۱۶۱۶۵۶۵
۳ نظر
۸۴۵
۳ نظر
۸۴۵
پ

گزارش فارن پالیسی؛

تمایل روسیه به ماندن ایران در شرایط جنگی

فارین‌پالیسی در تحلیلی می‌نویسد جنگ آمریکا علیه ایران، هم در نحوه توجیه و هدایت عملیات و هم در شیوه بازنمایی آن، شباهت‌های فزاینده‌ای با الگوی روسیه در جنگ اوکراین پیدا کرده است.

جماران: فارین‌پالیسی در تحلیلی به بررسی شباهت‌های فزاینده میان شیوه جنگی دولت دونالد ترامپ علیه ایران و رویکرد روسیه در جنگ اوکراین، تغییر مداوم اهداف و توجیهات جنگ، تهدید زیرساخت‌های غیرنظامی، کاهش شفافیت، فرسایش ذخایر تسلیحاتی آمریکا، تضعیف روابط واشنگتن با متحدان و منافع اقتصادی و راهبردی حاصل‌شده برای مسکو پرداخت و نوشت: این ایده که ایالات متحده برای بهره‌مند ساختن رقیب پیشین خود، روسیه، دست به جنگی نسنجیده با اهداف نامشخص در خاورمیانه بزند، تقریباً در هر دولت پیشینی تنها در قلمرو خیال‌پردازانِ تئوری‌های توطئه جای می‌گرفت. با این حال، هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی، منافع جنگ دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، علیه ایران برای روسیه، تصویری آینه‌ای از اثرات زیان‌بار آن بر ایالات متحده و متحدانش بوده است. جهش قیمت نفت که در پی بسته شدن تنگه هرمز رخ داد، تسکینی خوشایند برای اقتصاد روسیه بود که زیر بار جنگ مداوم خود علیه اوکراین دست‌ و پنجه نرم می‌کرد.

photo_2026-09-18_11-49-12

در آغاز سال ۲۰۲۶، اقتصاددانان پیش‌بینی می‌کردند که چالش‌های اقتصادی ممکن است پوتین را مجبور به کاهش مقیاس جنگ یا حتی در نهایت، ورود جدی به مذاکرات صلح کند. تا ماه مارس، افزایش درآمدهای نفتی به این معنا بود که کسری بودجه پیش‌بینی‌شده روسیه، به جای آن، به مازاد تبدیل خواهد شد. تقاضا برای کود شیمیایی روسیه نیز با توقف تقریباً کامل صادرات از منطقه خلیج فارس، به شدت افزایش یافت. در میان همه این‌ها، واشنگتن تصمیم گرفت تحریم‌های صادرات نفت روسیه را تعلیق کند که درآمدهای مسکو را حتی بیشتر افزایش داد و موجب ناامیدی هرچه بیشتر متحدان ایالات متحده شد. این متحدان همچنین از هزینه‌های هنگفت مهمات علیه ایران نگران بودند؛ هزینه‌هایی که نه تنها از تعداد مهمات پدافند هوایی ارسالی به اوکراین در طول چهار سال گذشته بسیار فراتر می‌رفت، بلکه زرادخانه‌هایی را که می‌توانست به دفاع از متحدان اروپایی و شرق آسیایی کمک کند، به شکلی حیاتی تخلیه می‌کرد. تنها در سه روز جنگ علیه ایران، بیش از ۸۰۰ رهگیر ضد موشکی پاتریوت استفاده شد؛ رقمی بیش از آنچه اوکراین در طول چهار سال مقابله با حملات روسیه دریافت کرده بود. حامیان اوکراین این عدم تناسب را به سخره گرفتن ادعاهای پیشین ایالات متحده می‌دانستند که می‌گفت مهمات نمی‌تواند به اوکراین ارسال شود زیرا باید برای رویارویی با چین حفظ شوند. تصمیمات دیگر با منحرف کردن سلاح‌هایی که قبلاً برای فروش به اروپا در نظر گرفته شده بود - چه برای ارسال به اوکراین و چه برای تقویت دفاعی خود اروپا - وضعیت اوکراین را حتی بدتر کرد. پنتاگون به کنگره اطلاع داد که قصد دارد حدود ۷۵۰ میلیون دلار از بودجه تأمین‌شده توسط کشورهای ناتو برای اوکراین را منحرف کرده و به جای آن برای پر کردن مجدد موجودی ارتش ایالات متحده استفاده کند؛ اقدامی که از نظر ایالات متحده نیازی به رضایت کشورهای اروپایی تأمین‌کننده بودجه نداشت.

تأثیر کلی این اقدامات، یک سود بادآورده برای مسکو بود که به تداوم جنگ آن کمک کرد. علاوه بر این، جنگ ایران روابط میان ایالات متحده و متحدانش را بیش از پیش تیره کرد و توجه را از اوکراین منحرف ساخت. مسکو با داشتن انگیزه‌ای آشکار برای نگه داشتن ایران در میدان نبرد، اشتراک‌گذاری اطلاعاتی و همکاری نظامی خود را برای کمک به ایران در ضربه زدن به دارایی‌های ایالات متحده و شرکایش در خلیج فارس گسترش داد.

بنا بر گزارش‌ها، این همکاری شامل ارائه موقعیت دارایی‌های نظامی ایالات متحده، از جمله کشتی‌های جنگی و هواپیماها، به نیروهای ایرانی بود. اما در نمونه‌ای دیگر از اینکه روسیه بدون توجه به میزان آسیب رفتارهایش به ایالات متحده، از مجازات مصون می‌ماند، دولت ترامپ اطلاعات خود مبنی بر کمک روسیه به ایران در ارائه اطلاعات هدف‌گیری را رد کرد؛ چه با انکار ساده آن و چه با ادعای کارولین لیویت، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، که گفت «این موضوع واقعاً اهمیتی ندارد.» این رویکرد با دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ همخوانی دارد، زمانی که او از رسیدگی به گزارش‌های مربوط به پرداخت پاداش توسط روسیه به طالبان برای کشتن سربازان آمریکایی در افغانستان خودداری کرد.

واشنگتن در مسیر الگوی جنگی روسیه

در حالی که روسیه با ارائه اطلاعات جاسوسی و هدف‌گیری از ایران حمایت می‌کرد، به نظر می‌رسید ایالات متحده در حال تقلید از شیوه جنگ‌افروزی روسیه است. رؤسای جمهور ایالات متحده در زمان جنگ، و همچنین زیردستان آن‌ها، طبق روال معمول ادعا کرده‌اند که مطابق با قوانین بین‌المللی و قوانین نظامی ایالات متحده عمل می‌کنند. نقض قوانین بشردوستانه در جنگ، حتی موارد تصادفی، همواره به‌طور دقیق و سخت‌گیرانه مورد تحقیق و مجازات قرار گرفته است.

در مقابل، پیت هگست، وزیر دفاع، خواستار «حداکثر کشندگی، نه قانونی بودنِ بی‌رمق» شده و عمداً از موضع اخلاقی برتر در درگیری‌ها صرف‌نظر کرده است. از نظر اثربخشی نظامی، روسیه با هگست هم‌نظر خواهد بود. در ماه مارس، ترامپ تهدید کرد که نیروگاه‌های برق ایران را «هدف قرار داده و نابود می‌کند» و «از بزرگ‌ترین آن‌ها شروع خواهد کرد». او بارها وعده داد زیرساخت‌هایی را که زندگی غیرنظامیان در ایران را ممکن می‌سازد، نابود کند و در مقطعی گفت که ایالات متحده ایران را «به عصر حجر بازمی‌گرداند».

حملات تهدیدآمیز علیه زیرساخت‌های غیرنظامی، بازتابی از تلاش‌های مکرر روسیه برای نابودی سیستم تولید و توزیع برق اوکراین بود. این امر به نوبه خود منعکس‌کننده یک مفهوم دکترینال روسی است که به دنبال از بین بردن اراده یا توانایی دشمن برای جنگیدن از طریق نابودی زیرساخت‌های حیاتی است که دولت را فعال و غیرنظامیان را زنده نگه می‌دارد. در همین حال، هگست اعلام کرد که «هیچ امانی نخواهد بود، هیچ رحمی برای دشمنان ما وجود ندارد». بلافاصله مشخص نبود که آیا او اعلام می‌کند که ارتش ایالات متحده به عنوان یک سیاست، اسرای جنگی را اعدام خواهد کرد—که طبق قوانین ایالات متحده و قوانین بین‌المللی یک جنایت جنگی آشکار است—یا اینکه او صرفاً نمی‌دانست «هیچ امانی» به چه معناست.

