مریم معصومی عاشق عروسی است!
۸۹۴۲
۱۶ مهر ۱۳۹۰ - ۱۵:۲۰
۳۸۰۹۹ 
عروس خانم سه دونگ، سه دونگ درباره عقد و عروسی می گوید
همان منصوره دختر شاد و شنگول خانواده عشقی در سریال سه دونگ، سه دونگ بود که عاشق ازدواج بود و بلاخره هم ازدواج کرد هر چند رفتارش با آقا فرشاد بعد از ازدواج زمین تا آسمان فرق کرد. به سراغ او رفتیم تا ببینیم این تحصیلکرده علوم سیاسی و شاگرد بازیگری حمید سمندریان در زندگی واقعی درباره ازدواج چه فکر می کند.
برترین مجله اینترنتی ایران


مریم معصومی همان منصوره دختر شاد و شنگول خانواده عشقی در سریال سه دونگ، سه دونگ بود که عاشق ازدواج بود و بلاخره هم ازدواج کرد هر چند رفتارش با آقا فرشاد بعد از ازدواج زمین تا آسمان فرق کرد. به سراغ او رفتیم تا ببینیم این تحصیلکرده علوم سیاسی و شاگرد بازیگری حمید سمندریان در زندگی واقعی درباره ازدواج چه فکر می کند. مریم 25 ساله دختر کوچک خانواده ای 7 نفره است و هر 2 خواهر و 2 برادر بزرگتر او ازدواج کرده اند. بنابراین حسابی با ازدواج و آداب و رسوم آن آشناست:



  آقا داماد، وکيلم؟

من خيلي انسان دوست هستم و به شدت طرفدار حقوق زنان. وقتی در خيابان راه می روم و غريبه​اي که اصلا نمي​شناسم از کنارم رد شود اگر از چهره​اش احساس کنم ناراحت است و يا مشکلي دارد خيلي ناراحت مي​شوم و به هم مي​ريزم، در اين حد احساساتي هستم.

براي همين وقتي شرايط و مسائل زنان در ايران و ريشه​هاي فرهنگي و اجتماعي آن را می بینم فکر مي​کنم بايد براي زنان کاري کرد و البته اين ضعف​ها و مشکلات به مردها هم آسيب مي​زند و براي آنها هم مشکلاتي ايجاد مي​کند، نباید اینطور فکر کنیم که این آسیب ها منحصر به زنان است. هميشه فکر مي​کنم مثلا چرا يک زن بايد 9ماه باردار باشد و فرزندي را به آن سختي به دنيا بياورد و آخر نام خانوادگي پدر را روي آن بچه بگذارند و خيلي نمونه​هاي ديگر که هميشه اذيتم مي​کنند.

اما يک چيزي که هميشه خيلي براي من جالب و در عین حال متاثر کننده است، حکایت خواستگاري و ازدواج ما ایرانی هاست.همیشه فکر می کنم چرا مردها بايد به خواستگاري زنان بروند و چرا زنان نبايد از مردها خواستگاري بکنند. کلا نابرابري بين زن و مرد در بحث ازدواج زياد است. از خواستگاري بگيريد تا حق طلاق و ... . من موافق خواستگاري رفتن زنان هستم و فکر مي​کنم زن هم بايد بتواند به هر مردي که دوست دارد پيشنهاد ازدواج بدهد. ديگر کافي است، اين همه سال مردها به خواستگاري زنان رفتند حالا يک مدت امتحانی هم شده زنان به خواستگاري مردان بروند با اين همه باید اعتراف کنم من هرگز از مردي خواستگاري نخواهم کرد. تأکيد مي​کنم به نظر من مشکلي در اين قضيه نيست و من کاملا موافق آن هستم، چرا وقتي زني مردي را از جهات مختلف مناسب خودش مي​بيند نبايد به اوپيشنهاد ازدواج بدهد؟​ واقعا چرا که نه؟ پيشنهاد ازدواج به معني اين است که 2نفر درباره اينکه آيا مي​توانند براي هميشه با هم زندگي کنند،فکر کنند، چه فرقي مي​کند چه کسي پيشنهاد بدهد. شاید يکي از دلايلي که باعث شده اين روزها زنان تحصیلکرده و مرفه کمتر به ازدواج فکر کنند همين است که نمي​توانند قبول کنند يک نفر بيايد انتخاب​شان کند. اما از طرفي از پیامدهای شکستن عرف و سنت مي​ترسند و فکر مي​کنند اگر آنها انتخاب کنند و به مردی پیشنهاد ازدواج بدهند ممکن است مردم بگويند اين دختر لابد مشکلي دارد يا ارزش ندارد و از اين حرف​ها .

