خانواده شلوغ هلیا که یک ایران برایشان جان میدهند
حقیقت این است که جمعیت یوز آسیایی در ایران آنقدر اندک شده که حالا هر توله، هر ردپا و هر تصویر تازه از آنها به یک خبر ملی تبدیل میشود.
برترینها: اگر این روزها از جاده میامی به سمت سبزوار عبور کنید، احتمالا در چند کیلومتری شما خاصترین خانواده ایرانی حضور دارد که البته امید یک ملت را با خود حمل میکند. خانواده هلیا.

خبر را زهرا کشوری، خبرنگار محیط زیست، منتشر کرده است؛ هلیا به همراه تولههایش در منطقه یوزکنام دیده شده. در ویدیوی منتشرشده سه توله در کنار مادر دیده میشوند، هرچند پیشتر اعلام شده بود هلیا صاحب پنج توله شده است. حالا همه دوستداران محیط زیست امیدوارند آن دو توله دیگر نیز در سلامت کامل باشند و جایی در همین پهنه وسیع ایران، زیر سایه مادرشان مشغول آموختن درس بقا باشند.
هلیا فقط یک یوزپلنگ نیست. او بخشی از داستان بقا در ایران است. مادری که تلخی از دست دادن فرزند را هم تجربه کرده. هنوز بسیاری از فعالان محیط زیست صحنههای دردناک تابستان ۱۴۰۲ را به یاد دارند؛ زمانی که یکی از تولههای جوان هلیا در تصادف با خودروهای عبوری در جاده تهران ـ مشهد تلف شد و این یوز مادر روزها در نزدیکی همان جاده، چشمانتظار فرزندی ماند که هرگز بازنگشت.
شاید برای ما که پشت فرمان نشستهایم، جاده فقط نواری از آسفالت باشد که باید هرچه زودتر از آن عبور کنیم. اما برای هلیا و تولههایش، همین جاده میتواند مرز میان زندگی و مرگ باشد. مدیرکل محیط زیست سمنان هشدار داده که این خانواده در مسیر جابهجایی میان زیستگاههای میاندشت و توران ممکن است به محدوده جاده عباسآباد ـ میامی نزدیک شوند؛ همان جادهای که سالهاست نامش با قتلگاه یوزهای ایرانی گره خورده است.

اهمیت خبر اخیر فقط به دیده شدن چند یوز در قاب دوربینها محدود نمیشود. سالهاست که هر خبر امیدوارکنندهای از یوز آسیایی با نگرانی همراه است؛ نگرانی از خشکسالی، کاهش طعمه، تخریب زیستگاهها و البته جادههایی که بارها به کابوس حیاتوحش ایران تبدیل شدهاند. به همین دلیل مشاهده هلیا در کنار تولههایش، آن هم پس از تجربه تلخ از دست دادن فرزندش، برای بسیاری از دوستداران محیط زیست حکم یک روزنه امید را دارد؛ نشانهای از اینکه طبیعت ایران هنوز برای ادامه حیات میجنگد.
تولههای هلیا هنوز نامی ندارند، اما هر کدام از آنها میتوانند بخشی از آینده یوز آسیایی در ایران باشند. شاید به همین دلیل است که انتشار یک ویدیوی چندثانیهای از این خانواده، بیش از بسیاری از خبرهای روزمره مورد توجه قرار میگیرد. در واقع مردم فقط یک گونه جانوری را تماشا نمیکنند؛ آنها به تماشای یکی از آخرین روایتهای بقا در سرزمینی نشستهاند که روزگاری قلمرو یکی از سریعترین جانوران جهان بود.
حقیقت این است که جمعیت یوز آسیایی در ایران آنقدر اندک شده که حالا هر توله، هر ردپا و هر تصویر تازه از آنها به یک خبر ملی تبدیل میشود. وقتی از هلیا حرف میزنیم، در واقع درباره بخشی از میراث طبیعی ایران صحبت میکنیم؛ موجوداتی که شاید آخرین نسلهایشان همین حالا در دشتهای سمنان و خراسان در حال دویدن باشند.
کاش این بار کمی بیشتر حواسمان را جمع کنیم. کمی آرامتر برانیم. کمی بیشتر به تابلوهای هشدار توجه کنیم. شاید درست پشت تپههای همان حوالی، هلیا در حال عبور دادن بچههایش از میان بوتهها باشد. بچههایی که هنوز دنیا را نمیشناسند و از خطر جادهها چیزی نمیدانند.
در روزگاری که هر روز خبری از دست دادن چیزی به گوش میرسد، حفظ همین خانواده کوچک هم ارزشمند است. مگر تمام دارایی ما چیزی جز ایران و فرزندانش است؟ و مگر هلیا و تولههایش، فرزندان همین سرزمین نیستند؟
نظر کاربران
ماشااله چشم بد دور
❤️❤️❤️❤️❤️🎊🎉🥳
چه خبرخوبی،سلامت باشند🥰🌹
خداحفظشون کنه
همه ما در قبال حفظ محیط زیست و حیات وحش سرزمینمام مسئولیم ...
چقد نازن.خدایا خودت حافظشون باش