۱۵۹۲۷۹۶
۱۲۳۹
۱۲۳۹
پ

آقای شهردار تهران! پناهگاه با مسجد، مترو و پارکینگ فرق دارد

آمارهای رسمی از ابعاد بحران می‌گویند اما آنچه غایب مانده، زیرساختی برای پیشگیری از آن است. نبود تعریف روشن از پناهگاه باعث شده حتی در لحظه خطر، مسیر مشخصی برای نجات وجود نداشته باشد.

ملیکا قراگوزلو در فرارو نوشت: بیش از ۱۰ ماه از پایان جنگ ۱۲ روزه گذشته. جنگی که نه صدای آژیر قرمز را درآورد و نه پناهگاهی برای پناه وجود داشت. از همان زمان، زمزمه‌های ساخت پناهگاه –حداقل برای تهران- شنیده می‌شد. تهران اما یک جنگ دیگر را هم دید. جنگ متوقف و فعلا وارد فاز آتش‌بس شده است. هر لحظه امکان دارد دوباره جنگ از سر گرفته شود و هنوز هیچ خبری نه از آژیر هشدار است و نه پناهگاه.

43

حالا مشخص شد که پایتخت در لحظه بحران، زیرساخت‌های پیشگیرانه ندارد و به‌جای آن بر واکنش‌های بعدی تکیه کرده؛ طبق آخرین روایت رسمی از خسارت‌ها، شهردار تهران از عددی سخن گفت که به‌تنهایی وزن بحران را نشان می‌دهد: حدود ۴۷ هزار و ۳۰۰ واحد مسکونی در پایتخت آسیب دیده‌اند، تاکنون کارشناسی حدود ۲۸ هزار واحد به پایان رسیده و روند رسیدگی همچنان ادامه دارد؛ اما آنچه بیشتر به چشم می‌آید فقط حجم خسارت نیست، بلکه نوشدارویی بعد مرگ سهراب است. بازدید، کارشناسی، اسکان موقت و تلاش برای بازگرداندن زندگی به خانه‌هایی که هنوز بوی حادثه از ‌آن‌ها رخت نبسته است. 

نوشداروی مدیریت شهری برای پناه دادن مردم جنگ زده، آن هم بعد از دو جنگ که همچنان ادامه دارد، ساخت یک پارکینگ است. پارکینگی دومنظوره که در مواقع بحران جای پناهگاه را بگیرد و در روزهای عادی منبع درآمدزایی شهرداری شود. البته این پارکینگ هنوز افتتاح نشده، یک ماه‌ونیم دیگر هم می‌شود یک سال که از جنگ گذشته و کشوری به این وسعت بی‌پناه و بی‌پناهگاه مانده است. 

پناهگاه‌های غیراستاندارد؛ از مسجد و مترو تا پارکینگ

اصطلاح‌های «پناهگاه» و «پناه گرفتن» از همان روزهای جنگ ۱۲ روزه وارد ادبیات روزمره مردم شد. پیش از آن، فقط آن‌هایی که جنگ هشت‌ ساله را به چشم دیده بودند، این اصطلاحات را شنیده‌اند. خاطراتی که از دوران دفاع مقدس به گوش می‌رسند، مملو از «پناهگاه»، «آژیر قرمز» و ... است. 

همزمان با آغاز جنگ 12 روزه، برخی شهروندان به متروها پناه بردند، برخی به زیرزمین‌ها و برخی دیگر هم در خارج از شهرها در پی نقطه امنی گشتند. با این همه، فقدان یک مسیر اصولی و استاندارد بیش از هر چیز حس می‌شد. اینکه دقیقا کجا باید رفت و چه باید کرد. آن هم زمانی که هیچ آژیر و هیچ راهنمایی روشنی وجود ندارد.

همین تجربه باعث شد تا با شروع جنگ بعدی، دوباره نام «مترو» به‌عنوان پناهگاهی امن وارد ادبیات مدیران شهری هم بشود. برخی مسئولان شهرداری و شورای شهر از ظرفیت ایستگاه‌های مترو گفتند. فضاهایی که بیشتر به پناهگاه‌های موقت شباهت داشتند؛ به دلیل نبود امکانات پایه، از تهویه گرفته تا خدمات حداقلی مثل سرویس بهداشتی یا امکان ذخیره مواد غذایی برای مدت طولانی.

پس از پایان جنگ 12 روزه، مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران اظهارات واکنش‌برانگیزی را مطرح کرد: «در تهران و شهرهای دیگر به صورت کامل پناهگاهی نداریم.» در ادامه نیز بحث استفاده از تجربه پناهگاه‌های قدیمی و ساختارهای جدید مطرح شد. چمران از طرح‌هایی گفت که دیواره‌های بتنی و سازه‌های ماژولار نقش پناهگاه‌های موقت را بازی می‌کنند -سازه‌هایی شبیه سنگرهای جنگی که با اتصال قطعات بتنی ساخته می‌شوند. چمران حتی به تجربه تل‌آویو هم اشاره کرد. شهری که به گفته او، وجود شبکه پناهگاهی و تمرین‌های مستمر باعث تلفات کمتر در حملات شدید شده است.

در سطح بعدی، استاندار تهران حدود ۷۰۰ مسجد در ۲۲ منطقه پایتخت را در نقش پناهگاه معرفی کرد. بدین ترتیب، تجهیز این مساجد به امکاناتی مانند ژنراتور، منابع ذخیره آب، پنل‌های خورشیدی و امکانات اسکان اضطراری در دستور کار قرار گرفت. با این همه، طرح‌ها همچنان در حد پیش‌طرحند و در همان سطح آماده‌سازی و هماهنگی باقی مانده‌اند. به بیان ساده‌تر، هنوز به مرحله‌ای نرسیده‌اند که در یک بحران واقعی بتوان به آن‌ها تکیه کرد.

پناهگاه چیست و چه فرقی با فضای امن دارد؟

اگر به پشت صحنه این مباحث دقت کنید، یک نکته مدام تکرار می‌شود: پناهگاه در تهران هنوز تعریف واحد و عملیاتی ندارد. در مقررات ساختمانی، «فضای امن» بخشی از ساختمان است که می‌تواند در برابر برخی خطرات مقاومت کند. 

در سطح مدیریت شهری اما «پناهگاه» تعریف مشخصی دارد و به سازه‌ای با استانداردهای مشخص زیرزمینی اطلاق می‌شود. فضاهایی مثل مترو و پارکینگ‌ها هم گزینه‌هایی موقت برای شرایط اضطراری هستند.

همین چندگانگی واژه پناهگاه در تهران را در حد مفهوم نگه داشته و هیچ یک از جوانان نسل جدید جنگ را هنوز با مصداق عینی مواجه نکرده است. غالب ساختمان‌ها تنها به نقاط امن داخلی مثل ستون‌ها یا بخش‌های بدون پنجره متکی‌اند. نقاط امنی که آسیب را کاهش می‌دهند اما جایگزین پناهگاه محسوب نمی‌شوند.

تهران بدون آمادگی، تهران بحران‌زده‌ی بحران‌پذیر

آنچه تجربه دو درگیری اخیر نشان داد، یک الگوی تکرارشونده بود: بحران رخ می‌دهد، خسارت ثبت می‌شود، اسکان اضطراری انجام می‌شود و سپس بحث زیرساخت‌ها دوباره مطرح شد. این چرخه، هر دو بار با جزئیات جدید تکرار می‌شود. مدیران زاکانی هنوز فاصله بین «حادثه» و «آمادگی برای حادثه» را پر نکرده‌اند.

حتی با وجود آمارهای سنگین خسارت و تجربه مستقیم دو جنگ، بخش عمده‌ای از برنامه‌ها در مرحله طراحی یا هماهنگی گیر کرده و جلوتر نمی‌رود. مثل طرح ساخت پارکینگ و تبدیل آن به پناهگاه یا ایده قدیمی استفاده از مترو و مساجد به‌جای پناهگاه. 

تهران، بیش از آنکه برای بحران آماده باشد، در حال تطبیق با پیامدهای آن است. تهران، شهری که در کمتر از یک سال، دو جنگ را دید و هنوز به مرحله‌ای نرسیده که بتوان گفت برای بحران بعدی آماده است. شهری که به‌جای آنکه پناهگاه داشته باشد، مردمش در لحظه خطر حتی نمی‌دانند کجا پناه بگیرند.  

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج