تکاندهندهترین عصر جمعه یک تقویم زنانه
«عصر جمعه» جسور، درخشان و دوستداشتنی و درباره یک موضوع به شدت تکاندهنده است، این فیلمی درباره اصلِ اصلِ واقعیت است.
ایمان عبدلی در روزنامه توسعه ایرانی نوشت: فکر میکنم نوشتن درباره «عصر جمعه» مثل خودِ فیلم باید جسور و بیپروا باشد. فیلم درباره یک موضوع به شدت تکاندهنده است و ۱۵ سال توقیف بوده، این فیلمی نیست که صرفا ادعای اصلاح و نقد داشته باشد، این خودِ روشنگریست.
با یک اثر به اصطلاح اجتماعی فِیک مواجه نیستیم، داستانی ملودرام و آبکی و پر از فریاد نمیبینیم، داستان در اینجا آنقدر پیشرو هست که احتیاجی به شامورتیبازی در دیالوگ و میزانسن ندارد. نه کسی جملات فلسفی مبهم و بیمکان و زمان تحویل میدهد، نه از نکبت مملو یک خانواده جنوبشهری خبری هست، زد و خورد، عصبیت و نویدمحمدزاده و اینها هم نیست.
این فیلمی درباره اصلِ اصلِ واقعیت است، آن قدر واقعی که خیلیها به مثابه آشغالِ زیرفرش پنهانش میکنند، سالهاست که این ماجراها هست و نیست، هست، چون اتفاق میافتد، نیست، چون پنهان میشود.
در سکانس ابتداییِ «عصر جمعه» سوگند، بچه بغل از زندان آزاد میشود. شکل این سکانس یادآور سکانسهای مشابه در فیلمفارسیهاست. قهرمان فیلم یک زنِ تنهاست که با یک فلشفوروارد، 15 سالِ بعدتر او را میبینیم. اینبار تقدیر در یک بازیگوشیِ تلخ، سرنوشت مادر را بر سر فرزند تکرار میکند.
امیدِ یاغی با خشمی فروخورده از کانون اصلاح و تربیت بیرون میآید به سوگند اضافه میشود. خانه هنوز چیده نشده و این اولین نشانهگذاری کارگردان است. فیلم البته پر از این نشانههای هوشمندانه است که همه در جهت داستانِ کار است، اینجا این اثاثکِشی خبر از تغییراتی در زندگی دونفره سوگند و امید میدهد.
سوگند آرایشگر است و با کسی رابطه دارد که البته ما او را نمیبینیم و دوربین و روایت تعمدا او را به ما نشان نمیدهد. در واقع حضور آن مرد، از پشت تلفن بیشتر در جهت بسط و توسعه شخصیت سوگند بوده. با این تمهید فیلسماز هم از ازدحام داستانش جلوگیری و هم یک کاتالیزور برای تکوین شخصیت سوگند ایجاد کرده است. ما از طریق این «غایب همیشه حاضر» متوجه میشویم که چرا رابطه میان امید و سوگند قوام ندارد و چرا امید از فضای خانه فراریست. در واقع امید به مانند هر پسر دیگری احتمالا مادرش را با دیگری نمیخواهد و به دنبال کورسویی برای زنده کردن شمایل پدر از دست رفته است. از آن طرف با همان «غایب همیشه حاضر» درک میکنیم که سوگند به شدت دچار و مبتلا به یک خلا روانیست، نیاز به تکیهگاه دارد و بعضا راحت اعتماد میکند.
در تمام لحظات یک سوم ابتدایی و تا قبل از ورود بنفشه به داستان، آن چیزِ چشمگیر، سرعت روایت و شکل تدوین است. فیلمساز وقت تلف نمیکند، به هیچ وجه روضه نمیخواند و داستانش را درگیر سانتیمانتالیسمهای رایج نمیکند. اما یک گمان با ما میماند، نکند که این هم یک حکایت کلیشهای در باب تنهایی زنِ بیسرپناه و سختیهای زندگی در یک جامعه مردسالار است؟ که این هم هست اما همهاش این نیست و بیشتر از اینهاست.
در واقع بنفشه به مانند یک کارگاه، ما را به دنبال خودش و به دنبال راز زندگی سوگند میکشاند، خواهری که حامل پیام پدر در حال احتضار است، او میخواهد شقایق یا همان سوگند را قبل از مرگ ببیند. سوگند سالها پیش از خانه فراری شده، علت فرار را یک ماجرای عاشقانه قلمداد کردهاند، اما این همه ماجرا نیست!
در اولین مواجهه بنفشه و سوگند، آن فضاسازی آرایشگاه زنانه، آن کلاهگیسها، زبان بدن مشتریها، پوشش سوگند، نحوه حرف زدنش، یکی از به یادماندنیترین سکانسهای زنانه بعد از انقلاب سینمای ایران را میسازد. همنشینی مضمون و فضاسازی در واقع اینجا نمود بیشتری دارد. نوشته بودم که این همه ماجرا نیست و اینجا نشانهای دیگر کاشته شده؛ ما با یک مساله زنانه مواجهیم، چیزی که تحمیل شده، چیزی که از دست رفته و آدمی که با آن از دست دادن، هویت خودش را گم کرده! بنفشه هم مثل ما گمان میکند این بُریدن از خانواده، صرفا یک عصیان عاشقانه قدیمیست، اما کمکم رنگها تندتر میشود، گرچه که دوربین همچنان از نمای نزدیک دریغ میکند و بسیاری از مسائلش را با صدایی از دور و با فاصله بیان میکند؛ اما همزمان امید هم دوباره طغیان میکند، ظاهرا قرار است اتفاقی بیافتد.
در سکانس کلیدی فیلم، جایی که سوگند و بنفشه را در یک کادر داریم، لحن صعودی و غمبارِ سوگند تا وقتی که به آن عصر جمعه میرسد، در تضاد با تمام لحظات بازی رویا نونهالی تا قبل از آن لحظه است. پیش از این او را زنی تنها اما در عین حال سرشار از زندگی دیده بودیم که هر جور شده گلیمش را از آب بیرون میکشد، اما در آن لحظه برونریزی، او از زندگی بُریده است.
شرح آن بلایی که عموقدیر بر سرش آورده انگار هویت او را دچار فروپاشی کرده و اصلا انگار همین فرار از هویت قبلی و تلاش برای ساختن چیزی جدید، به خاطر انکار و حذف گذشته و به طور خاص آن لحظه فاجعهبار از گذشته است. سوگند رازش را میگوید و بازیِ چشمان هانیه توسلی هم که در آن سالها درخشانتر از امروز بود، قابلتوجه است.
عصر جمعه نیشش را میزند و اندک دقایق باقیمانده از فیلم در بهت و حیرت سپری میشود. رجوع سوگند به پسرش در آن کانون اصلاح و تربیت، واکنش یا شاید بهتر بنویسم بیواکنشیِ امید و آن نگاه خیره به سیر حرکت مادرش در حیاط کانون، نمای آخر و حرکت قطار که احتمالا خبر از عزیمت سوگند به شهرستان برای دیدار با پدر میدهد، همه و همه پس از اطلاع از آن چه که بر سرِ سوگند آمده، بیاهمیت جلوه میکند.
فیلم البته تا اندازه زیادی متاثر از دوران درخشان فیلمسازی رخشان بنیاعتماد و آن نوع نگاه به اجتماع هم هست، دوران درخشان، منظورم دورهایست که مثلا کاری چون «زیر پوست شهر» را ساخت. حضور فرید مصطفوی، سپیده عبدالوهاب و حتی ژیلا مهرجویی در میان عوامل ساخت فیلم هم مهر تاییدیست که نشان میدهد مونا زندی حقیقی در اولین ساختهاش متاثر از آن فضاست و البته توأمان زبان خودش را هم دارد. «عصر جمعه» جسور، درخشان و دوستداشتنیست، این یک جنس اصل است که این روزها در سینمای ایران، کمیاب شده.
تبلیغات متنی
-
موج تازه برف و باران شدید در راه است
-
آغاز پروازهای شرکت هواپیمایی هلند به خاورمیانه
-
شجاع خلیلزاده امشب دوباره به صدر اخبار رفت
-
این شبکه اجتماعی از دسترس خارج شده است
-
وضعیت افزایش مبلغ کالابرگ مشخص شد
-
آرایش نظامی پایگاههای آمریکا در منطقه تغییر کرد!
-
سارا منجزیپور: باید از فولاد باشیم تا دوام بیاوریم
-
شروط عراقچی برای توافق با آمریکا اعلام شد
-
کارشناسی صحنههای بحثبرانگیز داوری دیدار استقلال و پیکان
-
جدول لیگ برتر بعد از شکست استقلال
-
احسان علیخانی علیه صداوسیما به سیم آخر زد!
-
طرز تهیه ساندویچ پاسترامی گرم خانگی
-
شوک بزرگ به استقلال؛ کاپیتان از دسترس خارج شد!
-
اقدام معنادار زننده سوپرگل این هفته لیگ برتر
-
راهکار خبرساز پاریس برای جلوگیری از جنگ در ایران
-
موج تازه برف و باران شدید در راه است
-
آغاز پروازهای شرکت هواپیمایی هلند به خاورمیانه
-
شجاع خلیلزاده امشب دوباره به صدر اخبار رفت
-
آرایش نظامی پایگاههای آمریکا در منطقه تغییر کرد!
-
شروط عراقچی برای توافق با آمریکا اعلام شد
-
اقدام معنادار زننده سوپرگل این هفته لیگ برتر
-
راهکار خبرساز پاریس برای جلوگیری از جنگ در ایران
-
ادعای رویترز: دو نفتکش ایرانی توقیف شد
-
دقیقی با پیکان از روی استقلال رد شد
-
عراقچی برنامه ایران را بعد از شکست مذاکرات مشخص کرد
-
یک آتشسوزی در بندرعباس رخ داد
-
عرفان سلطانی آزاد شد
-
دولت فهرست جانباختگان وقایع دیماه را منتشر کرد
-
نرخ تورم دی ماه اعلام شد
-
عربستان ۷ سامانه پدافندی تاد از آمریکا خریداری کرد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
-
رسانه قالیباف خواستار اخراج بازیکن استقلال شد
-
تاریخ جدید رزمایش دریایی ایران، چین و روسیه مشخص شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر