۱۵۸۵۹۹۷
۷۳۲۰
۷۳۲۰
پ

چرا آمریکا به خارک حمله کرد؟ کی برد؟ کی باخت؟

بامداد ۲۳ اسفند ایالات متحده ۱۵ بمب بر جزیره خارک فرود آورد؛ اقدامی که ترامپ آن را «نابودی کامل اهداف نظامی در جواهر درخشان ایران» توصیف کرد و بازار‌های جهانی انرژی را وارد فاز جدیدی از عدم اطمینان و بی ثباتی کرده است. اما چه کسی برنده این بی ثباتی است؟ چه کسی بازنده؟

رویداد ۲۴: اگرچه بر اساس گزارش‌های رسمی پنتاگون و تایید رسانه‌های داخلی مانند خبرگزاری فارس، زیرساخت‌های صادرات نفت (اسکله‌ها و مخازن) در این مرحله مستقیماً هدف قرار نگرفته‌اند، اما صرف حضور جنگنده‌ها بر فراز حیاتی‌ترین شریان اقتصادی ایران، پیامی فراتر از یک درگیری نظامی ساده دارد. 

1

در شرایطی که به نظر می‌رسد دولت آمریکا برای پایین نگه داشتن قیمت نفت در زمان جنگ با ایران تحت فشار است چرا باید با حمله به مهمترین پایگاه نفتی ایران بی ثباتی در بازار انرژی را دامن بزند؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا موقعیت استراتژیک خارک را بررسی کرده‌ام.

خارک کجاست و چرا مهم است؟

جزیره خارک نقطه خروج بیش از ۹۰ درصد صادرات نفت خام ایران (حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز) است. تحلیل‌گران JP Morgan و CSIS هشدار می‌دهند که حتی بدون تخریب فیزیکی مخازن، هزینه‌های بیمه دریایی و ریسک حمل‌ونقل در منطقه جهش چشم‌گیری یافته است.

همزمان قیمت نفت برنت که پیش از این در محدوده ۷۰ تا ۱۰۰ دلار در نوسان بود، اکنون با تهدید بسته شدن کامل تنگه هرمز رو‌به‌رو است. در صورت توقف کامل صادرات ایران و تلافی‌جویی در تنگه هرمز، سناریوی نفت ۱۳۰ تا ۱۵۰ دلاری (مشابه دوران آغاز جنگ اوکراین) به شدت محتمل است.

داده‌های ردیابی نفت‌کش‌ها (TankerTrackers) نشان می‌دهد که صادرات ایران از زمان آغاز درگیری‌ها در اواخر فوریه ۲۰۲۶، پیش از این با کاهش ۵۰ درصدی به زیر یک میلیون بشکه در روز رسیده بود. حمله دیشب می‌تواند این رقم را به نزدیکی صفر برساند.

چین؛ بازنده استراتژیک

چین به عنوان اصلی‌ترین مشتری نفت ایران، در مرکز این بحران قرار دارد. از زمان آغاز درگیری‌ها پکن تنها به سرزنش دیپلماتیک آمریکا آن هم با لحنی آرام و مدیریت شده اکتفا کرده است. این محافظه کاری چینی از سوی برخی از تحلیلگران به عنوان بخشی از استراتژی صبورانه شی در مقابل ترامپ تعبیر شده است هرچند در ادامه و با بررسی شرایط موجود باید گفت همین محافظه کاری می‌تواند به چشم اسفندیار پکن در مقابل واشنگتن تبدیل شود.

تقریباً تمام ۱.۶ میلیون بشکه صادراتی ایران به مقصد پالایشگاه‌های مستقل چینی (Teapots) بارگیری می‌شد. حذف این حجم از بازار، چین را مجبور می‌کند به سمت بازار‌های جایگزین مانند برزیل یا آفریقای غربی برود که منجر به افزایش هزینه تمام شده انرژی برای صنایع چینی خواهد شد.

پکن اکنون با کابوس «تنگنای مالاگا» و ناامنی در خلیج فارس رو‌به‌رو است. حملات به خارک، سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی چین در حوزه انرژی ایران را با ریسک جدی مواجه کرده و قدرت مانور این کشور در برابر فشار‌های آمریکا را کاهش می‌دهد.

برخلاف تصور، نفت ایران برای چین کالایی نیست که بتوان آن را به سرعت جایگزین کرد. بسیاری از پالایشگاه‌های چین برای "Crude" خاص ایران تنظیم شده‌اند. جایگزینی ۱.۶ میلیون بشکه در روز با نفت گران‌تر از منابعی مثل برزیل یا آفریقا، طبق تحلیل CSIS، می‌تواند قیمت جهانی نفت را ۱۰ تا ۲۰ دلار افزایش دهد که برای بزرگترین واردکننده نفت جهان، یک مالیات سنگین بر رشد اقتصادی محسوب می‌شود.

روسیه؛ برنده خاموش و خرسند جنگ ایران و آمریکا

اما روسیه در این بحران وضعیتی متناقض دارد چنانکه روسیه را می‌توان «برنده غایب» در بحران کنونی خلیج فارس دانست. در حالی که ایران و آمریکا درگیر تنش نظامی مستقیم هستند، مسکو در حال درو کردن سود‌های کلان اقتصادی و استراتژیک از خاکستر‌های خارک است.

بر اساس داده‌های موسساتی نظیر CREA و گزارش‌های گاردین و مسکو تایمز در نیمه اول مارس ۲۰۲۶، روسیه از این بحران به سه روش کلیدی سود می‌برد.

تنش در خلیج فارس دقیقاً زمانی به داد بودجه روسیه رسید که درآمد‌های نفتی این کشور در ابتدای سال ۲۰۲۶ به پایین‌ترین سطح خود از زمان شروع جنگ اوکراین رسیده بود.

تنها در دو هفته ابتدایی درگیری‌ها (از اواخر فوریه تا ۱۲ مارس ۲۰۲۶)، روسیه حدود ۶ میلیارد یورو از فروش سوخت‌های فسیلی درآمد داشته است.

پیش از این بحران، نفت اورال روسیه به دلیل تحریم‌ها با تخفیف‌های سنگین (حدود ۴۰ دلار) معامله می‌شد. اما با ناامنی در خلیج فارس، قیمت این نفت اکنون به بالای ۸۰ دلار جهش کرده است.

طبق تحلیل مسکو تایمز، اگر میانگین قیمت نفت در سال ۲۰۲۶ به جای ۵۹ دلار (عدد پیش‌بینی شده در بودجه روسیه) روی ۹۰ دلار بماند، روسیه ۵۵ میلیارد دلار درآمد اضافی کسب خواهد کرد؛ رقمی که می‌تواند تمام هزینه‌های نظامی این کشور در اوکراین را پوشش دهد از این روز شاید بتوان گفت بازنده دیگر این حمله اتحادیه اروپا است، نهادی که بیش از هر زمان دیگری تلاش کرده بود مسکو را در تحریم‌های انرژی منزوی کند و حالا چاره‌ای ندارد جز آنکه شاهد بازگشت روسیه به بازار‌های جهانی باشد.

الکساندر نواک، معاون نخست‌وزیر روسیه، صراحتاً اعلام کرده است که مسکو آماده است صادرات خود را به چین و هند افزایش دهد تا خلاء ناشی از ناامنی در خلیج فارس را پر کند.

پکن اکنون بیش از هر زمان دیگری به خطوط لوله زمینی روسیه (مانند قدرت سیبری) وابسته است، چرا که این مسیر‌ها برخلاف مسیر‌های دریایی، تحت کنترل نیروی دریایی آمریکا نیستند. این موضوع قدرت چانه‌زنی پوتین در برابر شی جین‌پینگ را به شدت افزایش داده است.

بیش از ۷۸ درصد نفت خاورمیانه به مقصد شرق آسیا از تنگه هرمز می‌گذرد. حمله به خارک ریسک بسته شدن تنگه را به اوج رسانده است. S&P Global هشدار می‌دهد که در صورت بسته شدن کامل مسیر، هیچ ظرفیت مازادی در جهان نمی‌تواند خلاء ۲۰ میلیون بشکه در روز را پر کند و این یعنی شوک تورمی بی‌سابقه برای اقتصاد چین.

در این میان شاید عجیب‌ترین سود روسیه در این بحران، تغییر لحن واشینگتن باشد.

بر اساس گزارش PBS و رویترز در ۱۳ مارس ۲۰۲۶، دولت ترامپ برای جلوگیری از انفجار قیمت بنزین در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، سیگنال‌هایی مبنی بر کاهش فشار تحریم‌ها بر نفت روسیه صادر کرده است.

آمریکا حتی معافیت‌هایی صادر کرده که به هند و برخی کشور‌های دیگر اجازه می‌دهد بدون ترس از جریمه، نفت بیشتری از روسیه بخرند تا کمبود بازار جبران شود. این یعنی روسیه اکنون نفت خود را با قیمت بالاتر و با دردسر تحریمی کمتر می‌فروشد.

بحران خارک عملاً «ریسک سیستماتیک» اقتصاد روسیه را کاهش داده است. تا زمانی که تنش در خلیج فارس ادامه داشته باشد، روسیه از یک حاشیه امن سود برخوردار است که به این کشور اجازه می‌دهد هم ماشین جنگی خود را تغذیه کند و هم جایگاهش را به عنوان برنده نهایی نوسانات انرژی تثبیت نماید.

در مقابل، برخی تحلیل‌گران معتقدند چین خود را برای چنین روزی آماده کرده بود و این حمله لزوماً به معنای فروپاشی اقتصادی نیست، اما چگونه؟

طبق داده‌های Kayrros و گزارش‌های مارس ۲۰۲۶، چین حدود ۱.۳۹ میلیارد بشکه نفت ذخیره کرده است. این حجم عظیم می‌تواند تا ۱۲۰ روز (حدود ۴ ماه) تمام نیاز‌های وارداتی چین را حتی در صورت قطع کامل جریان نفت پوشش دهد. این «بافر» به پکن زمان می‌دهد تا دیپلماسی را جایگزین تنش نظامی کند.

اگرچه حمله به خارک «امنیت انرژی» چین را به لرزه درآورده، اما به دلیل ذخایر عظیم ۱.۴ میلیارد بشکه‌ای، این اتفاق را می‌توان در کوتاه‌مدت یک «تهدید مدیریت‌شده» برای چین دانست. اما اگر این درگیری به یک جنگ فرسایشی تبدیل شود چنانکه تنگه هرمز را برای بیش از ۳ ماه مسدود نگه دارد، به یک «ضربه واقعی و فلج‌کننده» تبدیل خواهد شد که می‌تواند رشد اقتصادی چین را ۱ تا ۲ درصد کاهش دهد و این شاید یکی از دستاورد‌هایی باشد که ترامپ می‌تواند در آینده از آن به عنوان برگ برنده‌ای در مقابل چین استفاده کند.

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج