دام مرد رمال برای زن ساده‌لوح!
۹۵۳۴۱۷
۰۴ بهمن ۱۳۹۸ - ۰۲:۳۹
۱۵۷۵۰ 
زمانی به خود آمدم که بیش از ۴۰ میلیون تومان سرمایه ام را از دست داده بودم و در این مدت نه تنها گرهی از مشکلاتم باز نشده بود بلکه بر شدت اختلافات خانوادگی ام روز به روز افزوده می‌شد و ...

خراسان: از روزی که فهمیدم در دام یک شیاد حیله گر گرفتار شده ام و همه پس انداز و سرمایه ام را بر باد داده ام، عذاب وجدان رهایم نمی‌کند چرا که پول‌های زحمت کشی خودم و شوهر کارگرم را به مردی دادم که قرار بود گرهی از مشکلات خانوادگی من بگشاید اما...

زن ۴۵ ساله که ده‌ها میلیون تومان سرمایه اش را به مرد رمال داده بود تا از دهن بینی شوهرش جلوگیری کند، درباره سرگذشت تاسف بار خود به کارشناس اجتماعی کلانتری سناباد مشهد گفت: وارد بیستمین بهار زندگی ام شده بودم که به خواستگاری «رسول» پاسخ مثبت دادم. او شاگرد گچ کار بود و با زحمت نان حلال به دست می‌آورد.

همسرم تا مقطع راهنمایی تحصیل کرده بود و خانواده اش نیز وضعیت اقتصادی مناسبی نداشتند. خلاصه زندگی من و رسول در حالی زیر یک سقف آغاز شد که من هم تصمیم گرفتم شغلی برای خودم دست و پا کنم تا کمک خرج خانواده باشم. همسرم اگرچه دیگر خودش استادکار شده بود، اما باز هم درآمدش کفاف هزینه‌های زندگی را نمی‌داد.

بالاخره با کمک یکی از آشنایانم دوره بهیاری را گذراندم و سپس به عنوان کمک بهیار در یکی از مراکز درمانی مشهد استخدام شدم. از آن روز به بعد شرایط زندگی ما تغییر کرد و دو نفری برای آینده و سعادت و خوشبختی دو فرزندمان تلاش می‌کردیم. با آن که از زندگی‌ام راضی بودم و روز‌های خوبی را می‌گذراندم، اما ماجرای دهن بینی‌های شوهرم از همان روز‌های آغازین زندگی مشترک آزارم می‌داد. رسول فقط گوش به فرمان خانواده اش بود و تنها حرف‌های آن‌ها را می‌پذیرفت و بدون، چون و چرا اطاعت می‌کرد.

رفتار‌های همسرم به گونه‌ای بود که هیچ وقت به خواسته‌ها و نظرات من اهمیتی نمی‌داد و برای کم ارزش‌ترین امور زندگی نیز با پدر و مادرش مشورت می‌کرد و در نهایت همان کاری را انجام می‌داد که مادرش از او خواسته بود. من هم از این رفتار‌های همسرم در حالی ناراحت بودم که کاری از دستم ساخته نبود.

شوهرم دهن بین بود و هیچ گاه درباره موضوعی که پدر و مادرش مطرح می‌کردند، از خود اراده‌ای نداشت و بدون اندیشیدن به نتیجه آن، خواسته‌های خانواده اش را انجام می‌داد.

من هم که از این وضعیت در رنج بودم حدود سه سال قبل روزی با یکی از همکارانم به درد دل پرداختم و ماجرای دهن بینی‌های شوهرم را برایش بازگو کردم. آن روز «نسترن» وقتی مشکل زندگی مرا فهمید پیشنهاد داد برای حل آن نزد یک رمال حرفه‌ای بروم. همکارم خیلی از آن مرد رمال تعریف و تمجید می‌کرد به گونه‌ای که می‌تواند آینده را به راحتی پیش بینی کند.

او طوری از کرامات آن مرد رمال سخن گفت که ناخودآگاه برای دیدنش ترغیب شدم. نشانی منزل مرد رمال را از او گرفتم و صبح روز بعد نزدش رفتم. مرد رمال وقتی در جریان مشکل من قرار گرفت به گونه‌ای روح و روانم را با حرف هایش تسخیر کرد که دیگر او را ناجی زندگی ام می‌دانستم.

مرد رمال با ایجاد سوءظن در وجودم، مرا به همسرم و خانواده اش بدبین کرد به طوری که احساس می‌کردم آن‌ها تلاش می‌کنند زندگی شیرین مرا به نابودی بکشانند. او مرا از آینده می‌ترساند و چنین وانمود می‌کرد که شوهرم در نهایت مرا طلاق می‌دهد و با زن دیگری ازدواج می‌کند! او مدعی بود برای رفع این مشکل از زندگی ام باید گوسفندی را به دست او قربانی کنم تا بر استخوان‌های گوسفند قربانی طلسمی جاری کند.

مرد رمال ابتدا دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برای خرید گوسفند و ۸۰۰ هزار تومان برای نوشتن طلسم از من گرفت و ادعا کرد که باید در پایان کامل شدن ماه در آسمان، نزد او بروم تا زمینه‌های استحکام زندگی ام را فراهم کند و دهن بینی شوهرم را از بین ببرد. به همین دلیل مجبور بودم شیفت شب هم در مرکز درمانی کار کنم تا بتوانم هزینه‌های طلسم و جادوگری را بپردازم.

آن مرد در حالی هر بار حدود یک میلیون تومان از من پول می‌گرفت که ادعا می‌کرد بخت دخترم را نیز بسته اند و او برای ازدواجش با مشکل مواجه می‌شود. من هم که ترسیده بودم فقط تلاش می‌کردم تا پول رمالی‌های او را تامین کنم و کار به جایی رسید که نه تنها وام گرفتم بلکه النگوی طلایم را نیز فروختم و به او دادم. با این حال، زمانی به خود آمدم که بیش از ۴۰ میلیون تومان سرمایه ام را از دست داده بودم و در این مدت نه تنها گرهی از مشکلاتم باز نشده بود بلکه بر شدت اختلافات خانوادگی ام روز به روز افزوده می‌شد و ...

شایان ذکر است، همزمان با تشکیل پرونده قضایی در این باره تحقیقات نیرو‌های انتظامی با دستور سرگرد جواد بیگی (رئیس کلانتری سناباد) برای دستگیری مرد رمال آغاز شد.

برچسب ها:
انتشار یافته: 20
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
03:37 - 1398/11/04
اخه زن ساده تو این مدت نباید متوجه میشدی ک زندگی خوب شد یا ن ک بازهم پول میدادی فقط توکل برخدای مهربان گره ازهرکاری باز میشه ن جادو وجمبل به جای این کار نماز میخوندی ورو به قران آن موقع میفهمیدی ک به مرور زمان مشکل زندگیت حل میشد
Iran, Islamic Republic of
04:42 - 1398/11/04
اخه پیره زن چرررررا؟؟؟
Iran, Islamic Republic of
06:03 - 1398/11/04
رمال درست گفته که باید این زن دهن بین طلاق داد
پاسخ ها
الناز واقعی
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۳۹ - ۱۳۹۸/۱۱/۰۶
زندگی که بدست رمال ودعانویس برپا باشه
آخرش از هم میپاشه
توزندگی بایدهردونفر تفاهم داشته باشن
نه اینکه با دعا ورمال زندگیتو برپانگه داری
Iran, Islamic Republic of
07:19 - 1398/11/04
تا احمق درجهانه مفلس در نمیمانه بیشعوربیسواد
Iran, Islamic Republic of
08:16 - 1398/11/04
رمال تقصیر ش کمتز از زنه است اول زنه رو.تنببه.کنید چقدر کودنن بعضیا ،، باور کنین تو.این.دور و.زمونه با این.همه.اطلاع رسانی و. اخبار مربوط ب این.کلاهبرداریها ،بعیده این دیوونگیا ،این کارها پنجاه سال پیش بود بیچاره شوهرها گیر چ احمقایی میافتند
Germany
09:25 - 1398/11/04
خیلی ها هستن کەبە این رمالها باور دارن الکی پول بشان میدن نمیدانم این جوڕ انسانهامغز ندارن یا دارن خودشان بە ندانم کاری میزنن
Iran, Islamic Republic of
09:25 - 1398/11/04
امان از جهل امان از خرافاط که انگار قرار نیست هیچ وقت دست از سر این مردم بردارد
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۲۸ - ۱۳۹۸/۱۱/۰۴
مجید، دلبندم خرافات،!!!
Iran, Islamic Republic of
09:26 - 1398/11/04
چه ساده لوح اگه عاقل بود همسرش با دیگری مشورت نمی کرد خود کرده را تدبیری نیست
پاسخ ها
https://www.instagram.com/p/B5-KlvaH0l3/?igshid=ctebp91x7tbk
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۰۶ - ۱۳۹۸/۱۱/۰۴
من مدت ۵سال باشوهرم اختلاف داشتیم ۳تافرزندداشتم باپسربزرگم هم بیشترگیرمیدادبه خانواده ام فحش رکیک میداد خودمو کتک میزدتادم مرگ چندبارمخصوصاپسربزرگم میانجیگری میکرد محکم میزدیش تاپای طلاق رفتم ولی بازم به خاطربچه ها تحملش میکردم ی گارگرساده بیش نبود باوجوداینکه خودم کارمندبودم وخرج اووبچه هاشومیدادم فقط به نذراماما(ع) وقران متوسل میشدم الحمدوا .. ‌مدت ۲سالاست کاربه کارمانداره ودرآرامش زندگی میکنیم
رز
Iran, Islamic Republic of
۰۲:۰۶ - ۱۳۹۸/۱۱/۰۶
به کاربری که کتک ازشوهرش خورده وپسرش
وساطت می کرده:
خانم محترم حقته ی کارگر ساده حسابی کتک
بزند حتما تیغ زن بودی شاید مشکل داشتی.
Iran, Islamic Republic of
13:06 - 1398/11/04
وقتی از روانشناسی حمایت نمیشه مردم میرن دنبال رمال
Iran, Islamic Republic of
13:33 - 1398/11/04
بابا وقتی خدا و توسل کردن هست چرا میری پیش رمال یه هفته مرخصی میگرفتی میومد پیش امام رضا بخدا قسم کارت درست میشد چرا اینقدر ساده هست خانمهای عزیز بخدا دور تا دورتون همش گرگ هست حواستون باشه
Iran, Islamic Republic of
17:48 - 1398/11/04
من در شهری کار میکردم با چند دعانویس ورمال دوست بودم وقتی پیش یکیشون بودم به من میگفت تو جواب بده من پشت تلفن میگفتم مشکل این است طرف مقابل قبوا میکرد دعانویس ورمالها همه کلاه بردار و پست هستند
Iran, Islamic Republic of
20:59 - 1398/11/04
طلاق میگرفتید دیگه والا
Iran, Islamic Republic of
08:34 - 1398/11/05
یه کم بخندییییم
یکی از همکارام ۲۰ سال پیش دعانویس رفته بود ،دعانویس رمال دعا کرد به همکار من گفت به دختره میرسی،
همکارم بهش گفت من اومدم مشکلم رو حل کنی برم سرکار خخخخخخ

یکی تعریف می کرد خیلی عصبی بودم رفتیم پیس رمال ،دعایی بهم داد گداشتم دور گردنم، مدتی خوب نشدم بدتر شدم،برگه تاشده رو رو باز کردم دیدم برگه سفید هستش چه پولی از من گرفت ......خخخخخخخ
Iran, Islamic Republic of
08:34 - 1398/11/05
بریییم پیش رمال دعا کنه ترامپ بمیره،خخخخخخخ
Iran, Islamic Republic of
08:39 - 1398/11/05
هر بلایی سر تو و امثال تو بیایید حقتون هست ....بی خردها ....
Iran, Islamic Republic of
08:45 - 1398/11/05
بهش تجاوز نکرده شانس آورده
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج