روایت فرمان‌آرا از آخرین روز‌های زندگی کیارستمی
۷۵۰۰۰۶
۰۲ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۵:۴۷
۶۰۱۱
بخش هایی از مصاحبه بهمن فرمان‌آرا با روزنامه شرق را بخوانید. او در این گفت‌و‌گو به خاطراتی جالب از آخرین روزهای عمر عباس کیارستمی اشاره کرده است.

بخش هایی از مصاحبه بهمن فرمان‌آرا با روزنامه شرق را بخوانید. او در این گفت‌و‌گو به خاطراتی جالب از آخرین روزهای عمر عباس کیارستمی اشاره کرده است.

روایت فرمان آرا از آخرین روز‌های زندگی کیارستمی

فرمان آرا در پاسخ به این پرسش که جایی از شما خواندم بازی شما در فیلم‌هایتان توصیه آقای کیارستمی بوده و به تازگی متوجه شدم در فیلم کارگردان جوانی هم ایفای نقش کرده‌اید. بازیگری برای شما مهم‌تر شده است، گفت :

من و عباس کیارستمی دوستان نزدیکی بودیم. عباس همیشه به من می‌گفت در فیلم‌های خودت بازی کن، برای اینکه دیالوگ‌هایی که می‌نویسی خودت درست‌تر ادا می‌کنی، اما من امتناع می‌کردم، چراکه هم‌زمان بازی و کارگردانی کار سختی است. آخرین‌باری که در خانه‌اش دیدار داشتیم، از من پرسید چه‌کار می‌کنی؟ از فیلم جدیدم گفتم و اینکه قصد دارم نقشی بازی کنم. گفت: «من همیشه بهت میگم، اگر گوش کرده بودی تا الان برای خودت یک برند شده بودی». وقتی از او پرسیدم که مشغول چه کاری است؟ آن‌قدر ضعیف شده بود که یک استکان کوچک چای را به زحمت بلند می‌کرد. با همه اینها از کارهایش برایم گفت.

گفت «با کلود مونه با فاصله صد سال در یک روز به دنیا آمدیم» و یک‌سری کار روی نقاشی‌های مونه انجام داده بود. به دستیارش گفت چراغ‌ها را تنظیم کند که آنها را ببینم و دیدم در بستر بیماری هم کارهای بی‌نظیری انجام داده است. عباس جزء هنرمندان چندوجهی بود؛ اگر من برگ را می‌دیدم، عباس ریشه را می‌دید. به همین جهت من حرفش را گوش کردم. نمی‌دانم در چند فیلم بازی خواهم کرد.

قطعا در فیلم بعدی‌ام بازی نمی‌کنم، چون داستان یک دختر و پسر جوان است، ولی به‌عنوان کسی که به او اعتقاد داشتم در تأیید صحبتش زمانی که «بوی کافور عطر یاس» در فستیوال نیویورک نشان داده شد که از نظر من مهم‌ترین جشنواره است، یک خانمی بلند شد و گفت منتقد نیویورک‌تایمز گفته شما وودی آلن ایران هستید. نظر شما در این مورد چیست؟ گفتم: «وودی آلن فیلم‌ساز مهمی است، فقط یک ایراد وجود دارد، اینکه من خوش‌قیافه‌تر از او هستم». مردم دست‌ زدند و برایشان جالب بود.

ولی این هم یک‌جور تأیید حرف‌های عباس بود. وقتی سن‌وسالم را می‌بینم متوجه می‌شوم که نمی‌خواهم درباره پیرمردها فیلم بسازم. می‌خواهم در مورد جوان‌ها فیلم بسازم و کار کنم. نهایتا حرفش را گوش می‌کنم و زمانی که لازم باشد بازی خواهم کرد. همان‌طور که در «حکایت دریا» بازی کردم که درواقع موضوع فیلم تراژدی پایان یک رنسانس فرهنگی است.

نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج