تهران به این دلیل در حد کراچی و بمبئی زشت شده است
تهران در سالهای اخیر آرامآرام به شهری تبدیل شده که در آن «بازارهای موقت» دیگر موقت نیستند.
برترینها: تهران در سالهای اخیر آرامآرام به شهری تبدیل شده که در آن «بازارهای موقت» دیگر موقت نیستند. چیزی که زمانی فقط در روزهای پایانی سال، مناسبتهای خاص یا جشنوارههای محدود دیده میشد، حالا به بخشی دائمی از چهره شهر تبدیل شده است؛ داربستهایی فلزی، چادرهای برزنتی، غرفههای نامنظم و دستفروشانی که پیادهروها، پارکها و میدانهای اصلی شهر را اشغال کردهاند. کافی است از میدان هفتتیر به سمت شمال حرکت کنید؛ پیادهرویی که زمانی بخشی از نظم شهری و ریتم زندگی مرکز تهران بود، حالا زیر فشار انبوه بساطها و فروشندگان موقت تقریباً غیرقابل عبور شده است. در پارک قیطریه، مقابل عمارت تاریخی و فضای سبز زیبای آن، سالهاست بازاری با داربست و چادر برپاست؛ بازاری که قرار بود موقت باشد اما به بخشی ثابت از منظره منطقه تبدیل شده است. فروش کالاهایی که تقریباً در تمام فروشگاههای شهر پیدا میشوند، حالا مهمتر از حفظ هویت بصری و معماری شهری شده است.

موضوع فقط زیباییشناسی نیست. کسبوکارهای رسمی و مغازهدارانی که مالیات، اجاره و هزینههای سنگین شهری پرداخت میکنند، حالا خود را در رقابتی نابرابر با بازارهای بیقاعدهای میبینند که بدون بسیاری از این هزینهها فعالیت میکنند. در شهرک غرب، حوالی مجتمع لیدوما، فضایی که تا چند سال پیش یکی از معدود نقاط منظم و مدرن شهری محسوب میشد، امروز زیر فشار دستفروشها و غرفههای پراکنده، بخش مهمی از توازن بصری و اقتصادی خود را از دست داده است. همین وضعیت را میتوان اطراف پارک اندیشه، بلوار کشاورز، چهارراه ولیعصر و حتی بسیاری از شهرهای توریستی شمال کشور مشاهده کرد؛ جایی که بازارهای موقت عملاً دائمی شدهاند و خیابانها را به گذرگاههایی شلوغ و آشفته تبدیل کردهاند.
اقتصاد بحرانزده و راهحلهای دمدستی
طبیعتاً کسی نمیتواند انکار کند که بخشی از جامعه امروز ایران برای تأمین معاش به همین دستفروشیها وابسته است. پشت هر بساط، خانوادهای ایستاده که احتمالاً زیر فشار تورم، بیکاری و رکود اقتصادی راه دیگری برای ادامه زندگی پیدا نکرده است. اما مسئله اینجاست که هیچ شهری در جهان، بحرانهای عمیق اقتصادی را با گسترش بیقاعده بازارهای موقت حل نکرده است. آنچه امروز در تهران رخ میدهد بیشتر شبیه نوعی پاک کردن صورت مسئله است؛ تبدیل فضاهای عمومی به محل فروش اضطراری، بدون هیچ برنامهریزی بلندمدت شهری، اقتصادی یا فرهنگی.
نتیجه این روند، شهری است که آرامآرام هویت بصری خود را از دست میدهد. تهرانی که زمانی تلاش میکرد تصویری مدرن و متوازن از خود ارائه دهد، حالا در بسیاری نقاط یادآور تصاویری است که پیشتر از بازارهای فشرده و بینظم برخی شهرهای فقیر آسیایی در اخبار دیده میشد. مسئله فقط شلوغی نیست؛ نوعی آشفتگی دائمی بر فضا حاکم شده که انگار هرگونه زیبایی، نظم و طراحی شهری را دشمن خود میداند. عجیبتر اینکه اغلب این بازارها دقیقاً در نقاطی شکل میگیرند که پیشتر جزو معدود فضاهای خوشمنظر و تنفسگاههای شهری بودهاند؛ کنار پارکها، میدانهای اصلی یا مراکز مدرن خرید.

شاید وقت آن رسیده باشد که مدیریت شهری به جای تولید مُسکنهای موقت و ظاهراً مردمی، به ریشههای واقعی بحران فکر کند؛ ایجاد شغل پایدار، حمایت هدفمند از اقشار آسیبپذیر و حفظ حداقل استانداردهای زیبایی و نظم شهری. در غیر این صورت، تهران هر روز بیشتر به شهری تبدیل خواهد شد که در آن داربست، چادر و بساط، جای معماری، طراحی و هویت شهری را گرفتهاند.
«تهران داره شبیه شهری میشه که هیچکس براش طراحی نکرده. هرجایی که یه ذره منظره قشنگ، پیادهرو درست یا فضای شهری متوازن بوده، الان زیر داربست و چادر دفن شده. مسئله فقط دستفروشی نیست، مسئله فروپاشی مفهوم شهره.» علی، معمار
«اینکه بگیم هر انتقادی به دستفروشی یعنی ضدفقیر بودن، پاک کردن صورت مسئلهست. عدالت یعنی آدمها شغل پایدار، بیمه، امنیت اقتصادی و امکان رشد داشته باشن؛ نه اینکه تا آخر عمر کنار خیابون بساط پهن کنن.» — سارا، پژوهشگر اقتصاد شهری
«تو پارک قیطریه، پارک اندیشه، هفتتیر، شهرک غرب… انگار هر فضای خوشمنظر شهری باید حتماً با داربست و غرفه پوشونده بشه. عجیبه که مدیریت شهری هرجا زیبایی هست، سریع تصمیم میگیره نابودش کنه.» — امیر، روزنامهنگار حوزه شهری
نظر کاربران
همچنین به دلیل شعارنویسیهای بی پایان که رو در و دیوار شهره و کسی نظارت نمیکنه! واقعا دلم برای تهران قدیم که زیبا بود تنگ شده ...
دقیقا بی سلیقگی از سر و روی شهر میباره دلیلشم بیسوادی در حوزه حقوق شهروندی ، زیبا سازی در حوزه معماری شهری منفعت طلبی مفرط خود شهرداری ......
اصلا قیاس خوبی نبود
دلت میا ، تهران ب این زیبایی،جیگر😋😍😍😍
دیروز میدان ولیعصر بودم آنجا هم پر دستفروش قسمت غربی و بالاش شهرداری چرا قبلا برخورد میکرد الان ول کرده زشت شده چهره شهر این راهش نیست اونم تو پایتخت کسی از دستفروشی به جایی نمیرسه
باید برای این عزیزان شغل های بهتر مهیا بشه
اقتصاد داغون همه جا اثر گذاشته
دست بردار برترین ها
فرهنگش هم داره شبیه همونا میشه
بزار ملت کاسبی کنن الکی غر نزنید
چه توقعي از شهردار زاكاني!
وانتی های ضایعاتی . موتور سوارها .
شوخی میکنی!!! راه حل های پایدار، ثبات اقتصادی؟؟؟ چند صد سال دیگه؟؟؟
20 متری افسریه نیومدی... پیاده رو ها توسط معازه دارها اشغال شده و فقط یک لاین برای رفتن عابرگذاشتن. دو حاشیه کنار خیابان توسط دستفروش ها اشغال شده و فقط یک لاین وسط خیابان برای خودروها... دو سه روز پیش یه ماشین وسط خیابون جوش آورده بود چقدر پشت سرش ماشین معطل بودند. جواب اتلاف عمر این آدم ها رو کی میده؟ اگر ماشین آتش بگیره اون وسط اون وقت میگن نه تقصیر ما نیست. درحالیکه کرایه گرفتن روزانه توسط شهرداری از دستفروش ها اظهر من الشمس است.
درعوض شهردار اجاره میگیره و مهم نیست شهرزشت باشه یا زیبا . مهم درآمد و پول گرفتنه.
ممنون برترینها برای گفتن واقعیت🙏🏻🙏🏻🙏🏻. اکثر شهرهای ایران اون یه ذره هویتی رو هم که داشتن بخاطر عدم وجود مدیریت درست و استاندارد شهری، شبیه کشورهای فقیر آفریقایی شدن. آدم غمش میگیره میره خیابون...همه جا لشگر موتورسوارها، دست فروشها...😔. در هر کشوری افراد فقیر و کم درآمد وجود دارن ولی این دلیل نمیشه که مردم بیان تو پیاده رو بساط پهن کنند. معمولاً دولت ها یه مکانی بزرگی رو در حوالی شهر اختصاص میدن به دست فروشها و یه اجاره خیلی کمی میگیرن تا مخارج اون بازار رو تامین کنند. امیدوارم که جنگ که تمام شد یه فکر اساسی به حال این وضعیت بکنند.
فقط همینها نیست. این بازارهای کج و معوج و زشت، خیلی اوقات بسیار شلوغ میشوند و قشری خاص با بدترین رفتارها و گفتارها را جذب این گونه محیطها میکنند.به مرور شاهد کاهش امنیت اجتماعی این محیط های شهری شده و طبعاً بیشتر خانواده ها را فراری میدهد. بازار دوم و خیابان پارس در نازی آباد.. بلوار کشاورز، خیابان ولیعصر ، خیابان امامزاده حسن تجریش قیطریه و ......
گرسنگی زیباست؟!؟!؟؟