۱۶۰۴۹۸۹
۲ نظر
۲۰۱۱
۲ نظر
۲۰۱۱
پ

از جاسک تا اهواز؛ از بی‌آبی تا داغ شهید؛ جنگ جنگ تا پیروزی

در میانه تابستان آتشین، جنگ در نوار جنوبی از سرگرفته شده و استان‌های سیستان‌وبلوچستان، هرمزگان، بوشهر و خوزستان روزها و شب‌های پرالتهابی را سپری می‌کنند.

برترین‌ها: جنگ زنده است. این‌بار، استان‌های جنوبی کشور هدف موشک‌بارانی هستند که بعد از سه ماه آتش‌بس شکننده دوباره شعله‌ور شده است. در میانه تابستان آتشین، جنگ در نوار جنوبی از سرگرفته شده و استان‌های سیستان‌وبلوچستان، هرمزگان، بوشهر و خوزستان روزها و شب‌های پرالتهابی را سپری می‌کنند. وزارت بهداشت اعلام کرده: «در حملات هوایی ۶ تا ۲۷ تیرماه، ۵۰ نفر شهید و بیش از ۵۰۰ نفر مصدوم شدند.» حالا شهرهای جنوبی نیز دوباره میدان جنگ شده‌اند. از چابهار و جاسک تا آبادان و  اهواز در حالی زیر آتش جنگ بوده‌اند. پس از یک وقفه چهار روزه، از 21 تیر حملات هوایی دوباره از سرگرفته شد. 

photo_2026-07-16_09-32-25

روزهای سخت اهالی جاسک

روزنامه شرق در شماره امروز خود  از حمله به آب‌شیرین‌کن روستای «بونجی» و روزهای سخت اهالی غرب جاسک نوشته: بر روی نقشه ایران، خلیج ‌فارس را که پیدا کنید، با نزدیک‌ترکردن می‌توانید «بندر جاسک» را در نزدیکی تنگه هرمز ببینید. کمی که به غرب بروید، در نزدیکی «دهستان گنگان» روستای «بونجی» را پیدا می‌کنید؛ روستایی که سه بخش دارد و آب‌شیرین‌کن آن، منبع تأمین آب 15 تا 20هزار نفر از ساکنان روستاهای آن خطه بلاخیز است. این آب‌شیرین‌کن حیاتی، 27تیرماه پس از حمله نظامی آمریکا بر اثر اصابت سه موشک از کار افتاده. دمای هوای 50درجه‌ای و شرجی تند خلیج‌ فارس، ازدست‌رفتن معیشت وابسته به ماهیگیری به علت درگیری‌های نظامی و صدای دهشتناک انفجار که گویی باید دیگر آن را جزوی از اتفاقات طبیعی آن منطقه در نظر گرفت، حالا با قطعی آب نیز همراه شده است تا زندگی سخت‌تر از پیش شود.

2365194_601

«رضا» از ساکنان «بونجی» است و می‌گوید مردم روستا درحال تجربه هراس شدیدی هستند: «اولین‌بار نیست به اینجا حمله می‌شود. در جنگ اخیر سه تا چهار بار موشکباران شده اما این‌بار قطعی آبی که اتفاق افتاد ترس و نگرانی مردم را بیش از حملات پیش کرد». تا قبل از این هم البته آنها همیشه آب نداشتند: «آب جیره‌بندی داشت و 12 تا 24 ساعت در مناطق، وصل و سپس قطع می‌شد تا به مناطق دیگر برسد؛ متأسفانه قبل حمله هشدار آماده‌باش به مردم داده نشد. اگر به مردم می‌گفتند ممکن است چنین اتفاقی بیفتد، با توجه به اینکه همیشه آب ذخیره می‌کنند تا در ساعات قطع جیره آب داشته باشند، می‌توانستند از قبل برای چند روز آب ذخیره کنند». 

 معیشت مردم آن منطقه وابسته به دریاست؛ دریایی که حالا صحنه جنگی‌ است که امکان ماهیگیری را از آنها گرفته: «به صیادان اعلام کرده‌اند به‌دلیل درگیری‌های شدیدی که در تنگه هرمز جریان دارد، به دریا نروند. اما معیشت مردم وابسته به دریاست، یک شب نروند، دو شب نروند، از شب سوم دیگر خیلی سخت می‌توانند امرار معاش کنند». اما این تنها مسئله صیادان آن منطقه نیست: «قبل از این مردم با مشکل بنزین مواجه بودند، سوختی که به صیادان می‌دهند بسیار کم است و کفاف کارشان را نمی‌دهد».

روستـاهــا رخت عـزا پوشیــدند

گزارش تلخ پیام ما از دو شهیدِ رفسنجانیِ پادگان بمپور: صبح زود روز ۲۴ تیر ۱۴۰۵، دیگر هیچ چیز در «رودین راویز» مانند گذشته نبود. حالا همه اهالی روستا در همان ساعات نخستین بامداد از جنایت هولناک رخ‌داده باخبر شده بودند. گرچه همه دست‌به‌کار بیرون آوردن رخت عزا از کمدها و گنجه‌ها بودند تا سری به خانه «دبیر» بزنند، اما از چشم در چشم شدن با آن مرد پرهیز می‌کردند. چشم در چشم شدن با مردی که نابهنگام در عزای پسرش می‌نشیند، دل شیر می‌خواهد. دبیر بهتر از هر کسی می‌داند چه بر سرش آمده است: «عباس، پسر بزرگش؛ همان که نمی‌خواست از امتیاز رزمندگی و جانبازی پدر برای معافیت استفاده کند. عباس که گفته بود مگر خون من از خون جوان‌های دیگر رنگین‌تر است؟ عباس که مدیری مدبر بود، درس‌خوان، سرش به کار خودش بود و اهل کمک به خانواده؛ بامداد در حمله آمریکا به آسایشگاه سربازان تیپ ۳۸۸ نیروی زمینی ارتش در شهر بمپور، شهرستان ایرانشهرِ سیستان و بلوچستان، شهید شد. موشک بر سرش فرود آمد؛ آن هم وقتی خواب بود.»

نخستین-نگاه-بیمارستان-رفسنجان

حالا رضا و علی، دو برادر عباس، برای پدر مانده‌اند. پدر می‌گوید: «هنوز هم باید علی را زیر این آتش بفرستیم تا در خط مقدم حملات خدمت کند. یکی را از دست دادم، حالا برای دومی هم کاری از دستمان برنمی‌آید. این جنگ خیال تمام شدن ندارد. اما دست مردم درد نکند. خیلی آمدند پسران ما را بدرقه کردند تا خانه ابدی‌شان. خیلی آمدند. شاید ۱۲۰ هزار نفر می‌شدند. مردم ما را شرمنده کردند. در روستا هم همین‌طور. همه ما را شرمنده کردند. این ساعت‌ها انگار همه مردم کنار ما بودند.»

عباس، اما تنها شهید جوان شهرستان رفسنجان در استان کرمان نبود که در حمله آمریکا جان باخت. «علیرضا قاسمی‌زاده» جوان دیگری از روستای «روامهران نوق» رفسنجان بود. علیرضا متولد ۱۳۷۹ بود. صرف فعل ماضی برای جوانی که چنین جان باخته، آسان نیست. «علی»، پسرعموی علیرضا، تنها عضو خانواده است که تاب صحبت کردن دارد. علیرضا یک مادر، یک پدر و دو خواهر دارد که از فرط بی‌قراری توان گفت‌وگو ندارند: «پسر ارشد خانواده بود. عمویش فرهنگی بازنشسته است، اما بعد از بازنشستگی در روستا کشاورزی می‌کند. علی هم همیشه به او کمک می‌کرد.» مکث می‌کند، بغضش را فرو می‌دهد و می‌گوید: «کمک می‌کرد.»

علیرضا هم، مانند عباس، درس خوانده بود: «مهندس معدن بود، اما زمان دانشجویی برای اینکه باری بر دوش پدرش نباشد، در یک مغازه فروش و تعمیر موبایل کار می‌کرد. کارش را خوب یاد گرفته بود. می‌گفت وقتی سربازی‌ام تمام شود، می‌روم دنبال اینکه سرچشمه معدنی پیدا کنم. اگر نشد، همین مغازه موبایل را راه می‌اندازم و کار می‌کنم.» سربازی علیرضا هم، مانند عباس و دو سرباز وظیفه شهید دیگر، پنج ماه دیگر تمام می‌شد: «حال مادرش خیلی بد است. علیرضا چند وقت بود مرخصی نیامده بود. قرار بود برای اربعین مرخصی بگیرد تا با مادرش به کربلا بروند. نه قسمت او شد و نه مادرش.»

شبی که از آسمان آتش بارید

این هم روایت روزنامه اعتماد از روزهای نبرد در تابستان آتشین اهواز: تاکنون اهواز، مرکز استان، بیشترین حملات را شاهد بوده است. شدیدترین آنها چهارشنبه شب بود که پنج نقطه در این شهر موشک‌باران شد. مرکز نظامی مجاور بیمارستان بقایی2 که تنها مرکز تخصصی خون و سرطان استان به ویژه برای کودکان است، در این شب بمباران شد که تخلیه 211 بیمار این بیمارستان را به دنبال داشت. اگرچه به دلیل نیاز بیماران به شیمی‌درمانی بعد از چند ساعت دوباره به چرخه خدمت بازگشت. بمباران شبانه چهارشنبه در تمام شهر اهواز شنیده شد و مناطق مسکونی تا چند کیلومتری بیمارستان بقایی2 از شدت انفجارها به لرزه درآمدند.

5375277

«ام‌علی» هنوز خاطرات جنگ‌زدگی هشت ساله با عراق را به یاد دارد که بارها خانه‌اش را ترک کرده و به همراه خانواده بین اهواز و سوسنگرد و عبدالخان سرگردان بودند. حالا همه این خاطرات تلخ دوباره زنده شده. او می‌گوید: «آن شب شش بار صدای انفجار شنیدم. روی زمین می‌نشستم و می‌گفتم دیگر تمام شده ولی باز هم صدای وحشتناک انفجار می‌آمد. انگار از آسمان آتش ‌می‌بارید. همه جا را غبار و دود انفجارها پر کرده بود. این بمباران از جنگ قبلی بدتر بود، تقریبا تا ساعت یک شب طول کشید. خیلی از همسایه‌ها آن شب خانه‌هایشان را گذاشتند و از منطقه رفتند.»

63906990

جعفر یکی از اهالی  اهواز نیز  می‌گوید: از آغاز دوباره بمباران‌ها هر شب در این منطقه شاهد انفجارهای شدید هستیم و آرامش نداریم. این انفجارها معمولا مربوط به اطراف پلیس‌راه اندیمشک است. خیلی شرایط بدی داریم، هر شب از ساعت10 تا 12 از صدای انفجار و بمباران خواب به چشممان نمی‌آید. خانه‌ها و دیوارها و پنجره‌ها به ‌شدت می‌لرزد و احساس می‌کنیم هر آن ممکن است سقف روی سرمان آوار بشود.»

او نیز شدیدترین انفجار را مربوط به چهارشنبه شب عنوان می‌کند: «آن شب صدای انفجارها مهیب و وحشتناک بود. فقط من و همسرم در مجتمع مانده بودیم و همه همسایه‌ها خانه‌هایشان را ترک کرده بودند. در جنگ 12 روزه و 40 روزه هم بیشتر ساکنان این منطقه خانه‌هایشان را گذاشتند و رفتند ولی ما جای دیگری نداریم که برویم و ناچاریم که بمانیم. از طرفی به خاطر شغلم، مجبورم هر روز سرکار بروم و نمی‌توانم غیبت کنم.» 

جعفر این بلاتکلیفی را بسیار آزاردهنده توصیف می‌کند: «نمی‌دانیم فردا چه اتفاقی می‌افتد و آینده چه می‌شود و چه سرنوشتی خواهیم داشت. همه ‌چیز برایمان مبهم است. نمی‌دانیم بمانیم یا برویم؟»

با سفارش پک تقویت موی اسپیرولینا، ریزش موهات رو ریشه ای درمان کن! تحت لیسانس آلمان

خرید محصول

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

نظر کاربران

  • ناشناس

    جنگ جنگ کو پیروزی 😐

  • وفاق میلی

    بعد تو ای مصیبت ها کمبود ها و هزار کوفت زهر مار دیگه این مردک پناهیان میگه برق می‌خواین دنیا رو تسخیر میکنیم
    خدایا به بزرگیت شکر چرا اینها متوجه نمیشن که باید یه زمانی خفه شن روی روح و روان مردم گرفتار راه نزن
    البته اینها همش به عمد هست چون مریض هستن

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج