چه جنگ باشد چه آتشبس، سینما دیگر جذاب نیست
این روزها حال و روز سینما چندان خوش نیست. در روزهایی که سینما بیش از هر زمان دیگری به مخاطب نیاز دارد، سالنها خلوتتر از همیشهاند.
عصر ایران_ نهال موسوی: این روزها حال و روز سینما چندان خوش نیست. در روزهایی که سینما بیش از هر زمان دیگری به مخاطب نیاز دارد، سالنها خلوتتر از همیشهاند. این وضعیت تنها به روزهای بحرانی جنگ محدود نمانده و حتی در دوره آتشبس و آرامتر شدن شرایط نیز، استقبال خاصی از سینما دیده نمیشود.

همین موضوع یک پرسش مهم را مطرح میکند: اگر در جنگ ۴۰ روزه مخاطبان به سینما نمیرفتند، چرا حالا که شرایط به سمت آرامش رفته، همچنان اقبالی به سالنهای سینما نشان داده نمیشود؟
پاسخ این پرسش را باید فراتر از شرایط مقطعی جستوجو کرد. واقعیت این است که مشکل سینما تنها به بحرانها و اتفاقات کوتاهمدت محدود نمیشود، بلکه ریشه در مسائل عمیقتری دارد که مدتهاست گریبان سینما را گرفته است.
نگاهی به فیلمهای اکرانشده این روزها، بخشی از پاسخ را روشن میکند. آثاری مانند «بهشت تبهکاران»، «خط نجات» و برخی دیگر از فیلمهایی که قرار است اکران شوند مانند «تاکسیدرمی» و «آنتیک»، حتی در شرایط عادی هم شانس بالایی برای فروش ندارند.
مشکل اصلی این فیلمها نه زمان اکران، بلکه فقدان روایت جذاب و امروزی برای مخاطب امروز است. بسیاری از این آثار نه داستانی دارند که مخاطب را درگیر کند و نه فضایی که بتواند حس کنجکاوی و اشتیاق برای دیدن فیلم روی پرده سینما ایجاد کند. در نتیجه، حتی با بازگشت نسبی آرامش، مخاطب دلیلی برای رفتن به سینما پیدا نمیکند.
سینما دیگر برای مخاطب جذاب نیست
از سوی دیگر، شرایط اقتصادی نیز عامل مهمی در این بیاقبالی است. سینما رفتن دیگر یک تفریح ارزان محسوب نمیشود. خانوادهها ترجیح میدهند با همان هزینه، از پلتفرمهای آنلاین استفاده کنند یا چندین فیلم را در خانه ببینند. وقتی انتخابهای متنوعتر و کمهزینهتری وجود دارد، طبیعی است که سینما در اولویتهای پایینتر قرار بگیرد.
بسیار این گزاره مطرح میشود که در دهه 60 اگر چه جنگ بود ولی سینما هم رونق داشت. برای پاسخ به آن باید گفت: مهمترین دلیل، تغییر اساسی جامعه نسبت به دهه ۶۰ است.
در آن سالها، حتی در شرایط جنگ، سینما یکی از معدود تفریحات در دسترس مردم بود. گزینههای سرگرمی محدود بود و رفتن به سینما نوعی تجربه جمعی مهم محسوب میشد. مردم برای فاصله گرفتن از فضای جنگ، به سالنهای سینما پناه میبردند.
امروز اما شرایط کاملاً متفاوت است. گوشیهای هوشمند، شبکههای نمایش خانگی، پلتفرمهای آنلاین، فیلمهای دانلودی، سریالهای داخلی و خارجی، شبکههای اجتماعی و حتی بازیهای موبایلی، مجموعهای گسترده از سرگرمیها را در اختیار مخاطب قرار دادهاند.
دیگر نیازی نیست مخاطب برای دیدن فیلم از خانه خارج شود. او میتواند با هزینه کمتر و در زمان دلخواه، به حجم عظیمی از محتوا دسترسی داشته باشد.
از سوی دیگر، سبک زندگی نیز تغییر کرده است. ترافیک، دغدغههای کاری، کاهش زمان فراغت و تغییر عادتهای فرهنگی باعث شده رفتن به سینما دیگر مانند گذشته جذاب نباشد. مخاطب امروز به دنبال تجربهای راحتتر و در دسترستر است، تجربهای که سینما هنوز نتوانسته خود را با آن هماهنگ کند.
بنابراین، بیاقبالی مخاطبان در زمان آتشبس، نشانهای روشن از یک مشکل عمیقتر است. اگر مسئله فقط شرایط بحرانی بود، با آرامتر شدن فضا باید شاهد بازگشت نسبی مخاطبان میبودیم. اما این اتفاق رخ نداده و نشان میدهد سینما با چالشهای ساختاری و محتوایی روبهروست.
سینما برای بازگشت به روزهای پررونق، نیازمند تغییر است، تغییر در نوع روایتها، توجه به سلیقه مخاطب امروز و خلق تجربهای که تماشای آن روی پرده سینما ارزشمند باشد. در غیر این صورت، ویترین سینما همچنان با فیلمهایی پر خواهد شد که تنها برای خالی نبودن اکران شدهاند، فیلمهایی که نه مخاطب را به سالنها میآورند و نه امیدی برای رونق سینما ایجاد میکنند.
چه در زمان جنگ و چه در زمانهای دیگر سینما هنوز میتواند پناهگاه باشد، اما تنها در صورتی که خود را با واقعیت امروز تطبیق دهد.
ارسال نظر