معمار لباسهای دهه ۵۰ ایران که دیگر نفس نمیکشد
کیوان خسروانی، معمار و طراحی که بخش مهمی از زندگی حرفهای خود را به وارد کردن پارچه، بافت و سوزندوزی ایرانی به طراحی لباس معاصر اختصاص داد، در ۸۸ سالگی درگذشت.
برترینها: کیوان خسروانی، معمار و طراحی که بخش مهمی از زندگی حرفهای خود را به وارد کردن پارچه، بافت و سوزندوزی ایرانی به طراحی لباس معاصر اختصاص داد، در ۸۸ سالگی درگذشت.

با این حال اهمیت کار او تنها در استفاده از نقش و پارچه ایرانی نبود. خسروانی میکوشید صنایع دستی را با نیازهای طراحی معاصر سازگار کند. او گاه جنس پارچه را تغییر میداد، گاه مقیاس نقش را، گاه چاپ و گلدوزی را با یکدیگر ترکیب میکرد و گاه بافت پارچه را از ابتدا متناسب با فرم لباس، طراحی میکرد.
همین شیوه مواجهه با سنت را میتوان در معماری او نیز دید. برای خسروانی، سنت مجموعهای از فرمهای آماده برای تکرار نبود. همانطور که در معماری به مصالح، اقلیم، شیوه ساخت و زندگی مردم توجه داشت، در طراحی لباس نیز نگاهش پیش از نقشهای تزیینی، به پارچه، بافت، چاپ، سوزندوزی و مهارت سازندگان آن معطوف بود.
خسروانی ۷ مرداد ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمد. پدر او، سپهبد مرتضی خسروانی، رئیس اداره دادرسی ارتش بود. معماری را در دانشگاه تهران، در دورهای که هوشنگ سیحون از استادان تاثیرگذار این دانشکده بود، آموخت و با درجه ممتاز فارغالتحصیل شد. سپس با بورس دولت فرانسه، در مدرسه هنرهای زیبای پاریس ادامه تحصیل داد.

خسروانی در 82 سالگی
اقامت در پاریس علاوه بر معماری، او را از نزدیک با جهان مد سطح بالای فرانسه هم آشنا کرد. در زندگینامه رسمی او آمده است که از طریق کاساندر، مدل پییر بالمَن، با این طراح فرانسوی آشنا شد و در برخی برنامههای خانه مد بالمَن همکاری کرد. این تجربه بعدها، هنگام بازگشت به ایران، معنای دیگری پیدا کرد.
خسروانی پس از بازگشت به ایران در دهه ۱۳۵۰، علاوه بر معماری و فعالیتهای فرهنگی، وارد حوزه طراحی مد شد. او با کامران دیبا بوتیک پوشاک مردانه «الگانت ۲۷» را راهاندازی کرد و پس از آن بوتیکهای «نامبر وان» و «میس نامبر وان» را تاسیس کرد؛ فضاهایی که بخشی از فرهنگ تازه بوتیکداری و پوشاک جوانان در تهران دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ بودند.
او با ستایش از لباسهای عشایری ایران و مقایسه با لباسهای ازبکستان و تاجیکستان ترکمنستان گفت: «تنها لباسی که در ایران فوقالعاده بوده لباس زن قشقایی است که بینظیر بوده در زیبایی و بهنوعی آدم یاد لباسهایی که پییرو توسی برای فیلمهای ویسکونتی درست کرد میافتد.»
اشاره او به همکاری طولانیمدت و وسواسگونه پییرو تسی (Piero Tosi)، طراح لباس افسانهای و لوکینو ویسکونتی (Luchino Visconti) کارگردان بزرگ ایتالیایی بود که به خلق برخی از مجللترین و زیباترین تصاویر تاریخ سینما منجر شد.
سوزندوزی بلوچستان نیز یکی از پررنگترین عناصر مجموعه لباسهای خسروانی شد. سوزندوزی بلوچ که در زبان بلوچی «سُوچِندوزی» نیز نامیده میشود، در پوشاک زنان بلوچ بیشتر روی پیشسینه، سرآستینها، جیب و بخش پایینی شلوار اجرا میشد.
لباس بهعنوان طراحی هویت عمومی
در کارنامه خسروانی، طراحی لباس رسمی زنان صاحب برخی مناصب دولتی، لباس رسمی شهردار تهران، پوششهای مرتبط با دانشگاه فارابی و دانشگاه تهران و لباس مهمانداران و کارکنان شرکت هواپیمایی ملی ایران "هما" نیز ذکر شده است.
شخصیت معمار خسروانی در تمام این فعالیتها قابلمشاهده است.
او پس از تحصیل در تهران و پاریس، مدتی نیز در رم روی مرمت بناهای تاریخی کار کرد و پیش از بازگشت به ایران، با جین درو و مکسول فرای، زوج معمار بریتانیایی، همکاری داشت. در ایران، مهمانسرای نایین، کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در گود زنبورکخانه و خانه خانوادگی خسروانی در فرمانیه ازجمله کارهای معماری او بودند.


ویلای فرمانیه - آرشیتکت: کیوان خسروانی
این خانه خصوصی خانواده خسروانی در شمیران نمونهای از معماری همساز با اقلیم و شرایط زیستمحیطی ایران بود
مهمانسرای نایین نمونه روشنی از همان رویکردی است که بعدها در پارچه و لباس دیده میشود. این طرح با الهام از معماری محلی و با مشارکت صنعتگران بومی ساخته شد، اما هدف آن بازسازی یک ساختمان تاریخی نبود و قرار بود نیازهای یک مهمانسرای معاصر را پاسخ دهد. در معرفی این بنا نیز بر سازگاری آن با اقلیم و استفاده از روشهای ساخت جدید در کنار دانش محلی، تاکید شده است.
خسروانی به بافت تاریخی شهر نیز حساس بود. در سال ۱۳۵۶، زمانی که تخریب بخشهایی از عودلاجان تهران به نام نوسازی مطرح بود، مجموعهای از کروکیهای معماری خود را در همان محله به نمایش گذاشت تا توجه عمومی را به تخریب بافت تاریخی جلب کند.


خسروانی در بین بچههای عودلاجان
پس از خروج از ایران در پی انقلاب اسلامی، فعالیت حرفهای او بیشتر در حوزه معماری داخلی و مرمت ادامه یافت، اما ارتباطش با مسائل فرهنگی ایران قطع نشد.
سنت برای ماندن باید بتواند تغییر کند
بخش مهمی از میراث کیوان خسروانی را شاید بتوان نه در یک لباس یا ساختمان مشخص، بلکه در شیوهای دید که با گذشته برخورد میکرد.
در مد، سادهترین راه استفاده از میراث یک کشور، انتقال نقشهای شناختهشده آن به سطح لباس است. گل، بته، سوزندوزی یا تکهای قلمکار میتواند بهسرعت یک لباس را «ایرانی» معرفی کند. خسروانی در کارش از این مرحله فراتر میرفت.
در این نگاه، حفظ یک تکنیک لزوما به معنای دست نزدن به آن نبود. گاه برعکس، برای ادامه زندگی آن باید کاربردی تازه پیدا میشد.
درگذشت کیوان خسروانی پرونده یکی از چهرههایی را میبندد که معماری، مد، صنایعدستی و حفاظت از میراث را حوزههایی جدا از یکدیگر نمیدید. در کار او، یک پارچه میتوانست به همان اندازه موضوع طراحی باشد که یک ساختمان و یک تکنیک قدیمی تنها زمانی زنده میماند که بتوان برای آن کاربردی در زمان حاضر پیدا کرد.
ارسال نظر