من در اطرافيان خودم نمونه​هايي از اين دست را ديدم که خانمي رفته به آقايي که علاقه داشته پيشنهاد ازدواج داده و آن آقا برخورد زشتي با او کرده. متأسفانه هنوز اين مسأله در ايران جا نيفتاده. شايد اگر بيشتر کار فرهنگي و فرهنگ​سازي بکنيم بالاخره اين مسأله عادي بشود. فکر مي​کنم بيشترين چيزي که زنان را از اين مسأله مي​ترساند وحشت از شنيدن جواب منفي است.

البته مردها هم از صدنفر خواستگاري مي​کنند يک نفر به آنها جواب مثبت مي​دهد. اما چون خواستگاري براي آنها تبديل به يک امر عادي شده است و انتخاب کردن را حق خودشان مي​دانند جواب نه شنيدن اصلا برايشان زشت نيست. اما خانم​ها چون در عرف و سنت ما همچين چیزی باب نيست از طبعات منفي آن مي​ترسند و فکر مي​کنند شايد شخصيت​شان زير سوال برود.



  عشق​هاي بدلي

زنان  به خاطر همين فرهنگ ياد گرفته​اند از راه​هاي ديگر علاقه​شان را به مردمي که دوستش دارند نشان بدهند. البته نمي​دانم واقعا درست است که زن نگاه کند ببيند مرد مورد علاقه​اش چه جور زني را دوست دارد و خودش را شبيه او بکند يا بايد خودش باشد و نقش بازی نکند. اما فراموش نکنیم این فرهنگ ما باعث یک همچین واکنش هایی در زنان می شود. زن مجبور مي​شود ببيند مرد از چه مدل لباس پوشيدني خوشش مي​آيد يا چه جور حرف زدن و ... را دوست دارد خودش را تبدیل به ایده آل آن مرد بکند. حالا شايد هم آن مرد يک روزي بفهمد اين رفتار اصلي نبوده و عواقبي داشته باشد.



  خوش به حال شا دوماد

ازدواج مقدس​ترين مرحله زندگي هر آدمي است. متأسفانه اين روزها بعضي از مردم به ازدواج خيلي سبک و سخیف نگاه مي​کنند. در لحظه عاشق مي​شوند و فکر مي​کنند خب اين آدم را دوست دارم پس همين کافي است و يک عمر مي​توانيم با هم زندگي کنيم اصلا به آينده و يک  عمر زنگي فکر نمي​کنند.. عشق واقعا حس مقدسی است اما بايد ديد اين حس مقدس ادامه دار است يا نه و اگر آينده​اي براي آن قابل تصور است، ازدواج کنند اگر نه منتفي کردن آن بهتر از ادامه​اش است. آدم​ها بايد به کمال و بلوغ رسيده باشند تا بتوانند ازدواج کنند. موقعیت ازدواج برای من اولین بار در 15 سالگی پیش آمد و حسابی درگیر عشق و عاشقی شده بودم و فکر مي​کنم براي همه در آن سن پيش آمده. اما سعی کردم تصمیم عاقلانه و درست را بگیرم. به مرور زمان با صبر اين مرحله را طي کردم و درگير آن احساس لحظه​اي و آني نشدم. اين احساس​ها براي همه در آن سن پيش مي​آيد. اما به محض اينکه وارد دانشگاه بشوند، دنياي شان عوض مي​شود. دنياي قبل از 20سالگي با دنياي بعد از 20سالگي زمين تا آسمان فرق مي​کند. من طرز فکرم قبل از ورود به دانشگاه چيز ديگري بود و خيلي دوست داشتم ازدواج کنم اما به محض اينکه وارد دانشگاه شدم وارد دنياي ديگري شدم و تفکرم عوض شد و اهدافم تغيير کرد و اهداف بزرگتري پيدا کردم. بعد ديگر کاملا جذب درس و دانشگاه شدم و سعي کردم همه وقتم را روي تحصيلاتم سرمايه​گذاري کنم. فکر می کنم بهتر است دخترها حداقل بعد از اينکه ليسانس​شان را گرفتند و سر کار رفتند به ازدواج فکر کنند. چون آن موقع واقعا آدم عاقلانه​تر و با فکر بازتر مي​تواند انتخاب کند.شايد بترسند از اينکه دير بشود و موقعيت​هاي خوبي که در سن کم​تر دارند را از دست بدهند. متأسفانه در کشور ما با اين شرايطي فرهنگي اين ترس بين همه خانم​ها مشترک است و هر کسي بگويد اين ترس را ندارد دروغ مي​گويد. همه اين دلهره را دارند. اما نباید خودمان را قرباني اين مسأله بکنیم که نکند خواستگارمان را از دست بدهیم. من به اين فکر مي​کنم که من خودم چه دوست دارم و دنبال چه هدفي هستم و هدفم از زندگي چيست. هدف من در زندگي اين است که به تمام چيزهايي که دوست دارم برسم. زندگي خيلي کوتاه و بي​ارزش است.آدم بايد در اين زمان کوتاه و گذرا به آن چيزهايي که دوست دارد برسد و بايد از زمانش نهايت استفاده را بکند تا کارهايي که دوست دارد را تجربه کند. هيچ کس نمي​داند کي آخرين روز زندگي​اشت است، قشنگي و جذابيت زندگي هم به همين است.من اصلا نگران نيستم که سنم براي ازدواج دير بشود چون با شناختي که از روحيه خودم دارم مي​دانم در هر سني که باشم روحياتي دارم که مردها مي​پسندد.