برخی از حامیان ترامپ تلاش کرده‌اند تا توجیهات قانونی برای چنین تهدیداتی بیابند. مشکل این تلاش این است که ترامپ، هگست و دیگر چهره‌های دولت قبلاً اعلام کرده‌اند که هدفی غیرقانونی دارند، یعنی تحمیل حداکثر آسیب و رنج بر جمعیت غیرنظامی و دامن زدن به سقوط طولانی‌مدت به سوی هرج‌ومرج و جنگ داخلی. علاوه بر این، برکناری قبلی وکلا و متخصصان پنتاگون که وظیفه به حداقل رساندن آسیب به غیرنظامیان را بر عهده داشتند، نشان‌دهنده درجه‌ای از پیش‌بینی برای ارتکاب جنایات جنگی است. تصمیم دولت ترامپ برای پشت کردن به قوانین و هنجارهایی که دهه‌ها ارتش ایالات متحده را هدایت می‌کرد، در کاهش تقریباً ۹۰ درصدی کارکنان برنامه «کاهش و پاسخ به آسیب‌های غیرنظامی» پنتاگون، پایین آوردن رسمی آستانه استفاده از نیروی مرگبار و گسترش دسته‌های هدف منعکس شد.

اهداف متغیر و توجیهات متناقض

روش‌های بسیاری که در آن جنگ ترامپ علیه ایران از جنگ روسیه علیه اوکراین تقلید می‌کرد، به‌سرعت از تحلیل‌های جدی و حتی طنز فراتر رفت. در هر دو مورد، اهداف و مقاصد اعلام‌شده بارها تغییر کرد. هر دو جنگ به‌طور غیرقابل‌باوری به عنوان اقدامی دفاعی برای جلوگیری از یک تهدید قریب‌الوقوع ارائه شدند. هر دو با انتظار موفقیت سریع آغاز شدند. در واقع، توضیحات واشنگتن برای چرایی ورود به جنگ، تا زمانی که سه هفته از جنگ گذشته بود، به ده‌ها مورد می‌رسید. این موارد شامل جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، ممانعت از شبه‌نظامیان تحت حمایت ایران در سراسر خاورمیانه، اجرای تغییر حکومت در تهران، پاسخ به دخالت ادعایی ایران در انتخابات و موارد دیگر بود. پل کورنیش، متفکر استراتژیک، می‌نویسد: «زبان استراتژیک استفاده‌شده توسط ایالات متحده در عملیات خشم حماسی (Operation Epic Fury)، نامنسجم، متناقض و اساساً غیرقابل‌فهم بوده است.» «استراتژی - به‌ویژه استراتژی برای درگیری مسلحانه - که نتواند به‌طور واضح و شفاف توضیح داده شود، کمتر به عنوان زبانی که مستعد تحلیل دقیق و بحث هوشمندانه باشد واجد شرایط است و بیشتر به مجموعه‌ای از آروغ‌های غیرارادی، گسسته و بی‌معنی شباهت دارد.»

یکی از توجیهات ترامپ برای آغاز جنگ - یعنی جلوگیری از توسعه سلاح‌های هسته‌ای توسط ایران - ساختگی بودن آن اثبات شد. ارزیابی‌ای که برای کمیته اطلاعاتی سنا توسط تولسی گابارد، مدیر وقت اطلاعات ملی تهیه شده بود، بیان می‌کرد که در نتیجه حملات اسرائیل و ایالات متحده در سال ۲۰۲۵، «برنامه غنی‌سازی هسته‌ای ایران نابود شد. از آن زمان تاکنون هیچ تلاشی برای بازسازی توانایی غنی‌سازی آن‌ها صورت نگرفته است.» (گابارد این نکته را در شهادت خود حذف کرد، شاید به این دلیل که هنگام خواندن آن متوجه شد که در آستانه تناقض‌گویی با ترامپ در ملاء عام است.) روسیه در اوکراین دریافت که نمی‌تواند بدون کمک کره شمالی و ایران بجنگد. ایالات متحده در کارزار خود علیه ایران متوجه شد که نمی‌تواند بدون پایگاه‌های برون‌مرزی، از جمله در کشورهای عضو ناتو، قدرت خود را به‌طور کافی اعمال کند - و استفاده از آن‌ها به همکاری کشورهای میزبان بستگی داشت که با آن‌ها مشورت نشده بود.

برای دولتی که درست مانند روسیه، بر این ایده متمرکز بود که تنها قدرت‌های بزرگ اهمیت دارند و بر تصویر خود به عنوان یک قدرت سخت برتر تأکید داشت، کشف میزان وابستگی توانمندی‌های ایالات متحده به متحدان و اینکه قدرت وادار کردن آن متحدان را ندارد، گیج‌کننده به نظر می‌رسید. اما این کشف تنها به ایالات متحده محدود نمی‌شد. این جنگ، ادراک جهانی از قدرت ایالات متحده را به همان شیوه‌ای که جنگ علیه اوکراین ضربه‌ای ویرانگر به تصویر ارتش روسیه به عنوان ارتشی مدرن و شکست‌ناپذیر وارد کرد، به‌طور بنیادی تغییر داد. شکاف بین ادعاهای ترامپ و واقعیت، همچنین منجر به بازنگری در نگرش‌ها نسبت به اعتبار ایالات متحده شد، به‌طوری که رسانه‌های سراسر جهان به دنبال روش‌های نوآورانه‌ای برای ترجمه TACO - مخفف «ترامپ همیشه جا می‌زند» - به زبان و اصطلاحات محلی خود بودند.

هم کاخ سفید و هم کرملین مجموعه‌ای از ادعاها و اظهارات به‌شدت غیرقابل اعتماد را در مورد جنگ‌های مربوط به خود تولید کردند. برای روسیه، پنهان کردن اطلاعات مربوط به خسارات و تلفات ناشی از حملات اوکراین یک رویه استاندارد است. با این حال، برای ایالات متحده، این یک گسست شدید از شفافیت نسبی پیشین بود. در هر دو مورد، هدف یکسان بود: اطمینان از اینکه جمعیت داخلی درک کاملی از هزینه انسانی جنگ نداشته باشد تا از فرسایش حمایت جلوگیری شود.

در عوض، حساب‌های رسمی رسانه‌های اجتماعی ایالات متحده شروع به انتشار تصاویری از حملات هوایی و ویرانی کردند که با کلیپ‌هایی از کارتون‌ها، فیلم‌های اکشن و بازی‌های ویدیویی ترکیب شده بود، که منجر به آن شد که کهنه‌سربازان نظامی و کارشناسان امنیت ملی، دولت را به کوچک‌انگاری نبرد خشونت‌آمیز و تلاش برای تبدیل جنگ به سرگرمی متهم کنند. نیروهای نظامی و خانواده‌هایی که عزیزان خود را از دست داده بودند، با انزجار واکنش نشان دادند. با پیشرفت جنگ، به نظر می‌رسید رهبران ایالات متحده در تلاش برای تکمیل یک کارت بینگو از جملات قصار و کلیشه‌های روسی هستند. ترامپ نیز مانند پوتین از نامیدن جنگ به عنوان «جنگ» اجتناب کرد. پوتین به دلایل مختلف داخلی، جنگ خود را «عملیات ویژه نظامی» اعلام کرد، در حالی که ترامپ مکرراً توضیح می‌داد که جنگ خود را «عملیات نظامی» می‌نامد تا مجبور نباشد از کنگره درخواست تأییدیه کند. او در اواخر مارس ۲۰۲۶ توضیح داد: «این به دلایل قانونی است. چون به عنوان یک عملیات نظامی، من نیازی به هیچ تأییدیه‌ای ندارم. به عنوان یک جنگ، شما باید تأییدیه بگیرید. چیزی شبیه به این. بنابراین من آن را یک عملیات نظامی می‌نامم.»

«روسیه جنگ‌ها را شروع نمی‌کند، بلکه آن‌ها را به پایان می‌رساند» یک عبارت رایج برای تبلیغاتچی‌های روسیه است. حامیان ترامپ نیز به همین ترتیب ادعا کردند: «رئیس‌جمهور ما این جنگ را شروع نکرد. او دارد آن را تمام می‌کند»، با وجود اینکه ترامپ پیش‌تر با افتخار از آغاز این جنگ سخن گفته بود. در ژوئیه ۲۰۲۲، پس از ماه‌ها نبرد ناموفق در اوکراین، پوتین گفت: «ما هنوز حتی کار جدی را شروع نکرده‌ایم.» در اوایل مارس، پس از موج‌های گسترده حملات هوایی به ایران، ترامپ به سی‌ان‌ان گفت: «ما هنوز حتی ضربه زدن سخت به آن‌ها را شروع نکرده‌ایم.»

ترامپ و پوتین؛ انتظار مشترک برای پیروزی سریع

روسیه پیش‌بینی می‌کرد که تصرف اوکراین به سرعت تکمیل شود، که اغلب از آن به عنوان «سه روزه» یاد می‌شد. گزارش شده است که ایالات متحده به ترکیه گفته بود جنگش علیه ایران «در چهار روز تکمیل خواهد شد.» و در میان تهدیدهای مکرر به نابودی کامل که بازتاب‌دهنده تهدیدهای دیمیتری مدودف، رئیس‌جمهور پیشین روسیه بود، ترامپ با چشم‌انداز تشدید تنش هسته‌ای، نگرانی جهانی ایجاد کرد. پوتین تهدید کرده بود که اگر غرب در تهاجم او به اوکراین مانع‌تراشی کند، با «عواقبی بزرگ‌تر از هر آنچه در تاریخ با آن مواجه شده‌اید» روبرو خواهد شد. تهدیدهای ترامپ علیه ایران نیز به طور گسترده‌ای مشابه بود، اما با چاشنی دشنام، که باعث شد تحلیلگران سیاست خارجی به طور جدی به این فکر بیفتند که آیا ممکن است ترامپ، نه پوتین، اولین کسی باشد که برای نجات جنگی که به بیراهه رفته، از سلاح هسته‌ای استفاده می‌کند. ترامپ که به موفقیت‌های سریع در اجبار عادت داشت، ممکن است مانند پوتین از تمایل و توانایی یک دشمن کوچک‌تر برای مقابله به مثل غافلگیر شده باشد. در هر دو مورد، هیچ آمادگی برای جنگی طولانی‌تر وجود نداشت، زیرا رهبران ارشد تبلیغات خود را باور کرده و خود را متقاعد کرده بودند که عملیات به سرعت به پایان می‌رسد، چرا که هیچ مقاومت معناداری وجود نخواهد داشت.

شکست در پیش‌بینی پاسخ ایران

موضع ظاهری دولت در قبال اقدامات ایران پس از حمله، این بود که این اقدامات کاملاً غیرمنتظره بوده‌اند زیرا هیچ راه ممکنی برای پیش‌بینی آن‌ها وجود نداشت. این با حقیقت فاصله زیادی دارد: خطرات حمله به ایران به خوبی شناخته شده بود، نه تنها به این دلیل که سناریوهای درگیری برای دهه‌ها مطالعه و شبیه‌سازی شده بودند. با این وجود، دولت در پیش‌بینی تلافی‌جویی ایران، از جمله بستن تنگه هرمز، ناکام ماند. همچنین در آماده‌سازی برای محافظت از پایگاه‌های نظامی ایالات متحده و اهداف غیرنظامی در برابر حملات تلافی‌جویانه گسترده و قابل پیش‌بینی ایران شکست خورد، که منجر به تخلیه اضطراری سفارتخانه‌ها چند روز پس از آغاز عملیات شد. کاهش‌های قبلی در کارکنان وزارت امور خارجه، تأثیر این عدم آمادگی را تشدید کرد و گزارش‌های گسترده‌ای از شهروندان سرگردان آمریکایی که هیچ حمایتی دریافت نمی‌کردند، منتشر شد. در نمونه‌ای دیگر از بی‌توجهی دولت ترامپ به رابطه علت و معلولی، این دولت جنگ خود علیه ایران را پس از حذف دفتر اختصاصی ایران در وزارت امور خارجه آغاز کرد و سپس از نتایج آن شگفت‌زده شد.

بحران در ساختار تصمیم‌گیری واشنگتن

شکست‌های برنامه‌ریزی به اتکا به حلقه بسته‌ای از مشاوران نسبت داده شد. خنثی‌سازی شورای امنیت ملی به‌ویژه آسیب‌رسان بوده و عملکرد هماهنگی بین‌سازمانی را که پیش‌تر به سیاست‌گذاری منسجم و اجتناب از خطاهای غیرضروری کمک می‌کرد، از بین برده است. در ماه مارس، یک بازدیدکننده مطلع و دارای ارتباطات قوی در واشنگتن توضیح داد که «تمام ساختارهایی که برای مدیریت بحران حیاتی هستند، یا تضعیف شده‌اند یا منحل شده‌اند.»

تقریباً هیچ‌کس در کادر شورای امنیت ملی باقی نمانده است... بخش نظامی پنتاگون همچنان کار می‌کند، اما بخش غیرنظامی آن پاکسازی شده است. عدم تطابق حاصل میان توصیه‌های اطلاعاتی و مسیر اقدام انتخاب‌شده، منجر به شوخی‌های مکرری شد که می‌گفتند اطلاعات هیچ نقشی در تصمیم ترامپ برای ورود به جنگ نداشته است. بعید به نظر می‌رسد که فرماندهان آمریکایی حداقل برای توجیه دولت در مورد پیامدهای منفی اجتناب‌ناپذیر آغاز جنگ علیه ایران تلاش نکرده باشند. در عوض، جنگ نشان داد که سطوح ارشد ارتش ایالات متحده نه تنها تمایلی به سرپیچی از دستورات غیرقانونی نداشتند، بلکه قادر نبودند ترامپ را از صدور دستورات نابخردانه منصرف کنند.

جنگ روسیه علیه اوکراین گمانه‌زنی‌های شدیدی را در مورد اینکه آیا پوتین تصویر قابل اعتمادی از رویدادها را از مشاورانش دریافت می‌کند یا خیر، ایجاد کرده است. به همین ترتیب، هنگامی که مشخص شد کارزار علیه ایران با شکست مواجه شده است، رسانه‌های حامی ترامپ شروع به پرسش در این باره کردند که آیا رئیس‌جمهور نیز به طور کامل از خطرات و پیامدهای این عملیات مطلع نبوده است یا خیر.

در در فضای سیاسی روسیه، از این موضوع به عنوان تبیین «تزار خوب، بویارهای بد» برای شکست‌های سیاسی یاد می‌شود؛ جایی که حاکم معصوم است، اما زیردستان او مسئول مشاوره بد به او یا اجرای فاسد یا بی‌کفایتانه خواسته‌هایش هستند. این جنگ آسیب جدی به ایران وارد کرده است. اما برای ایالات متحده، این یک شکست راهبردی خودخواسته است که آن را به طور قابل‌توجهی در خاورمیانه و در سطح جهانی ضعیف‌تر از پیش از جنگ کرده است. یک مفسر ارشد دفاعی بریتانیا از «مشاهده تصویر حیرت‌انگیز یکی از بزرگترین قدرت‌هایی که جهان تا به حال به خود دیده است که آگاهانه خود را تضعیف و تخریب می‌کند تا جایی که دیگر نه مایل است و نه قادر به ایفای نقش معمول خود در نظام بین‌الملل باشد» شگفت‌زده شد.

تنگه هرمز؛ اهرم تازه تهران

مستقیم‌ترین و فوری‌ترین تأثیر جنگ، افزایش نفوذی است که ایران از طریق مسدود کردن کشتیرانی در تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی به دست آورده است. تهران اکنون کنترل جابجایی حدود ۲۰ درصد از عرضه نفت و گاز طبیعی مایع جهان را در دست دارد. جنگ هرگونه عامل بازدارنده‌ای را که پیش از این مانع از بستن تنگه هرمز توسط ایران می‌شد، از بین برده است. و با آن، اهرم دیپلماتیک عظیمی به دست می‌آید که باز هم توسط جنگ به ایران تقدیم شده است. این جنگ همچنین آسیب‌پذیری‌های ارتش ایالات متحده و سایر ارتش‌ها را در برابر مهمات جدیدی که ایران توسعه داده و روسیه همچنان به تکمیل آن‌ها برای حملات شبانه خود به اوکراین ادامه می‌دهد، آشکار کرد. جهان دید که کشوری با منابع نسبتاً محدود می‌تواند قدرتمندترین ارتش جهان را مهار کند و از طریق ابزارهای نامتقارن، تلفات نامتناسبی به آن وارد کند. نتیجه احتمالی این امر، جسورتر شدن سایر چالشگران در سراسر جهان است.

فرسایش زرادخانه و اعتبار جهانی آمریکا

مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی برآورد کرد که در ۳۹ روز اول جنگ، نیروهای آمریکایی بیش از نیمی از موجودی پیش از جنگ خود از چندین مهمات کلیدی را مصرف کردند و بازسازی این ذخایر در برخی موارد چهار سال یا بیشتر زمان خواهد برد. این موضوع نه تنها ایالات متحده را برای رویارویی با چین ناآماده می‌گذارد، بلکه متحدان را نیز بیش از پیش نسبت به غیرقابل اعتماد بودن ایالات متحده متقاعد کرده است. این درک، تلاش‌های متحدان، شرکا و دوستان ایالات متحده را برای ایجاد ائتلاف‌هایی جهت محافظت از خود در برابر متجاوزان شناخته‌شده بدون کمک آمریکا، و به طور بالقوه علیه خود ایالات متحده در صورتی که آن‌ها را به عنوان هدف بعدی خود انتخاب کند، تسریع کرده است.

ایالات متحده همچنین با انجام مکرر حملات در حین مذاکراتی که ظاهراً برای اجتناب از درگیری برگزار می‌شد، اعتبار خود را به عنوان یک شریک مذاکره‌کننده به شدت خدشه‌دار کرد. و از طریق اظهارات ترامپ و مقامات منصوب او، ایالات متحده هرگونه ادعای برخورداری از اقتدار اخلاقی را به طور کامل کنار گذاشته است. دفاع مکرر ترامپ از بی‌رحمی نامحدود در جنگ، جایگاه اخلاقی‌ای را که پیش‌تر ایالات متحده را از روسیه متمایز می‌کرد، از بین می‌برد. با این حال، یک تفاوت کلیدی همچنان باقی است. برخلاف جنگ روسیه علیه اوکراین - که به هیچ وجه «جنگ پوتین» نیست و از حمایت گسترده مردمی در میان روس‌ها برخوردار است - جنگ علیه ایران، جنگ ترامپ است، نه جنگ ایالات متحده، چرا که اکثریت آمریکایی‌ها از آن حمایت نمی‌کنند. ترامپ و حلقه نزدیکانش در آغاز جنگ نسنجیده خود علیه ایران، ممکن است عمداً قصد آسیب جدی به منافع ملی ایالات متحده را نداشته باشند. اما بار دیگر، تصور اینکه اگر هدف واقعی آن‌ها همین بود، چگونه می‌توانستند موفق‌تر عمل کنند و بیش از این به روسیه کمک کنند، دشوار است.

90% مردم ازش جواب گرفتن. یکی ازجدیدترین ترکیبات برای ریزش مو با تخفیف بخر

خرید محصول
دندانپزشکی تخصصی ایثار - ایمپلنت دندان دیجیتال

۲۵٪ تخفیف ایمپلنت دندان و خدمات دندانپزشکی

اقساطی بدون نیاز به چک و ضامن

ویزیت و مشاوره رایگان ←

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

نظر کاربران

  • ایران

    چه خواب ی روسیه برامون دیده خدا میدونه

  • ناشناس

    خیلی بی وجدان هستید، چندین مرتبه روسیه و چین قطعنامه های ضد ایرانی را در شورای امنیت سازمان ملل متحد وتو کردند، اما شما اصلاح طلبانِ غرب پرست از آنها بد می‌گویید.

  • احمد

    چقدر دیر فهمیدید؟!!!!!

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج