تلویزیون حتی در انتخاب بازپخش هم بدسلیقه شده!
سالهاست صداوسیما بهجای جذب مخاطب، گویی مأموریت فراریدادن او را بر عهده گرفته است. رسانهای که روزگاری بخش جداییناپذیر زندگی ایرانیان بود، حالا برای بسیاری تنها هنگام اعلام تعطیلی مدارس، پیگیری اخبار اضطراری یا تماشای مسابقات فوتبال روشن میشود.
برترینها: سالهاست صداوسیما بهجای جذب مخاطب، گویی مأموریت فراریدادن او را بر عهده گرفته است. رسانهای که روزگاری بخش جداییناپذیر زندگی ایرانیان بود، حالا برای بسیاری تنها هنگام اعلام تعطیلی مدارس، پیگیری اخبار اضطراری یا تماشای مسابقات فوتبال روشن میشود. کار به جایی رسیده که حتی رئیسجمهور کشور هم از بیمیلی خود به تماشای تلویزیون سخن میگوید.

در این میان، شبکه آیفیلم یکی از آخرین پناهگاههای مخاطبان تلویزیون بود؛ شبکهای که نه با تولیدات تازه، بلکه با بازپخش سریالهای خاطرهانگیز توانست جایگاه قابلتوجهی میان مخاطبان پیدا کند. موفقیتی که بیش از آنکه حاصل هنر مدیران امروز باشد، میراث دوران طلایی سریالسازی تلویزیون بود.
اما ظاهراً مدیران صداوسیما حتی از حفظ همین سرمایه نیز عاجزند!
انتخاب سریال «رخنه» برای ساعت ۱۰ شب آیفیلم، نمونه روشنی از این بدسلیقگی است. ساعتی طلایی که خانوادهها، بهویژه مخاطبان میانسال و قدیمی این شبکه، انتظار تماشای مجموعهای سرگرمکننده و خاطرهانگیز دارند، اما با اثری مواجه میشوند که تناسب چندانی با هویت نوستالژیک آیفیلم ندارد. سریالی که در پخش نخست نیز نتوانست به پدیدهای فراگیر تبدیل شود، حالا دوباره به مخاطب عرضه شده است؛ گویی مدیران بهجای احترام به سلیقه بیننده، اصرار دارند ترجیحات ایدئولوژیک خود را به هر قیمتی به او تحمیل کنند.
این همان مدیریتی است که حتی تفاوت میان خواسته مخاطب و پسند شخصی خود را درک نمیکند. تلویزیونی که دیگر بهندرت توان خلق پدیدههایی مانند «پایتخت» و «شبهای برره» را دارد، دستکم میتوانست از آرشیو ارزشمندش درست استفاده کند.
تلخترین بخش ماجرا اینجاست: صداوسیما دیگر حتی لازم نیست برنامه بدی بسازد تا مخاطبش را از دست بدهد؛ کافی است همان برنامههای کمطرفدار را دوباره پخش کند!
تلویزیونی که روزگاری برای میلیونها ایرانی خاطره میساخت، حالا حتی در نگهداری از خاطرات خودش هم ناتوان است.
ارسال نظر