خمسه:
خمسه: تلویزیون پول بدهد مهاجرت نمیکنم
علیرضا خمسه از متفاوتترین نقشی میگوید که تا به حال بازی کرده؛ پیرمردی که در نگاه اول شاید دافعه هم داشته باشد اما جذاب است، او «پایتخت» را تأکید مجدد به ارزش خانواده بهویژه اعضای کهنسال میداند و تلویزیون را خانهاش میداند و میگوید اگر دستمزدهایش را بدهد به هیچجا مهاجرت نخواهد کرد!
خبرگزاری مهر: علیرضا خمسه از متفاوتترین نقشی میگوید که تا به حال بازی کرده؛ پیرمردی که در نگاه اول شاید دافعه هم داشته باشد اما جذاب است، او «پایتخت» را تأکید مجدد به ارزش خانواده بهویژه اعضای کهنسال میداند و تلویزیون را خانهاش میداند و میگوید اگر دستمزدهایش را بدهد به هیچجا مهاجرت نخواهد کرد!
علیرضا خمسه را به عنوان یکی از پرتحرکترین و فعالترین بازیگرانی میشناسیم که با حضور در سریال «پایتخت» و ایفای نقش بابا پنجعلی حضوری متفاوت از همیشه خود را تجربه کرد. در این نقش در کسی که بیش از همه کارهایش در سال ۱۳۶۷ و با مجموعه «هوشیار و بیدار» به شهرت رسیده بود، دیگر اثری از فیزیک نرم و منعطف، بالا و پایین پریدنها یا استفاده فراوان از میمیک صورتش را ندیدیم، بلکه خمسه با گریمی سنگین در کالبد پیرمردی فرو رفت که کمترین حرکت را داشت و به ندرت کلمهای از دهانش خارج میشد.
در عین حال مفاهیم انسانی، اجتماعی و خانوادگی هر سه «پایتخت» به نحوی بود که باباپنجعلی به عنوان نمادی از بزرگترهای خانواده در آن حاضر شده بود و نقش کلیدی را ایفا میکرد.
همینها بهانهای شد تا حالا که «پایتخت» در مراسم تقدیر از برترینهای نوروزی سیما به قول معروف جوایز را درو کند، با خمسه گپی بزنیم و درباره این موضوعات نظرش را بپرسیم.
*شما در این سه سالی که «باباپنجعلی» را بازی میکردید با شخصیتی روبرو بودید که بنا بود احساسات گوناگونی را از خود بروز دهد اما برای به نمایش گذاشتن آنها ابزار کمی را در اختیار داشتید؛ یک گریم سنگین و صرفا تکیه کلامهایی که تکرارشان تنها راه بروز این احساسات است. چطور با این دشواریها باباپنجعلی تا این حد گرفت و دوست داشتنی از آب در آمد؟
- برای بازیگری مثل من که اغلب نقشهایی که بازی کردم، اکتیو و شخصیتها و تیپهای کارنامه کاریام همگی فعال و پرتحرک بودهاند، قرار گرفتن در یک موقعیت نمایشی که فاقد تحرک و انرژی همیشگی است در وهله اول یک حُسن است. چون موقعیت جدیدی را در آن تجربه کردم. اغلب کارهای تلویزیونی و سینمایی من با استفاده فراوان از صورتم بود که باز میشد و لبخند میزدم یا دستهایم مدام در حال حرکت بود، اما در همکاری با سیروس مقدم به یک شخصیت نمایشی تبدیل میشوم که فاقد تحرک است و احساسات منفی و مثبت او در صورت گرفته و چهره درهم او گم است. این اتفاق در عین محدودیت و ایراد برای من به دلیل موقعیتهای قبلی نمایشی که داشتم یک حسن و تجربه تازه است.
*اینکه سریال سه سری ادامه پیدا کرد، در وهله اول شاید این ویژگی را داشته باشد که مخاطبان با شخصیتها انس گرفتهاند و آنها را به خوبی میشناسند اما از سوی دیگر توقع دارند با نوآوری و خلاقیتهایی هم روبرو شوند.
- من از اغلب مخاطبان میشنیدم که باباپنجعلی در نگاه اول و خود به خود هیچ جذابیتی ندارد و حتی دافعه هم دارد؛ پیرمردی که نمیتواند راه برود، قادر به انجام کارهای خود نیست، حافظه درست و حسابی ندارد و حتی غذایی را که خورده به یاد نمیآورد. همه اینها میتواند به ضد جاذبه تبدیل شود. با این حال برایم جالب بود باباپنجعلی علی رغم داشتن همه این معایب، خیلی جذاب از کار درآمد و برخی مخاطبان میگفتند ما مدام منتظر بودیم که ببینیم باباپنجعلی چه میگوید.
*بله و حتی همان معدود عباراتی هم که استفاده میکرد به سرعت در میان مردم جا میافتاد و تکرار میشد.
- مخاطبان این انتظار را داشتند که باباپنجعلی برگردد چیزی بگوید و همه چیز را به هم بریزد.
*تأکید سریال «پایتخت» روی عنصر خانواده خیلی پررنگ است و در این تأکید فکر میکنم باباپنجعلی به عنوان مهمترین عنصر قرار دارد. او با وجود همه ویژگیهایی که در او برشمردیم مورد احترام اعضای خانواده قرار دارد. طبیعتا مردم در کنار تکیهکلامهایی که از سریالهای محبوبشان به خاطر میسپرند، حواسشان به این تلنگرها هم هست.
- جامعه جهانی امروزه با بحران هویت، خانواده و بحرانهای دیگری مواجه است. جامعه ایرانی خوشبختانه هنوز از این بحرانها آسیب زیادی ندیده است اما به دلیل نوع زندگی مدرن شهرنشینی یا محدودیتهای اقتصادی هر جامعهای که مثل جامعه ایران در حال توسعه باشد به این بحران خواهد رسید. بحرانی که پدر و مادر فقط بتوانند فرزندانشان را تا سنی حمایت کنند و قادر به مراقبت از والدین کهنسالشان نیز نباشند، بنابراین آنها را به مراکز دولتی و خصوصی بسپارند. این بحران زندگی مدرن در شهرهای بزرگ است که جامعه ایران هنوز از این آفت مصون مانده است. پایتخت تأکید مجدد به ارزش خانواده و افراد در آن، به خصوص اعضای کهنسال خانواده است. مردم این تأکید را دوست داشته و به آن باور و اعتقاد دارند.
*و البته در کنار نمایش ناتوانی و نیازمندی این پدر به حمایت، در «پایتخت» شاهد حضور حامی او نیز هستیم، حضوری که به خانواده دلگرمی میدهد یا در سکانس کشتی، امید و انگیزهای برای پیروز شدن نقی است و حتی حرکت بامزهای هم از او شاهد بودیم و او هیجان زده وسط تشک کشتی آمد.
- (میخندد) بله همین طور است. گاهی هم درباره تکیه کلامها پیشنهادهایی میدادم که اجرایی میشد. مثلا او مدام به عروس خانواده میگفت خوابت میآد!؟ چون حالت چشمهای او فرق داشت، این تکیه کلام را گذاشتیم و هرچه هم چوچانگ میگفت نه خوابم نمیآید باباپنجعلی جواب میداد: چرا خوابت میآد!
*شما در یک برنامه زنده خودتان را سرباز سپاه خنده معرفی کردید و با این حضور نشان دادید حتی در یک نقش به ظاهر عبوس هم میتوانید مخاطب خود را بخندانید.
- من دوست دارم از سپاهیان لبخند، سرباز سادهای باشم و بتوانم لبخند را گوشه لب مردم بیاورم. چون جامعه سالم، جامعهای خندان است و یک جامعه عبوس نمیتواند سالم باشد.
*فراوان از کمبود بودجه صدا و سیما و دریافت نکردن دستمزدها، گلایه کرده بودید. این موضوع مسیر بازیگری شما را به سمت سینما یا تئاتر حرکت خواهد داد؟
- متاسفانه تلویزیون با بحران مالی مواجه است و همه عوامل سریال «عصر پاییزی» منتظر دریافت دستمزدمان هستیم، برخی یک سال طلبکار هستند، برخی ۹ ماه و برای من هم همینطور. در حالی که همگی روی دستمزدمان حساب کرده بودیم اما متاسفانه تلویزیون هیچ اقدامی دراین زمینه انجام نداده و این موضوع باعث میشود بچهها رغبتی به کار تلویزیون نشان ندهند.
خانه اول من تلویزیون است اما خانهای که برای تو جایگاه لازم را در نظر نگیرد و رفتار مناسب شأن تو انجام ندهد، خدا از آن خانه قهر میکند. امیدوارم تلویزیون امسال بحران مالی را پشت سر بگذارد، بدهیهایش را بدهد و با مدیریت جدیدی که قرار است به تلویزیون اضافه شود، مسائل هم حل شوند.
*خبری درباره تصمیم شما به مهاجرت منتشر شده بود، قضیه چیست؟
- گفته بودم تلویزیون پول ما را نمیدهد پس به یک کشور دیگر میرویم!
*پس شوخی بود؟
- اگر پولمان را بدهند همین جا کار میکنیم!
علیرضا خمسه را به عنوان یکی از پرتحرکترین و فعالترین بازیگرانی میشناسیم که با حضور در سریال «پایتخت» و ایفای نقش بابا پنجعلی حضوری متفاوت از همیشه خود را تجربه کرد. در این نقش در کسی که بیش از همه کارهایش در سال ۱۳۶۷ و با مجموعه «هوشیار و بیدار» به شهرت رسیده بود، دیگر اثری از فیزیک نرم و منعطف، بالا و پایین پریدنها یا استفاده فراوان از میمیک صورتش را ندیدیم، بلکه خمسه با گریمی سنگین در کالبد پیرمردی فرو رفت که کمترین حرکت را داشت و به ندرت کلمهای از دهانش خارج میشد.
در عین حال مفاهیم انسانی، اجتماعی و خانوادگی هر سه «پایتخت» به نحوی بود که باباپنجعلی به عنوان نمادی از بزرگترهای خانواده در آن حاضر شده بود و نقش کلیدی را ایفا میکرد.
همینها بهانهای شد تا حالا که «پایتخت» در مراسم تقدیر از برترینهای نوروزی سیما به قول معروف جوایز را درو کند، با خمسه گپی بزنیم و درباره این موضوعات نظرش را بپرسیم.
*شما در این سه سالی که «باباپنجعلی» را بازی میکردید با شخصیتی روبرو بودید که بنا بود احساسات گوناگونی را از خود بروز دهد اما برای به نمایش گذاشتن آنها ابزار کمی را در اختیار داشتید؛ یک گریم سنگین و صرفا تکیه کلامهایی که تکرارشان تنها راه بروز این احساسات است. چطور با این دشواریها باباپنجعلی تا این حد گرفت و دوست داشتنی از آب در آمد؟
- برای بازیگری مثل من که اغلب نقشهایی که بازی کردم، اکتیو و شخصیتها و تیپهای کارنامه کاریام همگی فعال و پرتحرک بودهاند، قرار گرفتن در یک موقعیت نمایشی که فاقد تحرک و انرژی همیشگی است در وهله اول یک حُسن است. چون موقعیت جدیدی را در آن تجربه کردم. اغلب کارهای تلویزیونی و سینمایی من با استفاده فراوان از صورتم بود که باز میشد و لبخند میزدم یا دستهایم مدام در حال حرکت بود، اما در همکاری با سیروس مقدم به یک شخصیت نمایشی تبدیل میشوم که فاقد تحرک است و احساسات منفی و مثبت او در صورت گرفته و چهره درهم او گم است. این اتفاق در عین محدودیت و ایراد برای من به دلیل موقعیتهای قبلی نمایشی که داشتم یک حسن و تجربه تازه است.
*اینکه سریال سه سری ادامه پیدا کرد، در وهله اول شاید این ویژگی را داشته باشد که مخاطبان با شخصیتها انس گرفتهاند و آنها را به خوبی میشناسند اما از سوی دیگر توقع دارند با نوآوری و خلاقیتهایی هم روبرو شوند.
- من از اغلب مخاطبان میشنیدم که باباپنجعلی در نگاه اول و خود به خود هیچ جذابیتی ندارد و حتی دافعه هم دارد؛ پیرمردی که نمیتواند راه برود، قادر به انجام کارهای خود نیست، حافظه درست و حسابی ندارد و حتی غذایی را که خورده به یاد نمیآورد. همه اینها میتواند به ضد جاذبه تبدیل شود. با این حال برایم جالب بود باباپنجعلی علی رغم داشتن همه این معایب، خیلی جذاب از کار درآمد و برخی مخاطبان میگفتند ما مدام منتظر بودیم که ببینیم باباپنجعلی چه میگوید.
*بله و حتی همان معدود عباراتی هم که استفاده میکرد به سرعت در میان مردم جا میافتاد و تکرار میشد.
- مخاطبان این انتظار را داشتند که باباپنجعلی برگردد چیزی بگوید و همه چیز را به هم بریزد.
*تأکید سریال «پایتخت» روی عنصر خانواده خیلی پررنگ است و در این تأکید فکر میکنم باباپنجعلی به عنوان مهمترین عنصر قرار دارد. او با وجود همه ویژگیهایی که در او برشمردیم مورد احترام اعضای خانواده قرار دارد. طبیعتا مردم در کنار تکیهکلامهایی که از سریالهای محبوبشان به خاطر میسپرند، حواسشان به این تلنگرها هم هست.
- جامعه جهانی امروزه با بحران هویت، خانواده و بحرانهای دیگری مواجه است. جامعه ایرانی خوشبختانه هنوز از این بحرانها آسیب زیادی ندیده است اما به دلیل نوع زندگی مدرن شهرنشینی یا محدودیتهای اقتصادی هر جامعهای که مثل جامعه ایران در حال توسعه باشد به این بحران خواهد رسید. بحرانی که پدر و مادر فقط بتوانند فرزندانشان را تا سنی حمایت کنند و قادر به مراقبت از والدین کهنسالشان نیز نباشند، بنابراین آنها را به مراکز دولتی و خصوصی بسپارند. این بحران زندگی مدرن در شهرهای بزرگ است که جامعه ایران هنوز از این آفت مصون مانده است. پایتخت تأکید مجدد به ارزش خانواده و افراد در آن، به خصوص اعضای کهنسال خانواده است. مردم این تأکید را دوست داشته و به آن باور و اعتقاد دارند.
*و البته در کنار نمایش ناتوانی و نیازمندی این پدر به حمایت، در «پایتخت» شاهد حضور حامی او نیز هستیم، حضوری که به خانواده دلگرمی میدهد یا در سکانس کشتی، امید و انگیزهای برای پیروز شدن نقی است و حتی حرکت بامزهای هم از او شاهد بودیم و او هیجان زده وسط تشک کشتی آمد.
- (میخندد) بله همین طور است. گاهی هم درباره تکیه کلامها پیشنهادهایی میدادم که اجرایی میشد. مثلا او مدام به عروس خانواده میگفت خوابت میآد!؟ چون حالت چشمهای او فرق داشت، این تکیه کلام را گذاشتیم و هرچه هم چوچانگ میگفت نه خوابم نمیآید باباپنجعلی جواب میداد: چرا خوابت میآد!
*شما در یک برنامه زنده خودتان را سرباز سپاه خنده معرفی کردید و با این حضور نشان دادید حتی در یک نقش به ظاهر عبوس هم میتوانید مخاطب خود را بخندانید.
- من دوست دارم از سپاهیان لبخند، سرباز سادهای باشم و بتوانم لبخند را گوشه لب مردم بیاورم. چون جامعه سالم، جامعهای خندان است و یک جامعه عبوس نمیتواند سالم باشد.
*فراوان از کمبود بودجه صدا و سیما و دریافت نکردن دستمزدها، گلایه کرده بودید. این موضوع مسیر بازیگری شما را به سمت سینما یا تئاتر حرکت خواهد داد؟
- متاسفانه تلویزیون با بحران مالی مواجه است و همه عوامل سریال «عصر پاییزی» منتظر دریافت دستمزدمان هستیم، برخی یک سال طلبکار هستند، برخی ۹ ماه و برای من هم همینطور. در حالی که همگی روی دستمزدمان حساب کرده بودیم اما متاسفانه تلویزیون هیچ اقدامی دراین زمینه انجام نداده و این موضوع باعث میشود بچهها رغبتی به کار تلویزیون نشان ندهند.
خانه اول من تلویزیون است اما خانهای که برای تو جایگاه لازم را در نظر نگیرد و رفتار مناسب شأن تو انجام ندهد، خدا از آن خانه قهر میکند. امیدوارم تلویزیون امسال بحران مالی را پشت سر بگذارد، بدهیهایش را بدهد و با مدیریت جدیدی که قرار است به تلویزیون اضافه شود، مسائل هم حل شوند.
*خبری درباره تصمیم شما به مهاجرت منتشر شده بود، قضیه چیست؟
- گفته بودم تلویزیون پول ما را نمیدهد پس به یک کشور دیگر میرویم!
*پس شوخی بود؟
- اگر پولمان را بدهند همین جا کار میکنیم!
تبلیغات متنی
-
تصاویری از لوکسترین ساعتهای نصب شده در خودروها
-
فال روزانه سهشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ | فال امروز| Daily Omen
-
خطر بزرگ هانتا ویروس بیخ گوش آمریکا و جامجهانی
-
تمایل ترامپ برای ماجراجویی دوباره علیه ایران
-
قول حردانی به میثاقی و مردم:۴ امتیاز میگیریم
-
چرت زدن ترامپ در جلسه ساعاتی پیش کاخ سفید
-
محسن رضایی: امارات با پول ایران ساخته شد
-
ماجرای فروش گوشت گراز وحشی در یک قصابی!
-
ایران، هواپیماهای خود را به پاکستان و افغانستان فرستاد؟
-
میثاقی یاد و خاطره بیرانوند و دانشگاه را زنده کرد
-
سه بازیکن تیم ملی، میثاقی را به مرز انفجار رساندند!
-
رونمایی از شاسیبلند پرچمدار جدید پژو
-
تور ساپینتو روی ۲ ستاره استقلال پهن شد!
-
درب فوتبال ایران در سال ۱۴۰۵ تخته میشود!
-
هشدار تکاندهنده سازمان ملل درباره محاصره تنگه هرمز
-
تمایل ترامپ برای ماجراجویی دوباره علیه ایران
-
ایران، هواپیماهای خود را به پاکستان و افغانستان فرستاد؟
-
میثاقی یاد و خاطره بیرانوند و دانشگاه را زنده کرد
-
سه بازیکن تیم ملی، میثاقی را به مرز انفجار رساندند!
-
پاسخ وزیر ارتباطات درباره زمان وصل شدن اینترنت
-
دلایل فنی ایران برای دریافت عوارض در تنگه هرمز
-
عصبانیت ترامپ از مطالبه غرامت توسط ایران
-
توییت تند و تیز قالیباف با چاشنی تهدید!
-
خبر مهم آکسیوس از قدم بعدی ترامپ درباره ایران
-
ترامپ: من بهترین برنامه تاریخ را برای ایران دارم
-
ایمان معماریان آزاد شد
-
ادعای عجیب ترامپ درباره استخراج اورانیوم از ایران
-
اظهارات تازه واشنگتن درباره مذاکرات با ایران
-
انگلیس ۱۲ نهاد ایرانی جدید را تحریم کرد
-
افشین: وقتی اینترنت بسته بود هم ترورها ادامه داشت
-
دلایلی که نشان میدهد احتمال جنگ زیاد شده است
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
خانم بهاره کیانافشار، زیبای خفتهای که کاش بیدار نشود
-
خبر مهم آکسیوس از قدم بعدی ترامپ درباره ایران
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
متن پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا درباره پایان جنگ
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
ترامپ: من بهترین برنامه تاریخ را برای ایران دارم
-
تصاویر ترسناکی که حالوهوای روزهای کرونا را زنده کرد
-
خانم بازیگر مشهور ازدواج کرد
-
پاسخ وزیر ارتباطات درباره زمان وصل شدن اینترنت
-
پیام تازه ترامپ درباره ایران جلبتوجه کرد
-
جمله ترامپ درباره تنگه هرمز خبرساز شد
-
واکنش ایران به پاسخ رد ترامپ؛ چه بهتر!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
لیلا رم ببر.........