخصي نتوانست جلوي جوشش دروني‌ام را بگيرد و ناخودآگاه بدون داشتن طرح خاصي كارم را از دل اطلاعات مستند مربوط به محاصره يكساله كوباني كه روي خروجي خبرگزاري داخلي و خارجي قرار مي‌گرفت آغاز كردم. تا اينكه در مقطعي از طريق فيسبوك با يكي از اهالي كوباني آشنا شدم و امكاني براي دريافت اطلاعات بيشتر به وجود آمد. ماجرا پيش مي‌رفت تا اينكه در ماه‌هاي چهارم، پنجم جنگ قانوني از داخل جريان داعش به بيرون درز كرد كه مي‌گفت: اگر به دست مبارز زن كشته شويد راهي جهنم خواهيد شد.

البته ما يگان‌هاي مدافع زن در جنگ داشتيم كه كارشان بيشتر امدادرساني به نيروها و مداواي زخمي‌ها بود اما بعد از درز اين قانون جريان به شكل ديگري شد. از اينجا به بعد بحث فقط اين نبود كه زن‌ها شانه‌به‌شانه مردان مي‌جنگيدند بلكه از آنها نيز پيش افتادند و اين حضور موجب شد نقاطي كه تا پيش از آن به دليل نابرابري‌ نيروهاي نظامي از دست رفته به نظر مي‌رسيد همچنان حفظ شود. جالب بود زن‌ها از سنگرها جلوتر مي‌رفتند و در نزديكي سنگر نيروهاي داعش به آواز خواندن و رقصيدن مي‌پرداختند. طنين افكن شدن صداي آنها موجب مي‌شد نيروي دشمن بعضي موقعيت‌ها را تغيير دهد.

در جريان اين جنگ مثل هر جنگ نابرابر ديگري اسطوره‌سازي‌هاي متعددي هم رخ داد تا براي نيروهاي خودي روحيه‌بخش باشد. يكي از اين داستان‌ها حول نام زني به نام «ريحانه» شكل گرفت كه فارغ‌التحصيل رشته حقوق از دانشگاه حلب بود. اين مبارز تك تيرانداز بيش از ١٥٠ داعشي را هدف قرار داده بود و به همين دليل براي سرش جايزه يك ميليون دلاري تعيين كرده بودند اما در نهايت با افزايش رقم جايزه هم به هدف‌شان نرسيدند. اين نمونه‌اي از داستان‌پردازي‌ها بود كه اتفاقا حقيقت داشت.

اين درد نپندارم از آن من تنهاست

اجرا تلاش مي‌كند بگويد در جنگ جنسيت مطرح نيست. اما به هرحال اينها زنان ويژه‌اي هستند و كاري مي‌كنند كه نمونه‌اش كمتر ديده شده است.

به‌هرحال شرايط اقليمي تاثير زيادي بر زندگي قوم كرد در هر چهار كشوري كه زندگي مي‌كنند داشته و با وجود اينكه فرهنگ مردسالارانه همچنان بين آنها حاكم است اما به طور طبيعي با زناني مواجه هستيم كه در برابر سختي‌ها استوارتر از منِ شهري عمل مي‌كنند. وقتي اتفاق‌هايي از اين دست كه در كوباني رخ داد به وجود مي‌آيد اين خوي بيش از پيش نيز بروز مي‌كند و ما با نمود بيروني‌اش هم مواجه مي‌شويم.

اطلاعات مستند گردآوري شده ما را به ريحانه‌اي (فرميسك) مي‌رساند كه اجرا از ابتدا تا انتها حول شخصيت او مي‌گردد، اما معتقدم اين اطلاعات منجر به خلق خرده روايت‌ها و جزيياتي نمي‌شود كه به شخصيت عمق ببخشد. چرا در بهره‌گيري از اطلاعات خست به خرج داديد؟

حقيقت امر اين است كه به دليل جايزه تعيين شده براي سر ريحانه و ماهيت عملياتي‌اش عملا امكان گردآوري اطلاعات زياد وجود نداشت. البته اين روزها به راحتي از عنوان «مستند» در تئاتر استفاده مي‌شود ولي به جرات مي‌گويم آنچه در نمايش ما طرح مي‌شود در همان حدي است كه حداقل سربازان كوباني انتقال مي‌دادند و عملا امكان كسب اطلاعات بيشتر وجود نداشت. شايد اگر جست‌وجو كنيد آنچه درباره محل و رشته تحصيلي ريحانه گفتم فقط در چند سايت خبري آمده است. يا اينكه پدرش شكارچي بوده از طرف همان رابط مورد اعتماد حاضر در كوباني مطرح شد.

لهجه‌اي كه شخصيت‌ها با آن صحبت مي‌كنند چطور ساخته شد و بازيگران چه مدت براي يادگيري‌اش تمرين كردند؟

ما در زبان كردي لااقل ١٠ لهجه كاملا متفاوت داريم، يك جاهايي آنقدر اين لهجه متفاوت است كه عملا به زبان تبديل مي‌شود. زبان كردهاي كوباني كورمانجي است و در بعضي موارد معدلي در لهجه فارسي ندارد. براي فاصله گرفتن از برخورد سانتي‌مانتال مرسوم با زبان كردي تلاش كردم به تركيبي دست پيدا كنم كه خروجي‌اش طوري باشد كه يك فارس هم متوجه شود. بازيگران من سه ماه روزي ٨ تا ١٢ ساعت تمرين كردند تا به اين شكل از گفتار برسند. من حتي پا را از صحبت به لهجه كردي هم فراتر گذاشتم و به بازيگرانم گفتم اين كلمات را بشكنيد و تپق بزنيد چون در زندگي واقعي سليس صحبت نمي‌كنيم. خيلي تلاش شد قوم‌نگاري صورت نگيرد و صرفا شاهد مستندنگاري باشيم.

اين درد نپندارم از آن من تنهاست

به نظر خودتان ارتباط بين نمايش و تماشاگر برقرار مي‌شود؟

وقتي مي‌بينم ٥ نفر از تماشاگران پس از پايان اجرا در آغوش بازيگر من گريه مي‌كنند به نظرم موفق شديم و اين پل ارتباطي شكل گرفته است. همه قصدمان اين بود كه به تماشاگر نشان دهيم چه اتفاقي در كوباني رخ داد و بگوييم جنگ چقدر كثيف است و اينكه اگر شما روزي در اين موقعيت قرار بگيريد چه مي‌كنيد. به‌هرحال ما در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه به جرات مي‌گويم اگر جنگي در اين كشور اتفاق بيفتد ديگر شاهد شور و ازخودگذشتگي ابتداي انقلاب نخواهيم بود. در متن هم تلاش كردم هرجا احساس مي‌شود بازيگر جملات احساسي و شعاري بيان مي‌كند واكنش و پاسخ دريافت كند. مثلا وقتي فرميسك مي‌گويد: «كجا برويم؟ اين‌جا خاك‌مان و خانه‎‌مان است» برادرش جواب مي‌دهد: «اين چيزها به حرف قشنگ است، مغزتان را شستشو داده‌اند» اما به هرحال قبول دارم كفه قهرمانانه فرميسك بر مسائل ديگر مي‌چربد و ارزش واژه وطن به‌شدت حفظ مي‌شود اما تلاشم اين بود كه تماشاگر در نهايت حق كامل را نه به فرميسك و نه به برادرش بدهد.

براي اجرا در خارج از ايران هم برنامه‌اي داريد؟

از آلمان، سوئد و عراق پيشنهاد داريم كه مشغول رايزني هستيم اما تا وقتي به نتيجه نهايي نرسيم هيچ چيز مشخص نيست.

نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
سفیر بار ساقدوش_1
گروه تولیدی نیلوفر_1
دکتر نائبی_1
دکتر نائبی_3
سفیر بار ساقدوش_3
گروه تولیدی نیلوفر_3
سفیر بار ساقدوش_4
دکتر نائبی_4
گروه تولیدی نیلوفر_4
گروه تولیدی نیلوفر_2
دکتر نائبی_2
سفیر بار ساقدوش_2
قالیشویی بانو_فوترموبایل
موسسه خیریه زهرا_فوتر موبایل
دکتر آزاد خواه_فوتر موبایل
قالیشویی ثمین_فوتر موبایل
دکتر عارفی - موبایل فوتر
آیلین_فوتر موبایل بلفارو
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر موبایل
آیلین_فوتر موبایل کاشت ابرو
تنورستان_فوتر موبایل
آیلین_تزریق چربی موبایل
رستوران پارسیان_فوتر موبایل
دکتر صالحی_فوتر موبایل
قالیشویی نوین_فوتر موبایل
دکتر لاجوردی_فوتر موبایل
روانشناسی مرهم_ فوتر موبایل
کلینیک النا_فوتر موبایل
قالیشویی ادیب_فوتر موبایل
رستوران باغ بهشت_فوتر موبایل
اورانوس_فوترموبایل2
تدبیرکالا_فوتر موبایل
پارسیان طب - فوتر موبایل
نیکان فارمدمهر_فوتر موبایل
فنی آتل_فوتر موبایل
روشا فارمسی_فوتر موبایل
اورانوس_فوتر2
قالیشویی محتشم کاشان_فوتر
تنورستان_فوتر
نیکان فارمدمهر_فوتر
آیلین_تزریق چربی
روانشناسی مرهم_ فوتر
دکتر لاجوردی_فوتر
قالیشویی ثمین_فوتر
آیلین_فوتر بلفارو
روشا فارمسی_فوتر
آیلین_فوتر کاشت ابرو
پارسیان طب - فوتر
دکتر صالحی_فوتر
موسسه خیریه زهرا_فوتر
قالیشویی ادیب_فوتر
قالیشویی نوین_فوتر
رستوران پارسیان_فوتر
رستوران باغ بهشت _فوتر
قالیشویی بانو_فوتر
کلینیک النا_فوتر
دکتر آزاد خواه_فوتر
فنی آتل_فوتر
تدبیرکالا_فوتر