یک یاشار و یک همشهری برای بهم ریختن شهر کافی بود
یاشار سلطانی، روزنامهنگار و فعال رسانهای، که طی سالهای گذشته درباره مناسبات اقتصادی، شبکههای قدرت و موضوعات مرتبط با شفافیت مالی در ایران گزارشهایی منتشر کرده است، در اظهاراتی به ادعاهای مطرحشده درباره تراستیها و شبکه فروش نفت پرداخت.
برترینها: هفته گذشته، سایت همشهری آنلاین در گزارشی از علی بایندریان، روحالله رضوی، محمدهادی مؤمنین و حسین شمخانی بهعنوان چهار «تراستی بزرگ» نام برد و نحوه انتخاب این افراد و سازوکار فعالیت آنها در شبکه فروش نفت را مورد پرسش قرار داد. این گزارش پس از انتشار، با واکنشهایی همراه شد و بخشهایی از آن بهسرعت از برخی بسترهای رسانهای حذف یا دسترسی به آن محدود شد.

در ادامه این موضوع، یاشار سلطانی، روزنامهنگار و فعال رسانهای در اظهاراتی به ادعاهای مطرحشده درباره تراستیها و شبکه فروش نفت پرداخت. سلطانی در سخنان خود مدعی شد که برخی افراد در این سازوکار نقش داشتهاند و از جمله به نامهایی مانند روحالله رضوی و حسین شمخانی اشاره کرد. او درباره روحالله رضوی، نسبت خانوادگی با یکی از چهرههای سیاسی را مطرح کرد و درباره حسین شمخانی نیز به ارتباط خانوادگی او با علی شمخانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی، اشاره داشت. این ادعاها درباره نقش افراد و میزان ارتباط آنها با شبکههای فروش نفت، برای بررسی دقیق نیازمند اسناد رسمی و منابع مستقل قابل اتکا است.
در این رابطه: یاشار سلطانی: ۸۰ میلیون بشکه نفت به چهار نفر واگذار شد
سلطانی همچنین درباره نحوه فروش نفت ایران ادعا کرد که حدود ۸۰ میلیون بشکه نفت در اختیار چهار نفر قرار گرفته و این افراد با استفاده از اختلاف قیمت فروش و تخفیفهای اعمالشده، حدود ۱.۵ میلیارد دلار سود از این معامله به دست آوردهاند. او با اشاره به مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم، از ضرورت شفافسازی درباره نحوه واگذاری چنین امتیازهایی و سازوکار نظارت بر درآمدهای نفتی سخن گفت.
با توجه به حساسیت موضوع، ادعاهای مطرحشده درباره افراد، حجم معاملات و میزان سود حاصل از آن، نیازمند بررسی بر اساس اسناد مالی، قراردادها و گزارشهای رسمی است تا ابعاد واقعی این پرونده روشن شود.
واکنش یک برنامه تلویزیونی
کارشناسان برنامه به وقت ایران ضمن بیاسا خواندن ادعاهای یاشار سلطانی نوشتند: میگویند تراستیها و واسطههای فروش نفت بودند که به کشتیهای متخلف شلیک کردند و توافق و آتشبس را به هم زدند! کدام شبکه تجاری یا تراستیِ اقتصادی چنین قدرت، اختیار و ابزاری دارد؟ آقایان با خونسردی تمام میآیند و ادعا میکنند چون فلان تراستی برای حفظ سود دلاری و مادی خود به دنبال دور زدن تحریمهاست، پس لابد شبکه فروش نفت خودش توانسته دست به شلیک بزند و توافقات را به هم بریزد! این حرفها چقدر با واقعیت همخوانی دارد؟
تراستیها که نه ساختار نظامی دارند، نه موشک کروز ضدکشتی در اختیارشان است و نه ارتباطی با ردههای فرماندهی سپاه و ارتش دارند. نیروهای مسلح و پدافند دریایی از دوران دفاع مقدس گرفته تا جنگهای ۱۲ روزه، ۴۰ روزه و جریان نبردهای استراتژیک هرمز، از صدر تا ذیل هزینه دادهاند، شهید دادهاند، مجروح دادهاند و جانفشانی کردهاند. مفهوم این ادعای خطرناک این است که نیروهای نظامی از فلان جریان یا تراستیِ فاسد دستور گرفتند تا توافقات را به هم بزنند.
همچنین داود مدرسیان، فعال رسانهای در اظهاراتی مدعی شده که ادعاهای سیاسی اخیر یاشار سلطانی "مبارزه با فساد" نیست، بلکه پروژه علیه نیروی نظامی کشور است.
خبرگزاری فارس: همان روایت فرناز فصیحی است!
یاشار سلطانی در میانه کلیپ افشاگرانهاش درباره تراستیها، بدون اشاره به نقضهای پیشین آمریکا، جریان سیاسی پایداری را عامل برهم خوردن تفاهم معرفی میکند. این همان روایتی است که پیشتر نیز در گزارش فرناز فصیحی در نیویورکتایمز مطرح شده بود؛ روایتی که میگوید اقدام یک گروه خودسر در ایران، فرصت دیپلماسی موجود در تفاهم بین ایران و آمریکا را از بین برد.
روایت «خودسرها تفاهم را شکستند» در ظاهر ساده و جذاب است اما وقتی در کنار نقضهای زنجیرهای آمریکا قرار میگیرد، فرو میریزد. سوال مهم اما این است که چرا باید انتظار داشت ایران در برابر نقض بند اصلی تفاهم، تماشاگر بماند؟ و چرا حالا، به جای محکوم کردن نقضکننده اولیه، انگشت اتهام به سمت داخل نشانه گرفته میشود؟

انصافنیوز: راهی جز فروش آن به شیوههای این چنینی نیست
محمد توکلی در انصافنیوز نوشت: اینکه چنین سازوکاری فسادزا است و قرار گرفتن افراد در چنین مسیری معمولا برای رضای خدا و صرفا گرهگشایی از فروش نفت در شرایط تحریم نیست هم به نظر بدیهی میآید و کشف پیچیدهای نیست. اینکه کسر قابل توجهی از این جماعتِ نفتفروش برای حفظ منافع خود همهی تلاش خود را میکنند تا بر سر راه رفع تحریم مانعتراشی کنند و در صورت لزوم بر تحولات حوزهی سیاست داخلی هم اثرگذار باشند قاعدهی کارهای این چنینی است.
اما آنچه به عنوان «کشف تازهی» آقای سلطانی به خورد مخاطب داده میشود این است که در دولت روحانی ماجرای فروش نفت از امر تخصصی در حوزهی وزارت نفت به مسئلهای امنیتی در شعام تبدیل شد و به قول او این «نطفهی نحس» شکل گرفت. اگر به تازگی از سوئیس به ایران بازگشته باشیم و از آنچه در ایرانِ تحریمزده میگذرد بی خبر باشیم آنچه یاشار سلطانی میگوید سخن دقیق و درستی به نظر میآید اما تا آنجایی که باخبریم ایشان تازه نرسیدهاند و باخبرند!
دلیل آن تصمیم کاملا واضح و مشخص است:
۱. در وضعتی تحریم نفتی راهی جز فروش آن به شیوههای این چنینی نیست و فروش نفت از این مسیر هم لاجرم با فساد و رانت گستردهای همراه میشود.
۲. مسیر منطقی داشتن اراده و برنامه برای رفع این تحریم است اما تا آن زمان چه باید کرد؟ فروش نفت را متوقف کنند و وضعیتی فلاکتبارتر از امروز رقم بزنند؟!
۳. در شرایطی که به هر دلیلی امکان اینکه رفع تحریم نفتی در دستور کار قرار بگیرد، نیست دو راه پیش روی دولت قرار داشت و دارد. نخست آنکه مانند دوران احمدینژاد چهرههای ارشدی در دولت مجوز فروش نفت را برای افرادی صادر کنند و یا راه دیگر، با توجه به ماجرای بابک زنجانی تصمیمگیری در این باره بر عهدهی نظام گذاشته شود و قاعدتا مسئولیت آن نیز بر عهدهی ارکان آن خواهد بود.
هنگامی که تصمیمگیر در انتخاب بین این دو گزینه ناگزیر شود راهی که احتمال فساد را کاهش میدهد تغییر مرجع صدور مجوز از جایی در حیاط خلوت دولت به جایی است که تمامی ارکان نظام، از سه قوه تا نهادهای امنیتی و … در آن نمایندهای داشته باشند.
آنچه گفته شد البته با نادیده گرفتن نسبت احتمالی میان انتشار این گفتهها و مناقشهی میان هلدینگ خلیج فارس و وزارت نفت است. بهویژه آنکه در هفتههای اخیر دربارهی ورود برخی چهرههای رسانهای به این مناقشه و تلاش برای اثرگذاری به نفع این یا آن طرف، ادعاهایی مطرح شده و حتی دربارهی دریافت پول از سوی برخی اهالی رسانه برای ورود به این دعوا و روایتسازی به نفع یکی از طرفین سخن گفته شده است. اگر این مصاحبه نیز در چنین چارچوبی تعریف شده باشد، آنگاه «افشاگری» بهانه است و نمیتوان آن را جدا از زمینهی این مناقشه و منافع طرفهای درگیر در آن ارزیابی کرد.
ارسال نظر