برای آرتاکاوای ایران که ۷۵ هزار قلب عاشق دارد
اردکان یزد، شهری با جمعیتی حدود ۷۵ هزار نفر؛ شهری که شاید تا همین چند سال پیش نامش کمتر در محافل فوتبالی شنیده میشد، اما حالا به لطف تیمی که با عشق و انگیزه قدم به میدان گذاشته، بیشتر از همیشه مورد توجه قرار گرفته است.
برترینها: اردکان یزد، شهری با جمعیتی حدود ۷۵ هزار نفر؛ شهری که شاید تا همین چند سال پیش نامش کمتر در محافل فوتبالی شنیده میشد، اما حالا به لطف تیمی که با عشق و انگیزه قدم به میدان گذاشته، بیشتر از همیشه مورد توجه قرار گرفته است. اردکان این روزها فقط یک شهر در نقشه ایران نیست؛ شهری است که امیدهایش را به ساقهای بازیکنان چادرملو گره زده و با هر حمله، هر گل و هر سوت داور، همراه تیمش نفس میکشد. درباره خود اردکان اما سابقه تاریخی مفصلش جالب توجه است، نام پیشین این شهر آرتاکاوا بوده، علاقهمندان به اصلاحات هم در دهههای اخیر با محمد خاتمی به یاد اردکان میافتند، شهری که خب طیف مذهبیاش غلبه دارد گر چه که ریشههای زرتشتی و مسیحی قدرتمندی هم دارد.

چادرملو نماینده شهری که میخواهد در فوتبال ایران دیده شود. تیمی که از سال ۱۴۰۱ شکل گرفت و در مدتی کوتاه توانست خودش را به لیگ برتر برساند؛ مسیری که برای یک باشگاه تازهتأسیس، ساده و هموار نبود. چادرملو نه پشتوانه چندین دهه حضور در بالاترین سطح فوتبال را داشت و نه نامی قدیمی و جاافتاده بود که از پیش برایش اعتبار بسازد. این تیم باید خودش را ثابت میکرد؛ باید برای هر قدم میجنگید و به همه نشان میداد که عشق به فوتبال، محدود به شهرهای بزرگ و باشگاههای پرآوازه نیست.
شاید همین است که قصه چادرملو را متفاوت میکند. در فوتبال ایران، شهرهایی مثل آبادان و انزلی با شور و حرارت هوادارانشان شناخته میشوند؛ شهرهایی که فوتبال بخشی از هویت و خاطرات مردمشان است. اما اردکان قصه دیگری دارد؛ شهری که هنوز در حال ساختن هویت فوتبالیاش در سطح اول کشور است و چادرملو برای مردمش چیزی فراتر از یک تیم فوتبال به شمار میرود. این باشگاه، امیدی تازه است؛ فرصتی برای اینکه نام اردکان و استان یزد در ورزش ایران بلندتر شنیده شود.

اما مسیر این امید، آنطور که هواداران چادرملو انتظار داشتند، همواره آرام و بیحاشیه نبوده است. موضوع سهمیه آسیایی، یکی از تلخترین فصلهای این داستان بود. هواداران و مسئولان چادرملو معتقد بودند با توجه به جایگاه تیم در رقابتهای سهجانبه، حق حضور در آسیا از آنها گرفته شده است؛ موضوعی که اعتراضهای زیادی را به دنبال داشت و در نهایت، گلگهر سیرجان راهی رقابتهای آسیایی شد. از نگاه اردکانیها، این اتفاق فقط از دست رفتن یک سهمیه نبود؛ حسرت فرصتی بود که میتوانست پاداش تلاش یک مجموعه جوان و انگیزهبخش باشد.
و حالا، اتفاق روز گذشته مقابل استقلال، زخمی تازه بر دل این تیم و هوادارانش گذاشته است. پنالتی چادرملو به دروازه رفت، اما گل پذیرفته نشد؛ تصمیمی که به یکی از بحثبرانگیزترین صحنههای فوتبالی هفته تبدیل شد و واکنشهای فراوانی را به دنبال داشت. بسیاری از کارشناسان و فوتبالدوستان، تصمیم داور را زیر سؤال بردند؛ صحنهای که فارغ از بحثهای فنی و قانونی، برای بازیکنان چادرملو ضربهای سنگین بود. تیمی که میتوانست به پیروزی برسد، در نهایت به تساوی رضایت داد و با ۱۰ امتیاز در میانه جدول باقی ماند.
گاهی یک سوت، امید یک شهر و شادی مردمی را تحتتأثیر قرار میدهد که شاید تمام هفته منتظر همین ۹۰ دقیقه بودهاند. سعید اخباری، سرمربی چادرملو، پس از بازی حرفهایی زد که تلخی این اتفاق را بهخوبی نشان میداد. او ابتدا از مردم یزد که تیم را جانانه تشویق کرده بودند، قدردانی کرد و گفت: «ما امروز شرمنده آنها شدیم که نتوانستیم قولی را که داده بودیم، محقق کنیم.» سپس با اشاره به اتفاقات داوری، از تکرار آنچه به باور او استثناهایی علیه چادرملو و استان یزد بوده، گلایه کرد.
اخباری تأکید کرد که فارغ از بحث قانونی صحنه، باید به تأثیر روانی چنین تصمیمی بر بازیکنانش توجه کرد. او همچنین بار دیگر به ماجرای سهمیه آسیایی اشاره کرد و پرسید آیا برخوردی که با چادرملو میشود، برای سایر تیمها هم اتفاق میافتد یا نه. سرمربی چادرملو در عین حال از بازیکنانش گفت؛ از رختکنی که پس از بازی، به تعبیر خودش، شبیه ماتمسرا شده بود؛ جایی که بازیکنان از تبدیل شدن برد به تساوی ناراحت بودند.
این حرفها، تصویر تیمی را نشان میدهد که فقط برای امتیاز نمیجنگد؛ تیمی که میخواهد پاسخ اعتماد مردمی را بدهد که به آن دل بستهاند.

مدیرعامل باشگاه چادرملو اردکان نیز در واکنش به تصمیم داوری، این اتفاق را شوکی به تیمش دانست و پرسشی را مطرح کرد که حالا در میان بسیاری از هواداران هم شنیده میشود: «باید دید اگر جای ۲ تیم عوض میشد، باز هم آن گل و پنالتی رد میشد؟» پرسشی که پاسخ آن را نمیتوان صرفاً در عصبانیت پس از مسابقه جستوجو کرد؛ پرسشی درباره اعتماد، عدالت و انتظاری که از اجرای یکسان قانون در فوتبال وجود دارد.
البته فصل هنوز تمام نشده و فرصت برای جبران باقی است. اما نمیتوان از کنار تلخی این روزها بهسادگی گذشت؛ بهویژه وقتی پشت یک تیم، شهری ایستاده که تازه دارد طعم حضور در سطح اول فوتبال را میچشد و با تمام وجود میخواهد سهمی از شادیها و افتخارات این ورزش داشته باشد.
اردکان شاید در مقایسه با قطبهای قدیمی فوتبال ایران، شهر کوچکی باشد؛ اما اندازه عشق را نه با جمعیت میسنجند و نه با قدمت باشگاهها. عشق را میشود در سکوهایی دید که برای تشویق یک تیم پر میشوند، در بازیکنانی که پس از یک تصمیم تلخ سرشان را پایین میاندازند و در مردمی که با وجود همه ناامیدیها، باز هم هفته بعد برای حمایت از تیمشان برمیگردند.

این قصه هنوز ادامه دارد. شاید چادرملو برای رسیدن به قلههای فوتبال ایران راه درازی در پیش داشته باشد، اما یک چیز روشن است: پشت این تیم، شهری ایستاده که دلش را به فوتبال سپرده است؛ شهری کوچک با قلبی بزرگ که نمیخواهد رؤیایش نادیده گرفته شود.
نظر کاربران
اردکان با جمعیت ۱۶۰ هزار نفر ، نه ۷۵۰۰۰ ، حدود ۹۰ هزار مهاجر در شهر هستند که از سراسر کشور به اینجا اومدن ، شهری با آمار رتبه اول سرطان در کشور که باعث و بانیش همین کارخانجات فولاد و چادرملو هستند که با ایجاد یک تیم فوتبال که حتی یک بازیکن اردکانی ندارد ، لعنت بر باعث و بانیش