  شوهر ايده​آل من

همه زن​ها از نوجواني يکسري ايده​آل​ها درباره همسر آينده​شان در ذهن دارند من هم ايده​آل​هايم هميشه مشخص بوده است. در درجه اول تحصيلات خيلي برايم مهم است به خاطر اينکه مي​دانم دنياي آدم تحصيل کرده با دنياي آدم​هاي ديگر فرقي مي​کند. خانواده هم يکي ديگر از فاکتورهاي مهم براي من است.

اينکه آن مردم در چه خانواده​اي زيرسايه چه پدر و مادري و با چه نگرشي بزرگ شده است. دوست دارم همسر آینده ام چه از لحاظ مالي و چه از لحاظ فکري مستقل از خانواده​اش باشد. من مرد کامل و مستقل دوست دارم.



  عاشقم من، عاشقي بي​قرارم

همه آدم​ها عشق را تجربه کردند و به نظر من عشق مي​تواند بارها در مراحل مختلف پيش بيايد. بستگي به اين دارد که چندبار بخواهيم آن را تجربه کنند. من يک بار تجربه کردم و ديگر نخواستم تجربه کنم ولي می دانم فقط کافي است که بخواهم. اما مهمترين مسأله براي من درباره همسر آینده ام اين است که به هنر علاقه داشته باشد و مانع کار من نشود.

شايد براي همين ترجيح مي​دهم الان به ازدواج فکر نکنم و یا او هم در همين حرفه فعال باشد.



  کي داده، کي گرفته؟

بعضي سنت​ها در سبک ازدواج ايراني منفي و بعضي مثبت هستند. منفي​ترين مسئله همان انحصار خواستگاري و پيشنهاد ازدواج از طرف مردها است.

مهريه هم به نظرم کمی زشت است و یک جور برخورد کالا گونه با زن است. البته به پدر و مادرها حق مي​دهم که روي مهريه پافشاري مي​کنند چون با اين قوانين زن​ها در ازدواج هيچ حاشيه امن جز مهريه ندارند. بارها همه شاهد بوديم و ديديم مهريه کم باعث شده مردي به راحتي همسرش را طلاق داده است.

پدر و مادرها هم اصرار مي​کنند چون احساس مي​کنند دخترشان هيچ پشتوانه​اي جز مهريه ندارد.

درست است مهريه زياد باعث دوام هيچ زندگي نشده است اما به هر حال اگر مهريه زياد باشد بالاخره باعث يک ذره احتياط در رفتار و تصميم​گيري​هاي مرد مي​شود.

وقتي 2نفر همديگر را دوست دارند و از همديگر خوش​شان مي​آيد و فکر مي​کنند اين احساس​شان با همديگر مي​تواند ادامه پيدا کند نباید به مسائلی مثل مهریه توجه کنند و باید در مقابل تصمیم خانواده ها مقاومت و زندگی شان را با همان مهریه کم شروع کنند.



  يک کلام از مادر عروس

نکته مثبت ازدواج های ایرانی حضور پررنگ خانواده ها در همه مراحل است. من وقتی کم سن تر بودم از این همه حضور خانواده و فامیل احساس ناراحتی می کردم اما الان می دانم که حضور بزرگ ترها چه نعمتی است. وقتی روابط خودمان را با خانواده های غربی مقایسه می کنم فکر می کنم شاید علت تدوام بیشتر زندگی های ما نسبت به آنها همین مسئله است.



  عروس قشنگه؟ بله!

از بچه گی عاشق عروس بودم. عروس فرشته دختر بچه هاست. هنوز هم عاشق عروس و لباس عروس و مراسم عروسی هستم. لباس عروس مقدس است. وقتی دختر خانم ها لباس باشکوه عروسی را با آن تاج، گل و تور می پوشند انگار تازه بزرگ می شوند. البته همین لباس زیبا را وقتی تن دختران کم سن 15، 16 ساله می بینم غصه دار می شوم و برای شان تاسف می خورم. چون می دانم که هنوز خیلی برای ازدواج سنش کم است و چند سال بعد نظرش درباره همه چیز زندگی تغییر می کند.



  گل به سر عروس ...

زیباترین و شیرین ترین لحظه عروسی وقتی است که عاقد خطبه عقد را می خواند و از عروس می پرسد آیا قبول می کنی تا آخر عمر در شادی و سختی همسر این مرد باشی؟ و عروس با عشق به داماد نگاه می کند و می گوید؛ بله.



  دست بزنيدو شادي کنيد

مهمانی عروسی هم خیلی دوست داشتنی است چون همه دوست، آشنا، فامیل و همسایه ها دعوت می شوند تا در شادی و خوشبختی عروس و داماد شریک بشوند. همه با امید و مهربانی به زوج عاشق نگاه می کنند. آن مهمانی و عروس و داماد و عشقی که بین آنهاست همه و همه مقدس و زیباست. ازدواج ایرانی ها با آن سفره عقد و آداب و رسوم مخصوص خودش خیلی دوست داشتنی است، من هیچ وقت ازدواج خارجی ها و مراسم شان در کلیسا را دوست نداشتم. اما مراسم ایرانی ها روح دارد اینکه پارچه زیبایی را بالا سر عروس و داماد می گیرند و قند روی سرشان می سابند تا زندگی شان با شیرینی شروع شود بسیار پر احساس است.



  شيرين مثل عروسي

خرید جهزیه هم خیلی خوب است. اینکه خانه ای را می سازی که همه اسباب آن نو و جدید است و وقتی پا در آن می گذاری تازگی از در و دیوارش می بارد خیلی جذاب و شیرین است. من این خرید جهزیه را بیشتر از همه دوست دارم.

اختصاصی مجله اینترنتی برترین ها Bartarinha.ir

مجله اینترنتی برترین ها


انتشار یافته: 11
در انتظار بررسی:1
Venezuela, Bolivarian Republic of
19:38 - 1390/07/16
نظر خواهی را باید از کجا شروع کرد ؟
ایا از نظر شما انتقاد سازنده را پایه قرار دهیم ؟ یا فرهنګ مدح و ثنا را ؟
همینک من از نیم کره غرب به مسایل جسته کریخته مملکتم در لابلای مطالب ارسالی شما و ګاهی تنزهای فانتزی در مقاله های قابل انتقاد ...باید مروری دیګر داشت .
Iran, Islamic Republic of
12:38 - 1390/07/20
طرف میگه چرا نباید دخترها برن خواستگاری، آخرش خودش به این نتیجه می رسه که تبعات منفی برای دختر ها داره
نمی دونم ما از این زندگی به سبک غربی چی دیدیم که هی تبلیغش می کنیم
Iran, Islamic Republic of
11:06 - 1391/06/05
از حرفاش تابلو یه پسری رودوست داره میخواد بره خواستگاریش بیاین استینا رو بالابزنیم بریم براش خواستگاری تا طفلکی نترشه
Iran, Islamic Republic of
14:27 - 1392/04/03
به نظر من مریم هم خودش عالی هست و هم نظرش من عاشق مریمم و باهاش کاملا موافقم پس لابد تو خانواده با فرهنگی بزرگ شده
مریم جون گوش به حرف اینا نده کارتو بکن
Iran, Islamic Republic of
20:21 - 1392/04/05
براتون متاسفم مریم عالی و الگو منه کسی که ازش متنفری پس چرا نظر میدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Iran, Islamic Republic of
14:45 - 1392/05/05
ما از مریم خوشمون می یاد ولی از نظر برادرم شاهرخ اون خیلی مردم دوست نیست و خودشو میگیره ولی من با برادرم موافق نیستم.
Iran, Islamic Republic of
13:12 - 1392/06/14
چیزی نمیتونم بهتون بگم هرکی از کسی خوشش میاد این نمیشه که اگه شما از خانم معصومی بدت بیاد یا خوشتون بياد اون رو دیگه نبینی وحتی فیلم ها شو از نظر من خانم معصومی یکم نامرده من خودم لیساس دارم ولی طوطی و اکواریوم فروشی دارم ومثل خانم معصومی فکر نمی کنم هرکی برای خودش المی داره واین باعث نمی شه که اونیکه سواد نداره باید دیگه نباشه .
Iran, Islamic Republic of
19:57 - 1393/07/30
مریم معصومی خوشبخت بشی
Iran, Islamic Republic of
22:19 - 1397/05/28
مریم معصومی یه زنه از خود راضی هست از خودش نظر هاش متنفرم
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج