زنی با موی بلوند غافلگیرکنندهترین فوتی آبان شد
آدمها همیشه تمام چیزی را که از درون تجربه میکنند نشان نمیدهند. گاهی کسی در حال برنامهریزی برای روزهای آینده است، برای خانوادهاش کاری میکند و حتی لبخند میزند؛ اما هیچکس نمیداند در ذهنش چه میگذرد.
برترینها: آدمها همیشه تمام چیزی را که از درون تجربه میکنند نشان نمیدهند. گاهی کسی در حال برنامهریزی برای روزهای آینده است، برای خانوادهاش کاری میکند و حتی لبخند میزند؛ اما هیچکس نمیداند در ذهنش چه میگذرد. یک توییت درباره زنی که تا آخرین روزها برای آینده برنامه داشت، به بحثی گسترده درباره رنجهای پنهان آدمها تبدیل شد.

کاربری به نام «صفر و یک» در توییتی که منتشر کرده، از زنی نوشته که تا روزهای آخر زندگیاش مشغول برنامهریزی و انجام کارهای معمول زندگی بوده؛ از جشن تولد فرزندش گرفته تا خرید لباس برای یک مراسم خانوادگی.
او نوشته است:
برای بچهش تولد مفصلی گرفت، دوره خامهکشی ثبتنام کرد، برای عروسی برادرزادهش (که آذر ماهه) یه لباس مجلسی شیک خرید، موهاشو بلوند کرد و دیروز خودکشی کرد!
و بعد اضافه کرده: روان آدمیزاد چقدر پیچیدهس، از شنیدنش کوه یخم.

این توییت خیلی زود مورد توجه کاربران قرار گرفت. بسیاری از واکنشها حول یک سؤال بود؛ اینکه چطور ممکن است کسی که برای آینده برنامه دارد و ظاهراً در جریان زندگی حضور دارد، به نقطهای برسد که دیگر توان ادامه دادن نداشته باشد؟
در میان واکنشها، یکی از کاربران به نام مایا به این موضوع اشاره کرد: «باید ببینی از کجا شروع شده، چند ماه قبل، شاید یک سال قبل، یک جایی که شکسته و هر چقدر تلاش کرده سرپا شه نشده، گاهی خسته میشی برای تلاش برای بودن بخاطر همین ول میکنی
در پاسخ به این دیدگاه، «صفر و یک» نوشت: اینکه قرص برنج تهیه کرده، معلومه پروسه فکر شدهای بوده، با توجه به دسترسی سخت به این قرص.
با این کامنت، بحث میان کاربران گستردهتر شد. عدهای از تجربههای شخصی خود از فشار روانی، افسردگی و فرسودگی گفتند و عدهای دیگر درباره مسئولیت فرد در برابر خانواده و فرزندان نوشتند.
کاربری به نام «صباوی» نوشت:
والا طرف هر کاری که فکر میکرده حالش رو ممکنه خوب بکن کرده؛، نه اینکه هرکسی این کارها رو میکنه حالش خوبه.
«پری زمینی» هم نوشت:
خیلیا این روزا به خودکشی فکر میکنن، ببین چقدر از هم پاشیده بوده که حتی بچه ش هم نتونسته مانع خودکشیش بشه
اما در واکنش به این دیدگاه، «عزیزسلطنه» نظر متفاوتی داشت:
چقدر خودخواه، بچه بیاری بعد چند سال تصمیم بگیری اونو تنها بزاری و بری اونم مادر که خیلی خیلی بیشتر از پدر برای بچه نیازه!
کاربری به نام «مریم» هم از تجربه شخصی خودش نوشت:
تنها دلیلی که خودکشی نمیکنم خداست.
نمیتونم حجم تروما و افسردگی و فرسودگی روانم رو در چندکلمه بگم. واقعا اگر گناه نابخشودنی در درگاه خدا نبود ابدا لحظه ای تردید نمی کردم.
باور کن یکبار فقط دلم میخواد یه نفر رو بنشونم براش تعریف کنم کامل و با جزییات.
اما نیست. هیچ کس نیست هیچکس.
در میان این واکنشها، برخی کاربران تلاش کردند یادآوری کنند که حرف زدن و کمک گرفتن میتواند برای کسی که در چنین شرایطی قرار دارد، یک قدم مهم باشد.
«سارا» نوشت:
دیدم دوستانی اینجا کامنت گذاشتند درباره افکار منفی خودشون. لطفا لطفا اگر به خودکشی فکر میکنید حتما با کسی که مورد اعتمادتونه جدی صحبت کنید. گاهی حتی صحبت کردن در این باره راهگشاست. اگر هم مشکل مالی دارید برای مشاوره با ۱۲۳ یا ۱۴۸۰ تماس بگیرید.
شاید خلاصه همه این بحثها را بتوان در جملهای که یکی از کاربران در پایان نوشته پیدا کرد. او با اشاره به آلن دوباتن نوشت:
الن دو باتن در یکی از کتابهاش میگه:
در تعامل با یکدیگر، انسانها رو مثل سفالینه ایی در نظر بگیرید پر از ترک که ممکنه با یک تلنگر از هم فرو بپاشه و پس تا جای ممکن با یکدیگر مدارا کنید به جای تلنگر زدن.
آدمها همیشه همان چیزی نیستند که از بیرون دیده میشوند؛ گاهی پشت یک برنامهریزی ساده برای فردا، یک خرید کوچک یا حتی یک لبخند، جنگی در جریان است که هیچکس از آن خبر ندارد.
ارسال نظر