پدر و پسری که اشک یک ملت را درآوردند
۷۸۲۲۳۶
۱۷ مهر ۱۳۹۷ - ۰۹:۵۵
۱۴۱۰۷ 
عصر روز شنبه مردی به همراه پسرش میهمان برنامه فرمول یک بود که چند روز پیش از آن با ویدیویی برای مردم شناخته شده بود. ویدیویی که او را در مرکز معاملات ارز نشان می‌داد، اما نه برای خرید و فروش، بلکه برای خبر گرفتن از قیمت دلار و تأثیر آن روی دارو‌های پسر بیمارش.

روزنامه شهروند: عصر روز شنبه مردی به همراه پسرش میهمان برنامه فرمول یک بود که چند روز پیش از آن با ویدیویی برای مردم شناخته شده بود. ویدیویی که او را در مرکز معاملات ارز نشان می‌داد اما نه برای خرید و فروش، بلکه برای خبر گرفتن از قیمت دلار و تأثیر آن روی داروهای پسر بیمارش.

همان طور که اشک‌های ولیخانی پدر مخاطب‌های آن ویدیو را تحت‌تأثیر قرار داد، حرف‌هایش در برنامه فرمول یک هم استقبال زیادی به همراه داشت. البته او در این برنامه فقط از مشکلاتش نگفت بلکه مسئولان و حتی مردم را خطاب قرار داد و از آنها خواست که اگر شرایط را بهتر نمی‌کنند آن را بدتر هم نکنند. حرف‌های دردآلود او به همراه صحبت‌های مستقیمش با مردم و مسئولان کاری کرد که به یکی از سوژه‌های داغ مردم در فضای مجازی تبدیل شود و صفحه اینستاگرام برنامه فرمول یک هم هزاران بازدید کننده و کامنت‌گذار پیدا کند. علی ضیاء مجری برنامه فرمول یک، درباره این ماجرا به «شهروند» توضیح داده است.

مردم تحت تأثیر صداقت‌شان قرار گرفتند

اصلا فکر می‌کردید که این برنامه با چنین استقبالی مواجه شود؟

راستش اصلا درباره این موضوع فکر نکرده بودیم. ما می‌خواستیم درد یک آدم را روی آنتن بیاوریم. فکر می‌کنم دلیل استقبال از این برنامه هم صداقت خود این مرد بود. صداقتی که در لحنش بود و احساس عجیبی که از چشم‌هایش منتقل می‌شد باعث شد که این‌قدر روی مردم تأثیر بگذارد.

ماجرای اهدای کلیه‌اش چه بود؟ واقعا نمی‌خواست روی آنتن مطرح شود؟

شاید باور نکنید اما می‌گفت پدر و مادرش هم از این کار خبر ندارند، اما من نتوانستم این کار بزرگ را اعلام نکنم. ماجرا از این قرار بود که او وقتی فشار مالی زیاد می‌شود، تصمیم می‌گیرد کلیه‌اش را بفروشد. وقتی این کار را می‌کند می‌بیند کسی که کلیه او را برای پسرش گرفته از او هم فقیرتر است.

به همین دلیل از خیر دریافت پول می‌گذرد. این کار او آنقدر روی من تاثیر گذاشت که با وجود مخالفت خودش و فروتنی که به خرج می‌داد نتوانستم آن را اعلام نکنم.

شما چطور از این موضوع مطمئن شدید؟

وقتی در یک جلسه خصوصی تیم سردبیری با او حرف می‌زدند تا درباره روند گفت‌وگو برنامه‌ریزی کنند، ماجرا مطرح شد. من بیرون از اتاق به بچه‌ها گفتم که این موضوع باید برای خودمان ثابت شود تا مطمئن شویم. یک راهش این بود که جای بخیه را روی بدنش ببینیم. به هر ترفندی بود بچه‌ها توانستند جای بخیه‌ها را ببینند که از این طرف به آن طرف پهلویش کشیده شده بود.

در مورد اینکه واقعا در برابر اهدای کلیه‌اش پول نگرفته هم مطمئن شدیم چون او کارتی داشت که در ازای اهدای عضو رایگان به افراد می‌دهند. ما حتی در مورد این کارت هم استعلام کردیم و دیدیم که حقیقت دارد.

به هر حال برای همه ما باور وجود چنین آدم‌هایی خیلی سخت است. واقعا چند نفر هستند که قرص‌های گرانقیمت پسرشان را وقتی می‌فهمند احتیاج ندارند به بقیه بیماران می‌دهند بدون اینکه پولی بگیرند؟ من فکر می‌کنم همین کارها و خصوصیات او باعث شده که آن حس عجیب در چشم‌هایش باشد و روی هر بیننده و شنونده‌ای تاثیر بگذارد.

چطور او را پیدا کردید؟

من یک دوستی در زنجان دارم که او کمک کرد. خود صداوسیمای زنجان هم یک سامانه‌ای برای پیدا کردن کد ملی و شماره تلفن‌ها دارد. با کمک این سامانه ..... را پیدا کردیم. اول راضی نمی‌شد که به برنامه بیاید. می‌گفت همان ویدیویی که از من منتشر شد به اندازه کافی برایم دردسر درست کرده چون هر کس مرا می‌بیند می‌گوید چقدر پول گرفتی که آن حرف‌ها را بزنی؟ در نهایت همان دوستم با زبان ترکی با او حرف زد و راضی‌اش کرد که به برنامه بیاید.

مردم تحت تأثیر صداقت‌شان قرار گرفتند

شما پشت صحنه از او خواسته بودید که گریه نکند؟

نه اصلا. ما به هیچ وجه این چیزها را هماهنگ نکرده بودیم. در این برنامه اتفاقات زیادی افتاد که خود من هم تعجب کردم و تحت تاثیر قرار گرفتم، مثلا آنجا که پسر این مرد بغضش ترکید و بلند شد در بغل پدرش نشست یا جای دیگر که اشک‌های پدرش را پاک کرد. اینها واقعا ما را تکان داد. آن بخشی که درباره سرنوشت هم اتاقی‌های پسرش هم حرف می‌زد و می‌گفت که دوتا از آنها فوت کرده‌اند، واقعا اثرگذار بود.

خیلی‌ها حرف‌های او خطاب به مسئولان را عامل محبوبیتش می‌دانند، اگر او بیشتر وارد خطوط قرمز می‌شد امکان پخش حرف‌هایش وجود داشت؟

به هر حال محدودیت‌هایی وجود دارد. همین حالا هم می‌دانیم که وزیر بهداشت از دست ما ناراحت است. بعد از برنامه از وزارت بهداشت با ما تماس گرفتند و گلایه داشتند. من هم گفتم که با وجود اینکه قلبا معتقدم هاشمی وزیر بهداشت واقعا مشغول خدمت هستند، اما به هر حال باید حرف مردم را زد، البته این را هم بگویم که وقتی از وزارت بهداشت تماس گرفتند قول هم دادند که تمام کارهای پسر این مرد را انجام دهند و به او کمک کنند. تا جایی که می‌دانم او دیروز صبح به وزارت بهداشت رفته و راهنمایی گرفته که چطور از کمک پزشک‌ها استفاده کند.

گویا مردم هم خیلی کمک کرده‌اند.

بله، تا جایی که من خبر دارم ظرف دو روز مبلغی نزدیک به ٥٠٠میلیون تومان از طرف مردم برای او جمع شده است.

این کمک به چه حسابی واریز شده؟

حساب خود پسر بیمار. البته ما روی آنتن حسابی اعلام نکردیم، اما خود مردم در شبکه‌های اجتماعی شماره حساب او را دست به دست کرده‌اند و کمک زیادی جمع شده است.

به همین دلیل از خیر دریافت پول می‌گذرد. این کار او آنقدر روی من تاثیر گذاشت که با وجود مخالفت خودش و فروتنی که به خرج می‌داد نتوانستم آن را اعلام نکنم.

مردم تحت تأثیر صداقت‌شان قرار گرفتند

شما چطور از این موضوع مطمئن شدید؟

وقتی در یک جلسه خصوصی تیم سردبیری با او حرف می‌زدند تا درباره روند گفت‌وگو برنامه‌ریزی کنند، ماجرا مطرح شد. من بیرون از اتاق به بچه‌ها گفتم که این موضوع باید برای خودمان ثابت شود تا مطمئن شویم.

یک راهش این بود که جای بخیه را روی بدنش ببینیم. به هر ترفندی بود بچه‌ها توانستند جای بخیه‌ها را ببینند که از این طرف به آن طرف پهلویش کشیده شده بود. در مورد اینکه واقعا در برابر اهدای کلیه‌اش پول نگرفته هم مطمئن شدیم چون او کارتی داشت که در ازای اهدای عضو رایگان به افراد می‌دهند.

ما حتی در مورد این کارت هم استعلام کردیم و دیدیم که حقیقت دارد. به هر حال برای همه ما باور وجود چنین آدم‌هایی خیلی سخت است. واقعا چند نفر هستند که قرص‌های گرانقیمت پسرشان را وقتی می‌فهمند احتیاج ندارند به بقیه بیماران می‌دهند بدون اینکه پولی بگیرند؟ من فکر می‌کنم همین کارها و خصوصیات او باعث شده که آن حس عجیب در چشم‌هایش باشد و روی هر بیننده و شنونده‌ای تاثیر بگذارد.

انتشار یافته: 11
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
10:27 - 1397/07/17
يكي مثل اين آقا در اوج درد و مشكل مالي اينقدر جوانمرد هست يكي ديگه در اوج نامردي توي روز روشن به فقيرين ترين آدمها رحم نمي كنه و كلاهبرداري مي كنه
Iran, Islamic Republic of
10:52 - 1397/07/17
هربچه ای فرشته ای روی زمینه اینشاالله همه همه واقعا از ته دلم میگم سالم باشند شاید من الان در شرایط خوبی نباشم ولی اینو از ته قلبم میگم مادر منم وقتی بچه بودم دچار سرطان شد به من نمیگفتن تنها باری که گریه کردم تو زندگیم اون موقه بود اونم تو مدرسه موقع خوندن انشا معلمم میدونست
حتی بابام جلوی پدرش گریه کرد بابایی که تا حالا گریشو ندیدم
خیلی سخته خدایا دست همه رو بگیر یا علی
Iran, Islamic Republic of
12:25 - 1397/07/17
انشاالله ک زودتر حالش خوب بشه
Iran, Islamic Republic of
12:29 - 1397/07/17
مگه مردم تو همچین مواقعی یه داد همدیگه برسن
وگرنه مسئولین انگار نه انگار...تو خواب زمستونی تشریف دارن
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۴۲ - ۱۳۹۷/۰۷/۱۷
خواب زمستونی مال خرسه ، لطفا به حیوانات توهین نکنید
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۴۸ - ۱۳۹۷/۰۷/۱۸
اره مردمم دیدیم داشتن پوست همو میکندند
Iran, Islamic Republic of
15:43 - 1397/07/17
وای که مردم ما چقد خوبن ....ای خدا به حق این ماه عزیز گرفتاری مردم رو رفع کن و با دستهای کریم و بخشنده ت همه بیماران رو مدد برسون ....آمین
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۱۷ - ۱۳۹۷/۰۷/۱۷
مردم همه دنیا همینطورن؛کافیه وقتی تو آمریکا یه طوفان میاد نگاه کنید مردم میلیونها دلار کمک میکنن؛خیلی بیشتر از مردم ما
Iran, Islamic Republic of
07:20 - 1397/07/18
بخاطر اينكه كارش براي رضاي خدا بوده خداوند هم موقعيت ديده شدن رو براش فراهم كرد از هر دست بدهي از همان دست هم ميگيري
Iran, Islamic Republic of
12:42 - 1397/07/18
صدا سیما میخواد همه چیزو عادی جلوه بده حالا کار این یه نفر درست شد انقدر هستن از این ادما که مریضن گرفتارن
Iran, Islamic Republic of
23:37 - 1397/07/18
همین که مشگل یه نفر هم حل بشه خدارو باید شکر کرد
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج