بازی با افغانستان برای آن چند نفر، شر شده است
تیم ملی فوتبال ایران در تورنمنتی حضور یافته که کیفیت و سطح تیمهای آن از همان ابتدا محل بحث و انتقاد شد.
برترینها: تیم ملی فوتبال ایران در تورنمنتی حضور یافته که کیفیت و سطح تیمهای آن از همان ابتدا محل بحث و انتقاد شد. حضور رقبایی مانند افغانستان و تاجیکستان، باعث شده بسیاری این رقابتها را نه میدان جدی سنجش توانایی تیم ملی، بلکه صرفاً فرصتی برای دیدارهای تمرینی ببینند. تصمیمهای امیر قلعهنویی در انتخاب بازیکنان نیز آتش این نقدها را شعلهورتر کرده است. او چند چهره تازه و ناشناخته را به تیم آورده؛ اقدامی که عدهای آن را نشانهای از جوانگرایی میدانند اما برخی دیگر با بدبینی، آن را تلاشی برای آمارسازی و افزودن بردهای آسان به کارنامه سرمربی تعبیر میکنند.
از افغانستان هم گل خوردی؟
نکته دیگر که فضای مجازی را پر کرده، موضوع اسپانسر این تورنمنت است. شرکت برگزارکننده، وابسته به یک بنگاه شرطبندی شناختهشده معرفی شده و همین مسئله خوراک شایعات بیپایان را فراهم آورده است. بعضی کاربران حتی پا را فراتر گذاشته و گل دریافتی ایران مقابل افغانستان را به این موضوع پیوند زدهاند. این ادعاها البته قابل اثبات نیستند و بیشتر به گمانهزنی شبیهاند، اما نشان میدهد تا چه اندازه فوتبال ملی درگیر حواشیای است که ربط مستقیمی به مستطیل سبز ندارد. در چنین شرایطی، اعتماد عمومی شکنندهتر میشود و هر لغزش فنی یا اتفاق غیرمنتظرهای میتواند بلافاصله دستمایه شایعهسازی قرار گیرد.
سلام نظامی و باقی قضایا
اتفاق دیگر، سلام نظامی چند بازیکن هنگام پخش سرود ملی بود؛ حرکتی که بار دیگر جامعه را به دو قطب تقسیم کرد. گروهی رسانهای و سیاسی آن را «اقتدار» و «ادای احترام به شهدا» خواندند. روزنامه همشهری نیز تیتر زد: «سلام مقتدرانه». اما در سوی مقابل، عدهای در شبکههای اجتماعی پرسیدند چرا همین بازیکنان در مواقعی دیگر واکنش متناسب نداشتهاند.
این تضاد واکنشها نشان میدهد فوتبال ایران مدتهاست چیزی فراتر از ورزش شده است. بازیکنان نه فقط بابت بازیشان، بلکه بابت موضعگیریهای نمادین یا حتی سکوتشان زیر ذرهبین قرار میگیرند. نسلی مثل جهانبخش، چشمی و رضاییان هر بار که پا به میدان میگذارند، با میراثی سنگین از بیاعتمادی و مطالبهگری اجتماعی مواجهاند.
این روزها محبوب شدن سخت شده است
از دل این وضعیت میتوان یک نتیجه روشن گرفت: راه بازیکنان ملی برای بازسازی محبوبیت، مسیری دشوار و پرسنگلاخ است. در شرایطی که بخش مهمی از جامعه نگاه بدبینانهای به رفتارهای آنان دارد، حتی پیروزیهای متوالی هم شاید نتواند این فاصله را پر کند. فوتبالیستهای نسل فعلی، بیش از هر زمان دیگر، اسیر میدان افکار عمومیاند؛ میدانی که در آن نتیجه نه با گل و پاس گل، بلکه با اعتماد و همراهی مردمی تعریف میشود که این روزها به سختی جلب میشود.
نظر کاربران
دلشون خواسته کی بازی بدن کی ندن اصلأ به توچه داری فضولی میکنی خوب میگی فضای مجازی اسمش روشه مجازی
سلام
احترام به پرچم وسرود ملی در رویدادهای بین المللی نشانه وطن دوستی است.
از فوتبال ملی! حرف میزنید ! فوتبالی که حداکثر 10 درصد مردم جامعه را با خود درگیر کرده " ملی " نمیتواند باشد . بحث " نان " نیست که ملی باشد و فقیر غنی دنبالش باشند !
گزارشی دمت گرم خوب نگاه کنی انگار به زور دارن اینکارو میکنن
فوتبال جای سیاسی کاری نیست