ردپای ابربحرانِ ۱۴۰۵ در بنبستِ ناصرخسرو دیده شد
بحران کنونی که آمیزهای از تبعات مستقیم جنگ، حذف ارز ترجیحی و ناترازی منابع بیمهای است، نظام سلامت کشور را در برابر یکی از دشوارترین آزمونهای خود قرار داده است؛ جایی که جهش ۱۷برابری قیمت اقلام حیاتی نظیر انسولین و نایاب شدن داروهای اعصاب و سرطان، نه تنها معیشت، بلکه حق سلامت شهروندان را با چالشی جدی مواجه کرده است.
دنیای اقتصاد - علیرضا کاظمی مقدم: در روزهایی که تقویم سال ۱۴۰۵، روزهای پس از یک نبرد چهلروزه و فرسایشی را نشان میدهد، سایه سنگین جنگ بیش از هرجا، بر پیشخوان داروخانهها سنگینی میکند. واقعیت در کف خیابان و در صفهای طولانی داروخانهها گواه یک بحران در حوزه سلامت است. اقلام دارویی که برای بسیاری از بیماران ضروری هستند، کمیاب هستند یا خارج از پوشش بیمه، عملا از سبد درمانی حذف شدهاند. بحران دارو در سال۱۴۰۵، تنها یک مساله اقتصادی نیست، بلکه آزمونی بزرگ برای کارآمدی نظام سلامت در شرایط بحرانی است؛ جایی که میان وعدههای دولتی و نسخههای گرانقیمت بیماران، شکافی عمیق به وجود آمده است.

داروخانه ۱۳ آبان؛ پناهگاه آخر در بنبست درمانی
برای درک بهتر اخباری که در حوزه کمبود دارو به گوش میرسد به داروخانه ۱۳آبان مراجعه کردیم، نامی که برای بسیاری از بیماران تداعیکننده آخرین روزنه امید است، این روزها به صحنه نمایش استیصال بدل شده است. اینجا مقصد نهایی بیمارانی است که شاید بتوان گفت از تهیه دارو قطع امید کردهاند و این مکان به مثابه آخرین تیر در کمان کسانی محسوب میشود که در جستوجوی دارو، وجب به وجب شهر را زیر پا گذاشتهاند.
فضای داخلی این داروخانه شاید کمی بزرگتر و وسیعتر از داروخانههای معمولی باشد و پزشکان زیادی در آن فعالیت میکنند، اما ازدحام جمعیت به قدری زیاد است که بعضا صندلی برای نشستن پیدا نمیشود. مرسوم است که در مراکز درمانی به واسطه آنکه محل تردد بیماران است، فضا رخوتبار باشد؛ اما این داروخانه از آن جهت که آخرین پناه مراجعهکنندگانی است که اکثر داروخانههای این شهر درندشت را زیر پا گذاشتهاند تا به اینجا برسند، چهرهای خسته و فرسودهتر دارد. مراجعانی که جان به لب شدهاند و درحالیکه توانی برایشان باقی نمانده است، ساعتها به انتظار میایستند تا شاید در نهایت پس از ساعتها معطلی متوجه شوند دارویی که برای دردشان میخواهند موجود است یا خیر. در این میان مراجعانی دیده میشوند که با وجود حال نامساعد، با ناامیدی مواجه شدهاند.
جوانی بیست و چند ساله که برای تهیه داروی «اکولیزومب» (مخصوص درمان اختلالات خونی نادر) آمده بود، در گفتوگو با خبرنگار دنیایاقتصاد میگوید: «این دارو هر جایی پیدا نمیشود و قیمت آن هم بسیار گران است؛ برای همین من به این داروخانه مراجعه کردم و چون از اتباع هستم بیمه هم برای من در نظر گرفته نمیشود و هر بار مجبور میشوم که تعداد کمی از این دارو را دریافت کنم و مجددا برای دوره بعدی مصرف آن مراجعه کنم و این کار همیشگی من شده است.»
پیرمردی شصتواندی ساله نیز که به دنبال داروی «پالمیکورت» برای پیشگیری از حملات آسم بود، با گله از آزاد حساب شدن قیمتها میگوید: «داروخانهها این دارو را آزاد حساب میکنند و برای همین به این داروخانه مراجعه کردم.» او علت این وضعیت را از زبان داروخانهداران چنین نقل میکند: «به علت اینکه بیمه به موقع مطالبات داروخانهها را تسویه نمیکند، آنها ترجیح میدهند که آزاد بفروشند.» این پیرمرد پس از یکساعت معطلی متوجه شد که داروخانه مذکور نیز دارو را موجود ندارد.
در میان جمعیت، مرد میانسالی که برای تهیه داروی سرطان مغز استخوان پدرزنش مراجعه کرده بود، از کمیابی شدید داروها گله داشت و گفت: «این داروها بسیار کمیاب است؛ چراکه داروهای درمان سرطان مغز استخوان هستند و چندین جا مراجعه کرده و پیدا نکردهام؛ داروی خارجی که اصلا گیر نمیآید و مجبور هستیم که داروی ایرانی را مصرف کنیم.» او درباره مشکلات تاییدیه بیمه میافزاید: «وقتی که دکترها این دارو را تجویز میکنند برای مدت ۶۰ روز یا ۴۸روز نوشته میشود که باید توسط سازمان مربوطه تایید شوند و اگر میزان درد افزایش پیدا کند و بیماری حادتر شود، مصرف دارو افزایش مییابد و لذا زودتر مصرف میشود. مشکل اینجاست که تا زمانی که آن دوره ۶۰ روزه یا ۴۸ روزه سپری نشده مجددا این دارو را با بیمه نمیدهند و داروخانه میگوید اگر میخواهید تهیه کنید باید آزاد تهیه کنید؛ چراکه این دارو تایید نمیشود و ما باید دائم در رفت و آمد برای گرفتن تایید این دارو باشیم.»
پسر جوان دیگری که برای تهیه قرص «تیپیاورال» (درمان سرطان خون) خاله خود آمده بود، توانست ۶ قلم از داروهایش را پس از جستوجو در سه داروخانه هلالاحمر پیدا کند. او میگوید: «من هم یک ساعت از محل کارم مرخصی گرفتم تا داروهای خاله را تهیه کنم؛ اقلامی را هم که پیدا نمیشوند، باید از داروخانههای بازار آزاد تهیه کنیم که اغلب در ناصرخسرو هستند؛ ولی باید حواسمان باشد که تاریخ مصرف آنها نگذشته باشد یا نگهداری آنها به گونهای نباشد که این داروها فاسد شده باشند.» او به تجربه تلخ فردی اشاره کرد که داروی تاریخگذشته از ناصرخسرو تهیه کرده و دچار ازکارافتادگی کلیه شده بود. وی همچنین به دنبال یک داروی هورمونی مربوط به زنان بود که میگفت اصلا پیدا نمیشود.

در ادامه مشاهدات، مرد جوانی برای تهیه داروهای همسرش که یکی از آنها برای رقیق کردن خون (مشابه آسپرین) بود، پس از زیر و روکردن داروخانههای شهر به ۱۳ آبان رسیده بود. او میگوید: «پیش از این در بهمنماه این دارو را تهیه کرده بودم؛ ولی امروز قیمت آن دوبرابر شده است و این یعنی بعد از جنگ ۴۰روزه قیمت این دارو افزایش چشمگیری داشته است و معلوم نیست که مجدد بتوانم آن را تهیه کنم یا نه.» او همچنین به دنبال داروی «فیفول» بود که حتی در این داروخانه هم یافت نمیشد. مراجعان دیگری نیز به دنبال داروهای اعصاب نظیر «پرگابالین» و «دنپزیل» بودند که در سایر داروخانهها موجود نیست. در محوطه بیرونی، پیرمردی با چشمانی اشکبار میگفت: «برای تهیه داروهایم به گدایی افتادم.»
همچنین مسافری که به محض ورود به تهران برای خرید انسولین برای یکی از اقوامش در شیراز اقدام کرده بود، پس از گشتن چندین داروخانه تنها موفق به خرید یک بسته محدود شد؛ بستهای که مشخص نیست برای بیماری در کیلومترها دورتر تا چه زمانی کارآیی خواهد داشت. یکی دیگر از بیمارانی که مصرف انسولین دارد، میگوید: «هر قلم انسولین تا سال گذشته ۳۰هزار تومان بود؛ اما اخیرا که آن را تهیه کردم با رقمی معادل ۱۷ برابر آن مواجه شدم. جدای از اینکه چقدر سخت است پیدا کردن این نوع انسولین و باید ساعتها سرپا باشم تا بتوانم مصرف دوماه خود را تهیه کنم، پرداخت چنین مبلغی سرسامآور است و بیمه هم تا زمانیکه قیمتها آپدیت نشوند، تعهدات خود را افزایش نمیدهد و میزان داروی سهمیهای که به ما تعلق میگیرد به اندازه مصرف دوماه است و ما نمیتوانیم بیشتر تهیه کنیم.» اکثر مراجعان بر این باورند که تهیه دارو هر روز برایشان سختتر میشود و کسی نیست که درد آنها را مرهمی باشد.
وقتی قوطی از شیرخشک گرانتر میشود
از مسائل پرتکرار مطرحشده در داروخانه ۱۳ آبان در دسترس نبودن برخی داروها در داروخانههای سطح شهر تهران بود که برای درک بیشتر این موضوع گفتوگویی داشتیم با یکی از پزشکان داروساز که در داروخانه اطراف شهر تهران فعالیت دارد. وی در رابطه با ریشه اصلی کمبود دارو در داروخانههای خصوصی گفت: «داروها بهگونهای تولید میشوند که تمام شرکتها لزوما اقدام به تولید همه انواع داروها نمیکنند. در شرایطی که یک شرکت با مشکل مواجه شود، توانایی تولید را از دست میدهد که این مساله میتواند ناشی از کمبود مواد اولیه، بستهبندی یا هر عاملی باشد که بر فرآیند تولید تاثیرگذار باشد. بهعنوان مثال، در خصوص شیرخشک، مشکل به این صورت بود که یکی از شرکتهای تامینکننده قوطیهای شیر خشک با چالش مواجه شد. در حال حاضر، بحث کسری شیر خشک بیشتر به این دلیل است که قوطی ندارند؛ یعنی شرکتها به شوخی میگویند حاضرند شیر خشک را بهصورت فلهای عرضه کنند، اما قوطی ندارند که به دست مشتری برسد.»
وی توضیح داد: «همچنین قلمهای انسولین که از قدیم با مشکل مواجه بودند، افزایش قیمت شدیدی داشتهاند؛ بهطوریکه آخرین قیمت آنها از ۱۴۵ هزار تومان به یکمیلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده است که بیمار واقعا چنین قیمتی را باور نمیکند. پیش از این، بیمه حدود ۹۰ تا ۹۵درصد قیمت را پوشش میداد و پرداختی بیمار حدود ۷ یا ۸ هزار تومان بود؛ اما اکنون که قیمت به یکمیلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده، هنوز تحت پوشش بیمه قرار نگرفته است.» این پزشک داروساز درخصوص علت این افزایش قیمت تصریح کرد: «فرآیند به این صورت است که ابتدا دارو افزایش قیمت میخورد و مدتی زمان میبرد تا این افزایش در سایت بیمه اعمال و قیمت جدید پوشش داده شود. بسیار بعید به نظر میرسد که بیمه بخواهد ۹۵ یا ۹۹درصد این قیمت یکمیلیون و ۵۰۰ هزار تومانی را پرداخت کند و احتمالا بقیه داروها نیز به همین سرنوشت دچار خواهند شد. قیمتها توسط شرکتها بالا میرود و پس از آن توزیع مجدد با قیمت جدید صورت میگیرد.
بهعنوان مثال، قطرههای چشمی از ۴۰ هزار تومان به ۲۰۰ هزار تومان و پمادهایی که ۳۰ یا ۴۰هزار تومان بودند به ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان رسیدهاند. وقتی بیمار برای خرید یک دوره کامل آنتیبیوتیک به همراه شربت و مسکن مراجعه میکند، هزینه او حدود یکونیممیلیون تومان میشود. بههمین دلیل، برخی بیماران مجبور میشوند دوره درمان خود را ناقص بگذارند.» وی در پاسخ به این سوال که چرا برخی داروخانهها، داروهایی را که بیمه به آنها تعلق میگیرد، آزاد میفروشند، عنوان کرد: «سازمان تامین اجتماعی هر ۶ماه یکبار مطالبات داروخانهها را واریز میکند. پولی که بیمه پس از ۶ماه پرداخت میکند، ارزشش به یکسوم یا یکچهارم زمان حال رسیده است. به همین دلیل، برای داروخانه صرفه اقتصادی دارد که دارو را بهصورت آزاد حساب کند و بسیاری نیز علنا اعلام میکنند که با بیمه تامین اجتماعی قرارداد ندارند؛ بهویژه در داروهایی مانند انسولین که سهم بیمهای بالایی دارند.»
از حذف ارز ترجیحی تا بنبست ناصرخسرو
آنچه از راهروهای شلوغ داروخانه ۱۳آبان تا صحن کمیسیون بهداشت مجلس شنیده میشود، حکایت از شکافی عمیق میان سیاستگذاریهای کلان و واقعیتهای زیسته بیماران در سال۱۴۰۵ دارد. بحران کنونی که آمیزهای از تبعات مستقیم جنگ، حذف ارز ترجیحی و ناترازی منابع بیمهای است، نظام سلامت کشور را در برابر یکی از دشوارترین آزمونهای خود قرار داده است؛ جایی که جهش ۱۷برابری قیمت اقلام حیاتی نظیر انسولین و نایاب شدن داروهای اعصاب و سرطان، نه تنها معیشت، بلکه حق سلامت شهروندان را با چالشی جدی مواجه کرده است.
نظر کاربران
مردم مهم نیستند هبچوقت نبودند
بن بست کامل در اقتصاد ایران
من هیدروکسی کلروکین مصرف میکنم و داروی واجبی هست سیزده ابان و هلال احمر هم نداشتن پنج تا ورقش رو از بازار ازادخریدم سه میلیون و نیم در صورتیکه دویست تا قرصش همیشه میشد سیصد هزار تومن .
داروی کبد مامانم ازاد هست سه ماه پیش خریدیم شونزده میلیون دیروز شد بیست میلیون
یه عده همین الان میگن شایعه پراکنی نکنید . همه چیز مثل قبله . مثل شروع تحریم ها که همیشه میگفتن نعمته بعد تا یه چیزی کمیاب میشد با قلدری میگفتن مگه نمیدونید تحریم هستیم !
کااااش کااااااش واقعا یه ادم درست بود یه شماره حساب درست بود ما میریختیم و اونم به دست ادم نیازمندش میرسوند